مصطفا هجری، سوداگر مرگ و ویرانی– حسن بهگر
حزب دموکرات کردستان با صدور اعلامیه ای(1) کاملا تدافعی در مقابله با اعتراض های گسترده ی مردمی که در شبکه های اجتماعی انعکاس یافته به توجیه جنگ مسلحانه خود پرداخته است که گویا « وظيفهء خود دانسته که با تمهید متد و تاکتیک‌های جدید به مردم و فعالین کمک نماید که خود را برای مقابله با دیکتاتوری بیش از پیش سازماندهی کنند. این متدهای جدید مستلزم حضور پيشمرگه های ما برای دفاع و به عنوان پشتوانه ای قوی برای مبارزات مردم و فعالین می‌باشند.»
معلوم نیست این وکالت از جانب کدام مردم و کدام یک از فعالان سیاسی به این حزب داده شده است تا به« تمهید متد!؟» و «تاکتیک جدید» بپردازد . یک چنین حزبی باید حزبی فراگیر و با استراتژی مشخص و گذشته ای درخشان باشد که چنین اعتماد بنفسی از خود نشان بدهد. از فراگیر بودنش بگذریم که نامش به اندازه کافی گویاست که انگار قومی را نمایندگی می کند ولی یک حزب قوم گرا هرگز نمی تواند برای کشوری کهن با سدها اقوام مختلف نسخه بنویسد و ادعای نمایندگی آن رابکند .
اما با نگاهی گذرا به گذشته اش خواهیم دید که این ادعا ناشی از یک واقعیت تاریخی و اعتماد بنفس نیست و فقط یک ادعای توخالی است:

حزب دموکرات کردستان ایران روز 2 آبان 1324 خورشیدی با هدف آزادی و خود گردانی در اداره امور خود در چارچوب مرزهای ایران تاسیس یافت. سه ماه بعد از تأسیس یعنی روز دوم بهمن ماه 1324با استفاده از موقعیت اشغال ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم حکومتی با پشتیبانی دولت شوروی آن زمان به نام دولت جمهوری کردستان تشکیل داد.این جمهوری فقط 11 ماه دوام آورد و با خروج نیروهای ارتش شوروی در 16 آذر 1325 این حکومت معروف به جمهوری مهاباد سرنگون شد.

پس از آن حزب دموکرات کردستان بجز در دولت دکتر محمد مصدق از آزادی برخوردار نبود و به فعالیت مخفی روی آورد تا انقلاب 57 که فقط چند روز پس از انقلاب، حزب دموکرات کردستان با بسیج قوای خود پادگان‌هاي پسوه و پيرانشهر را متصرف شد وبا تظاهرات مسلحانه اعضای خود برای افتتاح دفتر حزب در نقده موجب وحشت و هراس اهالی گردید با این تصورکه کردها می خواهند آذری ها را از آنجا بیرون کنند و جنگ قومی راه افتاد.
شهر نقده در آن زمان هشت هزار کرد و 12 هزار آذری داشت و درنتیجه آن تظاهرات مسلحانه و مقابله آذری ها نزدیک به دویست نفر از مردم کشته شدند. مقابله مردم آذری با کردها موجب ناکامی حزب دموکرات شد ولی این بار با همکاری حزب کومله بخشی از استان های کردستان را در دست گرفت تا سرانجام در 28 مرداد 1358 یعنی فقط چند ماه پس از انقلاب با فرمان خمینی وتهاجم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و یاری کردهای هوادار انقلاب اسلامی پس از تحمل تلفات و کشتار بسیار به خاک کشور عراق عقب نشینی کرد.

اشغال عراق توسط آمریکا و بوجود آمدن اقلیم کردستان ناگهان در کنگره سیزدهم حزب دموکرات شعار حزب مبنی بر "دمکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان" را با شعار "ایران دمکراتیک و فدرال" عوض کرد و این بار نه از خلق و قوم بلکه سخن از ملیت ها به میان آمد که در چارچوب ایران در منطقه ی مشخص جغرافیایی زندگی می کنند .پس از ان ناگهان حزب اعلام جنگ مسلحانه نمود و پس از مدتی که به بن بست رسید صحبت از فدرالیسم کرد.

مصطفا هجری در مصاحبه با بی بی سی فارسی (2) برای تغییر این موضع چنین استدلال کرد:

«فانی : بسیار خوب. آقای هجری، حالا شما مدتی است که مبارزه مسلحانه را در جمهوری اسلامی ایران کنار گذاشته اید. حالا که مبارزه مسلحانه نمی کنید، فعالیت حزبی شما چیست؟ چه کار می کنید؟

هجری : الان مهم ترین بخش فعالیت ما سازماندهی در داخل کردستان است، بصورت مخفیانه. تشکیلات ما در داخل کشور، در داخل کردستان ایران کاملا فعال است، ما انواع ارتباطات را داریم. و به همین جهت هم، حتما شما هم اطلاع دارید که، عده زیادی از فعالان سیاسی ما زندانی هستند، عده زیادی از آنها اعدام شده اند، و حالا هم عده ای از آنها هم هستند که حکم اعدامشان صادر شده است. این یکی از مهم ترین کارهای ما است که مبارزه مردم را در داخل زنده نگه داریم.
از طرف دیگر ما یک مبارزه میدیایی (رسانه ای) داریم. ما تبلیغات حزبی را برای آگاهی مردم و افشاگری توطئه های جمهوری اسلامی ایران را داریم [از طریق] کانال های تلویزیون و رادیو و در روزنامه ای که در کردستان عراق چاپ می شود و به کردستان ایران فرستاده می شود و روی اینترنت هم چاپ می شود. و ارتباطات خارجی را داریم که در عرصه بین المللی فعال هستیم و با بسیاری از سازمان های سیاسی کشورهای غرب و حکومت های غرب در ارتباط هستیم، برای تفهیم و تفاهم وضعیت موجود کردستان ایران و وضع ایران.

فانی : حالا این مبارزه مسلحانه که شما کنار گذاشته اید، یعنی فکر می کنید که سالیانی که این مبارزه را از پیش می بردید درواقع به این نتیجه رسیدید که این روش نتیجه ای نمی دهد و عبث بوده است به همین دلیل بهتر است که مبارزه سیاسی کرد، یا اینکه مثلا ممکن است احیانا از طرف احزاب حاکم در کردستان عراق شما را کمی زیر فشار گذاشته اند که این مبارزه را قطع بکنید؟

هجری : نه، از این نظر که مبارزه مسلحانه ای که ما پیش بردیم عبث نبوده است بلکه در ارتقاء آگاهی مردم و جذب آنها به صفوف مبارزه علیه جمهوری اسلامی ایران بسیار هم مفید و موثر بوده است. این خیلی مفید بوده است و تاثیرات آن تابحال هم وجود دارد. منتهی برای یک حزب سیاسی، مثل حزب دمکرات کردستان ایران، فکر می کنم که بهتر است که خودش را در چارچوب یک نوع مبارزه محصور نکند. بعد از پیش بردن این مبارزات مسلحانه طی چند سالی، ما به این نتیجه رسیدیم که فعلا در موقعیت فعلی، هم از نظر منطقه ای و هم از نظر وضعیتی که در ایران وجود دارد و همچنین از نظر بین المللی، مبارزات مدنی و دمکراتیک بیشتر تاثیرگذار هستند.

فانی : شما می گویید "فعلا"، منظورتان این است که ممکن است در مقاطعی به مبارزه مسلحانه برگردید؟

هجری : ببینید، وضعیت سیاسی را نمی شود پیش بینی کرد، بایستی در هر وضعیت مشخص، تصمیم و برنامه مشخص را که مناسب وضع باشد ارائه کرد. ما تا آنجا که مبارزه دمکراتیک که عرض کردم چه در داخل کردستان و چه در خارج امکان پذیر باشد و حتی بیشتر تاثیرگذار باشد، به همین روش ادامه خواهیم داد.»

خوب می دانیم که امروز دوباره حزب دموکرات جنگ مسلحانه خود را آغاز کرده است و بقول خودش نمی خواهد خود را در چارچوب یک نوع مبارزه محصور کند .پس از هفتاد سال حاصل این همه کشته و تلفات چه بوده است ؟
منظور از این که هرنوع مبارزه در آن حقانیت دارد چیست؟
اگر به مصاحبه مصطفی هجری درچند سال پیش با "پروسس ‌آنلاین انگلستان" برگردیم که خواستار پرواز ممنوع بر فراز ایران شده بود منظور وی را از دست زدن به هر نوع مبارزه بهتر می فهمیم :« هجری معتقد است که با احتمال روی‎دادن خیزشی مردمی، ایجاد پناهگاهی امن و منطقه‎ی پرواز ممنوع در کردستان ایران حداقل می‎تواند برای سازماندهی نیروها با هدف سرنگونی رژیم و بنیان‎نهادن ایرانی فدرال و دمکراتیک یاری‎دهنده باشد. او خاطرنشان می‎کند که چنین مدلی به صورت موفقیت‎آمیز کردهای عراق را از ژینوساید [نسل زدایی یا نسل براندازی ] در امان داشته و این توانایی را به آنها بخشیده است که یک سیستم منطقه‎ای پلورال و موفق در منطقه بنیان نهند.»(3) یعنی لخت و پوست کنده بر سر ایران همان بلایی را بیاورند که بر سر لیبی آوردند. البته خوش آمدگویی او به جرج بوش و ارتش آمریکا برای ورود به عراق و درخواست ورود به کردستان ایران که سرنوشتی همچون عراق برایمان رقم بزند و تقاضای کمک از اسراییل را هم بیفزاییم شناخت بهتری از او بدست می آوریم. به عبارت دیگر هجری خواستار تحمیل سیستمی با افراد مسلح در منطقه ای از ایران با کمک بمباران خارجی است غافل از آن که این نسخه برای هر یک از مناطق ایران که هزاران سال با یکدیگر بسر برده اند کارساز نیست وبهیچوجه موفق و پلورال هم ازکار در نخواهد آمد بلکه عواقب خطرناکی از برادرکشی در پی خواهد داشت که نظایر دهشتناک آن را در یوگسلاوی و عراق و .. دیده ایم و این به معنای آنست که فدرالیسم دلخواه اقای هجری باید بر خاکسترایران بنا شود و این یعنی خیانت اشکار به ملت ایران .

حزبی که نه استراتژی مشخصی دارد و نه تاکتیک منسجمی چرا به جنگ مسلحانه دست می زند و عده ای را به کام مرگ می فرستد؟ حزبی که گاهی خودمختاری می خواهد زمانی فدرالیسم و برای یافتن خواست خود گاهی متوسل به روش مسالمت آمیز و چندی بعد دست به اسلحه می برد یک حزب سرگردان به معنای کامل است نه یک حزب مسئول. این حزب سرگردان که نمی تواند یدک کش احزاب و سازمان ها و فعالان سیاسی دیگر شود و نتیجه ای جز خسران ندارد و فقط تبدیل می شود به بازیچه ای در دست بیگانگان.

بیاد بیاوریم بخشی از سخنان ویلی ویمّر Willy Wimmer عضو سابق مجلس فدرال آلمان، معاون وزیر دفاع سابق آلمان که در مورد اقلیم کردستان گفته بود «اسراییل درپشت حرکت استقلال طلبانه بارزانی باهدف درهم شکستن ایران قرار دارد.با اطمینان کامل ٬استقلال کردستان عراق ترکیه را به سرنوشت یوگوسلاوی دچارخواهد کرد. نیروهای ارتش آلمان در کردستان عراق حضور دارند.استقلال کردستان حکم انفجار یک بمب هیدروژنی را در خاورمیانه خواهد داشت.»

من هنوز امید خود را به بخشی بزرگی از حزب دموکرات که همراه مصطفا هجری نیستند از دست نداده ام و گرچه صادق شرفکندی امروز زنده نیست ولی کسانی چون خالد عزیزی که انشعاب کرده اند کم نیستند .

دستیابی به حقوق مردم کرد از راه دموکراسی و آزادی برای همه مردم ایران می گذرد و با سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس موسسان و تدوین یک قانون اساسی مترقی می توان به حقوق برابر شهروندی دست یافت. کاری که مصطفا هجری می کند یاری رساندن به اپوزیسیون نیست بلکه تحکیم جمهوری اسلامی و اخلال در مبارزه ی آنان و ایجاد ناامنی و آشوب به سود آمریکا و اسراییل است .

در پایان باید اعتراف کنم گرچه خواندن انشای طولانی اعلامیه حزب دموکرات کسالت آور بود اما این ادعا که حزب دمکرات کردستان ایران با کمک‌های مالی اعضا و هواداران خود گذران کرده و به جنگ می پردازد کلی موجب تفریح و خنده شد اما در مورد شوخی بی مزه مستقل بودن به مصطفا هجری توصیه می شود اخبار مربوط به احداث 5 پایگاه نظامی در اقلیم کردستان را بخواند که به اندازه کافی گویای استقلال !؟ است و نیاز به مدرک و سند ندارد.

شنبه، 9 مرداد 1395
2016 Jul 30th Sat – استکهلم
--------------------------
(1) دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان ایران نامه‌ای خطاب به مردم و سازمان‌های سیاسی ایران
http://www.kurdistanmedia.com/farsi/idame/24734
(2) به عبارت دیگر: گفتگو با مصطفی هجری
• 27ژوئیه 2011 - 05 مرداد 1390
http://www.bbc.com/persian/tvandradio/2011/07/110727_hardtalk_mostafa_hejri
(3) مصطفی هجری خواستار منطقه پرواز ممنوع برای کردستان ایران است
http://www.kurdistanmedia.com/farsi/index.php?besh=dreje&id=247
• منطقه پرواز ممنوع منطقه‌ای است که پرواز هر نوع هواپیما در آن ممنوع است. مفهوم پرواز ممنوع در شکل سنتی آن بیشتر برای امنیت مرزهای سرزمینی یک کشور از سوی دولت‌های حاکم بر آن‌ها اعمال می‌شد. کشورها برای حفاظت و صیانت از مرزهای سیاسی خود و یا مراکز تاریخی خود از پرواز هرگونه هواپیمایی بر آسمان این مناطق جلوگیری می‌کردند. به طور مثال کشور روسیه اجازه هیچ نوع پروازی را بر فراز شهر مسکو نمی‌دهد.کابل هم منطقه پرواز ممنوع می باشد
منطقه پرواز ممنوع یک اهرم سیاسی قدرتمند برای زمین گیر کردن یک کشور و کلیه تحرکات و جابه جایی هوایی در آن می باشد به عنوان مثال اگر در سوریه منطقه پرواز ممنوع اعلام می شد کلیه کشورهای حاشیه حتی ناوهای غریبه در دریاها بلافاصله آن هواپیما را مورد هدف قرار می دادند و به این وسیله اغراض سیاسی خود را به پیش می برند.
ویکی پدیا فارسی
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=2173