قرار است چه چیزی را فراموش کنیم؟حسن بهگر
یکی از حرف های کلیشه ای که چندیست باب شده و از طرف سلطنت طلبان رواج داده می شود این است که چرا این اندازه بحث بیست و هشت مرداد؟ به جای این حرف ها به امروزمان برسیم. هدف البته بی موضوع جلوه دادن حکایت کودتاست.
باید پرسید که این اختلاف و چند مقاله ای که گاه و بیگاه در باره ی آن منتشر می شود جلوی چه چیزی را گرفته است؟ جلوی اندیشیدن به امروز و چاره جویی برای مشکل امروز را؟ کجا؟ بیشترین تولیدات قلمی و کلاً رسانه ای مخالفان نظام اسلامی مربوط است به مشکلات امروز: انتخابات، رفتار اصلاح طلبان، دخالت کشورهای خارجی، توان جامعه ی مدنی و...
بیست هشت مرداد است و سالگردش و انتشار چند سند بید خورده ی آمریکایی و ضد حمله ی سلطنت طلبان برای تکرار دروغ هایی که از زمان خود مصدق تا به حال تکرار می کنند. اگر اینها به میان نیایند اصلاً بحثی نیست. کما اینکه تا این گفتار مضحک رویزیونیستی در باره ی بیست و هشت مرداد از سوی آقای داریوش همایون و برای اعتبار بخشیدن به گفتار پریشان حزب مشروطه اختراع نشده بود، بحث چندانی نبود. همه می دانستند که داستان کودتا بوده و چه ضرری به ما زده. نه فقط طراحان خارجی، نه تنها ملکه ی ثریا که از آن چندین بار یاد کرده، حتا خود کودتاچیان در فردای پیروزی خود ابایی از اینکه بگویند کودتا کرده اند نداشتند. می گفتند که یکی را رضا شاه کرد و مملکت را نجات داد و این را هم ما کردیم به همان قصد. دلیل داستان پردازی همایون هم این بود که می خواست از دل سلطنت طلبی، گفتار لیبرال و آزادیخواه بیرون بکشد که نمی شد، پس دست به کار دوباره نویسی تاریخ شد تا چاله چوله ها حرف هایش را پر کند.

جالب اینجاست که منبع الهامش یکی از سخنان آقای بابک امیرخسروی بود که داستانش را می گویم. چندین سال پیش، بابک امیرخسروی در بررسی های تاریخی خود که البته دسترسی به اسناد تازه منتشر شده سیا نداشت (ولی بر خلاف اظهارات صریح کرمیت روزولت)، گفت که کودتای 28 مرداد طرحی اضطراری و جانشین کودتا نبود که در فاصله 25 تا 27 مرداد تدوین شده باشد و ادامه ی آن برنامه نبود. طرح ایجاد آشوب و نمایش تظاهرات بدست برادران رشیدیان و با همکاری آیت الله بهبهانی و آیت الله کاشانی از قبل برای صبح 28 مرداد تدارک شده بود که با انتصاب سرتیپ دفتری به ریاست کل شهربانی و فرمانداری نظامی تهران از سوی دکتر مصدق با همکاری گارد گمرک و پرسنل شهربانی به یاری آشوبگران دست به دست هم داد و مصدق را ساقط کرد. این سخن دستاویزی شد برای آقای داریوش همایون که بگوید کودتای 28 مرداد کودتا نبود، یعنی همان دروغی که دستگاه شاه بیست و پنج سال به خورد ما داده بود و کسی به چیزی نمی خرید. من همان زمان در برنامه ی رادیویی « پیام ایران » در استکهلم (16 اسفند ماه 1375) مصاحبه ای با بابک امیرخسروی ترتیب دادم و موضوع را مطرح کرده پرسیدم: «در مصاحبه ای که با اقای داریوش همایون در اکتبر سال 96 داشتم ایشان با استناد به نوشته ها و مقاله های شما در نیمروز گفتند که کودتای 28 مرداد کودتا نبود ؛ یعنی پس مصدق با دخالت سیا و انتلیجنت سرویس و دربار سقوط نکرده است . آیا این صحیح است ؟» او در پاسخ گفت: « سقوط دولت آزادیخواه دکتر مصدق در 28 مرداد فرجام یک سری توطئه ها و کارشکنی ها وعملیات فرسایشی طولانی مشترک و متحد استعمار جهانی و ارتجاع داخلی بود. قصد داشتند دکتر مصدق را در 30 تیر 1331 ، 9 اسفند همان سال یا درکودتای 25 مرداد ساقط کنند. هرکدام از این توطئه ها درنفس خود کودتایی علیه حکومت ملی و آزادیخواه دکتر مصدق با اشکال متفاوت از یکدیگر بود. آخرین توطئه که در 28 مرداد 32 رخ داد و موفق شد، بحق در ایران و جهان به نام کودتای 28 مرداد ثبت گردید.»(1)
بابک امیرخسروی افزود « با این صراحت بیان در مقاله ام نمی دانم منظور آقای داریوش همایون از استناد به نوشته من چیست. آیا ایشان به روال همه پهلویچی ها می خواهند در ذهن شنونده چنین القا کنند که سقوط حکومت ملی دکتر مصدق حاصل یک قیام ملی بود؟ من در نوشته ام صریحاً این گونه تفسیر ضد تاریخ و واژگونه جلوه دادن واقعیت 28 مرداد را محکوم کرده و ..» (2)
از همان بدو عرضه ی گفتار بی پایه ی داریوش همایون، بسیاری از ملیون از آن جمله آقای علی شاهنده به این گونه واژگونه سازی سلطنت طلبان اعتراض کردند و این نظریه که رویدادهای 28 مرداد خودجوش بوده رد کردند و آن را ادامه ی کودتای 25 مرداد دانستند.(3) روزولت هم در خاطراتش این را نوشته و جزئیاتش هم که بعد در اسناد منتشر شده، روشن تر گشته است.
این روایت قلابی نادرست است و هیچ دلیل ندارد که کسی که یک سر سوزن به حقیقت اهمیت می دهد، تازه حتا اگر هیچ دلمشغولی سیاسی هم نداشته باشد، آن را بپذیرد و در برابر تکرار تبلیغاتیش سکوت کند. اگر بحث در می گیرد به این دلیل است که هر بار سندی از کودتا منتشر می شود، بلندگوهای سلطنت طلبان به تکرار همین تبلیغات می پردازند. می گویید چرا جواب می دهید؟ می گویم برای اینکه تسلیم هوچیگری نباید شد.
این داستان «چرا به گذشته ها می پردازید؟» هم مکمل دروغ پراکنی هواداران پهلوی است. می خواهند بحث را تعطیل کنند تا دیگر کسی صحبت از بیست و هشت مرداد نکند تا سؤسابقه ی آنها به این ترتیب از یادها برود. مدعیند سود سیاسی دارد که اگر داشته باشد برای طرفداران استبداد پهلوی است. اگر بحث بقیه است که آن سود سیاسی که از دروغ بیرون بیاید عاقبتش روشن است.
سؤال اصلی من این است که اصلاً اگر چنان که مدعی هستید دیگر دمکرات و آزادیخواه شده اید، چه دلیل دارد که از قبول این بزرگترین خطای محمدرضا شاه تن بزنید؟ اگر داستان کودتا اذیتتان می کند برای این است که اصلاً نه آن کار را غلط می دانید و نه استبداد محمدرضاشاهی را که به این ترتیب استوار شد. مشکلتان این است که می خواهید آن نظام فاسدی که به بهای بسیار سنگین انقلاب اسلامی از ایران بیرون انداخته شد، دوباره برقرار کنید و جرأت دفاع صریح از آنرا ندارید، یا لااقل می دانید که تا بحث بیست و هشت مرداد باشد، نمی توانید کار خود را پیش ببرید. پس شروع کرده اید به هوچیگری که چرا بحث می کنید، حالا وقت این کارها نیست و... یادش به خیر دفعه ی آخر که این شعار حالا وقت بحث نیست را شنیدم، دوره ی انقلاب بود که خمینی چی ها همه را از بحث منع می کردند تا انقلاب به ثمر برسد و دیدیم که رسید.
هر که دیگران را از بحث سیاسی منع می کند از همین قبیل طرح ها دارد. می گوید سکوت کنید تا من کارم را پیش ببرم. من هم می گویم سکوت نمی کنیم تا کارتان پیش نرود. اگر دمکراسی می خواهید و خلوص نیت دارید از این شعارهای یاوه ندهید. بیست و هشت مرداد سؤ سابقهُ شماست، چه گلی به سر مردم زده اید که می خواهید در باره ی آن سکوت کنند؟ ناراحتید؟ خودتان سکوت کنید، بحث خواهد خوابید. از بقیه هم بیخود طلبکاری نکنید.
هرسال که سندی تازه منتشر شده بر کودتا بودن 28 مرداد صحه گذاشته ؛ کسانی که فکر می کنند پاسخ به این لاطائلات جمهوری اسلامی و یا سلطنت طلبان به وحدت ملی آسیب می زند اشتباه می کنند. وحدت با انتقاد و اصلاح حاصل می شود .ملیون از یک سری ارزش ها دفاع می کنند . وقتی از دخالت خارجی انتقاد و از استقلال کشور دفاع می کنیم مزدوران با بازی کلمات و ترفندهای گوناگون سعی در مخدوش کردن این ارزش ها دارند.
می گویید می خواهید وحدت ایجاد کنید؟ وحدت بین که و که؟ بین رضا پهلوی و ملیون؟ چنین وحدتی ممکن نیست. یکی می خواهد به کمک خارجی بر دوش مردم سوار شود، دیگری می خواهد نظام را به دست خود مردم براندازد و اختیار مردم را بدهد دست خودشان. اینها که نمی توانند وحدت کنند. خلاصه کنم، اگر پایه بر دمکراسی است که بیست و هشت مرداد کودتاست، اگر بر استبداد است، البته قیام ملی است. همینطوری الکی با تعارف که نمی توان وحدت ایجاد کرد.
از انقلاب به این سو چقدر شنیده ایم که ملتی که تاریخ خود را نشناسد محکوم به تکرار آن است؟ این خوب است ولی فقط برای خمینی؟ چرا به پهلوی که می رسیم ناگهان باید همه چیز را فراموش کرد؟ وقتی که رضاپهلوی کودتای 28 مرداد را افسانه می خواند و شاه نشده دست گدایی به سوی آمریکا و اسراییل دراز می کنند که بر قدرت مستقرش سازند، معلوم است که به کدام راه می خواهد برود. اگر به این کارها میدان بدهیم بعد از چهل سال مشقت برخواهیم گشت به نقطه ی شروع که استبداد پهلوی بود. اگر بحث می کنیم و به دروغ میدان نمی دهیم برای این است که نمی خواهیم چنین سرنوشتی داشته باشیم نه برای اینکه بیکاریم و محض تفریح به گذشته برمی گردیم. همین و بس.
2017 Aug 29th Tue - سه شنبه، 7 شهريور 1396
این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است
(1) مشروح این گفتگو را در شماره 2 پیام ایران زمستان 75 آمده است .
(2) همانجا ر. 21
(3) همانجا ر. 23
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=2688