حزب قومی و دیکتاتوری قبیله ای - بینام ایران


گروههای کومله و دموکرات کردستان ایران که نام خودشان را حزب گذاشته اند و خودشان را به عنوان نمایندگان مردم کرد ساکن ایران «انتخاب» کرده اند، اخیراً طی اعلامیه ی مشترکی خواستار تشکیل «حاکمیت آینده کردستان» و جدایی از حاکمیت ملی کشور ایران شده اند. این اعلامیه به منزله ی اعلام پایان عمر سیاسی این دو گروه در کشور ایران است.



ملیت گرایی قبیله ای

ادعای رهبران دو گروه مذکور مبنی بر نمایندگی مردم کرد ساکن ایران و دفاع از حقوق آنان، بی پایه است. مردم کرد کشور ایران بخشی اساسی از ملت ایران هستند و حقوق اساسی آنان بخشی جدایی ناپذیر از حقوق اساسی ملت ایران است که تنها نظام سیاسی دموکراسی و دولت ملی ایران تحت نظارت ملت ایران، قادر به تأمین و حفظ حقوق جهانشمول بشر و حقوق شهروندی برابر برای همه ی مردم کشور ایران است.

ملت ایران عبارت است از مردم اقوام مختلف که در کشور ایران زندگی می کنند یا در آن به دنیا آمده اند. ملت ایران عبارت است از همه ی مردم کشور ایران. تعریف ملت بر اساس زبان یا قوم یا نژاد یا ...، و در پی آن خواستار «حق تعیین سرنوشت» شدن، ارتجاعِ صرف و بازگشت به قبیله پرستی است. و سرنوشت قبیله را رهبر قبیله تعیین می کند و گویی که رهبران خودخوانده ی مذکور در حال و هوای قبیله ای به سر می برند که برای خود این حق را قائل شده اند که سرنوشت دیگران را تعیین کنند و خواستهای خودشان را تحت عنوان خواستهای مردم کرد ساکن ایران جا بزنند.

ساختار غیردموکرات دو گروه مذکور و وابستگی شان به بیگانه و حمایتشان از جنگ طلبی بیگانه علیه ایران و به خاک و خون کشیده شدن مردم، نشان می دهد که تا چه اندازه قادر به تأمین حقوق مردم کرد هستند. آنها جز به قدرت رسیدنشان و برقراری دیکتاتوری فاشیستی قبیله پرستانه در بخشی از کشور ایران از طریق تروریسم قومی و جنگ داخلی و ویرانی و بی خانمانی و کشتار هزاران انسان بی گناه، چیز دیگری را بشارت نمی دهند و این برای کسانی که غریزه های قبیله پرستانه و احساساتشان بر عقلشان فائق نیامده باشد، آشکار است.

هر چه بیشتر برای بازگشت به قبیله پرستی بکوشیم، این یقین بیشتر می شود که کارمان به دستگاه تفتیش عقاید و پلیس مخفی و گانگستر بازیهای رمانتیک خواهد کشید. از سرکوبی عقل و کتمان حقیقت شروع می کنیم و به ناچار به نابودی هر چه بویی از انسانیت برده است، آن هم به وحشیانه ترین و خشونتبارترین وجه، می رسیم. بعد از فاجعه، رسیدن به این نتیجه ی منطقی ملیت گرایی قبیله ای، آسانتر و البته بی فایده و بسیار زیانبار خواهد بود. ملیت گرایی قبیله ای منجر به دیکتاتوری فاشیستی می شود و باید نه تنها آنرا از کردار سیاسی بیرون کنیم بلکه باید سعی کنیم که این مضحکه را از فلسفه ی سیاسی نیز بیرون اندازیم.



حزب سیاسی

در نظام سیاسی دموکراسی، کارکرد یک حزب سیاسی این است که یا دولت تشکیل بدهد و یا برعکس، نگاهی انتقادی به کار دولت حاکم داشته باشد. روشن است که یک حزب قومی حتی اگر بتواند نمایندگی قوم خاصی را از طریق انتخابات کسب کند، نمی تواند نمایندگی اکثریت مردم کشور ایران را برای تشکیل دولت ملی ایران داشته باشد و یا توانایی نظارت و کنترل برنامه ها و عملکردهای دولت حاکم را نخواهد داشت.

اصل اساسی دموکراسی کنار گذاردن حکومت از طریق رأی اکثریت مردم کشور است. رأی اکثریت در انتخابات و لذا شکست احزاب به سود دموکراسی است. برای اینکه رأی اکثریت قاطعی به دست آید، مهم است که حزب مخالف به همان نسبت در وضعیت خوب و نیرومندی باشد. در غیر این صورت، رأی دهندگان غالباً ناچار می شوند تا حکومت را به دست یک دولت بد بسپارند، چرا که دلیلی برای این تفکر دارند که هیچ چیز بهتر دیگری وجود نخواهد داشت.

در ایران دموکرات آینده، یک حزب سیاسی برای تشکیل دولت حاکم بر کشور ایران نیاز به کسب اکثریت آرای ملت ایران دارد و بنابراین حزب سیاسی نمی تواند محلی باشد و باید سرتاسری باشد. هر حزب سیاسی باید از بین همه ی مردم ایران در سرتاسر کشور ایران عضوگیری کند و گروههای سیاسی در مناطق مختلف کشور ایران که به حفظ تمامیت ارضی کشور ایران و حاکمیت ملی ایران و قواعد دموکراسی پایبند هستند، می توانند در ساختار حزب سیاسی با یکدیگر متحد و سازماندهی شوند. و رقابتهای گروهی را در درون حزب پیش ببرند و ساختار داخلی حزب و رقابتهای درون حزبی هم با رأی مستقیم مردم عضو آن حزب، سر و کار داشته باشد.

در نظام سیاسی دموکراسی، حزب سیاسی نمی تواند مختص به یک قوم خاص یا منطقه ی خاص باشد و باید برای کسب نمایندگی اکثریت مردم کشور رقابت کند و از این رو برنامه های سیاسی یک حزب سیاسی باید ملی باشد و حزب سیاسی باید در سراسر کشور حضور و فعالیت سیاسی داشته باشد. عضویت و فعالیت در هر یک از احزاب باید برای همه ی مردم کشور ایران، آزاد و اختیاری باشد. هر حزب برنامه های سیاسی را در معرض بحث و تبادل نظر مردم عضوش قرار دهد و در هر دوره ی انتخاباتی، برنامه ی سیاسی برای رقابت با حزب رقیب تصویب کند. برنامه ها و سیاستها و تصمیمها و عملکردهای دولت حاکم باید در معرض داوری همه ی مردم کشور قرار گیرد.

روز انتخابات، روز حساب پس دادن حکومت و روز داوری مردم در باره ی برنامه ها، تصمیمها و اقدامهای حکومت است. روزی که یک حکومت مسئول باید بر اساس آنچه انجام داده و تصمیماتی که اتخاذ کرده و جرح و تعدیلات و حذف و اضافاتی که مرتکب شده، مورد قضاوت قرار گیرد، و حزب مخالف در پارلمان، از سر احساس مسئولیت به نقادی کارنامه ی دولت بپردازد و برنامه هایی را که حکومت می باید در دوران اقتدار خویش به اجرا در می آورد تبیین کند، و از وزیران در خصوص دلایل عدم اجرای آنها توضیح بخواهد.

نظام انتخاباتی باید بر پایه ی نمایندگی مستقیم قرار گیرد، هر شهروندی که نامزد انتخابات شود، خواه عضو حزبی باشد و خواه مستقل، اگر در حوزه ی انتخاباتی رأی اکثریت را بدست آورد، به پارلمان راه یابد. اینکه نماینده در پارلمان حزبش را تغییر دهد و یا از عضویت حزب خارج شود و یا عضو حزب شود، به تصمیم خود وی بستگی دارد. نماینده شخصاً در قبال مردم مسئول است. هر شخص و هر یک از احزاب می توانند با نهادهای مدنی و نهادهای اجتماعی گوناگون همکاری داشته باشند و بر یکدیگر تأثیرگذار باشند. اینکه حزب سیاسی در ساختار داخلی هم با رأی مردم عضوش سر و کار داشته باشد، باعث هماهنگی با تحولات اجتماعی، و انجام اصلاحات ساختاری در داخل حزب می شود. ضرورت تحولات ساختاری درون حزبی در صورت شکست در انتخابات، محسوستر خواهد بود.



20 سپتامبر 2012
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=373