بحران اوکراین - حسن بهگر
تحولات اخیر اوکراین موجب اظهارنظرهای گوناگونی در جهان شده و درمیان هموطنان ما نیز به همچنین . با در نظر گرفتن اهمیت مساله هیچ جای تعجبی نیست. جنگ تبلیغاتی بزرگی همه ی مردم دنیا را هدف گرفته که رسانه های غربی در آن دست بالا را دارند. متأسفانه در این شرایط دروغ زیاد گفته می شود، پس بهتر است بکوشیم تا از ورای آنچه می شنویم تحلیلی تا حد امکان نزدیک به واقعیت عرضه کنیم.

مروری بر حوادث اخیر اوکراین

مردم در نوامبر 2004 علیه فسادهای گسترده ی مالی به تظاهرات پیگیری پرداختند که انقلاب نارنجی لقب گرفت و به کنار رفتن یانوکویچ رئیس جمهور وقت و جایگزینیش با ویکتور یوشنکو انجامید. ولی سپس در اولین انتخابات دوباره یانوکوویچ که به روسیه گرایش داشت برنده شد و اتحادیه اروپا نیز این امر را پذیرفت و به این انتخابات ایرادی از قبیل تقلب و اینها نگرفت.

از نوامبر 2013 مسئلهُ اتحاد اقتصادی با اروپا مطرح گردید که برای متخصصان مایه ی تعجب بود. اوکراین حدود بیست و پنج سال است که مستقل شده و تا قبل از آن بخشی از امپراتوری عثمانی، روسیه و سپس اتحاد شوروی بود. اگر فقط نگاهی به مبادلات اقتصادی اوکراین بیندازیم متوجه می شویم که اثرات 200 سالهُ تسلط روسیه را نمی شود یکشبه زدود و این کشور را به اتحادیه اروپا وصل کرد . تمامی متخصصان میگویند که اقتصاد اوکراین مکمل اقتصاد روسیه است و برای تولیدات اوکراین در اروپا بازاری نیست. 25% صادرات و 32% واردات اوکراین به روسیه است . دوسوم گاز طبیعی و 100% سوخت اتمی از روسیه تامین می شود. چندین صنعت مهم اوکراین از جمله صنایع غذایی بین 50% تا %90 به روسیه وابسته است.

به علاوه اوکراین کشوری جوان است و هنوز به سختی می تواند هویت خود را مشخص کند . وابستگی اوکراین به روسیه از نظر زبان و خط و مذهب ارتدوکس و همنژادی اسلاو غیر قابل انکار می باشد . 16 %جمعیت را روس تباران تشکیل می دهند و 90% به زبان روسی حرف می زنند . درخود روسیه سه میلیون اوکراینی زندگی می کنند که خود بزرگترین گروه قومی مردم روسیه است.

به هر حال یانکویچ با پیمان تجارت آزاد با اتحادیه اروپا مخالفت کرد و تصمیم گرفت کمک پانزده میلیارد دلاری روسیه را بپذیرد و به سوی اروپا نرود. این امر موجب تظاهراتی بسیار خشن شد که نقش گروه های افراطی در آن بارز بود. کم کم کار بالا گرفت و فشار بر حکومت افزایش یافت. حضور و حمایت سناتورجان مک کین جمهوری خواه و سناتور مورفی از دمکرات های آمریکا ، ویکتوریا نولند عضو برجستهُ وزارت خارجهُ آمریکا، والتر اشتاینمایر وزیر خارجهُ آلمان، لخ کاچینسکی نخست وزیر پیشین لهستان و نیز میخاییل ساکاشویلی رییس جمهوری پیشین غرب گرای گرجستان که از ترس تعقیب از کشور خود گریخته، نشانهُ پشتیبانی آشکار غرب از مخالفان دولت بود. ولی به رغم این پشتیبانی سیاسی، غربیان از پیشنهاد کمک مالی به اوکراین سر باز زدند.

یانکوویچ موافقت کرد که انتخابات دیگری برگزار شود و تاریخ برگزاری آن را 25 ماه مه اعلام کرد، نمایندگان مخالفان هم پذیرفتند، چرا که مشخص بود که این بار یانوکویچ شانسی برای انتخاب مجدد ندارد. ولی گروه های مسلح بر شدت حملات خود افزودند و یانکوویچ در پی تهدید و فشار مخالفان مخفی شد. وی این حوادث را کودتا نامید و با ادامه تظاهرات به روسیه پناهنده شد. از جانب دیگر پارلمان اوکراین در غیاب یانکوویچ رای به برکناری وی داد و رئیس جمهور و نخست وزیر موقت تعیین کرد.

الحاق کریمه

واکنش روسیه سریع بود. پس از یک همه پرسی، کریمه که شصت درصد جمعیتش روس تبارند و در دورات خروشچف از روسیه منتزع و در چارچوب اتحاد شوروی به اوکراین الحاق شده بود، قبل از اینکه دولت کیف بتواند واکنشی نشان بدهد، دوباره به روسیه بازگشت. روسها در برابر اعتراض غرب که نمیخواهند این رفراندم را به رسمیت بشناسد، به سابقهُ کوسوو استناد میکنند که با تأیید کامل غرب انجام گرفت.

این جدایی از یک سو باعث واکنش و جبهه گیری شدید غربیان شد و از سوی دیگر دیگر روس تباران شرق اوکراین را به رفتن به سوی استقلال تشویق نمود. تا امروز آتش اختلاف تندتر شده، اوکراین در معرض جنگ تمام عیار داخلی است و روسیه هدف برخی تحریم ها از سوی غرب قرار گرفته است.

تا به حال فجیع ترین واقعه در اودسا واقع گردیده است. درتاریخ 2 مه ساختمانی که برخی از هواداران روسیه در اودسا اشغال کرده بودند بر اثر حمله ی نیروهای طرفدار کیف دستخوش آتش سوزی مرگباری شد که در آن 42 انسان زنده زنده سوختند. این برای من یادآور فاجعه ی سینما رکس بود. با این تفاوت که عده ای را هم که می خواستند از معرکه بگریزند فاشیست ها به گلوله بستند. سکوت چند روزه رسانه های همگانی غرب در این فاجعه که تا مدتی از یک حادثه آتش سوزی سخن گفتند بدون آن که اشاره کنند چه کسی عامل آن بوده و عامدانه کوکتل مولوتوف و گاز خفه کن به داخل ساختمان پرتاب کرده، شرم آور بود.

اوایل ماه مه رییس جمهور موقت اوکراین با اشاره به پیوستن شمار دیگری از نظامیان کشورش به مخالفان اذعان کرد مناطق شرقی از کنترل دولت خارج شده است و در نهایت پس از یک همه پرسی استان دیگری در شرق اوکراین استقلال خود را اعلام کرد و درخواست پیوستن به خاک روسیه را نمود بدون اینکه از سوی روسیه به رسمیت شناخته شود.

صورت مساله ظاهراً اینست که اکثریت مردم در کمال آزادی تمایل خود را به پیوستن اتحادیه اروپا نشان داده اند و پوتین با اشغال کریمه استقلال و حاکمیت ملی آن کشور را نقض کرده است. این فقط بخش حقوقی داستان است که نه منطق رفتار غرب را برای ما روشن میکند و نه منطق رفتار روسیه را.

حضور نظامی روسیه در کریمه در قرارداد سال 1997 با اوکراین مشخص شده بود. بر اساس این قرارداد روسیه مجاز بود 388 کشتی، 161 هواپیما و هلیکوپتر و 25 هزار سرباز در کریمه مستقر کند. این تجهیرات و نیروها به روسیه امکان میدهند که حوزه نفوذ و قدرت خویش را از کریمه تا شرق دریای مدیترانه و کانال سوئز و حتی تا شبه جزیره عربستان و سواحل اقیانوس هند بگستراند.

بنا بر قرارداد 1997، روسیه سالانه بابت اجاره سواستوپل 100 میلیون دلار به اوکراین می پرداخت. روسیه بابت سواستوپل و گاز و هزینه های دیگر سالانه مجموعاً 4 میلیارد دلار به اوکراین یارانه می داد. قرارداد استقرار نیروهای روسیه در کریمه تا سال 2042 تمدید شده بود.

محروم کردن روسیه از دسترسی نظامی به آبهای مدیترانه هدف مانور غرب بود. آشکارا می توان دید که روسیه با توجه به اهمیت استراتژیک کریمه نمی توانست به این تعرض بی تفاوت بماند. ولی نکته در این است که نقطه ی شروع کار تهاجم غرب بود وگرنه روسها سالها بابت امتیازاتی که گرفته بودند پول به خزانه ی اوکراین سرازیر کرده بودند و گاز ارزان به این کشور داده بودند که البته اکنون از این هر دو خرج آسوده شده اند.



پیوستن به اتحادیهُ اروپا

حتا یوشکا فیشر وزیر خارجهُ سابق آلمان هم به سیاست غلط اروپا اذعان دارد. وی طی مقاله ای اتحادیه ی اروپا را مقصر می داند که با طمع ورزی و ندادن امتیاز قابل توجهی به اوکراین این فاجعه را آفریده است. او بر این باور است که :« اتحادیهُ اروپا باید پاسخگوی اعمال خود باشد. یانوکویچ همیشه هوادار روسیه بوده ، هنگامی که در سال 2010 به ریاست جمهوری اوکراین انتخاب شد در واقع انقلاب نارنجی که هوادار اتحادیه اروپا بود پایان یافت او از این که در انتخابات 2004 شرکت کند و برنده شود و اوکراین را در بلوک روسیه نگهدارد نهراسید. چرا اتحادیه اروپا به اوکراین برای بستن یک قرارداد اتحاد فشار می آورد بدون آن که بخواهد به اوکراین امتیازی بدهد که در مقایسه با امتیازاتی که روسیه می دهد بتواند اوکراین را وسوسه کند؟»



پیوستن به اتحادیه اروپا آوازدهلی است که از دور خوش است . کشورهای مثل لتونی و لیتوانی راپس از فروپاشی شوروی از نزدیک شاهد هستیم که کارخانه های تولیدی خود را بسته اند و بجایش بانک ها و فروشگاه های اروپای غربی باز شده . خرید و فروش با روسیه ممنوع گردیده و مردم روز به روز فقیرتر و مقروض تر شده اند. نمونه دیگر رومانی است. امروز کشورهای اروپای غربی شاهد مهاجرت متقاضیان کار اروپای شرقی هستند که حاضرند با حقوق کمتر از آنچه رایج است در غرب کار کنند، بحران سیاسی را هم که از این کار زاده شده، به چشم میبینیم. طرفه اینکه اروپای غربی همواره به باشندگان اروپای شرقی بچشم شهروند درجه دو نگاه کرده است.

علیرغم تبلیغات فراوان، برای من جای تردید است که اوکراین با پیوستن به اتحادیه اروپا به استقلال و رفاه نسبی دست پیدا کند. ولی از اقتصاد گذشته، همه می دانند اتحادیه اروپا تنها یک واحد اقتصادی نیست، سیاسی هم هست. این موجب شده است که آمریکا بعنوان برادر بزرگتر با یک مجموعه ای طرف باشد که لزومی به متقاعد کردن تک تک اعضای آن ندارد. وقتی آمریکا تصمیمی می گیرد اروپا را یدک میکشد . جنگ عراق و افغانستان نمونه ی بارز آن بود. کنترل شنود اتحادیه اروپا توسط آمریکا که چندی پیش فاش شد بیانگر استیلای آمریکا بر اروپا و اصرارش برکنترل این اتحادیه است .این بسی مایوس کننده است اتحادیه اروپایی که شعار صلح جهانی می دهد با توسعه ی خود تبدیل به یک اهرم جنگ شده است .

روس ها بحق پیوستن به اتحادیه اروپا را مقدمه ی وارد کردن اوکراین در پیمان ناتو می دانند. پیمانی که در برابر کمونیسم شوروی ساخته شد و موجب گردید پیمان ورشو متولد شود. امروز دیگر پیمان ورشو در کار نیست و روسیه هم کمونیستی نیست. گرچه دموکراسیش بی عیب و نقص نیست ولی ربطی به حکومت استالین و برژنف ندارد. اما غرب اصرار دارد روسیه را همان شوروی قلمداد کند و پای ناتو را هرچه بیشتر به کشورهای دیگر بگشاید.



نتیجه

این شگفت انگیز است که کشورهای مدعی دموکراسی و لیبرالیسم که دائم از فواید داد و ستد اقتصادی برای ترویج صلح سخن میگویند، در هر فرصت کشورهای دیگر را از خریدو فروش آزاد منع می کنند و با سلاح تحریم اقتصادی دیگران را تهدید می کنند .

تخم نفرتی که در اوکراین کاشته شد مدتها از مردمی که سالیان دراز در صلح زندگی کرده بودند قربانی خواهد گرفت. این یک واقعیت غم انگیز است که بازنده اصلی مردم اوکراین اند. روسیه به بی طرفی اوکراین راضی بود و هنوز هم میگوید که هست. ولی خواست عمده ی غرب آوردن اوکراین به ناتو بود چنانکه می دانیم همسایه اوکراین لهستان هم دراتحادیه اروپا و هم در ناتو عضویت دارد. اوکراین کشوری حایل بود ولی غرب این حایل را برداشت و این کشور نوپا را در معرض فروپاشی قرار داد. سرنوشت تلخ مردمی را که در معرض جنگ داخلی قرار گرفته اند هر روز شاهدیم.

در کل شرایط جدیدی که غرب عامل آن بود به سود روسیه تمام شد. روس ها کریمه را اشغال کردند و به برای مقابله با فشار غرب به چین هم نزدیک شدند. از جانب دیگر روسیه بدنبال عضویت داوطلبانه اتحادیه اوروآسیایی EAU است که حتا اعضای اتحادیه اروپا EU را نیز می پذیرد. این اتحادیه بدنبال یک منطقه آزاد تجاری است که از لیسبون تا ولادی وستک گسترش دارد. توافق نخستین میان روسیه ، بلاروس و قزاقستان در ماه مه سال جاری به پایان رسید.

این شوربختی ماست که درهزاره ی سوم باید شاهد تجاوز و استعمار به بدترین شکل و فجیع ترین جنایات علیه انسان های بی گناه باشیم . صاحب شدن همه چیز آنهم به حساب کشته شدن مردم بی گناه آنهم مفت و مجانی سیاست غرب بوده است و این سیاست هنوزادامه دارد.

استکهلم 2014-06-08

+++



این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است.

+++

برای نوشتن این مقاله از منابع زیر بهره برده ام:



Wikipedia-Ukraina

Svensk Dagbladet- 25 mars2014: Nytt kapitel för putins euroasiatiska dröm-Maria Engström

Dagens Nyheter 4
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=1313