جرقه ای که نگرفت-رامین کامران
رو به رو تنها برنامهُ مناظره مانندی است که از تلویزیونی پر بیننده و خارج از انحصار اصلاح طلبان، پخش میشود و به همین دلیل، وجودش در موقعیت سانسوری که گروه اخیر، البته با همدستی نو محافظه کاران، در رسانه های فارسی زبان بر پا داشته است، مغتنم است. در برنامهُ هفتم ژوئیه، برای اول بار یک اصلاح طلب (رضا علیجانی) به جمع اضافه شده بود تا در بحث راجع به مضامینی که حضار به نوبت مطرح میکنند، شرکت کند.
قبلاً چندین بار نجاح محمد علی که کلاً از مواضع حکومت ایران در زمینهُ سیاست خارجی دفاع میکرد، ولی در مورد سیاست داخلی انتقادهایی هم مطرح مینمود، در این برنامه شرکت کرده بود. وی به طور معمول هدف حمله و ایراد دیگر حضار که همگی از مخالفان نظام فعلی بودند، قرار میگرفت، ولی با اینهمه، به دلیل احترام بسیار زیادی که به ایران و ایرانیان میگذاشت، احتراز از هر گونه پرخاش و البته اطلاع از وقایع سیاسی (بخصوص در کشورهای عربی)، کم کم جای خودش را باز کرده بود.
در مورد علیجانی داستان بسیار روشنتر و صریحتر به عرضهُ مواضع مخالف هم کشید. هیچیک از مضامین مطرح شده، موضوع اصلی بحث نشد. البته بحث های این برنامه هیچگاه صورت منظم ندارد و همهُ شرکت کنندگان کمابیش از موضوع طرح شده بیرون میروند و حرف خود را میزنند ـ وقتی هم که به هر یک میرسد بسیار نابرابر است. ولی این بار، مواجهه بین موضع اصلاح طلبی بود که علیجانی عرضه میکرد و مخالفان این روش که الزاماً گفتار مدونی که بدل حرفهای او باشد، نداشتند. مضمون اصلی بحث، از اول تا به آخر همین بود و ماند. تصور میکنم که اگر قرار میشد این جمع راجع به فیلمهای جان وین هم صحبت بکند، باز همین حرفها زده میشد. مسئله چنان مهم و بر هر امر دیگری غالب بود که خودش را به همه تحمیل کرد و هر مضمونی را به کلی تحت الشعاع قرار داد.
نکتهُ اصلی این بود که علیجانی، همان گفتاری را تکرار کرد که سالهاست خودش و هم مسلکانش در همهُ رسانه هایی که تحت اختیار و حتی انحصار دارند و بی بی سی شناخته شده ترین آنهاست، بازگو میکنند. اما آنهایی که در مقابلش قرار داشتند، به رغم طرح ایرادات صریح و درست به گفتار او که علیجانی را در تنگنا گذاشت، برای این ادعای وی که راه ما این است و شما برایش جایگزینی ندارید، جوابی را که باید نداشتند یا به هر صورت به روشنی عرضه نکردند. ایراد به حرفی گرفتن یک چیز است و عرضهُ جایگزین چیز دیگر. فقط ناصر اعتمادی در دو مورد: انقلاب و ایدئولوژی، صریح گفت که این دو هیچکدام به خودی خود عیبی ندارد و نمیتوان به همین راحتی محکومشان شمرد. پرویز دستمالچی هم به موقع بر اهمیت نظام سیاسی و لزوم تغییر آن، تأکید نمود که مهم بود.
مشکل اساسی اینجا بود که گفتار مخالف، یعنی جایگزین درست گفتار اصلاح طلبانه، آنیست که مبتنی بر خواست براندازی باشد و صریحاً انقلاب را توصیه نماید. این برای پس راندن گفتار سست اصلاح طلبان لازم است، ولی هیچیک از مخاطبان علیجانی این موضع را اتخاذ نکرد و بحث به عبارتی نیمه تمام و ناقص ماند. اشکال اصلی کار که در اینجا به صراحت نمایان گشت، مشکل کلی اپوزیسیونی است که دل به توهمات اصلاح طلبی نمیدهد، اما در مقابل، جسارت طرح صریح تنها جایگزین و راه حل منطقی کار را هم ندارد و در برزخ بین انتقاد از طرف مقابل و احتراز از اتخاذ موضع قاطع، سرگردان است. به هر حال، تا وقتی مخالفان نظام فعلی به صراحت خواستار براندازی و انقلاب نشوند، در مقابل اصلاح طلبان در موضع ضعف قرار خواهند داشت. کی به این راه بیافتند، البته معلوم نیست. احتمالاً موانع ذهنیشان با شروع حرکت مخالفت جدی در ایران، برداشته خواهد شد.
و اما مشکل اساسی دیگری که این گروه گرفتارش است، مربوط میشود به سیاست خارجی. اینها وقت بسیار زیادی را صرف بحث در بارهُ سیاست خارجی رژیم و انتقاد از آن میکنند، ولی در گفتارشان دو غایب یا شاید بتوان گفت دو غایب و نصفی هست که غیبتشان جلوی طرح جامع مطلب را میگیرد و مانع تحلیل درست آن میگردد. از نصفه شروع کنم که عربستان سعودی است که چند بار اشاراتی به آن شده ـ ولی سطحی. یک بار هم که خانم الههُ بقراط به صراحت مضمونی را در باب این کشور مطرح نمود، به شدت از سوی کاوهُ آهنگری که به جدایی طلبان کرد نظر خوش دارد و حسن شریعتمداری که به رضا پهلوی بی محبت نیست، مورد حمله قرار گرفت. ظاهراً مراودات اقلیم کردستان و داد و ستد های شاهزاده با عربستان، در ایجاد این واکنش زننده، بی اثر نبود. ولی از عربستان که دشمن رسمی جمهوری اسلامی است گذشته، آمریکا و اسرائیل، به کلی از همهُ بحث ها راجع به سیاست خارجی جمهوری اسلامی و تحولات منطقه غایب هستند. غیبتی که با در نظر گرفتن فعالیت و نقش آفرینی شان، به هیچوجه توجیه پذیر نیست.
با این غیبت، گرایشی که در گفتهُ همهُ حضار هست و عبارت است از متوجه کردن لبهُ تیز انتقاد به جمهوری اسلامی، بسیار تشدید میشود و تمامی گفتگو را دچار نوعی اعوجاج میکند که جمهوری اسلامی قطب انحنای آن است: تنها عامل فعال، نقطهُ اصلی مشکل زا و مرکز تمامی توجه ها ـ هیولایی که هر کار بخواهد میکند! درست همان تصویری که گفتار تبلیغاتی غربی از این کشور عرضه مینماید. طبعاً در این حالت، امکان تحلیل واقعبینانهُ امور به کلی منتفی میگردد. درست مثل اینکه یک رمان رئالیستی کلاسیک را برداریم و به میل خود چند تا از شخصیت های آنرا که نمیپسندیم، از صحنه حذف کنیم. روشن است که ساختار داستان عیب اساسی پیدا میکند و خط منطقی تحول حکایت به کلی مختل میگردد.
آنهایی که پای ثابت رو به رو هستند، با نظام اسلامی سر آشتی ندارند و روشن است که به هیچوجه هم مایل نیستند به گفتار اصلاح طلبانه دل بدهند. مشکل کارشان که عملاً بین همهُ آنها مشترک است و از تأثیر گفتارشان بسیار میکاهد، روگردانی شان از چند واقعیت بسیار ساده است. اولی اینکه اگر اصلاح طلب نیستید، تنها راه درست و منطقی که پیش پایتان باز میماند راه انقلاب است. امید به دخالت خارجی بی حاصل و مایهُ بی آبرویی است. وسیلهُ کودتا ندارید. جنگ داخلی هم اگر از بابت مادی برای اپوزیسیون ممکن باشد که نیست، معنایی جز سوق دادن ایران به طاس لغزندهُ هرج و مرجی که آمریکا نام خاور میانهُ نوین بر آن نهاده، ندارد. از سوی دیگر، حذف آمریکا و اسرائیل از تحلیل موقعیت فعلی منطقه و سیاست خارجی جمهوری اسلامی، راه را بر درک درست موضوع که بر هر موضعگیری موافق و مخالف مقدم است، میبندد و به تبع هر اتخاذ موضعی را بی ارج میکند.
بحث به یمن واقعبینی است که جدی میشود، نه از اتخاذ مواضع تند و تیز و تا وقتی نگرش ما به واقعیت تصحیح نشود، از ایجاد تغییراتی که مطلوب میشماریم، عاجز خواهیم بود. امیدوار باید بود که جرقه ای که در این برنامه نگرفت، بالاخره با گسترش دیدگاه شرکت کنندگان به واقعیت، بگیرد و فرصت نقد بنیادی گفتار سست اصلاح طلبی را که تا به حال فقط به ضرر ملت عمل کرده است، فراهم بیاورد. چون تا وقتی این گفتار کنار زده نشود تیرهایی که به سوی نظام حاکم میاندازیم، کارگر نخواهد افتاد. اینرا نیز فراموش نکنیم که تمایز منافع ملی ایران از مصالح جمهوری اسلامی نیز به نوبهُ خود، مستلزم داشتن نگاه جامع به مسئله است که باید همهُ بازیگران اصلی کشمکش را به حساب بیاورد. اگر چنین نکنیم از گفتار قالبی و رایج تبلیغاتی که از همه جا میشنویم، رهایی نخواهیم داشت و اصلاً طرحی برای آینده نخواهیم داشت تا در راه تحققش بکوشیم.

۹ ژوئن ۲۰۱۷
این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=2617