سلطنت دموکراتیک! سیاوش ایراندوست
حرف اتحاد همه با همه که هر از گاهی به گوش می رسد این است که اول رژیم فعلی را سرنگون کنیم. اپوزیسیون برای این منظور متحد شود و رهبرش را بر این اساس انتخاب کند و پس از سرنگونی نظام اسلامی بررسی شود که چه نظامی را می خواهیم جایگزینش کنیم، البته _ محض تزئین هم که شده بلافاصله اضافه می شود که _ این نظام باید بر اساس دموکراسی و سکولاریسم و حقوق بشر و حرفهایی از این قبیل باشد.

به نظر می رسد که این شیوه برگرفته از ترفندی است که اسلامگرایان در انقلاب 57 برای براندازی رژیم سلطنتی و جا زدن جمهوری اسلامی به جایش، به کار بردند. با این تفاوت که به جای اسلام، از سکولاریسم در تزئینش استفاده شده است _ و برای ایفای نقشی برعکس نقش دیروزش یعنی جا زدن سلطنت به جای رژیم فعلی، به میان آورده می شود. جالب اینکه همان روش تحمیل نظام دیروز را برای فردا هم در نظر می گیرند و لازم نمی بینند تغییری در آن بدهند. دیروز نمی دانستیم که چه چیزی را جایگزین سلطنت استبدادی کنیم و جمهوری اسلامی نصیبمان شد، امروز هم ندانیم که چه چیزی را می خواهیم جایگزین جمهوری اسلامی کنیم تا سلطنت استبدادی نصیبمان شود.



رفراندوم شاهانه

یکی از افاضات ملوکانه ی ولیعهد سابق استبداد سلطنتی سابق، این است که نمی خواهد مردمی را که خواهان سلطنت مشروطه هستند، از گزینه ی سلطنت محروم کند و معتقد است که دموکراسی باید این فرصت را فراهم آورد که برای تعیین شکل نظام رفراندوم صورت بگیرد. در این حرفی نیست که شکل نظام سیاسی دموکراسی می تواند به صورت سلطنتی مشروطه باشد، اما این روشن است که نقش شاه در نظام مشروطه، تشریفاتی است و شاه مشروطه حق دخالت در حکومت را ندارد، و حکومت شاه همان و تبدیل سلطنت مشروطه به سلطنت استبدادی همان. همان کاری که پدربزرگ ایشان با براندازی سلطنت مشروطه ی ایران کردند و پدر ایشان سلطنت استبدادی را ادامه دادند تا اینکه انقلاب 57 بساط سلطنت را از ایران برچید و سردرگمی بین تشریفات و استبداد همایونی را پایان داد.

از آنجا که «مردم خواهان سلطنت مشروطه» بیشتر شکل موهومی دارد تا مصداق واقعی، مگر اینکه چند نفر اطراف ولیعهد سابق به همراه مدیر امنیت داخلی ساواک سابق و چند نفر توده ای سابق را «مردم» فرض کنیم. طرفداران سلطنت استبدادی یا همان «مردم» مورد نظر ایشان، هیچ ابایی ندارند که مردم واقعی در انقلاب 57 را که از بیداد سلطنت استبدادی به جان آمده بودند به جنون متهم کنند. باید به صراحت بگویم که با این مدعیان سلطنت که کمترین درسی از گذشته نگرفته اند و این بازماندگان خاندان سلطنت که از میهن فقط منافع شخصی خودشان را مد نظر دارند، مجنون آدمی است که به رژیم سلطنتی برای آینده ی ایران دل ببندد. هیچ آدم عاقلی خواهان رفراندوم برای انتخاب بین عقلانیت یا جنون نمی شود.



حوزه ی انتخابات را گسترش دهیم

ولیعهد سلطنت استبدادی سرنگون شده اصرار دارد که دموکراسی تک گزینه ای نمی شود و دموکرات بودن ایجاب می کند که لااقل رفراندومی بین دو گزینه ی جمهوری یا سلطنت برگزار شود. باید گفت که در انتخابات _ که در دموکراسی معنی دارد و در نظامهای اتوریتر و توتالیتر، نمایشی است _ باید حداقل بین دو نامزد انتخاباتی، رقابت صورت بگیرد و انتخابات تک گزینه ای نداریم چه در شکل واقعی اش و چه در نمایش مضحکش. البته تعداد نامزدها می تواند بیشتر از دو تا باشد، اما نمی تواند به تک محدود شود. بنابراین حتی فرض پیروزی گزینه ی سلطنت مشروطه در رفراندوم مورد نظر ایشان، به معنای به سلطنت رسیدن ایشان نیست و اگر اصرار بر رفراندوم برای انتخاب سلطنت مشروطه باشد، باید در صورت پیروزی این گزینه، انتخاباتی هم برای انتخاب شاه تشریفاتی از بین نامزدهایی که آرزوی سلطنت دارند، برگزار شود. شاید نامزدهایی که سلطنت استبدادی سابق را تداعی نکنند، شانس پیروزی بیشتری داشته باشند.

اینکه فعلاً به جز ایشان کسی مدعی مقام شاهی نیست، دلیل خوبی برای «دموکراسی» تک گزینه ای نیست. برای حفظ ظاهر هم که شده، می توان چند نفر دیگر را هم به شرکت در بازی شاه و انتخابش، تشویق کرد. از آنجا که شاه تشریفاتی هیچ مسئولیتی هم ندارد، عده ی قابل توجهی پیدا می شوند که بخواهند شانس شاه شدنشان را آزمایش بکنند و به علاوه شرایطشان هم بهتر از مدعی فعلی باشد.



سه پیشنهاد

حال که مطلب به اینجا رسید، دو پیشنهاد نا ملوکانه ارائه می کنم تا تفریح رفراندوم شاهانه را کامل کرده باشم: با توجه به سابقه ی سؤاستفاده از مقام سلطنتی در ایران مدرن، پیشنهاد می شود که دوره ی شاهی محدود باشد که در این صورت هم عده ی زیادی می توانند به آرزوی دوران کودکی شان برسند که این هم با حقوق بشر و دموکراسی و حرفهایی از این قبیل سازگار است و هم امکان سؤاستفاده از این مقام تشریفاتی کم می شود. و این نیز تأکید شود کسی که نامزد شاهی می شود، دیگر نمی تواند برای هیچ مقام حکومتی نامزد بشود و برعکس.

پیشنهاد دوم این است که برای اینکه شاه مشروطه بتواند از عهده ی نقش تشریفاتی اش بر بیاید، و نیز پایش را از حدود تشریفاتی اش بیرون نگذارد، نامزد شاهی بهتر است سابقه ی حرفه ای طنز پردازی داشته باشد. زیرا در اینصورت یک شاه تشریفاتی خواهیم داشت که به درد کار مفید هم می خورد و با انتشار طنزهایش در روزنامه ای شاهانه، هم به گسترش انتقاد و خنده و مدارا در جامعه کمک می کند و هم با مسخره کردن مقامهای حکومتی، وسوسه ی حکومت را در خودش از بین می برد. و خوش به حال روزنامه نگاران طنز پرداز که به دلیل احراز این شرط می توانند برای برآورده شدن یکی از آرزوهای دوران کودکی شان، خودشان را در معرض انتخاب مردم قرار دهند.

و یک پیشنهاد بسیار ملوکانه که بهتر است به جای پادشاه مشروطه، ملکه ی مشروطه داشته باشیم، یعنی مقام سلطنت مشروطه به خانمها اختصاص داده شود. و این پیشنهادات می تواند در صورت پیروزی گزینه ی سلطنت مشروطه به ترتیب از آخر به اول به سه رفراندوم جداگانه گذاشته شود.



ایران – 24 آذر 1392



این مقاله برای سایت ایران لیبرال است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است.(iranliberal.com)
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=1090