انقلاب مجازی-رامین كامران
ایرانیان طی جنبشهای اجتماعی معاصر از رسانه های موجود و بخصوص وسایل ارتباطی دوران استفاده كرده اند، امروز هم نوبت اینترنت است. استفاده از این وسیله و نیز بعد مجازی جنبش اعتراضی اخیر بسیار جلب توجه كرده و موجد تصورات و خوشبینی هایی شده كه همۀ آنها بجا نیست. مسئله به حلاجی كردنش میارزد چون در آیندۀ جنبش فعلی و به هر صورت مملكت مؤثر است.



ایدئولوژی رسانه ای

هر رسانۀ جدیدی، جدا از امكانات نوینی كه عملاً فراهم میاورد، میتواند موجد افكار و اوهام ایدئولوژیك نیز باشد و از بابت خاصیت هایی كه دارد یا تغییراتی كه میتواند در حیات فردی و اجتماعی مردم پدید بیاورد، خیالات مختلفی را به همگان القأ نماید. بار ایدئولوژیك اینترنت، از ابتدای پیدایش، بسیار بالا بوده است و شاید بتوان گفت كه این بار به تناسب، حتی از مورد روزنامه هم كه قرار بود در عصر روشنگری عامۀ مردم را از وقایع جهان مطلع و برای شركت در تصمیمگیری های سیاسی آماده سازد، بیشتر است. این ایدئولوژی از قماش فردگرایی قاطع و افراطی است كه همیشه در زادگاه اینترنت كه آمریكا باشد، خواستار و رواج داشته است. فردگرایی نه فقط به معنای ارج نهادن به فرد كه به هر صورت چند قرن است در دنیا شایع شده و یكی از شاخص های عمدۀ تجدد و لیبرالیسم است، به معنای پس زدن و بی اعتبار یا گاه بی مقدار شمردن هر آنچه كه آزادی فرد را محدود مینماید، خواه دولت باشد و خواه گروه هایی كه در جامعه بین فرد و دولت قرار میگیرند. نكته در این است كه آحاد مردم آخرین مرجع دمكراسی هستند ولی تا وقتی تنها هستند توان متعادل ساختن قدرت دولت و محدود ساختن امكانات آنرا ندارند. آنچه كه واقعاً بین نیروی قاهر دولت و افراد انسان حائل میگردد به آنها مجال میدهد تا بتوانند به آزادی زندگی كنند، وجود گروه هایی است كه افراد انسان را جدا از رابطه شان با دولت به یكدیگر میپیوندد، حال چه گروه خویشاوندی باشد، چه اقتصادی، چه سیاسی... فرد تنها و بی پشتوانه بیش از آنكه بتواند ضامن دوام دمكراسی باشد خوراك حكومتهای توتالیتر است. این حكومتها هستند كه بنا به اصطلاح معروف جامعه را «اتمیزه» میكنند، یعنی تمامی بندهای مستقلی كه افراد آنرا فارغ از قدرت دولت به هم می پیوندد، از هم میگسلند تا بتوانند تابع دستگاه دولتشان سازند.

در اینترنت ما با افراد پراكنده و بسیار آسیب پذیر طرفیم. البته امكان گرد هم آمدن و شبكه ساختن در این سپهر مجازی نیز ممكن است و میبینیم كه انجام هم میشود ولی بر خلاف آنچه كه تصور میشود همیشه آسان نیست و همگان در جهت حفظ آزادی فرد عمل نمیكند. اول به مورد افراد تك تك بپردازیم تا برسیم به شبكه های ارتباطی.



امكانات سؤاستفاده

هروقت صحبت سؤاستفاده از اینترنت میشود توجه همگان (چنان كه غیر منطقی هم نیست) به دو نقطه معطوف میگردد: اول رقابت دولتهای مختلف با یكدیگر كه صاحب بیشترین امكانات و بهترین وسائل در این زمینه هستند و دائم مشغول كسب خبر از همدیگر؛ دوم كسب خبر دولتها از زندگی خصوصی مردمان عادی كه دغدغۀ روزمرۀ گروه های مدافع آزادی های فردی است و از فضولی در كارت های الكترونیكی تا استراق سمع تلفنی، كامپیوتری و خواندن ایمیل و خلاصه هر چیزی را كه از مجرای مبادلات الكترونیكی بگذرد شامل میگردد.

در مورد جنبش های مردمی با نوع سومی از سؤاستفاده از اینترنت مواجه هستیم كه یك طرفش گروه های سیاسی و دولتها هستند و طرف دیگرش افراد عادی منتها موضوع آن سیاسی است، نه خصوصی. اینجاست كه مسئله برای آیندۀ ما مهم میشود. بخصوص كه در جریان حركت های اعتراضی توجه همگان به حكومتی معطوف است كه با آن مبارزه میكنند (به عبارتی دولت نامتبوعشان) و اگر از دخالت و تعقیب و ضربه دیدن از این حكومت در امان بودند احساس امنیت كامل مینمایند كه احساس كاذبی است. باید توجه داشت كه دول خارجی نیز میتوانند در این فرآیند اعتراضی و احیاناً انقلابی دخالت بكنند و روشن است كه این دخالت را فقط از مجرای دیپلماتیك یا از دیگر مجاری رسمی یا عمومی انجام نخواهند داد. آنجایی كه صحبت از دخالت پنهان در میان باشد حوزۀ اینترنت فرصت بسیار خوبی برای كار فراهم میاورد.



تماس

دورانی كه پیكهای انقلابی را با هویت جعلی و ریش و سبیل قلابی به اطراف و اكناف روانه میكردند گذشته است وامروز تماسهای همۀ ما، تماسهایی كه در شرایط انقلابی بسیار وسیع و حیاتی میگردد، از مجاری الكترونیكی میگذرد. مشكل در این است كه نه فقط خود این تماسها بلكه حتی محتوای آنها در معرض بازرسی است بدون اینكه كسی كسی را لو بدهد، حتی ردی از این بازبینی باقی بماند یا اصلاً لزومی به دستگیری احدی باشد.

در وقایع اخیر روشن شد كه حكومت اسلامی در این زمینه پیشرفته ترین وسائل را تدارك دیده تا اختیار كار از دستش به در نرود و مجبور نشود مثل جنبش دانشجویی هجده تیر، فقط با از كار انداختن شبكۀ تلفن همراه از بروز واقعه ای كه برایش در حكم فاجعه است، جلوگیری كند. سلسله بازداشتهایی هم كه از روز شروع حركت تا به امروز ادامه یافته است (و هنوز پایان نگرفته) به مقدار زیاد به همین فناوری متكی بوده است.

در عین حال نباید این را هم از یاد برد كه اگر جمهوری اسلامی توانسته امكانات این نوع كنترل را فراهم بیاورد دولتهای بزرگ كه از بابت تكنولوژیك متكی به دیگری نیستند و در صف اول نوآوری های الكترونیكی قرار دارند ، این كار را با راحتی بیشتر انجام میدهند. شاید استفاده ای كه از امكانات خود میكنند آنی نباشد ولی ممكن هست و در شرایطی كه لازم باشد انجام هم خواهد شد و منطقاً در جهت امتیاز دادن به یكی از طرفهای دعوا صورت خواهد گرفت، طرفی كه بتواند منافع دولتهای مورد بحث را تأمین سازد.



خبرگیری

خبرگیری ما از اینترنت دو صورت دارد: یكی با مراجعه به سایتهای خبری و سیاسی و دیگر با رد و بدل كردن ایمیل. طبعاً با شروع اعتراضات اخیر میزان مراجعۀ همه به سایتهای مختلف افزایش یافته است و از آن مهمتر مقدار ایمیل هایی كه به هركدام ما میرسد چند برابر شده است. در مورد سایتها، اخباری كه میدهند هر چه باشد، این امتیاز هست كه سیاست آنها كمابیش برای مراجعه كنندگان روشن است و همین آشنایی بهترین معیار است برای ارزیابی مطالبی كه انعكاس میدهند. در مورد پیامهایی كه دریافت میكنیم این كار بسیار مشكل و گاه غیرممكن است. چون نامه ها معمولاً با هویت نامعلوم میرسد و گاه پیامهایی كه از یكی از این فرستنده های حرفه ای میاید به اندازه ای پرشمار و متنوع و مغشوش است كه گرایش سیاسی فرستنده را (لااقل تا مدتی) استتار میكند.

در شرایط بحرانی كه فرصت برای وارسی صحت اخبار كم است و گاه باید به سرعت بر اساس آنها اتخاذ تصمیم نمود، خبر متواتر به خبر صحیح تبدیل میشود و صرف تكرار از چند و حتی گاه یك منبع، جای مقابلۀ منابع مختلف را میگیرد. ضرب خبررسانی مكرر سپر نقد همه را در معرض فرسایش قرار میدهد. اینترنت قدرت آتش این شیوۀ خبررسانی را كه تا به حال در انحصار شبكه های بزرگ و وسیع خبری و تبلیغاتی بود عملاً در دسترس گروه های نسبتاً كوچك قرار داده و برای دولتهایی كه میخواهند از این راه بر حوادث تأثیر بگذارند نیز وسیله ای كم خرج و پربازده فراهم نموده است. در اینجا صحبت از دستور دادن به این و آن نیست، از كوشش برای كنترل كردن افراد از طریق اطلاعاتی است كه در اختیارشان قرار میگیرد، نه با قانع كردنشان، با فرسودن قوۀ تمیزشان.

پخش خبر (درست یا نادرست بودنش تفاوتی نمیكند) در اینترنت (یا در سطح جامعه) به همان شكلی صورت میپذیرد كه رواج بیماری های واگیردار. روند شیوع این بیماری ها سالهاست كه توسط متخصصان این نوع بیماری ها (épidémiologiste) نه فقط تئوریزه شده بلكه حتی در قالب مدلهای ریاضی بیان گشته است. اشارۀ كوچكی بكنم و بگذرم. این مدل سازی ها فقط استفادۀ بهداشتی ندارد و برای بهینه سازی كاربرد سلاح ها میكربی هم بسیار مفید است. اخباری كه گاه در میان ما پخش میشود به این نوع دوم شبیه تر است تا چیز دیگر.



شبكه سازی

برسیم به وجه جمعی كار و آنجایی كه فرد باید بتواند با جا گرفتن در این گروه و آن شبكه خود را از تهدید خطرات اینترنت محفوظ بدارد.

خود جامعه شبكه ایست از مراودات مختلف (سیاسی، اقتصادی، مذهبی، خویشاوندی...) و كاری كه شبكه هایی نظیر فیس بوك انجام میدهند ایجاد مجالی مجازی است برای برقراری این نوع مراودات. استفاده از این شبكه ها كه رواج بسیار هم گرفته است برای تمامی كسانی كه از آن استفاده میبرند مغتنم و مطبوع است، بخصوص اگر در كشوری زندگی كنند كه ساده ترین دادوستدهای اجتماعی در آن ممنوع و لااقل مشكل است. در وضعیتی كه دولت با جامعه درافتاده این شبكه های مجازی یاوری است برای رفع مزاحمت های موجود در حیات اجتماعی و به هر صورت غنیمت است.

استفاده از این نوع شبكه ها دو خطر ایجاد میكند كه هر دو میتواند برای مبارزه عواقب بسیار وخیم داشته باشد. اول از همه اینكه نوعی نقشه برداری از جامعه به دست میدهد كه تا به حال هیچ دولت توتالیتری امكان انجامش را نداشته است (چه كسانی با چه كسانی در ارتباط هستند، با چه فاصله از هم خبر میگیرند، موضوعش رابطه شان چیست، وجوه اشتراكشان كدام است...). كسی كه به این اطلاعات دسترسی پیدا كند نوعی نقشه در اختیار خواهد داشت كه برای اطلاع از وضع بخشی از جامعۀ ایران (بخشی كه مشتری این شبكه های مجازی هستند، یعنی در درجۀ اول جوانان) و نیز دخالت در آن بسیار باارزش است.

البته شركتهای خصوص كه این امكانات را در اختیار مردم قرار میدهند مدعی هستند كه اطلاعات موجود در كامپیوترهایشان برای احدی قابل دسترسی نیست و همه چیز به صورتی انجام میپذیرد كه فقط كاربران از آنچه كه میكنند اطلاع داشته باشند، به علاوۀ اینكه هویت واقعی گروه اخیر در هر حال محفوظ میماند و... اما این حرفها در حد تبلیغات است. تمامی تاریخ رمزبندی و رمزشكنی از تناوب بین این قبیل ادعاها و باطل شدنشان ساخته شده است. اگر رمز شكسته بشود و اطلاعات درز بكند شركت عرضه كنندۀ خدمات بیش از اظهار تعجب و عذرخواهی كاری نخواهد كرد. از این گذشته دسترسی به اطلاعات همیشه مستلزم رمزشكنی نیست. راه بسیار ساده تر و كم دردسرتر وارد شدن از در عقب، یعنی مراجعه به مدیران شركت ارائه كنندۀ خدمات یا حداكثر جاسوسی در این مؤسسات است.

همكاری گوگل و یاهو با دولت چین كه یكی در فیلترینگ شریك دولت شد و دیگری اطلاعات مربوط به مبادلات ایمیلی را در اختیار حكومت گذاشت، اخیر است و از یاد كسی هم نرفته. به هر حال جایی كه صرفاً مسئلۀ سود و سرمایه در میان باشد از این اتفاقات زیاد میافتد. وقتی دول خارجی بتوانند چنین خدماتی بگیرند حكومت كشوری كه این شركتها در آن بنیان نهاده شده میتواند از انگیزۀ وطن پرستی مدیران و كاركنان آنها نیز استفاده كند و از آنها بخواهد تا به این ترتیب به وطنشان خدمت نمایند. این بار صحبت از این شد كه از شركت تویتر خواسته شده است تا به روز كردن سیستم هایش را عقب بیاندازد تا به حركت بزرگ مردم ایران لطمه نخورد. توجه داشته باشیم كه این درخواستها میتواند در جهات دیگر هم صورت بپذیرد و نه فقط از رأس دولت.



شخصیتهای مجازی یا دروغین؟

هویت مجازی همانطور كه هویت واقعی كاربران عادی را پنهان و به عبارتی مجهول الهویه شان میكند (باز یادآوری میكنم كه این پنهان شدن به معنای محفوظ بودن نیست) به كسانی كه بخواهند بر تصمیمات و كنشهای كاربران (نه فقط در دنیای مجازی، بلكه در جهان حقیقی) تأثیر بنهند، امكان میدهد تا از طریق این هویتها كه گاه اختیار چندین تای آنها را میتوان بر عهدۀ یك نفر نهاد، عمل بكنند. واحدهای عملیات اینترنتی كه در كشورهای گوناگون وجود دارد و روز به روز هم در حال توسعه است، برای همین كارهاست.

استفاده از این شبكه ها برای پخش اطلاعات مورد نظر میتواند به صورت بسیار دقیقتراز آنچه كه در كل اینترنت ممكن است و بالاتر به آن اشاره
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=1354