نه اسرائیل، نه آمریکا، جانم فدای ایران - سیاوش ایراندوست
در حالی که مردم ایران تحت ستمگری حکومت دیکتاتوری اسلامی، هر روز با تحریمهای گسترده و تهدیدهای بیشتر آمریکا و متحدانش مواجه می شوند، همزمان در دو جبهه برای رسیدن به دموکراسی و آزادی و عدالت مبارزه می کنند. تکلیف با دشمن داخلی _ نظام جمهوری اسلامی _ مشخص است. مردم ایران برای برقراری نظام سیاسی دموکراسی در ایران باید نظام دیکتاتوری را سرنگون کنند. بیگانه با سؤاستفاده از وضعیت، در خیال دست اندازی دوباره در حق اساسی ملت ایران است و با وجود اعمال تحریمهای گسترده علیه مردم ایران، حتی برای ترساندنشان هم که شده، هر از گاهی تهدید جنگی از سوی نوچه اش سر می دهد، اما از آنجا که می داند که توان رویارویی مستقیم با مردم ایران را ندارد، علاوه بر تحریمهای گسترده به فریبکاریهای «هوشمند» هم می پردازد و گویا بخاطر چند دلار سرمایه گذاری در بین نیروهای وابسته و دغلبازیهای رسانه ای، سرمایه های ملی و اختیار یک کشور استراتژیک را می خواهد. ( دنیا را چه دیدی، حال که دولتهای آمریکا و انگلیس از انتشار کامل اسناد کودتای 28 مرداد طفره می روند، شاید روزی مجلس ملی ایران ارتقای سفارتهای آمریکا و انگلیس را به حد سفیر منوط به انتشار تمامی اسناد مربوطه از سوی دولتهای این کشورها بکند. ) در نبرد جبهه ی خارجی نیز هدف مردم آزادیخواه ایران روشن است که برای برپایی نظام سیاسی دموکراسی در ایران باید کشورشان استقلال داشته باشد. ملت ایران صاحب حق حاکمیت ملی بر ایران هست و نظام سیاسی دموکراسی این حق اساسی ملت ایران را برقرار خواهد ساخت. برخلاف نبرد جبهه ی داخلی که هدفش نابودی دیکتاتوری و برقراری دموکراسی در ایران است، نبرد جبهه ی خارجی برای جلوگیری از دست اندازی بیگانه در حق حاکمیت ملی ملت ایران در جریان استقرار آن به وسیله ی نظام سیاسی دموکراسی است، و مردم میهن دوست ایران مردمی صلح دوست هستند.
مدتی است که گروههای مختلفی در خارج کشور با شراکت هم و سرمایه گذاری بیگانه تحت عنوانهای پرطمطراق «اتحاد برای دموکراسی در ایران» و «کنگره ی ملی ایرانیان» و ... ، کارناوال «اپوزیسیون» به راه انداخته اند و هیاهوهایشان در «بلندگو» و بوق و کرنای رسانه های بیگانه گوشخراش شده است، و اتحادها و نشستهای عجیب و غریبی در راستای پیگیری منافع بیگانه و «همبستگی ملی» برای نابودی ایران و مردم ایران با حمایت از «حمله به ایران در مقیاس بزرگ» و حمایت از تحریمها به راه افتاده است. آنچه در اینگونه اتحادهای شراکتی بیش از همه نمایان هست، ورشکستگی سیاسی شرکاست. گروههای ورشکسته ای که وابسته به تأیید همدیگر شده اند، تأیید و بیمه ی متقابل که در آن همه ی شرکا دچار ورشکستگی فکری هستند و آگاهانه یا ناآگاهانه یکدیگر را به وادی توجیه گری و دروغگویی می کشانند، و پرگویی و هیجان زدگی و سست عنصری و دغلبازی و حماقتشان را در رسانه های بیگانه به رخ همدیگر می کشند. این شرکای ورشکسته طیفهای گوناگونی از سلطنت طلب و خلق طلب و تجزیه طلب و اسلام طلب و اصلاح طلب و انحلال طلب و استبداد طلب و بیگانه طلب را شامل می شوند. آمریکا هم که از ورشکستگی سیاست خارجی سلطه جویانه اش و ورشکستگی سیاستهای تبعیضی حمایتهای ضد انسانی اش از جنایات دولت اسرائیل و دیگر دیکتاتوریهای وابسته درسی نگرفته است، خیال می کند که برای جبران باید به دغلکاریهای دیگری دست بزند، و به فکر جور کردن «اپوزیسون» وابسته و دیکتاتوری دست نشانده در ایران است، و هیچ توجهی ندارد که مردم ایران بیش از صد سال است که در راستای برقراری آزادی-استقلال و عدالت و دموکراسی در کشور ایران مبارزه می کنند و به این سادگی ها خام بیگانه و دست نشاندگانش نمی شوند. مردم آزادیخواه ایران را به خیر بیگانه و وابستگانش امید نیست، اگر شر نرسانند کافیست و اینکه شرها و تحریمهایشان را کم بکنند برای برقراری رابطه ای معقول در آینده الزامیست. دموکراسی یعنی اداره ی کشور به میل مردم آن کشور، نه به میل بیگانه.
با توجه به دغلبازیهای شرکای ورشکسته ای که در بین مردم آزادیخواه ایران پایگاهی ندارند و به همین خاطر به بیگانه چسبیده اند، مسئله ی مردم آزادیخواه ایران این است که چگونه نظام دیکتاتوری اسلامی را به گور بسپارند که بهانه دست بیگانه و دست نشاندگان «اپوزیسیونی»اش ندهد. و چه راهکارهایی را در پیش بگیرند تا زحمات مبارزات سیاسی شان به جیب بیگانه و دست نشاندگانش نرود و نظام دیکتاتوری دیگری در ایران سر کار نیاید و اینکه نظام دیکتاتوری فعلی چگونه بمیرد که عوارضش کمتر گریبانگیر جامعه شود. مسئله ی اصلی مردم آزادیخواه ایران برقراری نظام سیاسی دموکراسی در کشور ایران است و واضح است که حفاظت از مردم ایران و تمامیت ارضی کشور ایران و استقلال ایران، فرضها و شرطهای اولیه ی مسئله برای رسیدن به دموکراسی و آزادی و عدالت در کشور ایران است. با توجه به تظاهرهای شرکای ورشکسته به «دموکراسی برای ایران»، البته از دیدگاه این شرکا پس از نابودی مردم ایران و ویرانی ایران با تحریمهای اتخاذ شده و حمله از سوی بیگانه، و تشبثات بشردوستی بیگانه و وابستگانش، در این مقاله برای باز شدن بحث بیشتر در باره ی مسئله ی اصلی مردم آزادیخواه ایران، و در راستای وظیفه ی مبارزان آزادیخواه ایرانی در استقرار نظام سیاسی دموکراسی در کشور ایران و پیکار با دشمنان آن (که هر وقت راه پس و پیش را بسته می بینند، متظاهر به بشردوستی می شوند)، به ذکر برخی موارد احتمالی و یادآوری برخی نکات کلی در این باره می پردازم.

کوشش برای استقرار نظام دیکتاتوری جنایت است
اولین نکته ی مهمی که باید در نظر گرفت، این است که نباید به هیچ وجه اجازه داد که کار به جنگ داخلی بکشد. این خطر احتمالی که از سوی برخی از این شرکای ورشکسته تقویت می شود، باید از پيش پا برداشته شود تا امکان طرح درست مسئله پیش بیاید. این احتمال است که عوامل برخی کشورهای خارجی با ارسال اسلحه از طریق مرزها و مسلح کردن مخالفانی بخواهند که در داخل کشور جنگ داخلی به پا کنند و بعد هم ماجراهای «حمله ی بشردوستانه» و فجایع انسانی و نابودی زیرساختهای کشور و اشغال کشور و دولت دست نشانده ی نوکر بیگانه پیش بیاید. در این شرایط ایرانیانی هم که از فجایع انسانی جان سالم به در برند، قطعاً به دموکراسی نخواهند رسید و تمام فایده نصیب بیگانگان و چپاولگریهای «نفت دوستانه» شان خواهد شد، و خطر دیگر اینکه احتمال دارد پس از حمله ی «نفت دوستانه» شان، کار را با استفاده از عناصر تجزیه طلب آلت دستشان به فروپاشی ایران بکشانند. باید از اکنون در نظر داشته باشیم و صریح اعلام کنیم که از کسانی که توسط خارجیها مسلح شوند و به نبرد مسلحانه با رژیم برخیزند، حمایت نخواهیم کرد. این اعلام صریح مبارزان آزادیخواه ایرانی ممکن است بیگانه و وابستگانش را هم از صرافت این طرح شوم احتمالی بیاندازد. و در غیر این صورت، روشن است که نیروهای ارتش ایران در صورت عدم حمایت مردم از این گروههای وابسته از عهده ی مهار کردن آنها برخواهد آمد. به هر حال از ما گفتن. توجه داشته باشیم که براندازی رژیم دیکتاتوری اسلامی را به چه قیمتی می خواهیم، قطعاً به قیمت نابودی مردم ایران و افتادن مملکت دست بیگانه و نیروهای دست نشانده اش و مستقر شدن نظام دیکتاتوری دیگری در کشور نمی خواهیم. در مورد نیروهای دست نشانده ی بیگانه هم از شواهد چنین برمی آید که گروههای ورشکسته ی سیاسی «سلطنت طلبان» و «مجاهدین خلق» و نیز گروههای تجزیه طلب رنگارنگ در هماهنگی آن دو گروه، و بقیه ی «طلب ها» هم به عنوان سیاهی لشکر، مدنظر بیگانه هستند.(1)
ما مبارزان آزادیخواه داخل ایران باید برای خودمان و دیگران روشن سازیم که هدفمان از مبارزات سیاسی چیست، و چه استراتژی و راهکارهایی را می توانیم در پیش بگیریم تا این بار بتوانیم نظام سیاسی دموکراسی در ایران مستقر سازیم، و به دیکتاتوری دیگری نرسیم. هدف باید تغییر ساختار رابطه ی قدرت بین حکومت و مردم از نظام دیکتاتوری به نظام سیاسی دموکراسی باشد. و در نظر داشته باشیم که در بین مخالفان رژیم، گروههایی هر چند بدون پایگاه مردمی ولی با کمک بیگانه در پی برقراری نظام دیکتاتوری دیگری در ایران هستند، و این به هیچ درد ملت ایران نمی خورد که نظام دیکتاتوری دیگری، جنایتکاران رژیم دیکتاتوری اسلامی را روسفید کند. صریح بگویم که اگر قرار باشد که از نظام دیکتاتوری اسلامی به نظام دیکتاتوری دست نشانده ی بیگانه مانند نظام دیکتاتوری پهلوی سابق یا نظام جدیدی مانند دیکتاتوری «بی طبقه ی توحیدی» مجاهدین خلق یا دیکتاتوری «پیشرفته تر ولایت» اسلامگرایانی دیگر برسیم، همان بهتر که از مبارزه برای رسیدن به دموکراسی و آزادی و عدالت دست برداریم، و به زندگی جهنمی تحت همین دیکتاتوری حاضر تن در دهیم و خودمان را بازیچه ی بیگانه و مضحکه ی دیگران نکنیم. هر دیکتاتوری اهریمنی است و سرکردگان و کوشندگان هر نظام دیکتاتوری جنایتکار محسوب می شوند، حال هر قدر هم مسلمانی شان ناب باشد و یا هر قدر هم که مخالف رژیم فعلی باشند، تفاوتی در این امر نمی کند. مخالفت با آزادی-استقلال و حاکمیت ملی مردم ایران و مساوات در حیات سیاسی، درست آن چیزی است که به جنایت منجر می شود.
کوشش برای استقرار نظام دیکتاتوری همانقدر جنایت است که سرکوب مردم آزادیخواه ایران در نظام دیکتاتوری اسلامی. بدترین خصوصیات نظام دیکتاتوری محصولات فرعی عارضی نیست و ربطی به نوع و رنگ آن و حسن نیت سردمداران و کوشندگان در راه برقراری آن ندارد، بلکه پدیده هایی است که حتماً دیکتاتوری به بار می آورد و در کشوری که به سوی دیکتاتوری می رود، افراد غیراخلاقی و بی وجدانی که از هیچ کاری ابا ندارند، احتمالاً در صدر می نشینند. باید آماده ی ایستادگی در برابر هرگونه حمله (چه از داخل و چه از خارج کشور) به حق حاکمیت ملی مردم ایران و تعرض به قواعد دموکراسی که پس از استقرار دموکراسی صورت بگیرد، باشیم. بر همه ی شهروندان کشور ایران واجب است که در برابر هر حمله ای از این قسم حتی با توسل به خشونت ایستادگی کنند. ادامه ی کار دموکراسی عمدتاً وابسته به فهم این معناست که حکومتی که از قدرت و اختیارات خود سؤاستفاده کند و جبر و زور را اساس کار قرار دهد (یا تأسیس حکومت جابرانه را از طرف هر کس تحمل کند) قانونیت و مشروعیت خود را از دست می دهد و شهروندان نه تنها حق دارند، بلکه مکلفند عمل چنین حکومتی را جنایت تلقی کنند و اعضای آن را مشتی جنایتکار خطرناک بدانند.

ملت ایران صاحب حق حاکمیت ملی بر ایران است
باید در نظر داشته باشیم که وظیفه ی ارتش ایران حفاظت از مرزها و تمامیت ارضی کشور ایران و استقلال و حاکمیت ملی ایران است. ارتشیان و پاسداران ایران، فرزندان این مرز و بوم و پاسداران و حافظان کشور ایران و مردم ایران هستند. وظیفه ی ارتش و نیروهای نظامی، حمایت و دفاع از جمعیت غیرنظامی است. مردم آزادیخواه ایران به برقراری دموکراسی واقعی در کشورشان اهتمام جدی دارند، و آزادی-استقلال و عدالت و دموکراسی در کشور ایران را به هر زحمتی هم که باشد، بدست خواهند آورد، مبارزات بیش از صدساله ی آنها در این راه بیانگر همین امر است. ارتشیان و پاسداران مردم ایران باید از اکنون این آمادگی را در خود و همرزمانشان ایجاد کنند که از فرمان سرکردگان رژیم دیکتاتوری اسلامی مبنی بر سرکوب مبارزان آزادیخواه در روزهای براندازی نظام دیکتاتوری اسلامی سرپیچی خواهند کرد، و در روزهای انقلاب سیاسی مردم ایران برای استقرار جمهوری ایران با نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و لائیک، از مردم ایران در مقابل نیروهای سرکوبگر و مزدور رژیم دیکتاتوری اسلامی، حمایت و دفاع خواهند کرد. ارتشیان و پاسداران ایران، فرمانبری شان زمانی مشروعیت دارد که در راستای حفاظت از مرزهای کشور ایران و حمایت و دفاع از جمعیت غیرنظامی ایران باشد. در مورد نیروهای انتظامی هم که حفظ امنیت داخل کشور را بر عهده دارند، لازم است که از فرمان سرکردگان رژیم اسلامی مبنی بر سرکوب مردم در روزهای براندازی نظام دیکتاتوری سرپیچی کنند و وظیفه ی نیروهای انتظامی حفاظت از مردم ایران در مقابل مزدوران سرکوبگر رژیم است. همچنین باید برای ارتشیان و پاسداران و نیروهای انتظامی ایران، فرزندان رشید ایران، و همه ی مردم ایران روشن سازیم که نباید بگذارند که سرکردگان رژیم دیکتاتوری اسلامی و مشتی جنایتکار خطرناک اسلامگرا کار را به جایی برسانند که احیاناً وضعیت کشور مشمول «اصل "مسئولیت محافظت" (اصل R2P)»(2) شود، به عبارت دیگر باید روشن سازیم که نظام دیکتاتوری اسلامی نمی تواند از سلاحهای جنگی و توپ و تانک برای سرکوب مردم ایران استفاده کند، و ارتشیان و پاسداران و نیروهای انتظامی ایران بیش از هر کس و هر نهاد دیگری مسئولیت محافظت مردم ایران را بر عهده دارند. و همچنین به نفع سرکردگان رژیم هم است که نظام دیکتاتوری اسلامی با خشونت کمتری بمیرد و بدون مقاومت بیشتر در روزهای انقلاب سیاسی مردم ایران، حق مردم را بدانان بازگرداند که مملکت مال مردم است و نیروهای نظامی ایران حافظان مردم ایران و از مردم ایران هستند، و تمام قوای مملکت باید ناشی از ملت باشد و ملت ایران صاحب حق حاکمیت ملی بر ایران است و نمی توان تحت هیچ شرایطی این حق را که اختیار قطع و فصل نهایی تمامی تصمیمات سیاسی است از ملت ایران سلب نمود.
وظیفه ی نیروهای نظامی حمایت و دفاع از جمعیت غیرنظامی و حراست از تمامیت ارضی کشور ایران و حفاظت از استقلال و حاکمیت ملی ایران هست. ملت ایران صاحب حق حاکمیت ملی بر ایران است و هر چند که این حق از سوی طبقه ی حاکم نظام دیکتاتوری غصب شده است، ملت ایران در همه حال باید برای اعمال این حق اساسی اش مبارزه کند و انقلاب سیاسی مردم ایران برای برقراری دموکراسی در ایران برای احقاق این حق اساسی است. اگر برخی از این نکات واضح هنوز در بین همه ی نیروهای نظامی ایران گسترش نیافته است، باید برای روشن ساختن مسئولیت نیروهای نظامی ایران در محافظت از مردم ایران و جلب پیشتیبانی گروههای بیشتری از آنها برای حمایت و دفاع از مردم ایران و انقلاب سیاسی مردم ایران تلاش کنیم. هنوز در مرحله ی تبلیغ در استراتژی براندازی نظام دیکتاتوری اسلامی(3) قرار داریم و همه ی اینها را باید در این مدت با تعداد هر چه بیشتری از هموطنان مان مطرح کنیم، و راهکارهای لازم را برای دستیابی بهتر (به طور قطع بهترین یعنی کم خشونتبار ترین) به هدف مبارزات سیاسی مردم آزادیخواه ایران و برقراری دموکراسی و آزادی-استقلال و عدالت در کشور ایران بسنجیم. و برای افزایش کارآیی و اثربخشی اجرای آن راهکارها و حفاظت مؤثر از جان مردم ایران و کاهش هزینه های مبارزاتی با به کارگیری تاکتیکهای دفاعی مؤثر و گسترش مبارزات سیاسی برای براندازی نظام دیکتاتوری اسلامی تلاش کنیم.

وجود مردم آزادیخواه ایران عمیقاً سرشار از احترام به قانون است
این مهم است که از هم اکنون مردم ایران آمادگی لازم را برای پیروی از حکومت تابع قانون و دفاع از آزادی سیاسی، پس از استقرار آن در نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و لائیک، کسب کنند. باید همیشه به یاد داشته باشیم که آزادی سیاسی (آزادی از استبداد-استعمار) مهمترین ارزش سیاسی است و ما باید همیشه آماده ی مبارزه در راه آزادی سیاسی باشیم، زیرا هر آن ممکن است از دست برود. ما هرگز نباید کناری بایستیم و فکر کنیم که آزادی ما تحکیم شده و پابرجاست. دموکراسی مجموعه ای از نهادهاست (بخصوص انتخابات عمومی، یعنی حق مردم برای برکنار کردن حکومتشان) که نظارت عامه بر حکومتگران و برکنار ساختن ایشان را امکان پذیر کند و به مردم تحت حکومت اجازه دهد بدون خشونتگری و حتی برخلاف خواست حکومتگران، به اصلاحاتی که می خواهند دست یابند. وظیفه ی دولت برقراری نظم عادلانه و متعادل در جامعه بر پایه ی حفاظت از آزادیهای فردی و اجتماعی شهروندان است. وجود نهادهای اجتماعی برای حفاظت آزادی نقد و سنجش و آزادی اندیشه و آزادی مردم ضروری است. عقل و استدلال تعهد اخلاقی برای پشتیبانی از اینگونه نهادها ایجاد می کند. آزادی سیاسی پیش شرط به کارگیری آزادانه و کامل عقل انسانها در حیات فردی و اجتماعی شان است.
اخلاق بشردوستی، خواهان تعبیری تساوی طلبانه و مبتنی بر اصالت فرد از عدالت است. تساوی طلبی، خواستار سلوک بیطرفانه ی دولت با شهروندان کشور است و می خواهد مذهب و قوم و زبان و جنسیت و نسب و پیوندهای خانوادگی و ثروت و هر وضعیت دیگر از هر نظری، در کسانی که قانون را در مورد شهروندان اجرا می کنند تأثیر نداشته باشد. اصل بنیادی لیبرالیسم کلاسیک محدود ساختن هرگونه قهر و اجبار به اجرای قواعد کلی حاکم بر رفتار عادلانه است. به موجب مفهوم نظری تفکیک قوا، منشأ اختیار قوه ی قانونگذاری این است که به قواعد کلی ملتزم باشد و فقط قواعد کلی وضع کند. در جنبش روشنگری اروپا نظریه پردازان لیبرال مدافع حکومت تابع قانون برای تضمین آزادی فردی و جلوگیری از استبداد نظریه ی تفکیک قوا را مطرح کردند. بنا به این نظر اگر قوه ی مقننه فقط قواعد کلی متساویاً قابل اعمال در مورد همگان وضع کند، و اگر قوه ی مجریه فقط برای اجرای آن قواعد به جبر و الزام متوسل شود، آزادی فردی واقعاً تأمین خواهد شد. این برداشت از قانون به عنوان قواعد کلی حاکم بر رفتار عادلانه و متساویاً قابل اعمال در مورد همگان، شالوده ی قانون است و به حکومت تابع قانون معنا می دهد. باید این درس را از تاریخ بشر یاد بگیریم که موفقترین انقلابها (یعنی انقلاب 1688 انگلستان و انقلاب 1776 آمریکا) به دست مردمانی برپا شدند که وجودشان عمیقاً سرشار از احترام به قانون بود. جایی که احترام به قانون نباشد، انقلاب احتمالاً یا به هرج و مرج خواهد انجامید یا به دیکتاتوری.
قوانین به مفهوم مشخص قواعد کلی حاکم بر رفتار عادلانه و متساویاً قابل اعمال در مورد جمیع شهروندان اصل اساسی لیبرالیسم کلاسیک در زمینه ی حکومت تابع قانون است. در اخلاق فردگرایانه نیز مانند قوانین، قواعد هر قدر هم از برخی جهات نادقیق باشند، به هر حال عام و مطلقند: عملی از فلان نوع عام را تجویز یا منع می کنند صرفنظر از اینکه در هر مورد خاص قصد نهایی خوب باشد یا بد. دروغگویی یا تقلب یا دزدی یا شکنجه یا خیانت در امانت بد دانسته می شود بدون در نظر گرفتن اینکه در فلان مورد خاص آیا لطمه ای در نتیجه ی آن وارد بیاید یا نه. همه ی انسانها از موهبت عقل و وجدان برخوردارند، افراد بشر به طور كلی صاحب شعور لازم برای تشخیص مصلحت فردی و جمعی خویش هستند و در جمع نیز به اندازه ی كافی پایبند اخلاق و تابع وجدان خود هستند تا این دو تمایلشان را به زورگویی مهار نماید و از نادرستی در حق دیگران بازشان بدارد. و آخر اینكه اگر اخلاق و وجدان كافی نبود، در جامعه ای كه قانونش تابع اراده ی خود آنهاست و نهادهای دولتی اش خدمتگزار مردمند، احترام به قانون و ترس از مجازات قانون شکنان برای ممانعت از نادرستی كافیست. احترام به قانون شرط واجب و چشم ناپوشیدنی وجود هرگونه نظم اجتماعی تحمل پذیر است. دیکتاتوری وضعی به وجود می آورد که ما مسئول آن نیستیم، ولی معمولاً تغییر آن نیز از دست ما خارج است. وضع تحمل ناپذیری است. بنابراین، ما مسئولیت اخلاقی داریم که هر چه در توانمان است انجام دهیم تا از پدید آمدن دوباره ی چنین وضعی در ایران پس از براندازی نظام دیکتاتوری اسلامی جلوگیری شود. این همان کاری است که ما می کوشیم به وسیله ی برقراری نظام سیاسی دموکراسی لیبرال انجام دهیم، و این تنها توجیه اخلاقی است. لیبرال در دموکراسی لیبرال برای به کارگیری دستاوردهای لیبرالیسم کلاسیک عصر روشنگری اروپا مبتنی بر حقوق فردی و حکومت تابع قانون و تفکیک قوا و تأکید بر آزادی سیاسی و این نکته ی اساسی است که «اساس و شالوده ی دموکراسی فردیت است». شعور مردم برای شناختن صلاح خود، همتشان برای در دست گرفتن اختیار حیات خویش و درستی شان در پیروی از قانونی كه خود برقرار ساخته اند فرضهای اولیه ی دموكراسی است و تنها دموکراسی چارچوبی نهادی برای انجام اصلاحات بدون خشونتگری و با استفاده از عقل در امور سیاسی به دست می دهد. در یک کشور غیردموکراتیک، تنها راه دستیابی به اصلاحات معقول، سرنگونی حکومت دیکتاتوری و ایجاد چارچوب دموکراتیک است.

انقلاب سیاسی و اصلاحگری اجتماعی
تنها راه براندازی نظام دیکتاتوری اسلامی و برقراری نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و لائیک در کشور ایران، انقلاب سیاسی به شکل تغییر نظام سیاسی دیکتاتوری به نظام سیاسی دموکراسی است که بر عهده ی مردم آزادیخواه ایران و فقط در توان آنهاست. انقلاب سیاسی و اصلاحگری اجتماعی، [ در زمینه ی سیاسی تغییر کلی نظام سیاسی دیکتاتوری به نظام سیاسی دموکراسی و در زمینه ی اجتماعی اصلاح تدریجی و گام به گام (اصلاحی که به وسیله ی مقایسه ی نقادانه میان نتایج مورد انتظار و نتایج به دست آمده کنترل می شود) و بازسازی اجتماعی بر طبق موازین دموکراتیک و در هر دو زمینه سیاستها و تدبیرهای لازم برای احتراز از دیکتاتوری و ستمگری و ایستادگی در برابر آنها و کاهش بدبختیهای قابل اجتناب و پیکار مداوم با رنج و درد و بدبختیهای اجتناب پذیر (که باید در دستور کار سیاست گذاری اجتماعی قرار گیرد) و سازش متقابل نهادهای مدنی و دولت دموکرات با رعایت قواعد دموکراسی ]، راه رسیدن به آزادی و عدالت واقعی مبتنی بر اصالت فرد برای همه ی مردم ایران است. با کاربرد روش تدریجی یا جزء به جزء می توانیم بر بزرگترین مشکل عملی در راه هرگونه اصلاح معقول سیاسی چیره شویم _ یعنی این مشکل که برای اجرای برنامه ی مورد نظر، به جای خشونتگری و پیروی از هیجانات، به عقل متوسل شویم. این امکان به وجود می آید که به سازشی معقول برسیم و بنابراین بتوانیم بهسازی مطلوب را به روشهای دموکراتیک عملی کنیم. [ «سازش» کلمه ی زشتی شده است، ولی مهم است که استعمال صحیح آن را یاد بگیریم. در نظام سیاسی دموکراسی، نهادها ناگزیر باید در نتیجه ی سازش با شرایط و منافع و غیره به وجود آیند، ولی همه ی ما باید از لحاظ فردی در برابر این قسم نفوذ ایستادگی کنیم. این را هم اضافه کنم که هرگونه مصالحه بر سر حاکمیت ملی مردم ایران با مخالفان این حق اساسی مردم ایران و دست اندازی در آن، جنایت تلقی می شود، هیچ کس و هیچ نهادی حق ندارد که بر سر اصول و قواعد کلی دموکراسی با مخالفان آن سازش کند. هر جا پای اصول دموکراسی در میان باشد، هیچگونه مصالحه ای امکان پذیر نیست. و به عبارت دیگر مسخره است که برای انتخاب از میان دموکراسی و دیکتاتوریهای رنگارنگ برای نظام سیاسی یک کشور خواهان برگزاری «انتخابات آزاد»! باشیم. انتخابات آزاد در نظام سیاسی دموکراسی و با اتکا به حاکمیت ملی مردم ایران و قواعد دموکراسی معنی دارد. انتخابات آزاد وسیله ای لازم و حیاتی در خدمت نظام سیاسی دموکراسی است که امکان شرکت در تعیین سرنوشت جامعه را با انتخاب حکومت (حکومتگران) برای ساماندهی امور جامعه و داوری مردمی در باره ی اقدامات حکومت و امکان برکناری حکومتگران را بدون خشونت و خونریزی، و جایگزینی با حکومتگران دیگری برای دوره ای محدود و با اختیارات معین، فراهم می آورد. ] نظام سیاسی دموکراسی ترتیبات حیات معقول بین اعضای یک واحد سیاسی را با مهار کردن قدرت معین می نماید. در نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و لائیک جمهوری ایران، حکومت انتخابی برای دوره ای محدود و با اختیارات معین زیر نظارت مردم ایران و در برابر مردم ایران پاسخگو خواهد بود. و می توان افزود که بهترین وسیله ی نظارت مردم بر این گونه حکومت، نوعی رأی اکثریت است به اضافه ی مطلع نگاه داشتن مردم با اطلاعات درست. (این بهترین وسیله است ولی وسیله ای خطاناپذیر نیست. وسیله ی خطاناپذیر وجود ندارد). امنیت شخصی و اجتماعی که لازمه ی پیشرفت در عرصه های مختلف حیات فردی و اجتماعی انسانهاست، در نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و لائیک حاصل می شود. در مورد آرامش مدنی و امنیت که به دست دولت حفظ می شود، دولت باید از هر شهروند حمایت کند. شهروند به مثابه واحد یا جزیی «طبیعی» است (هر چند شروط شهروندی شامل قسمی عنصر «عرفی» یا «قراردادی» نیز می شود). دولت باید از فرد فرد شهروندانش، یعنی واحدها یا اجزای خود، حمایت کند.

..............................................................................................
26 فوریه 2012

یادداشتها
(1) در این باره می توانید به شواهد ارائه شده در مقاله ی «پروژه اپوزیسیون‌سازی دلالان سیاسی» نوشته ی آقای منوچهر صالحی رجوع کنید.
http://www.iranliberal.com/Maghaleh-ha/EXtra/Salehi_ProjektDalalanSyasi.htm

(2) در مورد تحلیل «اصل "مسئولیت محافظت" (اصل R2P)» می توانید به مقاله ی «مداخله بشردوستانه؟» نوشته ی آقای رضا ناصری رجوع کنید.
http://www.iranliberal.com/SotonAzad/Naseri_Modakhele.htm


(3) فایلهای صوتی کتاب «براندازی حکومت اسلامی (ضد ولایت فقیه)» را می توانید از آدرس اینترنتی
http://www.iranliberal.com/Maghaleh-ha/Ramin-Kamran/List-R-K.htm

دانلود و در حد امکانتان تکثیر و بین مردم داخل ایران پخش کنید.
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=26