جنگ اعلام نشده- حسن بهگر
ویژه ایران لیبرال

روز چهارشنبه 24 اکتبر وزیر اطلاعات سودان احمد بلال عثمان اطلاع دادکه جنگنده های اسراییل یک کارخانه تسلیحاتی در خارطوم را مورد حمله قرار داده و بمباران کرده اند که منجر به کشته شدن دو نفر و مجروح شدن عده ای دیگر شده است.

این خبر بطور یکسان و کلیشه ای از سوی خبرگزاری ها مخابره گردید و در روزنامه های جهان بصورت مختصر و حاشیه ای چاپ و تکرار شد. البته همین رسانه ها افزودند که وقتی از یهود باراک وزیر دفاع اسراییل در این مورد سؤال شد او در پاسخ گفته حرفی برای زدن ندارد.


در این میان هیچ کشور یا شخصیت سیاسی از کشورهای مدعی دفاع از حقوق بین المللی به نقض آشکار حاکمیت سودان لب نگشود. یادمان نرود که همین چند روز پیش اصابت چند خمپاره به گوشه ای دورافتاده از خاک ترکیه چگونه واکنش بسیاری از کشورها از جمله آمریکا را درپی آورد. ولی هیچکس اسراییل را ملامت نکرد و حتا برخی مقامات پنتاگون ( به نقل از ان بی سی نیوزوورلد) اظهار داشتند که ممکن است این واقعه تصادفی بوده باشد!؟ این در حالی است که روزنامه الحیات در روز پنجشنبه گزارش داد که ایالات متحده قبل از حمله سفارت خود را به دلیل ترس از اعتراضات مردم سودان بسته بوده. همین روزنامه نتیجه گرفت که بسته شدن سفارت آمریکا نشانگر آنست که ایالات متحده آمریکا از این حمله اطلاع داشته است.



خلاصه اینکه در مجموع روزنامه ها و محافل خبری از کنار این حمله اسراییل گذشتند و به «تب کرد و مرد» اکتفا کردند. بخاطر داریم که چندی پیش وزیر دفاع آمریکا گفته بود که اینترنت عرصه ی جنگ آینده خواهد بود. ما مدتهاست در این جنگ بسر می بریم: یادمان نرود که جولیان آسانژ به چه اتهام عجیبی تحت تعقیب قرار گرفته و اکنون مدتهاست عملاً در سفارت اکوادور محبوس شده است. تکلیف رسانه های بزرگ که روشن است، گردش آزاد اطلاعات روی اینترنت نیز روز به روز بیشتر دچار محدودیت میگردد.



این طور شهرت دارد که همه از دیکتاتورها نفرت دارند. اما حکومت های غربی عاشق دیکتاتورهایی هستند که خود می پرورند. چرا که این گاوان شیرده را پرورش میدهند و آخر هم هر وقت لازم شد، خود به مسلخشان می فرستند. دیدیم در پاریس چه فرش قرمزی برای قذافی پهن کردند و چگونه از کمک های مالی اش بهره بردند، صدام هم همین بود و محمد رضا شاه هم همین و... وقتی ای میل ها و عکس ها و خبرهای سقوط دیکتاتورها مخابره می شود ناگهان جنایاتشان به یاد همه می آید. اما آنچه در این میان فراموش می شود ملت ها هستند.


چه کسی جوابگوی قربانیان حملاتی نظیر حمله ی اخیر به سودان است؟

ظاهراً امروز دمکرات محسوب شدن یک کشور از آن در قبال قانون بین المللی سلب مسئولیت می کند و دستش را باز می گذارد تا هر چه خواست بکند. به این حساب اسراییل هم چون کشور دموکراتی معرفی می شود نمی تواند مسئول باشد و هر چه بکند کرده. مطلب البته تازه نیست و مدت هاست برای همه روشن شده. سخنرانی وزیر امنیت داخلی اسراییل در سال 2008 هنوز از یادها نرفته است که گفته بود : پس از استقلال سودان این احتمال داده می شود که کشورهای آفریقایی بعنوان نیروهای پشتیبان کشورهای عربی (در مبارزه با اسرائیل) به میدان بیایند . وی افزوده بود برای پیشگیری از این امر باید اسراییل به تنش های داخلی وتحریکات داخلی سودان دامن بزند.

حال معلوم می شود فرجام تلخ معمر قذافی و سرنوشت لیبی و تجزیه سودان بخشی از سیاست گسترش نفوذ اسرائیل در آفریقاست. اسراییل از این هراسان است که سودان به عنوان مسیر حمل اسلحه به نوار غزه تحت کنترل حماس (از طریق مصر) مورد استفاده قرار گیرد و در عین حال می کوشد تا حوزه ی نفوذ خویش را هرچه دورتر از مرزهای خویش بگستراند. تأسیس پایگاه های نظامی این کشور در آفریقا را نیز باید در همین راستا ارزیابی کرد.


باری اسراییل با همین شیوه ی «ضربه و فرار» تا کنون به بسیاری کشورها، از جمله عراق ، سوریه و سودان حمله کرده است و شاید خواسته با حمله اخیر اخطاری نیز به ایران داده باشد. ظاهراً هراس از واکنش متقابل اسرائیل را از این کار بازداشته و باعث شده تا سیاستش را روی بسیج دیگر کشورها برای جنگ اقتصادی با ایران و تحریک ایالات متحده به حملهُ نظامی، متمرکز سازد. هرچند گزینه ی دوم بسیار بعید به نظر میاید، اولی با شدت تمام در جریان است و تحت عنوان ظاهرالصلاح گفتگوی دیپلماتیک و تحریم و... به همگان عرضه میگردد.



سکوت کشورها در قبال این بازی خودی و غیرخودی در قانون بین الملل، تسلیم به جنگی ناگفته است که سرنوشت مرگبار ملت های خاورمیانه و آفریقا را رقم خواهد زد.


28-10-2012 استکهلم
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=434