مصونیت اسلاماتیک- حسن بهگر
قدیم ها مردم از عفت و پاکدامنی چیز درستی سرشان نمی شد و چشمشان به دهان آخوندها بود که راهنمایی شان کنند. البته در جبهه ی مقابل، دشمنان ناموس هم تبلیغات مخربی علیه شرع انجام می دادند که با مجاهدت علما تیر آنان به سنگ می خورد. بعد از انقلاب، خوشبختانه مشکل اصولاً حل شد، چون دشمنان تار و مار شدند و علمای اعلام همه کاره.
در اثر فداکاری های این هاست که امروز جامعه ما به حد اعلای اخلاق و شرف و کرامت انسانی دست یافته است و مهم تر از همه اینکه ناموس که مهم ترین دغدغه ی مردم ایران است، دیگر در معرض تعدی نیست.

قبل از انقلاب
یادم هست فیلم کمدی شیرین «محلل» ساخته ی نصرت کریمی این مسأله را طرح کرد که پس از سه طلاقه شدن زن، اگر وی بخواهد دوباره به عقد شوهر قبلیش دربیاید، باید به محلل رجوع کند، یعنی طبق شرع مقدس باید به عقد مرد دیگری در آید و فقط بعد از زناشویی با اوست که میتواند دوباره طلاق بگیرد و با شوهر اولش ازدواج نماید. دشمنان اسلام این کار را معادل قرمساقی شوهر اول شمردند و به باد تمسخر گرفتند. به همین سبب چند مسلمان باغیرت و حمیت به خدمت آیت الله مطهری که آن زمان در مجله ی وزین «زن روز» فعالیت داشت و همه را از دانش خود مستفیض می کرد، شتافتند و عارض شدند که فکری به حال بیضه اسلام بفرمایید که از دشمنان ضربه دیده و آخ مسلمین بلند شده. آن حضرت ماندند که چه کنند ؟
از آنها پرسید شما فیلم را دیده اید؟
آنها گفتند خیر فقط در افواه شنیده ایم. راستش بیچاره ها نمی توانستند اقرار به دیدن فیلم کنند و از عواقب این عمل خطا مصون بمانند. مطهری هم خودش نمی توانست با آن عمامه و عبا به سینما برود چرا که سینمای آن زمان یادآور معصیت های لوط پیغمبر بود و مردم هزار حرف درمی آوردند. ماند جواب طلبه های جوان را چه بدهد. پس در حوزه ی علمیه ی در بوق دمیدند و داوطلب خواستند. سرانجام سه نفر از جان گذشته داوطلب این عملیات انتحاری شدند که بروند فیلم را ببینند و در این دنیا بدنام بشوند و در آن یکی کوفتن گرز گران بر سر و چوب نیم سوخته را در ماتحت به جان بخرند . چنین شد و پس از تماشای این فیلم سه گزارش به حضرت مطهری رسید و ایشان قلم رنجه کردند و طی مقاله های مفصلی ثابت کردند که قرمساقی اسلامی شرعاً مانعی ندارد و اصولاً عیب از خود کار نیست، عیب از نداشتن مجوز شرعی است و اگر کسی موفق به کسب مجوز شد، ایرادی به کارش نمی توان گرفت.

بعد از انقلاب
خوشبختانه امروز به دنبال انقلاب درخشان و دورانساز، اخلاق و عفت اسلامی به بالاترین درجه رسیده است. از جمله در اثر مجاهدت های آموزشی آیت الله گیلانی در گیلی شو و سخنرانی ها ی مبسوط بسیاری از واعظان تلویزیونی که بحمدالله نکته ای را نشکافته نگذاشته اند، سطح اطلاعات مردم و بخصوص جوانان بالا آمده. در زمان ما که متأسفانه امکانات نبود، همان کتاب «راز کامیابی بانو مهوش» بود که تازه باید کلی می گشتید تا یک نسخه اش را به دست بیاورید و تازه هیچ جنبه ی متدیک هم نداشت، همینطوری تجربی بود.
ولی مهمتر از این بخش آموزش عملی، توجه به ابعاد حقوقی و فقهی داستان است که همه از آن غافل بودند و امروز جزو اطلاعات عمومی نوجوانان شده تا اگر کسی قبل یا بعد یا حتی در میانه ی عمل به آنها ایرادی گرفت، بتوانند به نحو احسن از خود دفاع کنند و روی مزاحم را کم کنند.
ولی با تمام این احوال، هنوز نکاتی برای مردم مکتوم مانده و باعث می شود که اگر اتفاقی افتاد، به دلیل بی اطلاعی، به علمای اعلام و خدمتگذاران خالصشان، ظن بد ببرند.
برای نمونه حکایت شیرین لواط محمد گندمنژاد طوسی، معروف به سعید طوسی قاری قرآن وابسته به شورای عالی قرآن. او در سفر برای مسابقات قرآن ترکیه موفق به لواط با تعداد قابل توجهی از نوجوانان شد و در عوض به آنها کمربند مشکی قاری قرآن اهدا کرد که زحماتشان را جبران کرده باشد و بر آشنایی شان با شرایع اسلام، مهر تأئید بزند.
برخی از روزنامه های نادان با انتشار خبر به اشکال ناهنجار، قصد خرابکاری داشتند، به سبک همان دوران فیلم محلل. ظاهراً اصلاً حالیشان هم نبود که امروز اسلام حاکم است و دیگر احتیاجی هم به مجله ی زن روز نیست و آقایان علما خودشان زحمت ارشاد را مستقیماً به عهده می گیرند. کمااینکه بدون فوت وقت وارد میدان شدند تا مردم را با ظرایف شرعی کار آشنا نمایند.
اول نکته ای که فرمودند این بود که نشر این گونه اخبار « مصداق اشاعهُ فحشاء» است، نباید این کار را کرد و مجازات دارد. یعنی از دیدگاه حوزه، خود فحشا شرعاً مانعی ندارد، این درج خبر و اطلاع رسانی است که موجب فساد در جامعه می شود و باید از آن جلوگیری نمود.
این تذکر لازم بود، بخصوص که از قرار معلوم حاج سعید طوسی به ۱۹ نوجوان عنایت خاص داشته و اظهار کرده که ۱۰۰ نفر دیگر با او در این عمل خیر شریک بوده اند. کش دادن بحث موجب این می شد که اسامی این اشخاص خیّر در میان بیاید و تصور شود که قصدی غیر از قربت در میان بوده و خلاصه کارشان بی اجر شود.
ولی تازه نکته ی اصلی اینجا نبود.
فایده ی اصلی که از این امر نصیب مسلمین شد درک مفهومی اساسی از گنجینه ی بی پایان فقه بود. این فایده آشنایی با مفهوم «مصونیت اسلاماتیک» بود که یکی از ارکان فقه جعفری است و مردم از وجود آن بی اطلاع بودند و تصور می کردند که قوانین فقهی بر همهُ مسلمین به طور یکسره و یگانه جاری است.
در صورتی که همانطور که در دنیا مصونیت پارلمانی داریم که مختص نمایندگان مجلس است و مصونیت دیپلماتیک داریم که پرسنل دیپلماتیک یک کشور را (البته به غیر از آمریکا) در کشورهای دیگر از تعقیب و بازداشت مصون می دارد، مصونیت اسلاماتیک هم داریم که مخصوص است به علمای اعلام و اعضای هیات حاکمه دولت اسلامی و آنها را اصولاً در برابر هر نوع تعرض نیروهای انتظامی و طبعاً تعقیب قانونی حفظ می کند، حال چه داستان لواط باشد، چه اختلاس، چه قتل. خلاصه هر کاری که بر دیگران حرام است، برای گروه اخیر حلال است، آنهم با ضمانت فقهی.
ما با اصل این داستان مشکلی نداریم، فقط می خواستیم خواهش کنیم که این نکته ی بدیع و اساسی را در کتب فقهی بگنجانند تا مردم از این به بعد تکلیف خودشان را بدانند. اگر هم تصور می کنند که به روز کردن این همه کتاب مشکل است و چند سال وقت می برد، به عنوان چاره ی عاجل بدهند یک تعداد مهر درست کنند با این مضمون که محتوای کتاب در باره ی حوزه دیدگان و اعوان و انصارشان صدق نمی کند. اینطوری دیگر همه در جریان قرار خواهند گرفت و جایی برای شکایت نخواهد ماند.

2017 Mar 26th Sun - دوشنبه، 7 فروردين 1396
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=2484