جك استراو خواستار ادامه خفقان در ايران است! متوليان موقوفه «اود»* مي خواهند به حمايت از ملايان ادامه دهند! حسن بهگر
روز سه شنبه، ۲۴ ژوئن، آقاي بلر در سخناني در مجلس عوام اين كشور گفت كه تظاهرات ضد رژيم در ايران استحقاق حمايت بريتانيا را دارد. اين سخنان مورد اعتراض وزارت خارجه جمهوري اسلامي واقع شد و در مقابل، سفير بريتانيا بدون درنگ در ملاقات با مقامات وزارت خارجه ايران به آنها اطمينان داد كه سياست دولت وي در قبال ايران تغييري نيافته است. اين واكنش سريع درحالي صورت پذيرفت كه چهارمين سفر جك استراو، وزير خارجه بريتانيا، در دست بررسي بود و انگلستان مي ترسيد كه اين روابط دستخوش تغيير شود. انگليس رابطه اقتصادي مستقيم و مهمي در ايران دارد از آن جمله كمپاني بي پي يا كمپاني خاورميانه در ايران بسيار فعال است و در حقيقت در پروژه هاي شركت نفت و گاز (گاهي حتا بدون مناقصه ساختگي و نمايشي) فعال مايشاء مي باشند و علت اعتراض بلر و اين كش و قوس ها را بايد در ادامه اين چپاول گري ها ديد و بس و اگر نه همه از فتنه گري حاكمان ايران آگاهند.



حاكميت اسلامي با وجود انحلال سپاه بدر همه ي كوشش خود را براي نا آرام كردن و خرابكاري در عراق و فلسطين بكار مي برد. حل مساله فلسطين براي جمهوري اسلامي بسيار گران تمام خواهد شد ضمن اينكه آرامش در عراق به معناي بيشتر در فشار قرار گرفتن حكومت ايران است. با اين همه فقط منافع اقتصادي اروپا و به ويژه انگلستان است كه موجب مي شود تا چشم ها بر اين همه جنايات و دسيسه ها بسته شود.



آقاي جك استراو وزير دولت فخيمه انگلستان در گفتگويي با بي بي سي در مورد اوضاع ايران چنين گفته است: «با توجه به تاريخ ايران، نكته اي را بايد درباره اين كشور در نظر داشته باشيم كه بدون آن، در واقع ايران را درك نكرده ايم. بايد به اين كشور فرصت داد كه خود به موضوع گروه هاي مخالف بپردازد و با آنها كنار بيايد. چيزي كه فرايند دمكراسي را در ايران متوقف مي كند، هدايت مخالفت ها از خارج است كه خوشبختانه اين موضوع تا كنون رخ نداده است.»



بايد پرسيد چه شده است كه دولت انگلستان يار و ياور آمريكا در حمله به عراق در مورد ايران چنين موضعي اتخاذ كرده است؟ هدايت مخالفت ها از خارج را چه كسي بر عهده دارد و روي سخن وزير امور خارجه انگليس با كيست؟ وي بدون درنگ مي افزايد:



«رويكرد ما با آمريكا متفاوت بوده است. ما با دولت ايران گفتگوي سازنده و مشروط داريم. با وجود آنكه پيشرفت در اين زمينه روندي كند داشته است فكر مي كنم نشانه هايي وجود دارد كه نشان مي دهد اين گفتگوها موثر بوده است.»



پس نخست آشكار شد مشكل اساسي سياست متفاوت انگليس با متحد قديمي آمريكاست. اما اين گفتگوهاي سازنده و موثر چيست و آثار آن كدامست؟ اين گفتگو ها براي چه كسي سازنده است؟ آيا جز اينست كه گفتگوهاي سازنده به زعم جك استراو براي انگلستان و فرانسه و آلمان سازنده بوده است و اگر نه حاصلي جز قرارداد هاي اسارت بار شل براي مردم ايران نداشته است؟



اين آشكار است كه انگليس از استقلال ايران دفاع نمي كند چنانكه از استقلال عراق دفاع نكرد بلكه مي خواهد ملت بدون دفاع ايران اسير در دست ملايان تا بُن دندان مسلح دست و پا بزند و رسانه ها و افكار عمومي اخبار اين جنايات را منعكس نكنند. جك استراو شنيده است كه خامنه اي گفته است كه پاسخ تظاهرات مردم ايران را نيروهاي مسلح و لباس شخصي با نهايت بيرحمي خواهند داد اما پيام جك استراو به جهان اينست شما از انعكاس خبرهاي قتل و كشتار ايرانيان خودداري نماييد كه «گفتگوهاي سازنده » ما ادامه دارد. چنانكه پس از سفر جك استراو به ايران با وجود آنكه جمهوري اسلامي به دستگيري بيش از ۴۰۰۰ نفر در تظاهرات اخير اعتراف داشت به علت همين «گفتگوهاي سازنده » اصلا و ابدا هيچ اشاره اي نشد. جك استراو تنها مقام اروپاي غربي است كه ركورد دار سفر به ايران بوده است و آيا اين نيز تصادفي بوده است كه ملايان با عمامه و بدون عمامه اعم از مصباح يزدي و لاريجاني ها و مهدوي كني در سال هاي اخير از انگلستان ديدار كرده و با مقامات انگليس گفتگو داشته اند؟ اين قبيل سخنان دولتمردان انگليس هر ايراني را به سابقه مودت و رفاقت مقامات انگليس با ملايان مي اندازد كه بيهوده نبود پدران ما مي گفتند Made in England زير ريش بسياري از ملايان نهفته است.



اگر همه آنها را افسانه بپنداريد موقوفه «اود» يك حقيقت تاريخي است.* «اود» اولين موقوفه اي بود که در اختيار فرمانروايان انگليسي در هند قرار گرفت كه ظاهراٌ‌ متعلق به «صوبه اود» بود ولي در حقيقت واقف آن يك زن رقاصه شيرازي تبار هند بشمار مي رفت، اين خانم اموال حاصله از يك عمر عشوه گري خود را بنام سپرده ثابت در بانك دولتي انگلستان در لندن به امانت سپرد تا سود و رباي آن همه ساله درميان علما و طلاب شيعه تقسيم شود.



(اسماعيل رائين-حقوق بگيران انگليس- تير ماه ۱۳۴۷-چاپ دوم مجله تهران مصور- رويه ۰ ۱۱)



(اين مطلب را يحيا دولت آبادي و محمود محمود و خان ملك ساساني نيز تاييد كرده اند)



رائين مي افزايد از سال ۱۸۵۰ ميلادي (۱۲۶۶ه) به موجب اسناد رسمي حكومت هندوستان و وزارت خارجه انگليس در حدود ششسد نفر از علما و روحانيان طراز اول از وجوه حلال و پر بركت اين موقوفه سفارت انگليس در تهران و كنسولگري بغداد استفاده كرده و حتا عده اي از آنان رسيد كتبي نيز داده اند (همانجا رويه ۱۰۳)



اشاره آقاي جك استرا در آستانه سفر چهارمش به ايران و يادآوري سابقه تاريخي با ايران و اينكه در امور داخلي ايران نبايد دخالت كرد از جانب كشوري كه بيش از دويست و پنجاه سال است در امور داخلي ما دخالت كرده شگفت انگيز است زيرا اگر به بررسي كودتاي ۲۸ مرداد بپردازيم مي بينيم در حقيقت اين انگليس بود كه آمريكا را قانع كرد كه ايران در شرف غلتيدن به آغوش كمونيسم است و بايد كودتا كرد. براي نمونه يك سند از وزارت امور خارجه انگليس را پس از قيام سي تير مي آوريم كه به اندازه كافي بيانگر سياست انگليس و توطئه و دسيسه و دخالت آشكاراي آنها در ايران مي باشد:



از اس . فال به وزارت خارجه انگليس – سري – «يادداشت جي ۱۹۴۰/۳۵



«شاه اخيرا به اشخاص زيادي گفته است كه از حكومت مصدق خسته شده است و خواهان تغيير اوست. ليكن كردار او مخالف سخنانش است. ممكن است مصدق نفوذ مرموزي بر او داشته باشد و هر وقت مي بيند خطر سقوط حكومتش درميان است مي تواند از باج گرفتن از او بهره گيرد. امكان ديگري، كه بعضي از آشنايان ايراني من، اما نه همه آنها به آن گرايش دارند، اين است كه شاه هيچ گاه عزل پدرش را از سلطنت بر ما نبخشيده است. همه ي اين رفتار اخيرش را مي توان اثرات ميل تقريبا ديوانه وار به انتقامجويي دانست. در عين حال گمان نمي كند كه اگر اوضاع واقعا نوميد كننده شد، آمريكايي ها از كمك اقتصادي خودداري كنند و اجازه دهند كه ايران كمونيست شود. اگر مصدق در قدرت باقي بماند، هم او و هم شاه ميل دارند از آمريكايي ها باجگيري كنند و ما بايد خيلي هشيار باشيم و نگذاريم وزارت خارجه آمريكا به رغم حسن نيت و حسن تشخيص آقاي هندرسن، در برابر چنين تاكتيك هايي، گرفتار هزيمت شود. به عنوان يك سياست دراز مدت به نظر مي رسد شايسته است بكوشيم در جهت سلب كليه ي اختيارات و قدرت شاه از او عمل كنيم و حتا اگر لازم باشد او راه به همان راهي بفرستيم كه پدر مشهورش را فرستاديم. اس فال ۸ ژوييه ۱۹۵۲» (دكتر انورخامه اي- قيام سي تير و سه سند محرمانه رويه ۹۴- مصدق دولت ملي و كودتا (مجموعه گفتگوها و مقالات تاريخي و سياسي) زير نظر مهندس عزت الله سحابي- انتشارات طرح نو- ۱۳۸۰)



پس سابقه تاريخي كه جك استراو به آن اشاره مي كند مملو از دسيسه و نيرنگ انگليس عليه ايران بوده است. افزون برآن پس از وقايع ۱۱ سپتامبر و اشغال افغانستان و عراق، موقعيت جديد و خطيري براي جمهوري اسلامي پديد آمده، همه مي دانند كه اين رژيم با ساختار موجود قادر به ادامه زندگي نيست. انگيزه آمريكا به پايان دادن تروريسم و حل مساله فلسطين با حاكميت اسلامي ايران گره خورده است. اما اروپا و به ويژه انگليس و فرانسه و آلمان درصددند به هر ترتيب شده جمهوري اسلامي را به خاطر منافع خود سرپا نگهدارند. اين آخرين سنگري است كه به ويژه انگليس سرسختانه از آن دفاع مي كند. سخنان اخير دولتمردان انگليس در حمايت از حكومت اصلاحات خاتمي و جك استراو كه آلترناتيو ايران بايد در داخل تعيين شود نه در جهت استقلال ايران بلكه فشار همه جانبه اي است كه اروپا به آمريكا وارد مي كند تا دست از فشار بر ايران دارد.



آمريكا نمي تواند و بهيچوجه نبايد به ايران حمله نظامي بكند و اگر چنين كند هيچ ايراني ميهن پرستي بدان رضا نخواهد داد و در مقابل آن خواهد ايستاد چنانكه خود آمريكا نيز گفته است كه راه تغيير نظام از درون ايران مي گذرد. اما امروز كه هنگام كنده شدن اين دمل چركين حكومت اسلامي از ايران فرا رسيده هيچ عقل سليمي اجازه نمي دهد كه اين هيولا به شكلي ديگر و با لبخند بي معناي خاتمي ادامه يابد. ايران به پشتيباني افكارعمومي دنيا نيازمند است و جك استراو ميخواهد ايران را از آن به بهانه گفتگوهاي سازنده محروم سازد. اروپايي كه قتلگاه شخصيت هاي ملي و مبارز مانند شاپور بختيارها و شرفكندي ها بوده است و قاتلين بختيار را وقيحانه فراري داده است چگونه حالا طرفدار اصلاحات شده است؟ به راستي كدام اصلاحات؟ لايحه تبيين اختيارات رياست جمهوري كه حاوي نظارت رئيس جمهوري بر قوه اجراييه است دردي را دوا نمي كند و اگر خاتمي بي اختيار از آن سوء استفاده نكند فردا هاشمي رفسنجاني از آن حداكثر سو‚ استفاده را خواهد كرد.



بر هر ايراني مسئول و متعهد كه به جمهوري لاييك باور دارد بايسته است كه در شرايط فعلي از فرصت بدست آمده استفاده كرده با مردم ايران در داخل كشور همصدا و همنوا شده از شعار رفراندوم حمايت كنند .



در شرايطي كه خاتمي نتوانسته به جنبش دوم خرداد پاسخ مناسبي بدهد و آن را به شكست كشانيده و در شرايطي كه دانشجويان و مردم در خيابان ها فرياد مي زنند خاتمي! خاتمي! استعفا!‌ استعفا!‌ وزير امور خارجه انگليس بدون توجه به اين خيزش ها و بدون توجه به خواست ملت ايران كه خواستار بركناري اين رژيم خونخوار و سفاك است، استعمار پير انگليس به ياري فرزندان شرعي عمامه به سر و اجير شده خود شتافته تا مانند كودتاي ۲۸ مرداد كه همه نيرنگ خود را بكار گرفت تا آمريكا را متقاعد به كودتا كرد اكنون نيز مي خواهد يك فرصت تاريخي را كه پديد آمده است در پاي جمهوري اسلامي قرباني كند.



استكهلم – ۶ تير ماه ۱۳۸۲-۲۷ jun ۲۰۰۳
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=672