بهار عربی یا جهنم عربی ؟ منصور عرفان
بهار عربی که با تظاهرات تونس آغاز شد وبه سقوط دیکتاتوری بن علی رئیس جمهور انجامید بسرعت به کشورهای عربی سرایت کرد . سخنرانی اوباما در قاهره به این تصور دامن زد که این جنیش ها از پشتیبانی غرب بدین جهت برخوردار است که دیگر هراسی از شوروی وجود ندارد و برای مقابله با بنیادگرایی اسلامی این فرصت فراهم شده است تا مردم در سرنوشت خود سهیم باشند. اما این تصورات خام نقش برآب شد و تونس جولانگاه بنیادگرایان شد و شکری بالعید، یکی از رهبران انقلاب و رئیس یکی از اتحادیه های احزاب سکولار چپ گرا معروف به جبهه مردمی توسط افراد ناشناس به قتل رسید. هنوز حکومتی که میراث بورقیبه را بر دوش گرفته است در برابر سلفی های گوناگون با نام انصار الشریعه که از کمک های مالی عربستان سعودی و قطر برخوردار است مقاومت می کند .

وقایع لیبی و مصر و بحرین ثابت کرد که ماهیت این بهار عوض شده و زمستانی سخت و طولانی نه در جهت آزادی و دموکراسی بلکه کوبیدن آخرین نهادهای جامعه مدنی توسط بنیادگرایان را هدف قرار داده است . این سیاست در جهت راه خاورمیانه آمریکاست. در ادامه این سیاست شاهد ویرانی و کشتاری دهشتناک در خاورمیانه هستیم.

اکنون دیگر برهمه آشکار شده است که آمریکا با کمک مالی عربستان سعودی و قطر در رقابت با شیعه گری جمهوری اسلامی به ترویج اسلام القاعده ای همت گماشته اند. تا کنون بیش از 80 هزار نفر در سوریه کشته شده و هر روز سدها نفر در عراق و افغانستان کشته می شوند.القاعده وجبهه النصر، ابوفاروق و ده ها گروه دیگر که تعدادشان به 72000 نفر می رسد و این داوطلبان جنگ از چچن و افغانستان و پاکستان و عربستان گرفته تا هر جای دیگر با پول عربستان به سوریه کشانده می شوند تا علیه علویان بجنگند. یکی از همین انسان نماها همین چند روز پیش جگر یکی از مخالفان را در سوریه خورد. آیا اینست بهار عربی ؟

مردم عرب بپا خاستند تا آدمخواری کنند؟

یا این آمریکا و متحدانش عربستان سعودی و پاکستان نیستند که آدمخواران را پشتیبانی می کنند؟.

اسراییل و ترکیه چشم طمع به خاک سوریه دوخته اند و هم اکنون ترکیه توسط مافیای ترکیه نفت سوریه را غارت می کند و اسراییل چشم به بلندی های جولان دارد. گفته می شود که حتا بمب شیمیایی توسط مخالفان از خاک ترکیه شلیک شده است. در بحرین کشتار و زندانی کردن مخالفان ادامه دارد. جمهوری اسلامی نیز به بهانه تحریم و حمله اسراییل و آمریکا به کشتن و زندانی کردن مخالفان ادامه می دهد. اکنون دیگر آشکار شده است که غرب نه غم دموکراسی دارد و نه اقدامی جدی برای مبارزه با تروریسم انجام می دهد و نه به کشته شدن مردم بیگناه اهمیتی قایل است. لیبی عملا تکه پاره شد و کسی دیگر نمی داند چه برسرشان آمد و در حقیقت لیبی نابود شده است .

با سرنگونی حسنی مبارک در مصر سلفی ها که تا آن زمان ساکت بودند ناگهان شروع به فعالیت کردند و مردم به دخالت های این گروه افراطی که می دانستند از جانب عربستان پشتیبانی می شود اعتراض کردند.گروه های مذهبی افراطی متحدا نیروهای دموکرات و لیبرال را از صحنه خارج کردند و مردم ناچار به مرسی که می گفت که دیگر اخوان المسلمین را نمایندگی نمی کند راضی شدند.

اما دیری نپایید که مرسی چهره ی حقیقی و ارتجاعی خود را در تغییر قانون اساسی نشان داد. مرسی سه ماه پس ازبه قدرت رسیدن طی یک سخنرانی خواست تمام قدرت سیاسی کشور رادر دست گیرد،که لیبرال های مصر زنگ خطر دیکتاتوری مذهبی در مصر را به صدا در آوردندو مبارزه بر علیه او را شروع کردند. او سپس تحت فشار مردم عقب نشست.در حال حاضر 8 ماه است که در مصر تظاهرات ادامه دارد اما واقعیت اینست که 20 درصد کرسی های مجلس مصر بدست حزب النور که سلفی است اشغال شده است . عرصه چنان بر مردم تنگ شده است که مردم از فردای خود که می خواهد توسط عربستان سعودی رقم بخورد بیمناک هستند . کاربجایی رسیده است که دیکتاتورهایی مثل حسنی مبارک و اسد و قذافی در برابر هجوم سلفی های بنیادگرا، محق جلوه گر شده اند.

اری آنچه دیده و می بینیم نشانی از بهار نیست بلکه جهنمی است که برپا شده است واین جهنم سالیان درازی مردم بی گناه منطقه را درخود خواهد بلعید ولی معلوم نیست حتا اسراییل که امروز آتش بیار معرکه شده است در این جهنم نسوزد.

23-05-2013
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=764