هم اتم هم آزادی- رامین كامران
بیست و شش سال است كه مردم ایران در پی خلاصی از حكومت اسلامیند. هر بار فرصتی پیش آمده یا رهبری در كار نبوده و یا آگاهی و همرأیی مردم برای بهره گرفتن از آن تكافو نكرده است. نتیجه اینكه از تمامی تحولات و پست و بلندهایی كه ظرف این مدت پیدا شده یا حكومت اسلامی استفاده برده یا دول خارجی. در همه حال سر ملت ایران بی كلاه مانده است، سهمش را یا این یكی برده و یا آن یكی خورده. كشمكش بر سر اتم هم یكی از همین فرصت هاست كه بازیگران اصلیش حكومت اسلامی و چند دولت غربی هستند و باز هم گویا هیچكدام برای ملت ایران نقشی جز سیاهی لشكر در نظر نگرفته اند.

ولی این اختلاف فقط بعد بین المللی ندارد كه مردم نتوانند در آن ابتكار عملی داشته باشند و ناچار باشند كه یا در پشت دستگاه حكومتی كه خود را حافظ منافع ملی جا زده، موضع بگیرند و یا امید به حسن نیت دول خارجی ببندند. این دعوا بعدی داخلی هم دارد كه برای آزادیخواهان ایران قابل بهره برداری است. باید به هر دو وجه جریان توجه داشت تا بتوان از آن بهره گرفت. استفاده از فرصتهای سیاسی نه در حیطۀ انحصار دول غربی است كه هر بار با موقع شناسی از آن بهره بگیرند و برای ایرانیان تكلیف معین كنند و نه در حوزۀ اختیار حكومت اسلامی كه برای تحكیم موقعیت خود در خارج و داخل كشور، از آن سؤاستفاده نماید. مردم ایران هم میتوانند با موقع شناسی عمل كنند و گامی در راه بهروزی خویش بردارند. مناقشه بر سر اتم مجالی برای كسب آزادی این مردم فراهم آورده كه نباید در بهره برداری از آن تردید كنند.

بر این امر تأكید كنم كه استفاده از این فرصت مطلقاً مستلزم صرف نظر كردن از تكنولوژی اتمی نیست. به هر حال نقداً كه مردم ایران طالب دستیابی به این فناوری به نظر میایند و اصولاًَ هم كسی هم مجاز نیست از این حق محرومشان كند. نكته در اینجاست كه نه باید به این خاطر بازیچۀ حكومت اسلامی بشوند و نه آلت دست دولی كه در پی منافع خویشند. یكی خود را نمایندۀ ملت ایران جا زده و باقی ادعای خیرخواهی این مردم را میكنند، ولی برای هیچكدام این دو مهم نیست كه چه بر سر ملت ایران بیاید. این فقط مردم ایران هستند كه مجازند خیر خود را تشخیص دهند و همینها هم هستند كه میباید در راه تحقق آن بكوشند.

سؤاستفاده از ابهام موجود بین «مصلحت نظام» و «منافع ملی» بهترین ترفندی بوده كه حكومت اسلامی برای ادامۀ حیات و بسیج كردن مردم به كار گرفته. این حكومت هر جا توانسته مصالح خود را با منافع ملت ایران یكی جا زده تا برای خود مشروعیت بخرد و تا به امروز موفق هم بوده.

تا به امروز دولت اسلامی پشتیبانی ملت ایران از سیاست اتمی خود را به بهای بسیار نازلی به دست آورده و موقعیت خویش را به این ترتیب در مذاكرات بین المللی تحكیم بخشیده  به قیمت تظاهر به ناسیونالیسم و گرفتن چند ژست مردم پسند. میبینیم كه در این راه حتی از دست زدن به دامان نام و یاد مصدق هم كوتاهی نكرده است. مردم ایران نیز به دلیل غرور ملی توجه نكرده اند كه میتوانند از شرایط فعلی به نفع خویش كه از منافع هر دو طرف دعوا جداست، استفاده كنند. نه با اتخاذ موضعی مشابه آمریكا و اروپا و صرف نظر كردن از تكنولوژی اتمی و نه با سینه زنی بی منطق پشت سر اسلامگرایان، بلكه با طلب بهای واقعی این پشتیبانی از حكومت خودشان. باید در این دعوا موضعی مستقل و جدا از هر دو طرف حاضر اتخاذ نمود. اینجا دیگر مسئلۀ حملۀ عراق نیست كه تمامیت ارضی كشور در خطر باشد و همه خود را ملزم ببیند تا در فوریت به مقابله بشتابند، داستان مذاكره است و مجال مانور هست.

نكته در اینجاست كه حكومت اسلامی در موقعیتی نیست كه بتواند همزمان در برابر دو فشار خارجی و داخلی مقاومت كند. باید از این ضعف گذرا استفاده كرد. نه با همنوایی با آنهایی كه مدعیند ایران اصلاً حاجت به اتم ندارد. بلكه با حفظ موضع فعلی برای دستیابی به این تكنولوژی كه در مقابل طرف خارجی اتخاذ شده و با علاوه كردن خواست جدیدی به آن. خواست اول متوجه خارج است و دومی باید متوجه حكومت ایران باشد. اگر موضع گیری مردم ایران به مخالفت با خارجیان منحصر شود فقط آب به آسیای اسلامگرایان خواهد ریخت. آنچه باید از حكومت فعلی ایران خواست و مصراً هم خواست و به فوریت هم خواست آزادی بیشتر است. اگر حكومت پشتیبانی از سیاست اتمی میخواهد باید بهایش را هم به مردم ایران بپردازد و همین امروز هم كه تعادل قدرت به نفع ملت است بپردازد. در این بازی فردایی در كار نیست.

نباید در این كشمكش به حكومت فرصت داد تا از حس همبستگی ملی ایرانیان باز هم سؤاستفاده كند. درخواست امتیاز در برابر پشتیبانی از دولت امر جدیدی نیست و در همه جای دنیا سابقه دارد. در اروپای عصر جدید مردم دادن مالیات راكه قرار بود به مصرف ارتش، یعنی دفاع از خودشان برسد، موكول به داشتن نماینده كردند و به همین ترتیب بود كه راه دمكراسی را پیش پای خود گشودند. باز در همین اروپا شركت وسیع طبقات مختلف مردم در جنگهای عصر جدید منشأ تحولات عظیم اجتماعی شد. حتی سربازانی كه از مستعمرات روانۀ جبهه های جنگهای جهانی شدند در عوض دفاع از امپراتوری مستعمره چیان طالب استقلال شدند و بالاخره به دستش آوردند. وقتی دولتی حق مردم را به مسالمت نمیدهد وادارشان میسازد تا در موقع حساس و هنگامی كه قدرتش كم شده، این حق را به درشتی از وی بستانند. حال نوبت ایرانیان است تا چنین كنند، این گوی و این میدان.

وقتی این حكومت مایل است سیاست اتمی خود را به هر ترتیب پی بگیرد و تحكیم موقعیت خویش و بیمه كردن حیات خود را در برابر فشار بین المللی و… را فقط و فقط به حساب دفاع از منافع ملی ایران بگذارد، عوض خواستن از آن قبحی كه ندارد هیچ، سراپا حسن است. حكومتی كه حق مردم را به تاراج برده و امروز محتاج یكپارچگی ملی در برابر فشار خارجی است، باید بهای این كار را لااقل به صورت پس دادن بخشی از این حق بپردازد. باید به گروه حكومتگری كه با وعدۀ اسلام پراكنی دوباره به میدان آمده حالی كرد كه نه فقط امكان بازگشت به دوران امام مرحول را ندارد، بلكه در این شرایط اگر میخواهد از پشتیبانی ایرانیان، حتی در مورد مسئلۀ اتم كه مورد توجه آنها هم هست، برخوردار باشد باید در مقابلش عوضی بدهد. حكومت اسلامی نمیتواند همزمان برای دول خارجی گردنكشی كند و به سركوب داخلی دست بزند و مردم را از خود براند. همینجاست كه باید از آن امتیاز گرفت وگرنه فردا كه خطر از سرش گذشت هر كار خواست خواهد كرد و به كسی هم حسابی پس نخواهد داد.

سیاست هم مثل هر بازی قواعد خود را دارد و بی اعتنایی به آنها ثمری جز شكست ندارد. اگر حكومت های خارجی توانسته اند این همه در عصر جدید از ایران بهره بكشند و اگر حكومت اسلامی توانسته به رغم خواست اكثریت مردم ایران بر این كشور مستقر شود و هر روز بر عمر خود بیافزاید با تبعیت از همین قواعد بوده. مردمی هم كه میخواهند به آزادی دست پیدا كنند باید قاعدۀ این بازی را بپذیرند تا بلكه به هدفشان برسند. اگر غیر از این بكنند تا ابد درجا خواهند زد. كشمكش سیاسی در این سطح بسیار خشن است و برنده هم به بازنده رحمی نمیكند. اگر آزادی میخواهیم نباید دستمان برای ضربه زدن بلرزد وگرنه ابتكار عمل و اختیار كار در دست آنهایی خواهد ماند كه از كوبیدن حریف ابایی ندارند و با ما مردم هم همان معامله ای را خواهند كرد كه تا به حال كرده اند.

برخی از اعضای حكومت صحبت از برگزاری رفراندم بر سر سیاست اتمی میكنند تا پشتیبانی ملت ایران را از راه و روش خویش به دنیا اثبات كرده باشند. هیچ موجبی نیست كه این رفراندم یك سؤاله باشد. اگر جواب مثبت میخواهند لااقل سؤالی برای تصحیح قانون اساسی موجود و نه الزاماً تغییرش، در آن بگنجانند. به عنوان مثال حذف شورای نگهبان كه زن و مرد و پیر و جوان و اصلاح طلب قلابی و مخالف جدی از دستش مینالند. به هر حال، چه رفراندم و چه غیر آن، باید از هر فرصتی كه حكومت محض گرفتن تأیید ایجاد میكند، برای درخواست آزادی استفاده كرد. صدا بلند كردن در اینجا هم از تظاهرات دانشجویی بیشتر اثر دارد و هم ازتظاهرات زنان چون برد جهانیش بیشتر است.

حكومت نمیتواند مردم را فقط برای تأیید خودش و كارهایش آزاد بگذارد. این نوع آزادی را هیتلر و استالین هم میدادند. باید بیش از این خواست و بیشتر از این گرفت. ملت ایران امروز در موقعیتی است كه میتواند چنین كند و باید از این فرصت كه معلوم نیست باز نظیرش كی پیدا خواهد شد، استفاده نماید. از قضیۀ رشدی تا به امروز صبر كردیم كافیست. آزادی ایران كار دول خارجی نیست و باید به دست ایرانیان انجام شود ولی استفاده از ضعف حكومت اسلامی در صحنۀ بین المللی برای پس راندنش در داخل هم بجاست و هم لازم. نگذاریم از فرصتهایی كه پیدا میشود فقط بیگانگان یا خودی های از بیگانه بدتر استفاده ببرند. یكبار هم كه شده خودمان به حركت بیاییم.



2010-06-26
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=1258