از کجا خبر بیاورم؟ حسن بهگر
نقل خبر از اسپوتینک در فیس بوک من موجب زمزمه اعتراض های شده است که اینجا و آنجا شنیده می شود که گویا سمپاتی خاصی به روس ها پیدا کرده ام. اما عجیب اینست که نقل چندین برابر خبرهای بی بی سی و را دیو فردا و آمریکا، از طرف همین ایرادگیران طبیعی تلقی می شود و مورد اعتراض قرار نمی گیرد.
از خود می پرسم این حساسیت برخی از هموطنان ناشی از چیست ؟
شاید برخی مذهبی اند و ضد کمونیست ؟ بعد به خودم جواب می دهم روسیه که دیگر کمونیستی نیست. روسیه یک کشور سرمایه داری است و به کسی هم درس دمکراسی نمیدهد. آنچه می ماند دخالت ها و خلف وعده های روسیه در طی تاریخ است که حقیقت دارد و باید همواره بیاد داشت . اما این را هم از یاد نبریم که دیگرکشورها، بویژه انگلیس و آمریکا، نه فقط چندان لطف و محبتی به ما نداشته اند بلکه جنایت ها و توطئه آنها به مراتب بیشتر و بدتر هم بوده است . گاهی هموطنان دشمنی با روسیه را تا جنگ ایران وروس و از دست دادن 17 شهر قفقاز عقب می برند ولی از کودتای 28 مرداد با همدستی انگلیس و آمریکا در گذشته ی نزدیک که ما را از یک حکومت دموکرات محروم کرد و تأثیرش در سرنوشتمان بسیار بیش از جنگهای ایران و روس بود، غافل می شوند.
حال از این دعوا ها و جنگ های تاریخی بگذریم. باید عرض کنم نقل خبر هیچ ربطی به این مسایل ندارد . خبر باید هر چه وسیع تر، از منابع هر چه متنوع تر و بدون دخل و تصرف نقل شود و خواننده و شنونده باید بیشترین انتخاب را داشته باشد و خود برگزیند. همه می دانند غرب در خبررسانی دست بالا دارد، خبرگزاری های بزرگ جهان مال این هاست و همه جا خبرنگار و دستگاه های پیشرفته دارند و به همین سبب اخباری راهم که به صلاحشان نیست بی رودربایستی از دم تیغ سانسور می گذرانند تا مردم چنان بیاندیشند که اینها می خواهند. نمونه های زیاد است اگر بخواهم مثال بیاوریم مثنوی صد من کاغذ می شود. نمونه ی بارز این خبررسانی غرب را در جنگ داعش و سوریه و عربستان سعودی با یمن شاهدیم و همین کافیست که به ما ثابت کند که داشتن دمکراسی ضامن راستگویی نیست. برای نمونه چقدر در رسانه ها برای خطر اتمی ایران خبر پخش کردند و از اسراییل که تعزیه گردان اصلی بود، چیزی نگفتند. چند بار دولت اسد را مسبب استفاده از سلاح شیمیایی معرفی کردند ولی در پایان و توسط ناظران جهانی مشخص شد که کار، کار مخالفان حکومت اسد بوده است. حلب پنج سال دست داعش بود که در آن هر جنایتی کرد، تا شروع به عقب نشینی کرد، روضه خوانی شروع شد. ما همزمان شاهد بودیم که در مقاطعی که داعش مردم را سپر انسانی کرده بود، رسانه های همگانی از بمباران روس ها می نالیدند و به حال زن و بچه هایی دل می سوزاندند که تا روز قبل یادشان نبودند. این بار که داعش داشت آخرین سنگرها را از دست میداد، دلسوزی ها برای نجات داعش گل کرد. مگر از اینهمه تخریب و کشتن مردم غیرنظامی در یمن حرفی میزنند. بحربنی ها هم که چون شیعه هستند گویا خونشان حلال است. به عربستان هر سلاحی میخواهد میفروشند و البته مدعی انساندوستی هم هستند.
دست برقضا سایت اسپوتینک سایت ضعیفی است . کادر قوی ندارد و حتا در فارسی نوشتن هم گرفتاری دارد، ولی اگر فقط یک حسن داشته باشد همین ضد خبر بودنش است و این که بخش ناپدید شده ی خبرهای غربی را تکمیل می کند. آنهم نه بخاطر چشم و ابروی کسی بلکه به خاطر منافع خودش. ما هم به خاطر منافع خودمان نقل میکنیم، نه چشم و ابروی پوتین.
برخی از هموطنان دچار این توهمند که تصور می کنند غرب چون دموکرات است خواستار دموکراسی در ایران است که خیال باطلی است زیرا غرب اگر دموکراسی دارد برای خود دارد و در مقابل مردم خود مسئول است ولی به کشورهایی مثل ما فقط به چشم طعمه نگاه می کند. کافیست چشم باز کنیم و همین وقایع چند ساله را ببینیم که به نام دموکراسی چه فاجعه ای در خاورمیانه آفریده اند.
نکته ی دیگری که شاید موجب این عیب جویی شده است همراهی استراتژیک روسیه و جمهوری اسلامی است. در حالی که آمریکا و انگلیس و دیگر اروپاییان نسبت به جمهوری اسلامی موضع مخالف دارند. ولی واقعیت آنست که روسیه و آمریکا و انگلیس هیچ فرقی با هم ندارند و همه بدنبال منافع خود هستند و برای بدست آوردن منافع خود خیلی راحت میتواتنند با هم جا عوض کنند. وقتی کردند ما چه کنیم؟ همان حرف های دیروز را بزنیم؟ نخیر، باید هم در مورد منافع و هم متحد و مخالف بین المللی به روز بود و دل به دیروز و بدتر از آن، به وعده و عید این و آن خوش نکرد. ما دوستی آنی را می خواهیم که خرج کمتر داشته باشد و فایده ی بیشتر. در ضمن، کسانی که یکسره به غرب اظهار ارادت می کنند، بد نیست که بر سرنوشت محمدرضا شاه هم مروری بکنند که چه خدماتی کرد و چه عوضی گرفت.
چون نیک بنگریم می بینیم استبداد و حماقت و جهالت ملایان است که این گرفتاری را ایجاد کرده و موجب شده است که بی بی سی و رادیو فردا و اسپوتینک و رادیو فرانسه و آلمان و غیره جولان بدهند و تبدیل به مراجع اصلی خبررسانی شوند. اگر گردش خبری در داخل کشور آزاد بود لزومی نبود که این کشورها به طمع بیافتند و مخارج گزافی برای رادیو و تلویزیونی خرج کنند که برای ایران وایرانی برنامه پخش کنند که افکار عمومی را هدایت نمایند.
کاش گرفتاری نقل خبر به اینجا ختم می شد ما حتا در نقل خبر از سایت و روزنامه های داخل ایران نیز مشکل داریم و برخی بر این باورند که نباید از منابع داخلی خبر نقل کرد. ولی نمی گویند که در این صورت چه باید کرد. خبرهای داخلی را هم از بی بی سی بگیریم؟ مثل دوران انقلاب که بی بی سی شد منبع اصلی خبر و نتیجه ی این نوع خبرگیری را دیدیم؟ مگر ایرانی می تواند از اخبار مملکت خود بی اطلاع بماند؟
نه به حرف داخلی می توانیم اعتماد کنیم و نه خارجی. باید همه را ببینیم و سعی کنیم سر از کارها دربیاوریم. در این حالت دعوت به بایکوت این و آن منبع خبری، کوشش پوشیده برای دادن انحصار خبر به جبهه ی مخالف است، همین و بس. صریح بگویم: ما با انحصار مخالفیم.
2017 Jan 17th Tue - سه شنبه، 28 دي 1395
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=2387