حاکمیت ملت ایران بر کشور ایران – سیاوش ایراندوست
حاکمیت حق تصمیمگیری نهایی در یک واحد سیاسی است. حاکمیت مرجع نهایی تصمیمگیری سیاسی است. حاکمیت اقتدار سیاسی نهایی است و از طرف صاحب حق حاکمیت، به دست دولت یا حکومت اعمال می گردد. حکومت و دولت در بسیاری موارد به صورت مترادف به کار می رود. اگر بخواهیم جدایشان کنیم، حکومت به هر نوع اقتدار سیاسی قابل اطلاق است، ولی دولت نوعی اقتدار نهادینه شده و غیرشخصی و جهانشمول است. وقتی می گوییم دولت مصدق، دولت چرچیل یا دولت فلانی، از همان موارد مترادف شدن حکومت و دولت است. با اینکه دولت به صورت روزمره برای قوه ی اجرایی حکومت به کار می رود مانند وقتی که می گوییم جلسه ی هیئت دولت، ولی در اساس مفهوم دولت گسترده و جامع است. دولت دستگاهی است که اداره ی واحد سیاسی را بر عهده دارد، قدرت به این قصد در آن متمرکز گشته است و توسط آن اعمال می گردد. دولت جهانشمول با مردمان تابع خویش ارتباط مستقیم برقرار می سازد و تبعیت از خود را به هیچ شرط قومی، مذهبی، نژادی یا ... مقید نمی سازد.


حاکمیت در ایران

مفهوم حاکمیت در اروپا در قرن شانزدهم در مقابل دستگاه پاپی و برای بیان و توجیه و مشروعیت بخشیدن به اختیارات پادشاهی ضرب شده است. در ایران تا انقلاب مشروطیت، مفهوم مدرن حاکمیت، به آن معنا که از قرن شانزدهم در اروپا شکل گرفته، وجود نداشته و گرچه پادشاه چنان عمل می کرده که گویی صاحب حق حاکمیت است، یعنی گرچه محتوایش بوده، ولی خود کلمه وجود نداشته. کلمه ی «حاکمیت» به احتمال بسیار قوی از ساخته های ترکان نوگرای عثمانی برای ترجمه ی (souveraineté) است و مثل بسیاری از واژگان سیاسی دوران مشروطیت از این کشور به ایران آمده. تا انقلاب مشروطیت، در ایران «پادشاهی» یا «سلطنت» به کار می رفته است. به هر حال در نظام قدیم کشورداری ایران، پادشاه چنان عمل می کرده که گویی صاحب حق حاکمیت است و مرجع نهایی تصمیمگیری سیاسی بوده است.

فکر نوینی که با مشروطیت و همراه با مفهوم مدرن حاکمیت به ایران آمده بود، این بود که حق حاکمیت از آن ملت است نه شاه. یعنی در ایران «حاکمیت» با مشروطیت و از ابتدا به صورت حاکمیت ملت مستقر گردید. و سلطنت از محتوای حاکمیتش تهی شد و مقامی نمادین و تشریفاتی شد و حق حاکمیت از آن ملت شد.

در استبداد سنتی ایران، پادشاه مرجع نهایی تصمیمگیری سیاسی بود. با انقلاب مشروطیت ملت ایران صاحب حق حاکمیت بر کشور ایران شد. در استبداد مدرن ایران، در دیکتاتوری پهلوی حاکمیت ملت توسط دو پادشاه پهلوی غصب شده بود و در دیکتاتوری اسلامی، توسط ولی فقیه غصب شده است. در دیکتاتوری پهلوی شاه پهلوی، برخلاف قانون اساسی مشروطیت و در عمل، مرجع نهایی تصمیمگیری سیاسی بود و حکومت می کرد نه سلطنت مشروطه. در دیکتاتوری اسلامی، ولی فقیه هم در قانون اساسی جمهوری اسلامی با اعمال حاکمیت از طرف خدا و هم در عمل، مرجع نهایی تصمیمگیری سیاسی است.

ولی فقیه مقامی دولتی است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ذکر شده. این مقام هم در رأس دولت ایران بعد از انقلاب اسلامی است و هم در رأس حکومت اسلامی ایران. در دیکتاتوری پهلوی شاه پهلوی در رأس حکومت بود برخلاف نظام مشروطه که نخست وزیر نماینده ی ملت در رأس حکومت قرار می گیرد. در دیکتاتوری جمهوری اسلامی ولی فقیه در رأس حکومت است برخلاف نظام جمهوری که رئیس جمهور نماینده ی ملت در رأس حکومت قرار می گیرد.

در دموکراسی دوره ی زمانی نمایندگی و حوزه ی قدرت نمایندگان محدود است. تفکیک و تعادل قوا به هیچ نماینده و نهادی مجال نمی دهد که خود را به تنهایی نماینده ی بی رقیب ملت بشمارد. در دموکراسی ملت مرجع نهایی تصمیمگیری سیاسی و در رأس دولت است. ملت مقامی سیاسی نیست که بر مبنای قانون اساسی تعریف شده باشد، مرجعی است که تمامی نظام حکومتی دموکراسی با اتکای بدان شکل می گیرد.


اعاده ی حق ملت ایران

حاکمیت در دموکراسی متعلق به ملت است. حاکمیت ملت در دموکراسی توسط نمایندگان ملت از طریق دولت یا حکومت اعمال می گردد. در دموکراسی مردم می توانند حکومتگران - یعنی حکومت - را بدون خشونتگری و خونریزی برکنار کنند. انتخاب و برکناری حکومتها و کنترل و نظارت بر آنها، و حقوق جهانشمول بشر و حقوق شهروندی برابر برای همه ی مردم کشور، در نظام سیاسی دموکراسی لیبرال اجرایی می شود.

در تحت حکم رژیم سیاسی دیکتاتوری تنها راه دستیابی به اصلاحات معقول انقلاب سیاسی برای سرنگونی دیکتاتوری و ایجاد چارچوب سیاسی دموکراتیک است. ملت ایران تنها مرجعی است که توان براندازی حکومت دیکتاتوری و برقراری دموکراسی در کشور ایران را دارد. ملت ایران صاحب حق حاکمیت بر کشور ایران است و انقلاب مردم ایران برای سرنگونی دیکتاتوری و برقراری دموکراسی در واحد سیاسی ایران برای احقاق این حق اساسی است، نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و لائیک جمهوری ایران وسیله ی استقرار و استمرار اعمال حاکمیت ملت ایران بر کشور ایران از طرف ملت ایران است.


ایران – 14 اردیبهشت 1394



* برای مطالعه در باره ی وجه تاریخی حاکمیت و نمایندگی در دوران انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی به صفحات 75 تا 84 کتاب «یگانگی و جدایی» رجوع کنید:
www.iranliberal.com/Maghaleh-ha/Ramin_Kamran/EJRA.pdf
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=1706