خاورمیانه ی آزاد – سیاوش ایراندوست
چشم انداز خاورمیانه ی آزاد از سلطه ی بیگانگان و استبداد حاکمان با برقراری دموکراسی و جدایی دین از سیاست در کشورهای خاورمیانه قابل تحقق است. این چنین است که یاوه های دموکراسی پراکنی سلطه گران غربی و سؤاستفاده های ابزاری از حقوق بشر با دفع سیاستهای سلطه جویانه ی کشورهای به اصطلاح جهان آزاد پایان می یابد. دموکراسی در یک کشور توسط مردم آن کشور برقرار می شود و تداوم می یابد؛ دموکراسی در یک کشور یعنی تصمیم گیری سیاسی به اراده ی مردمش. رهایی از شر سیاستهای ضد بشری علیه مردم خاورمیانه با اختلاف پراکنی و نفاق افکنی مذهبی بین مردم خاورمیانه و سؤاستفاده ی سیاسی از دین و مذهب مردم، و پایان بخشی به حمایتهای نظامی و مالی از افراطیون مذهبی و تروریست پروریهای مذهبی سلطه جویان خارجی، با برقراری دموکراسی لائیک در کشورهای خاورمیانه آغاز می شود.


استقلال، آزادی، لائیسیته

نقش گفتمان دموکراسی و لائیسیته در چشم انداز تحقق خاورمیانه ی آزاد از استعمار – استبداد اساسی است. جنبشهای سیاسی – اجتماعی بر محور گفتمان دموکراسی و لائیسیته نقش اصلی را در برقراری دموکراسی لائیک در کشورهای خاورمیانه و تحقق خاورمیانه ی آزاد دارند. انقلاب لائیسیته ی مردم ایران برای برقراری نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و لائیک جمهوری ایران آغاز مهمی بر روند تحقق خاورمیانه ی آزاد خواهد بود. در ایران بهره گیری از انباشت تجربیات مبارزات سیاسی از دوران مشروطیت تا به امروز و حفاظت از دستاوردهای مبارزات قبلی برای موفقیت آزادیخواهان در انقلاب بعدی و برقراری و تثبیت ساختار دموکراسی در کشور ایران ضروری است.

دستاورد انقلاب 57 برای ایران استقلال و آزادی از سلطه ی بیگانه است اما آزادی مردم ایران از استبداد و بهره مندی آنها از یک نظام دموکراتیک و معقول با انقلاب لائیسیته تحقق می یابد. نظام سیاسی دموکراسی لائیک کشور ایران، الگویی مناسب برای بهره گیری مردمان کشورهای خاورمیانه برای تحقق دموکراسی در کشورهایشان خواهد بود و کوشش بیشتر برای تحقق دموکراسی واقعی (نه یاوه های دموکراسی پراکنی سلطه گرانه) در کشورهای خاورمیانه توسط مردمان همان کشورها را به همراه خواهد داشت.

در این صورت سیاست خارجی ایران دموکراتیک چگونه خواهد بود؟ آیا سیاست خارجی بر محور دموکراسی خواهی واقعی برای خاورمیانه و توسعه ی متوازن و پایدار خاورمیانه امکان پذیر است؟ در این صورت بغرنج تضاد منافع کشورهای مختلف در برخی موارد چگونه قابل حل است؟ آیا دموکراسی لائیک ایران با گسترش آگاهی دموکراسی خواهی و کارکرد لائیسیته در دموکراسی در بین مردمان کشورهای خاورمیانه در تحقق خاورمیانه ی آزاد و توسعه ی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی خاورمیانه کارساز می شود؟ همت آزادیخواهان خاورمیانه در ترویج لائیسیته و دموکراسی، و اراده ی مردم ایران و سایر مردمان کشورهای خاورمیانه در روند تحولات تاریخی پاسخ نهایی این پرسشها را در بر خواهد داشت.

هدف مبارزه ی سیاسی آزادیخواهانه در ایران برای براندازی رژیم جمهوری اسلامی، علاوه کردن دموکراسی و آزادی است بر استقلال موجود، نه از دست دادن استقلالی که به بهای بسیار گران انقلاب اسلامی به دست آمده است، به سودای آزادی موهومی که بیگانگان و خدمتگزاران محلی شان به ما وعده می دهند. البته جمهوری اسلامی ایران از قدرتهای خارجی مستقل است ولی از مردم ایران هم مستقل است؛ جمهوری اسلامی استقلال را برای اداره ی مملکت به میل اسلامگرایان به کار می گیرد، نه به میل مردم ایران. آزادیخواهان ایران استقلال را برای برقراری و تثبیت نظام سیاسی دموکراسی ایران به کار خواهند گرفت؛ برای اینکه مملکت به اراده ی مردم ایران اداره شود. باید آگاه بود که اگر استقلال نباشد، دموکراسی و آزادی هم نخواهد بود. سیاست خارجی ایران باید در جهت کسب و حفظ استقلال باشد که شرط پاگرفتن و تقویت دموکراسی در داخل است. توان ایران برای حفظ استقلالش در درجه ی اول تابع قدرت خود این کشور است و سپس بهره گیری مناسب از روابط بین المللی و موقعیت جهانی.

باید توجه داشته باشیم که هماوردان ما سیاست منطقه ای و جهانی دارند، ما از آنها عقبیم ولی باید دید منطقه ای و جهانی داشته باشیم؛ ترویج دموکراسی و لائیسیته در خاورمیانه به نفع همه و از جمله خود ماست. حفظ شکل فعلی منطقه و به خصوص وجود دولتهایی که می توانند سیاست مستقل داشته باشند، به نفع همه ی مردم منطقه است. باید با قاطعیت با هر نوع تجزیه ی دولتهای موجود مخالفت فعال کنیم؛ پا گذاشتن به راهی غیر از این، خطر غرق شدن در طرح خاورمیانه ی جدید مورد نظر سلطه جویان را در پی دارد.

معیار اصلی سیاست خارجی واقع بینی است و نیروی اصلی تحقق واقعیت خاورمیانه ی آزاد، آگاهی و اراده ی مردمان کشورهای خاورمیانه است. امکانات آزادیخواهان خاورمیانه در مقایسه با امکانات سلطه جویان خارجی و حاکمان مستبد کشورهای خاورمیانه اندک است. اما نیروی اصلی که اراده و همت مردم است از دسترس این دومی ها به کلی خارج است و در معرض تمایل به آزادیخواهی است و در صورت موفقیت آزادیخواهان خاورمیانه در ترویج دموکراسی و لائیسیته می تواند در جهت تحقق خاورمیانه ی آزاد به کار رود.

واقعیت سخت است و چشم انداز خاورمیانه ی آزاد در برخورد با واقعیت شکل واقعی خواهد یافت. موفقیت در تحقق خاورمیانه ی آزاد از سلطه و استبداد بر اساس شیوه ی عمل مبتنی بر واقعیتهای تاریخی و اجتماعی منطقه به دست می آید. پشتیبانی برای دفاع از دستاوردها و مقاومت در مقابل سلطه گران و مستبدان لازم است. باید در نظر داشت که تحول در زمینه ی سیاست خارجی ایران تدریجی خواهد بود و دستاوردهای قدرت منطقه ای ایران در دوران جمهوری اسلامی، توسط نظام بعدی هم به کار گرفته خواهد شد. محور اصلی سیاست خارجی در دوران جمهوری اسلامی که آن را در بین مردم مصیبت کشیده ی منطقه پرخواستار کرده است، مبارزه با سلطه ی غرب است و تا زمانی که سلطه جویی غرب در منطقه ادامه داشته باشد، چنین سیاستی نفوذ خود را حفظ خواهد کرد. در این مورد هدف تغییر خواهد یافت: جمهوری اسلامی که سیاست مبارزه با سلطه ی غرب را به نفع تقویت اسلامگرایی اش در منطقه به کار می گیرد، دموکراسی لائیک ایران آن را در راستای تقویت گفتمان دموکراسی و لائیسیته در منطقه و تحقق خاورمیانه ی آزاد به کار خواهد گرفت.

باید توجه داشت که علاوه بر گسترش نفوذ معنوی، تغییر استفاده از ابزارهای مقاومت جمهوری اسلامی در منطقه، باید تدریجی و در جهت تقویت دموکراسی خواهی و تحقق خاورمیانه ی آزاد صورت بگیرد. به هر حال لزوم استفاده از ابزارهای مقاومت در مقابله با سلطه جویی هم باید در استراتژی سیاست خارجی نظام آینده ی ایران لحاظ شود که سیاست فقط بر اساس حسن نیت یک طرف به سمت بشردوستی و صلح نمی رود. سلطه جویی که به اتکای قدرت به سوی اهداف خود می رود با قدرت است که مهار می شود نه با حسن نیت. سازماندهی نفوذ و استفاده از امکانات مالی و دفاعی برای تحقق خاورمیانه ی آزاد ضروری است. اما در همه حال باید توجه کرد که دموکراسی در یک کشور توسط مردم آن کشور برقرار می شود و تداوم می یابد. آگاهی به این امر و عمل بر اساس آن نفوذ ایران را مشروع و گسترده و پایدار می سازد که بر اساس واقعیتهای تاریخی و ژئوپولیتیک، ایران کشور کلیدی منطقه است و باید مسئولیتش را در راستای تحقق خاورمیانه ی آزاد بر اساس پایه ای استوار به انجام برساند. ایران از ابتدای قرن بیستم در منطقه راهنما بوده و هنوز هم هست، کاری که بکند بر دیگران تأثیر عمده خواهد نهاد، باید آگاه بود و راهبری درست کرد.


لائیسیته و اسلام

لائیسیته نه خفیف کردن دین است و نه خفیف کردن روحانیان و نه خفیف کردن مؤمنان، جدایی است به معنای استقلال اقتدار مذهبی از اقتدار سیاسی؛ جدایی درست راه را بر سودای حکومتگری روحانیان و نیز سؤاستفاده ی سیاست از مذهب می بندد، ولی دست روحانیت را در اداره ی مذهب باز می گذارد.

با جدایی دین از سیاست، دین از سؤاستفاده های سیاسی در امان می ماند و به کارکرد مذهبی و فرهنگی اش در جامعه برای پیروانش می پردازد. اسلام برای حیات آبرومندانه در جامعه ی مدرن باید با الزامات مدرنیته هماهنگ شود که جدایی دین از سیاست شرط لازم رهایی اسلام از شر سؤاستفاده های سیاسی و اسلامگرایی است. هماهنگی با الزامات جامعه ی دموکراتیک با استقلال اقتدار مذهبی از اقتدار سیاسی صورت می گیرد و این چنین با جدایی دین از سیاست، اسلام از دست اسلامگرایی نجات می یابد.

در ایران امروز عامل اصلی استبداد دخالت دین در سیاست است، اسلامگرایی حکومت اسلامی ایران به صورت دخالت مذهب شیعه در سیاست است. این اسلامگرایی از گفتار تاریخی مذهبی شیعه بریده است؛ بر لزوم فاصله گیری و جدایی دین از سیاست در عصر غیبت در نگرش تاریخی و گفتار مذهبی شیعه تأکید می شود. در مذهب شیعه سازمان روحانیت آن منسجم تر است، بنابراین با جدایی دین از سیاست، اعمال اقتدار مذهبی جدا از اقتدار سیاسی و اداره ی مذهب شیعه توسط روحانیت شیعه و هماهنگی آن با الزامات دموکراسی لائیک آسانتر صورت می گیرد، ولی نیاز به قاطعیت دولت دموکرات لائیک در برقراری و تداوم جدایی دین از سیاست، بیشتر است. ( در این مورد تحلیل چگونگی جداسازی در بخش چهارم کتاب «یگانگی و جدایی، لائیسیته در ایران فردا» آمده است. )

در مورد مذهب سنی در بیشتر کشورهای خاورمیانه، چگونگی جدایی آن از سیاست باید در تحلیلهای نظری آزادیخواهان خاورمیانه بررسی شود و زمینه ی عملی آن فراهم شود. در مورد چگونگی انسجام اقتدار مذهبی در مذهب سنی و جدایی آن از اقتدار سیاسی، بررسیهای نظری و تحلیلهای تاریخی از طرف پژوهشگران آزادیخواه کشورهای خاورمیانه صورت می گیرد تا روش عملی جدایی مذهب سنی از سیاست در تطابق با واقعیتهای اجتماعی ارائه و اجرا شود.

با جدایی مذهب از سیاست، وحدت شیعه و سنی و دوستی و همکاری و همیاری مسلمانان به صورت رسمی و از طریق اقتدار مذهبی هر دو مذهب اعلام و نهادینه می شود نه از طریق برگزاری هفته ی وحدت صوری و تعارفات یک هفته ای. در عین حفظ تمایزات، بر اشتراکات فراوان در گفتارهای مذهبی شان تأکید می شود و وحدت مسلمانان در گفتارهای مذهبی هر دو انعکاس و انسجام می یابد.

نکته ی اصلی این است که در سیاست داخلی، دموکراسی لائیک آزادی مذهبی را در جامعه برقرار می سازد و همه ی مردم کشور با هر مذهب و غیر مذهبی با عنوان ملت آن کشور وحدت سیاسی می یابند و از آزادیها و حقوق شهروندی برابر در کشور دموکراتیک بهره مند می شوند. با تحقق خاورمیانه ی آزاد همه ی مردمان کشورهای خاورمیانه از امنیت پایدار و آزادی و عدالت در کشورهایشان برخوردار می شوند. تحقق خاورمیانه ی آزاد نیازمند هماهنگی و همکاری آزادیخواهان خاورمیانه و ترویج و تقویت گفتمان دموکراسی و لائیسیته، و همت و اراده ی مردم خاورمیانه در راستای دستیابی به آزادی است. همچنین حفظ آزادی مستلزم کوشش پیگیر است و تداوم بهره مندی از آن نیازمند مسئولیت و صمیمیت است.


ایران – 6 شهریور 1394

این مقاله برای سایت ایران لیبرال (iranliberal.com) است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=1844