هویت ایرانی -رامین كامران
دوست محترم آقای امینی



همانطور كه قول داده بودم متن كوتاهی در بارۀ هویت تهیه كردم كه در زیر آمده. صورت اولیۀ متن به نظر من اساساً قبال قبول تر است ولی حجم آن بیش از 800 كلمه است. به همین دلیل صورت كوتاه تری از آنرا كه حدود 300 كلمه شده است تهیه كرده ام كه پایینتر آمده است. به تصور من راجع به مسئله ای به عرض و طول هویت در 300 كلمه نمیتوان چیز دندانگیری گفت. نمیدانم دیگران چگونه از عهده برخواهند آمد. به هر حال هر دو را خدمتتان میفرستم ولی شخصاً ترجیح میدهم كه از متن طولانی تر استفاده شود. لطفاً مرا از انتخاب خود مطلع كنید.

در ضمن ممنون میشوم اگر در پایین مطلب نشانی دو سایتی که برایشان مرتب مطلب میدهم بیاید.

iranian.com

iranliberal.com



با دوستی

رامین كامران







متن زیر 860 كلمه است



چند صد كلمه در بارۀ هویت ایرانی

رامین كامران



دلبستگی ایرانیان به ایران بسا اوقات با دغدغۀ هویت همراه است. همۀ ما میدانیم كه حیاتمان مانند همۀ انسانها دستخوش تحولات تاریخ است و در معرض تغییر دائم و همگی در پی یافتن نقطۀ ثباتی هستیم تا با اتكای بدان هویت خود را تعریف كنیم و راه را بر هر گونه شكی بر ایرانی بودن خود ببندیم.

همین دلمشغولی و گاه دلهره ما را در معرض دل سپردن به گفتارهایی قرار میدهد كه هركدام بر بخشی از گذشتۀ تاریخی ما اتكأ دارد و از هویت ایرانی تعریفی مبتنی بر همین بخش محدود ارائه میدهد. این تقلیل هویت گاه فقط از سر بی دقتی صورت میپذیرد ولی اكثر اوقات معطوف به تحقق اهداف سیاسی است و به سودای تسلط یافتن بر امروز ایرانیان با در دست گرفتن اختیار گذشته شان انجام می یابد. متأسفانه آنهایی كه به این گفتارهای رنگارنگ دل میدهند كمتر به این نكته توجه میكنند كه هر تعریفی از هویت ایرانی در نهایت بر تعریفی از ایران متكی است و نمیتوان فقط یكی از این دو را مد نظر قرار داد و از دیگری غافل شد. كافیست به دو سررشتۀ این پیوند نظر كنیم تا نادرستی این قبیل گفتارها روشن بشود.

اگر ایرانی بودن را به سخن گفتن فارسی تعریف كنیم ایران هم به حد یك زبان تقلیل خواهد یافت. اگر ایرانی بودن به پیروی از مذهب زرتشت یا فرضاً اسلام شیعی ختم شود، ایران هم از حد یك مذهب فراتر نخواهد رفت. اگر ایرانی بودن را به زاده شدن بر خاكی معین تعریف كنیم و آدمیان را همچون گیاهان به زمین وابسته كنیم، ایران تكه ای خاك بیش نخواهد بود. اگر ایرانی بودن را برخاسته از نسب بشمریم كه بیشتر برازندۀ جانوران است، ایران هم چیزی نخواهد بود جز یك رشتۀ رابطۀ خویشاوندی.

مختصر دقتی كافیست تا به ما نشان دهد كه چند هزار سال تاریخ را نه میتوان به یك زبان نه به یك مذهب نه به یك تكه خاك و نه به یك گروه تباری محدود ساخت. همۀ اینها عناصری است كه در ساختمان هویت ایرانی نقش بازی میكند اما هیچكدام مترادف این هویت نیست. آنچه این همه را در دل خود میپذیرد ولی به هیچكدامشان محدود نمیگردد و اساس هویت ایرانی است، پدیده ایست سیاسی كه نه به فرهنگ ختم میشود، نه به خاك و نه به خون.

این ایرانی كه چندین قرن پیش شكل گرفته و ایرانی بودن ما از آن برمیخیزد »كشور« ایران است، یكی از كهن ترین و دیرپاترین واحدهای سیاسی موجود در جهان. این واحد سیاسی است كه توانسته طی قرنها عناصر فرهنگی و جغرافیایی و انسانی پرشمار و گوناگون را كه گاه به خودی خود هیچ بستگی و حتی شباهتی با یكدیگر ندارد، در مجموعه ای واحد گرد بیاورد و اسباب پیوستگی آنها را فراهم نماید. حوزۀ سیاست با پیدایش دولت توانی برای گردآوردن و تحلیل بردن تفاوتها و جا دادنشان در مجموعه ای یگانه پیدا میكند كه با توان هیچیك از دیگر حوزه های حیات انسانی، از جمله فرهنگ، قابل قیاس نیست. ایران قرنها پیش این مرحله را طی كرده است و صفت »ایرانی« به یمن این تحول معنای جهانشمول پیدا كرده است.

توجه به اینكه ایران اساساً پدیده ای سیاسی است و آن ایرانی كه مایۀ شكل گیری هویت ماست كشوری است با تاریخ كهن، سه پیامد دارد كه محل اعتناست.

یكی بیم نداشتن از تفاوتهای قومی و زبانی و مذهبی و… كه در گسترۀ جغرافیایی و تاریخی ایران به چشم میخورد. هیچكدام اینها، بر خلاف آنچه كه برخی میكوشند وانمود سازند، اسباب سستی این كشور و این هویت نیست چون در واحدی برتر كه سیاسی است تحلیل رفته است. همزیستی اینها گواه عظمت آن كشور و غنای هویت برخاسته از آن است.

دیگر نهراسیدن از تحولات و تغییراتی كه كه هویت ایرانی در طول تاریخ پیدا كرده است. این دگرگونی مدام از بدو پیدایش ایران شروع شده و تا وقتی ایرانی باشد برقرار خواهد بود. هویت ایرانی ریشه در گذشته دارد ولی بنده و دست بستۀ گذشته نبوده و نخواهد بود. به دلیل همین پویایی بی وقفه است كه امروز و فردای این هویت در تعریف آن همانقدر اهمیت دارد كه دیروزش. آنچه كه این سه را به هم پیوند میدهد ایدۀ تاریخی ایران است كه قرنها پیش زاده شده، تصویری از این كشور كه در قالب فارسی كهن و سپس فارسی نوین بیان شده، دست به دست گشته و بنیاد هویت یابی این كشور و مردمان آن است.

سوم اینكه قالب سیاسی هویت ایرانی میدان وسیعی را در برابر تحولات آن گشوده كه گستره اش قابل پیشبینی نیست. بهره برداری از امكاناتی كه بدین ترتیب پدید آمده حق و بر عهدۀ ایرانیان است و آزادی این مردم است كه بدیشان مجال میدهد تا آنها را از قوه به فعل بیاورند. میزان این آزادی تابع نظام سیاسی ایران است و مرجعی كه آزادی ایرانیان را سلب نماید نه فقط حق تعیین سرنوشت خود كه اختیار تراش دادن هویت خویش را از آنها سلب كرده است. اگر گذشتۀ هویت ایرانی در طول تاریخ شكل گرفته و تغییری در آن متصور نیست، امروزش در دست ماست و آیندۀ نامقدر آن در برابر ما گشوده است. در بند گذشته ماندن یعنی ندیده گرفتن این آزادی و باز گذاشتن دست كسانی كه میخواهند به نام دیروز امروز و فردای ما را رقم بزنند. نباید به هیچكس چنین اجازه ای داد.





متن زیر 315 كلمه است.

چند كلمه در بارۀ هویت ایرانی

رامین كامران



هر تعریفی از هویت ایرانی بر تعریفی از ایران متكی است. اگر ایرانی بودن به سخن گفتن فارسی باشد ایران هم به حد یك زبان تقلیل خواهد یافت. اگر ایرانی بودن به پیروی از مذهبی معین باشد، ایران هم از حد یك مذهب فراتر نخواهد رفت. اگر ایرانی بودن به زاده شدن بر خاكی معین باشد ایران تكه ای خاك بیش نخواهد بود. اگر ایرانی بودن به نسب باشد ایران چیزی نخواهد بود جز مجموعه ای از پیوندهای تباری.

همۀ این عناصر در ساختمان هویت ایرانی نقش بازی میكند اما هیچكدام مترادف این هویت نیست. آنچه همۀ اینها را در دل خود میپذیرد ولی به هیچكدامشان محدود نمیگردد و اساس هویت ایرانی است، پدیده ایست سیاسی كه نه به فرهنگ ختم میشود، نه به خاك و نه به خون.

این ایرانی كه ایرانی بودن ما از آن برمیخیزد »كشور« ایران است كه توانسته طی قرنها عناصر فرهنگی و جغرافیایی و انسانی پرشمار و گوناگون را در مجموعه ای واحد گرد بیاورد وبه هم پیوند دهد.

ایران اساساً پدیده ای سیاسی است و این امر سه پیامد دارد كه محل اعتناست.

یكی بیم نداشتن از تفاوتهای قومی و زبانی و مذهبی و… كه در گسترۀ جغرافیایی و تاریخی ایران به چشم میخورد. هیچكدام اینها اسباب سستی ایران و هویت ایرانی نیست چون در واحدی برتر كه سیاسی است تحلیل رفته است.

دیگر نهراسیدن از تغییراتی كه هویت ایرانی در طول تاریخ پیدا كرده است. این دگرگونی مدام از بدو پیدایش ایران شروع شده و تا وقتی ایرانی باشد برقرار خواهد بود. امروز و فردای این هویت در تعریف آن همانقدر اهمیت دارد كه دیروزش.

سوم اینكه شكل گیری هویت ایرانی متأثر از آزادی مردمان ایران است و آزادی این مردم تابع نظام سیاسی. در بند گذشته ماندن یعنی ندیده گرفتن این آزادی و باز گذاشتن دست كسانی كه میخواهند به نام دیروز امروز و فردای ما را رقم بزنند. نباید به هیچكس چنین اجازه ای داد.



۹ ژوئن ۲۰۰۵، ۱۹ خرداد ۱۳۸۴
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=1551