استقلال و امنیت ملی ایران- حسن بهگر
آمریکا همراه با اروپا از سویی و روسیه از سویی دیگربرای تسلط و سرکردگی این جهان در حال گذار در رقابت هستند و آنها دو چیز را به خطر انداخته اند : امنیت و استقلال کشورهای دیگر

به ظا هر آمریکا و روسیه و اروپای غربی پس از 11 سپتامبر خود را در امنیت نمی بینند از جانب دیگر آمریکا به بهانه ی امنیت ملی و مبارزه با تروریسم وارد منطقه ی خاورمیانه شده و استقلال این کشور ها را مورد تجاوز قرار داده است. پیش تر آمریکا با تجاوز به عراقبه بهانه ی حمایت از کویت در سال 1991 و جنگ کوزوو در 1991 موفقیت هایی کسب کرده بود اما با ادامه ی آن در عراق و افغانستان خسارات عظیمی را متحمل شد و خرابی و آشوبی را در منطقه دامن زد که مردم تا مدت های مدید در اختلافات قومی ، مذهبی و کشتار و ترور خواهند سوخت و خود نیز در منجلابی فرو رفته که در آمدن آن بزودی میسر نخواهد بود. آمریکا به کشورهایی که وانمود شد پرورش دهنده تروریست هستند حمله کرد اما همه می دانند از 19 تن حمله کنندگان در 11 سپتامبر بیشتر ین به عربستان سعودی نزدیک ترین متحد امریکا تعلق داشتند و عراق هم وسیله ی کشتار دستجمعی نداشت و همه ی آن تبلیغات دروغ از آب در امد. نتیجه این که اشغال این کشورها و نقض استقلال آنها همراه با تبلیغات ضد اسلامی انگیزه ی شد برای یک جنگ تروریستی فراملیتی مسلمانان که نتیجه ی عکس داد و به گسترش تروریسم انجامید. گرچه ایالات متحده ی آمریکا جنگ با این کشورها را زیر عنوان صدور دموکراسی انجام داد ولی شکل و شمایل تبلیغاتی آنها و مواضع به غایت ارتجاعی جرج بوش نمایشی از بنیادگرایی مسیحی را در برابر بنیادگرایی اسلامی به نمایش گذاشت متحدان آمریکا درمنطقه سعودی ها ، مبارک ها ، ملک حسین ها و پرویز مشرف ها بغایت ارتجاعی بوده اند و از عوامل ایجاد تروریست ها نیز بشمار می آیند ؛ مردم مسلمان این منطقه حاکمان خود را خائن به اسلام می دانند و تصویری که دارند رویارویی مسیحیت با اسلام است و آن را یک جنگ صلیبی دیگر می دانند و به سخنان دیوانه وار احمدی نزاد با دیده تحسین می نگرند، بگذریم که سران این متحدان با دموکراسی نیز میانه ای ندارندو به عملیات آمریکا با سوء ظن می نگرند؛ بیهوده نیست که سیاست اوباما – جوزف بایدن که برای رقابت با سیاست بوش مبازه می کنند صریحا اذعان دارند که مرکز تروریسم در پاکستان قرار دارد. به همین سبب سخن از نقض حقوق بشر و استقرار دموکراسی درعمل به مضحکه ی غریبی تبدیل شده است. کشتار مردم بی گناه در عراق و افغانستان توسط نیروهای اشغالگر که به اشتباه و گاهی با بی اعتنایی کامل صورت می گیرد سابقه ی ذهنی مردم از خاطرات تلخ آمریکا در دوران جنگ سرد و کودتاهایش مانند کودتاهای 28 مرداد در ایران را از نفرت بیشتری انباشته است؛ از آن گذشته کشتار تروریست های بنیادگرای اسلامی با عملیات انتحاری که نه به غیر نظامی و نه زن و نه کودک به هیچ چیز رحم نمی کنند موجودیت عراق و افغانستان به سبب نبود سازمان های مستقل جامعه مدنی و اشغال خارجی و این عملیات تروریستی در مخاطره ای جدی انداخته است و این کشورها رو به نابودی هستند.

ایران در این میان یک شانس تاریخی یافت و آن از بین رفتن دو دشمن سرسخت طالبان و صدام حسین بود اما زمامداران نادان ایران به جای بهره برداری از این فرصت تاریخی به رجز خوانی ومساله غنی کردن انرژی اتمی که فقط مصرف داخلی دارد و بهانه ای است برای ماندن به بغرنج شدن اوضاع و آشفته کردن آن یاری رساندند. ایران در روابط بین المللی ایروله شده ، چند قطعنامه علیه ایران در سازمان ملل به تصویب رسیده و افکار عمومی جهان علیه ایران برانگیخته شده . خط لوله نفت ایران از بازار جهاین دور افتاده و در چنبره ی محاصره ی اقتصادی گرفتار شده است . گرچه حمله آمریکا به ایران بعید است ولی غیرممکن نیست . این حمله عواقب وخیمی برای امنیت و استقلال ما خواهد داشت و موجب شعله ور شدن جنگ ها و اختلافات دیرین در حول وحوش ما خواهد شد. حتا اگر امروز آمریکا منطقه را ترک کند ماترک حملات او در منطقه سال ها گریبانگیر مردم آن خواهد بود. ماترکی که اختلافات پاکستان و هند – هند با چین – و کردها را با دولت های مرکزی خود به شدت خواهد بخشید. آیا این بار نیز کردها مانند زمان بوش پدر قربانی مصالح آمریکا در آشوب های بعدی خواهند شد؟

24-09-2008
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=1593