هواپيماى مالزى: سينما ركس اوكراين؟ جاماسب سلطانی
چنانچه همه دنيا متوجه شده است هفتهُ پيش پنجشنبه يك هواپيماى مسافربرى مالزى كه حامل ٢٩٨ مسافر بوده در اوكراين سقوط كرد و همۀ مسافرين جان باختند. از همان ابتدا شايعهُ زدن اين هواپيما با راكت بوك رواج يافت و اين ادعا هيچگاه جداً زير سوال نرفت در حالی که در مورد آن يك هواپيماى مالزى که چند ماه پيش ناپدید شد همهُ گزينه ها براى مدت زيادى روى ميز ماند. اما چون پای روسيه در میان است (یعنی چون غرب می خواهد پای روس ها را به میان بکشد) این بار هیچ احتیاطی در نتیجه گیری نیست. در هر حال روسیه نیز احتمال زدن هواپيما را بالا مى داند— البته آنها تقصیر را به دولت اوکران می اندازند. پس از اين نكتۀ مهم علت سقوط مى گذريم و این فرضیه را فعلاً می پذیریم که هواپیما با موشک پایین آورده شده تا به اصل ماجرا که احتمال دسیسه سازی است بپردازیم.

هواپيما در شرق اوكراين و در منطقهُ شورشيان طرفدار روسيه سقوط كرده و از همان اخبار نخستینى كه در اين مورد گفته شد تا كنون تمام رسانه هاى بزرگ غربى شورشيان را مقصر دانسته اند و مى گويند با راكت هايى كه پوتين در اختيارشان گذاشته دست به اين كار زده اند. از آنجا كه بسيار روشن است كه جدايى طلبان هيچ منفعتى در زدن اين هواپيما و برآوردن خشم غرب ندارند، از ابتدا حدس رسانه هاى غربى این بوده که شورشيان (كه تربيت نظامى درستى هم نديده اند) هواپيما را اشتباهى هدف گرفته بودند و قصد اصلی شان يك هواپيماى نظامى باربرى اوكراين بوده. ولى چه قصدشان این بوده و یا نبوده، صدمهُ سنگينى به چندين جامعه وارد كرده اند، بخصوص به كشور هلند كه ١٩٣ كشته داده است و جامعه شان در شك كامل به سر مى برد. نتیجه ای که غرب گرفته هم اینست که چون پوتين از اين شورشيان حمايت كرده و (به گفته غرب) اين سلاح را در اختيارشان گذاشته و عمداً اوكراين را در جنگ داخلى واداشته است، اكنون روسيه بايد با تحريم های اقتصادى مجازات شود و دستش از اوكراين كوتاه گردد (و دست غرب البته به آنجا بازگردد).

چندين و چند سند هم رو شده است که مهمترین ها از این شمارند:

١) يك مكالمهُ تلفنى بين سران جدايى طلبان در مورد سقوط اين هواپيما؛
٢) صفحهُ شبكهُ اجتماعى يكى از سران جدايى طلب كه پس از زدن هواپيما بر عهده گرفته كه یک هواپيماى نظامى زده شده است (وبنابراین فرضیۀ هدف گیری اشتباه را تثبیت میکند) ؛
٣) ادعاى وجود عكس هاى ماهواره اى از سوی آمریکا كه نشان مى دهند از شرق اوكراين شليك شده است؛
٤) عكس دستگاه موشكى بوك بر سر كاميونى كه به ادعاى دولت اوكراين در حال گريختن به روسيه است؛
۵) نقل قول از یکی از سران جدایی طلبان که اعتراف میکند یکی از این گروه ها دارای موشک بوک است و آنها هواپیما را زده اند و سپس برای پنهان کاری دستگاه را به روسیه برده اند...و دگر اسناد از اين دست.

به مشام من بوی دسیسه می آید و شخصاً احتمال قوی می دهم که این فاجعه هوایی يك توطئه باشد. دليل اصلى كه براى اين فرضیه دارم هم دو چیز است. اول باید دید که چه کسی از این ماجرا سود می برد وچه کسی زیان و آن هم به چه میزانی و در چه مقطع زمانی (یعنی در هنگام دعوای روسیه و غرب بر اوکراین و چند روز بعد از اینکه اتحادیه اروپا خلاف میل آمریکا و به خاطر حفظ روابط اقتصادی تصمیم گرفت روسیه را تحریم نکند). دوما، همهُ ماجرا استوار بر اين ادعاست كه شورشيان اين هواپيما را «اشتباهى» زده اند، از آنجا كه واضح است كه آنان تعمدی در سرنگونی هواپيما نداشتند در حالی که رقیبشان یعنی دولت مرکزی اوکراین تمام منفعت را در این کار دارد. اين ادعاى به اشتباه هدف گرفتن بسيار بودار است، چون هواپيمايى كه در بلندى ١٠ كيلومترى پرواز مى كند را با آر پى چى نمى شود زد كه فرض بگيريم يك سرباز حواس پرت اشتباهی هدف گرفته باشد. دستگاه موشكى كه بتواند چنين هدفى را بزند بسيار پيچيده است و بگفتهُ صاحب نظران نظامى هلند فقط يك متخصص مى تواند با آن كار كند. به گفته خود ایشان—که البته مایل به مقصر دانستن شورشیان هستند—چنين دستگاهى دارندهُ رادارهاى پيشرفته اى است كه كل فضاى هوایی منطقه را به نقشه مى كشد و هر هواپيما را همراه با شماره و مشخصات پروازش و نظامى بودن يا تجارى بودنش شناسايى مى كند. این ظرافت دستگاه و تخصص لازم خلاف هدف گیری اشتباهی گواهی می دهند. اگر تنها يك متخصص بالا رتبه مى تواند چنین دستگاهی را بكار بگيرد و دستگاه دارندهُ رادارى است كه هشدار مى دهد هدف يك هواپيماى مسافربرى است و نه يك جنگنده، چگونه ممكن است كه اين متخصص چنين اشتباه عظیمی را مرتکب شود؟ بخصوص كه شرايط جنگى هم حاكم بر آسمان آن منطقه نبوده كه بگوئيم در هيجان جنگ و لابلاى ١٠ جنگنده اين مسافربرى را اشتباه هدف گرفته اند. و اگر چنین شرایطی حاکم بوده مسئولیت تام با دولت اوکراین است که به جای ضمانت امنیت هواپیمای مسافرری بر فراز آسمانش مانور نظامی با هواپیماهای جنگنده اش داده (تازه آنهم در مسیرسفر این هواپیما) و آنرا به خطر انداخته.

بدیهی است احتمال چنان اشتباه تحریک نشده ای بسيار پائين است، و حتا پائين تر هم مى شود اگر در نظر گيريم كه شرايط روسيه و عملياتش در آن منطقه بسيار حساس است و مسكو تمام كوشش خود را مى كند كه بهانه اى دست دشمن ندهد. بعيد به نظر مى آيد كه روسيه چنين دستگاهى را در اختيار چهارتا شورشى نيمه نظامى گذارد، بلكه (اگر اين دستگاه را واقعاً به اوكراين فرستاده باشد) احتمالاٌ يك تيم متخصص از نظاميان روس را هم با آن راهى کرده تا دقیقاً از چنين اتفاقاتى جلوگيرى شود.

هرچه هم که احتمال اشتباه تحریک نشده ای پائين تر رود احتمال سوء قصد و بنابراين توطئه برعکس بالاتر مى رود. بخصوص به اين دلیل كه خود ارتش اوكراين هم داراى همين موشك هاى بوك هست (اوكراين هم منكر اين موضوع نيست) چون تا همين امسال تحت حمايت روس بود و سلاحش را از آنجا مى گرفت. البته کل کوشش رسانه های غربی بر اینست که این اطلاع به گوش عام نرسد.

بارى، این ماجرا (مانند اتهام حملۀ شیمیایی پارسال که به بشار اسد زدند) مرا یاد سینما رکس انداخت و سیاه رویی که تندروان انقلابی برای شاه فراهم آوردند. متاسفانه در تاريخ دنيا بسى از اين سياه بازى ها شده است. مسئله اينست كه زمانى دست يك توطئۀ رو مى شود كه ديگر خر توطئه گر از پل گذشته و به قول معروف آب از آسياب افتاده است. در دنياى سياست هم نمى توان شست سال منتظر ماند تا طرف، بطور مثال، اعتراف كند كه كودتا كرده و با يك نيمه پوزش بى مزه اى بگويد "ببخشيد". بايد همان موقع جلوى دسيسه اش را گرفت و از ضربه جلوگيرى كرد وگرنه باید بهای گرانی پرداخت، چنانکه ما هزینه دسیسه ۲۸ مرداد را همچنان می پردازیم. اما چون توطئه ذاتاً عملی پنهانی است، سوال اينجاست كه چگونه مى توان شناختش تا خنثايش كرد؟

جواب خيلى صريح و كوتاه اينست كه هرگز نمى توان صد در صد مطمئن بود كه كى توطئه در کار است و كى نه. دليلش هم ساده هست: توطئه گر زمان زيادى صرف برنامه ريزى كرده و داستانى را بافته كه بعد از رخداد به عام عرضه كند و اسناد و اشاراتى را نیز از پيش هماهنگ كرده. بنابراين، توطئه هميشه توجيهى دارد كه در ديد اول معقول به چشم مى آيد. پنهان کاری هم که جای خود دارد.

با ان حال می توان با اندکی دقت احتمال به توطئه داد یا چنین احتمالی را رد کد. بپردازیم به امکان توطئه در اوكراين.

بررسی اسناد
آنچه همهُ توطئه ها با هم مشترك دارند اينست كه دو چيز را نمى توانند پنهان كنند: اينكه چه گروهى از آن رخداد سود مى برد و چه كسى ضرر. ضرر را شورشيان و بخصوص دولت روسيه مى برد چون تحت فشار غربى قرار خواهد گرفت كه اكنون با خشم افكار عمومى اش مى خواهد روسيه را به زور تحريم ها (كه امروزه ابزار جديد جنگ هستند) از اوكراين بيرون راند و شورشيان را زير كنترل دولت مركزى در آورد. اين زيان بزرگى براى روسيه خواهد بود كه در چنين شرايطى در مدتى كوتاه تر از يكسال كشورى به بزرگى اوكراين را كه بسيار نزديك به پایتخت روسیه هم هست از دست خواهد داد. سود هم با دولت مركزى اوكراين است كه تسلطش بر كشور كامل مى شود و دست روسيه را از اوكراين كوتاه كرده، تا کشور كاملاً زير پرجم غرب در آيد (و نه مستقل شود). مسلماً سود اصلى هم با غرب است و بخصوص با آمريكا كه اكنون مى تواند موشكها و بمب هاى اتمى و ناوهاى جنگى خود را در كل قلمرو آبى و خاكى اوكراين مستقر كند تا نوک موشک ها ١٨٠ درجه بتابد و مسكو را هدف گيرند. حادثهُ مرگبار سقوط هواپيما كه اذهان عمومى جوامع اروپا را بهم ريخته است بهترین زمينۀ سياسى را براى فشار جدى بر روسيه اى كه اروپا نيازمند گازآن است آماده مى كند—بقول « متخصص»روابط بين الملل هلندى كه گفت: فوقش زمستان ها يك پولیور اضافه مى پوشيم (البته بهتر است به اکثر این مفسرین گفت مبلغ تا متخصص).

نشانهُ دوم، آن كسى كه توطئه عليه اش صورت مى گيرد اصولاً موضع متزلزى از پيش داشته و در حال از دست دادن قدرت است. توطئه اكثراً به عنوان ضربهُ آخر به مشروعيت طرف صاحب قدرت صورت مى گيرد تا بلكه تمام نيروهاى ممكن را عليه او بسيج و وى را از كار بى كار توان كرد. در مورد شاه هم چنین بود. پوشيده بر كسى نيست كه نفوذ حكومت روسيه در اوكراين متزلزل است چون بر عليه تبليغات غرب كه بر اساس تجزيه «كريمه» توسط روس ها اتهام جهانگشايى به مسکو مى زند، واقعيت اينست كه روسيه تا شش ماه پيش كل اوكراين را در اختيار داشت و اكنون فقط كريمه را. حمايتش از جدايى طلبان شرق هم از اين لحاظ است كه مى خواهد آن تكه را حفظ كند، نه اضافه. در نبرد جهانى ميان شرق و غرب اوكراين اهميت زيادى براى روسيه دارد چون اين ابرقدرت پس از فروپاشى شوروى چندين و چند جمهورى را از دست داد كه اكثرشان اكنون كشورهاى تحت نفوذ آمريكایی هستند كه در آنان پادگانهاى نظامى برقرار كرده كه تهديدی جدى براى روسيه بشمار مى روند. روسيه به هر قيمتى شده مى خواهد که از دست دادن اوكراين جلوگيرى كند، بخصوص كه از لحاظ قلمرو آبى مهم است و هم بسيار نزديك به مسكو.

نكتهُ سومی كه در نظر بايد گرفت ماجراى تبليغات است. مسئلهُ حياتى براى توطئه گران اينست كه هرچه زودتر پس از رخداد فاجعه و با كمك تبليغات ضربه اى از التهاب و شور و هيجان مردم استفاده كرده و به مردمى كه خشم چشمانشان را پوشيده است بقبولانند كه رقيبشان مسئول اين فاجعه است. اكثراً براى اين كار اسناد جعلى از پيش آماده كرده اند كه پشت سر هم عرضه مى شود. تبليغات يكدست و گستردهُ رسانه هاى غرب اذهان عمومى را به روسيه خشمگين كرده و پيش از انجام هرگونه تحقيقى شورشيان و روسيه را مقصر شمرده است. صرفاً خود سرعت رو شدن آنها مشکوک است—اسنادی که توسط دستگاه اطلاعاتی اوکراین عرضه می شوند؛ سازمانی که پس از تعویض قدرت در اوکراین بدست «آندری پاروبی» (١) افتاده که یک«نئو نازی» شناخته شده ایست. نگاهى به اين اسناد بياندازيم.

مكالمهُ تلفنى را تا زمانى كه متخصصين بى طرفى بررسى نكرده باشند كلاً نمى توان جدى گرفت، چون براى دستگاه اطلاعاتى اوكراين كارى ندارد كه آن را جعل كرده باشد. روسيه مى گويد جعل است، اما از آنجا كه يكى از طرفين دعواست به حرف آنها نيز بايد شك داشت. ولى در اين ميان دو كارشناس اطلاعات آمريكا اين اسناد را زیر سوال بردند، آنهم روى تلویزیون سى ان ان! (٢) اولى گفت كه در چهل سال سابقهُ کار اطلاعاتى اش هرگز نديده اسناد به اين زودى و به اين راحتى جمع آورى شوند و اين موضوع او را مشكوك به صحتشان كرده: «هيچوفت به اين خوبى و آسانى نيست». دومى كه متخصص بررسى فايل صوتى بود گفت كه گمان دارد فايل صوتى جعلى است و «نبايد فراموش كرد كه دولت اوكراين يكى از طرفين دعواست». از آنجا كه اين متخصصين آمريكايى هستند و می توانند خلاف منفعت دولت كشورشان حرف بزنند مى توان سخنانشان را جدى گرفت.

اگر هم واقعاً توطئه اى در كار باشد كه هك كردن شبكه اجتماعى اوکراین (سند دوم) و دست بردن به صفحهُ آن رهبر جدايى طلب كار چندانى براى يك دستگاه اطلاعاتى نبايد داشته باشد. یا حتا می توانند یک صفحه برایش درست کنند! در هر حال کسی هنوز با آن شورشی مصاحبه نکرده است.

عكسى هم كه از دستگاه بوك بر يك كاميون گرفته اند کاملاً بی ارزش است، چون معلوم نيست كه كى راننده هست و آيا واقعاً به روسيه مى رود يا خير. به راحتى مى تواند كاميون خود ارتش اوكراين باشد. روسها می گویند از آدرس فروشنده ای بر تابلو تبلیغاتی که کامیون از کنارش رد می شود می توان فهمید کامیون دریک شهر شرقی است که در کنترل دولت مرکزی می باشد.

ادعاى عكس هاى ماهواره اى آمريكا را هم كه كلاً مى توان سبك سنجيد. دستگاه هاى اطلاعاتى آمريكا كوچكترين اعتبارى دگر ندارند، بخصوص بعد از آن همه دروغ كه در مورد بمب هاى صدام گفتند و این همه جاسوسی که از عالم وآدم کرده اند. علاوه بر آن، خود مسكو هم منكر نيست كه موشك از شرق اوكراين شليك شده، ولى مى گويد كه نطاميان اوكراين كه در آن منطقه فعالند مسئول اين كار بوده اند. روسيه مى گويد سند ماهواره اى اين ادعا را، همراه با افزايش فعاليت رادارى اوكراين در آن روز را، به گروه جرم شناسان بين المللى واگذار خواهد كرد و از آمريكا خواسته كه سند ماهواره اى اش را رو كند. جالب تر آنكه يك پژوهشگر نامدار آمريكايى كه در اين زمينه بسيار معتبر است، بنام «رابرت پرى» (۳)، مدعى شده كه طبق اطلاعات وى سازمان سيا آمريكا نیز داراى تصاوير ماهواره اى است كه نشان مى دهند ارتشيان اوكراين شليك كردند، نه شورشيان. البته امروز (چهارشنبه) همان سازمان ها برای بی طرف وانمود کردن خود گفته اند که سندی بر مسئولیت مستقیم روسیه پیدا نکرده اند ولی همه علائم به شورشیان اشاره می کند. این حرف چیزی نیست جز تثبیت همان اتهام که شورشیان مقصرند و روسیه مسئول غیر مستقیم. این وسط فقط آبرویی برای خودشان خواسته اند بخرند و اتهامات روسیه علیه اوکراین را سست کنند.

و اما سند پنجم، يعنى اعتراف يكى از سران جدايى طلبان كه نه گروه وى، اما گروه ديكرى چنين موشكى داشته و سپس پنهانی به روسيه پس فرستاده است. بسيار بعيد بنظر مى آيد كه شورشيانى كه كاملاً وابسته به حمايت روس هستند اينچنين دست اربابان خود را رو كنند. بنابراين امكان نقل قول ناكامل يا جعلى آن وجود دارد، بخصوص كه فرماندهُ اصلى شورشيان بعد از اين انتشار دوباره منكر داشتن دستگاه بوك و زدن هواپيما شد. دوماً، آن فرمانده ای هم كه به گفته خبرنگارى رویترز اين اعتراف را كرده همچنان در مصاحبه اش گفته است كه جنگندهُ اوكراين در هنگام گذر هواپيماى مالزى بر شرق اوكراين اهدافى در نزديكى جايگاه شليك را هدف گرفته و واكنش شورشيان را تحريك كرده است. البته غرب آمريكا فقط به بخش اول اين مصاحبه كار دارد و بقيه اتهامات عليه اوكراين را رد كرده. اما اگر چنين باشد و واقعاً شورشيان اشتباهى اين هواپيما را زده باشند آنگاه اشتباهى تحت فشار نظامى اوكراين بوده و بنابراين كاملاً تحريك شده. مسئوليت امنيت پروازهاى غير نظامى بر آسمان هر كشورى هم با دولت آن كشور است. اينكه همان موقع دقیقاٌ در مسير پرواز هواپيماى مالزى نيروى هوايى اوكراين عملياتى انجام دهند همچنان احتمال قوى دسيسه را بالا نگه مى دارد و تنها چیزی که فرق می کند اینست که از هواپيماى مالزى به عنوان دام استفاده كرده باشند. بارى، اگر اين مصاحبه صحت داشته باشد نشان دهندهُ اينست كه اين فرماندۀ شورشی آبش با روسيه و دگر كروه هاى جدايى طلب در يك جو نمى رود كه بدين گونه اتهام به ياران طبيعى خود وارد مى كند. بنابراين حتا اگر نقل قول از وى كاملاً درست باشد، به انگيزهُ حرفهاى وى مى توان شك اساسى داشت.

نكتهُ آخر و مشکوک هم مربوط به اختصاص دادن رفتار نامعقول به دولت روسيه است که هيج با منطق روابط بين الملل جور در نمى آيد. چگونه آدمى انتظار دارد كه روسيه، آنهم با اين همه تجربه و با اين منافع گسترده، اين ميزان ناپرهيزكار باشد و موشك هاى ضد هوايى از اين نوع را دست شورشيان ناحرفه اى دهد تا جايگاه بين المللى اش را بدينگونه به خطر اندازد؟ يا يك تيم متخصص از نظاميان خود همراه دستگاه مى فرستد، همانطور كه دگر نظاميان روسيه هم در اوكراين فعال هستند و رهبرى عمليات شورشى ها را بر عهده دارند؛ يا اينكه هواپيماهاى جنگنده اوكراين را از خاك خود مى زند، دقيقاً طبق همان اتهامى كه اوكراين دائم به روسيه در اين ماه گذشته وارد مى كرد.

اختصاص دادن رفتار غير معقولانهُ بين المللى كه امروز به نظام اسلامگرا هم داده مى شود (مانند اين شعار كه بمب اتم بر اسرائيل خواهد انداخت) هيچ مطابقت با منطق و بازبينى وقايع بين المللى ندارد.اين تبليغات غرب و اسرائيل است كه متاسفانه دامن عده اى از ايرانيان را هم گرفته.

نتيجه
چنانچه بالاتر اشاره شد نمى توان مطمئن بود كه اين حادثه يك توطئه است يا خير، اما مى شود سوالات بسيارى برانگيخت. در عين حال تا يك تحقيق كامل انجام نگيرد و دادگاهى تشكيل نشود نمى توان روسيه و جدايى طلبان را مقصر شمرد. اما دقيقاً اين همان كارى است كه غرب می كند--غربى كه مدعى دادخواهى و دادگسترى در جهان است پيش از اثبات جرم روسيه را محكوم كرده و با اين كار مشغول سوق دادن روابط جهانی به رودررويى بيش از پيش است. يكى از دلايلش شرايط نابسامان اقتصادى اين كشورهاست و در عين حال افزايش قدرت رقبايشان. دليل دگر رقابت پایان نا پذیری است كه يكى از خاصيت هاى روابط بين الملل هست و غرب در چارچوب آن مى خواهد با قلدرى و دسيسه سازی مقام خود را حفظ كند.

اين رودررويى در روابط بين الملل جوى را ايجاد كرده (چه در سياست، چه در دانشگاه، چه در جامعه) كه يا بايد طرفدار غرب بود و خريدار همهُ تبليغاتش (همچون تبليغ خطر هسته اى جمهورى اسلامى يا مظلوميت اسرائيل) يا اينكه بايد در جبههُ مخالفش ايستاد و طرفدار خامنه اى شد و پوتين. به عبارتى ديگر، مرز ميان روابط بين الملل و سياست داخلى در هر دو گفتمان مردود است و اصلاً كاملاً از بين رفته: يا سياست داخلى (مثل دمكراتيك بودن دول غربى يا اسرائيل) هر سياست خارجى را توجيه مى كند يا بر عكس سياست خارجى (همچون ايستادگى روسيه و جمهورى اسلامى عليه فشار غرب) سياست داخلى و استبداد اين دول را ناچيز مى شمرد. در ميان اين دو افراط چيزى نيست جز برهوتى كه ما ايرانيان آزاديخواه در آن گير افتاده ايم. اين واماندگى ميان شرق و غرب هم، هرچند شرايطش اندكى دگرگون شده، مسئلهُ جديدى برايمان نيست: كم و بيش دويست سال است كه در آن دربدريم.

منظور از اين نوشته اينست كه اولاً دنياى روابط بين الملل كوچكترين رحمى ندارد و دوما ً دول دمكراتيك براى مردمان خودشان دمكراتيك هستند، نه براى من و شماى ايرانى يا هر كشور ديگر. آنها برای منافع خود حاضرند دست به هر توطئه ای بزنند. دسیسه هم اين زمان را به ما نمى دهد كه با قاطعيت روايتى را تثبيت يا رد كنيم. بايد با دقت بسيار وقايع را دنبال كرد وگرنه مانند ماجراى سينما ركس دوباره كلاه بر سرمان خواهد رفت.

از اين لحاظ ما ايرانيان نبايد فراموش كنيم كه ميان دو آتش گرفتاريم: يكى جمهورى اسلامى و ديگر قدرت هاى جهانى كه همه به نوبهُ خودشان به كمين نشسته اند تا كشورمان را تكه تكه كنند. در پيرامون چنين برداشتى از روابط بين الملل، نتيجه اى كه مى بايست گرفت اينست كه اگر بخواهيم سياوش وار از دل اين دو آتش بيرون آئيم بايد اپوزيسيونی که عليه نظام اسلامى تشکیل می دهیم كاملاً مستقل باشد تا خوراك كركس هاى شرق و غرب نشویم.

جاماسب سلطانى
۲۳ ژوئيه ۲۰۱۴، لاهه

این مقاله برای سایت ایران لیبرال نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

1. Andrij Parubij
2. CNN International, Newsroom, 19-07-2014, 10 PM CET
3. Robert Parry
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=1364