انقلاب لائیسیته – سیاوش ایراندوست
با تثبیت و تحکیم موقعیت استراتژیک کشور ایران و قبول رسمی و ناگزیر آن از طرف قدرتهای غربی، خطر جبهه ی خارجی در مقابل مبارزه ی آزادیخواهی ایرانیان کم می شود و فرصت مناسبی برای گسترش مبارزه ی سیاسی در جبهه ی داخلی گشوده می شود. همچنان هوشیاری در مقابل سؤاستفاده ها و فرصت طلبی های بیگانگان و جلوگیری از دست اندازی های آنان در جریان مبارزه ی مردم ایران با دیکتاتوری حاکم لازم است.

هر چند که تحکیم موقعیت را می توان دستاورد دیر هنگام استقلال خواهی مبارزه ی مردم ایران بر ضد حکومت استبدادی قبلی دست نشانده ی بیگانه دانست، اما فاجعه ی دیکتاتوری و عدم آزادی سیاسی همچنان بر جاست. حکومت استبدادی فعلی معضل تاریخی بزرگی بر سر راه آزادی ایرانیان است. راه حل این معضل بزرگ برای مردم ایران تغییر نظام سیاسی کشورشان است؛ شکل دادن و به اجرا گذاشتن این راه حل در قالب استراتژی انقلاب مردم ایران برای براندازی حکومت اسلامی و برقراری نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و لائیک در کشور ایران است. این استراتژی را دکتر رامین کامران در کتاب «ضد ولایت فقیه (براندازی حکومت اسلامی)» تشریح کرده است.



استراتژی انقلاب

در به کارگیری استراتژی براندازی حکومت اسلامی باید توجه داشت که وجه تاکتیکی کار نیاز به شناخت امکانات محل و استفاده ی سریع از آنها دارد و از راه دور میسر نیست. توانایی تاکتیکی را باید در محل ایجاد کرد و این کار ما مبارزان آزادیخواه داخل ایران است. تاکتیک های کارساز در چارچوب استراتژی و توجه دائم به آن است که می تواند ما را به هدف برساند و نباید به هیچ قیمت هدف اصلی مان را كه دستیابی به دموكراسی لیبرال و لائیک است از نظر دور بداریم، مماشات بر سر هدف غایی یعنی از دست دادنش به رضای خود. رهبر، هر كه باشد، در این میان وسیله است و در صورتی و تا موقعی به درد می خورد كه ما را به هدف نزدیک كند. بنابراین طرح استراتژی و ارزیابی و راهنمایی استراتژیک وظیفه ی رهبری سیاسی است و طرح و ارزیابی و اجرای تاکتیک های کارساز بر عهده ی مبارزان سیاسی جدی ایرانی است.

به مبارزان مردد باید گفت که ترديد وضعيت ذهنی است و دنبال اطمينان ذهنی رفتن را بايد كنار گذاشت چون دست يافتن به يقين نه ممكن است و نه لازم، و آنچه لازم است مبانی عقلی عينی و سنجشگرانه و همت و استواری برای رسيدن به هدف هستند و اين مبانی عقلی سنجشگرانه و واقع گرايانه در مورد نظام سياسی آينده ی ايران را می توان در استراتژی براندازی حکومت اسلامی يافت و پيروزی واقعی مردم ايران در استقرار نظام سياسی دموكراسی ليبرال و لائیک در کشور ایران و در گرو همت و استواری آزادیخواهان ایرانی است.

پیروی از استراتژی «ضد ولایت فقیه (براندازی حکومت اسلامی)» بر حساب منطقی است و به این دلیل است که راه مناسبی برای استقرار دموکراسی و عدالت در کشورمان است. اصولاً هر گاه رسیدن به هدف مستلزم استفاده از قابلیت هایی باشد که در همه نیست، منافع همه ایجاب می کند که از اشخاص لایق پیروی کنند. مسئولیت برقراری دموکراسی در کشور ایران و حفاظت از آن پس از استقرارش، در همه حال بر عهده ی مردم ایران است.

فرمانبری پایه ی قدرت است نه فرماندهی، چون اگر اولی نباشد دومی به هیچ کاری نمی آید. مردم ایران با عدم پیروی از حکومت دیکتاتوری پایه ی قدرتش را ویران خواهند کرد؛ نکته این است که این سرپیچی از حکومت اسلامی باید به صورت منسجم و با هماهنگی اکثریت مردم صورت بگیرد تا حکومت دیکتاتوری نتواند برای حفظ خودش مردم را در مقابل یکدیگر قرار دهد. هماهنگی بین مردم در موقع مناسب برای سرنگونی حکومت دیکتاتوری با پیروی از رهبری سیاسی جنبش انقلابی صورت می پذیرد؛ تلاش برای رسیدن به این مرحله با ترویج استراتژی انقلاب در میان مردم و بسیج مردم حول شعار انقلاب صورت می گیرد.



لائیسیته و روشنفکران

جدایی دین از سیاست قسمت فراموش شده ی تجدد ایرانی بود. قسمتی اساسی که فاجعه ی حکومت اسلامی تاوان جدی نگرفتن آن در جریان مبارزه ی مردم ایران بر ضد استبداد پهلوی است. گردآوری نیرو برای مبارزه ی جدی با حکومت دیکتاتوری اسلامی با بسیج مردم حول شعار لائیسیته امکان پذیر است. وظیفه ی امروز آزادیخواهان ایرانی از قوه به فعل آوردن توان شعار لائیسیته در بسیج مردم است. زدودن شبهه پراکنی های مغرضانه ی اسلامگرایان در باره ی لائیسیته و رفع تصورهای نابجا از آن، آشنا ساختن مردم ایران با کارکرد لائیسیته در دموکراسی و توان پیگیری خواست لائیسیته برای ختم کردن عمر حکومت اسلامی بر عهده ی روشنفکرانی است که خواستار آزادی ایران از شر استبداد-استعمار هستند.

این تصور که با دخالت مذهب در سیاست هم می توان به آزادی و دموکراسی رسید، خطای فکری بنیادی است که از سوی برخی روشنفکران مذهب زده ترویج و تحت عنوان مذهبی بودن عموم مردم توجیه می شود و ثمری جز توجیه حکومت دیکتاتوری اسلامی ندارد. در این مورد باید گفت که حکایت مذهب زدگی عوام حکایت نادرستی است که دغلبازانه جهت سرپوش گذاشتن بر مذهب زدگی و استبداد طلبی روشنفکران عقب مانده ارائه می شود و مردم از نظر فکری در سطح بسیار بالاتری از اینگونه روشنفکران هستند؛ عموم مردم از نظر تحول فکری پیشرفته هستند و اینگونه روشنفکران عقب مانده، درست عکس دوران مشروطیت. باید به این روشنفکران عقب مانده که برخی از آنان خیال خام حذف روحانیت و لگام گسیختگی مذهبی دارند، یادآوری کرد که لائیسیته نه خفیف کردن دین است و نه خفیف کردن روحانیان و نه خفیف کردن مؤمنان، جدایی است به معنای استقلال اقتدار مذهبی از اقتدار سیاسی؛ جدایی درست راه را بر سودای حکومتگری روحانیان و نیز سؤاستفاده ی سیاست از مذهب می بندد، ولی دست روحانیت را در اداره ی مذهب باز می گذارد.

قدرت روشنفکران در شکل دادن به افکار عمومی باید در جهت برقراری دموکراسی در کشور ایران و تأمین منافع ملی ایرانیان به کار رود. سؤاستفاده از آن در جهت منافع بیگانگان با تظاهر دروغین به دموکراسی خواهی، خطای اساسی برخی روشنفکران ایرانی هم پیمان نومحافظه کاران آمریکایی است؛ استمرار استعمار طلبی اینگونه روشنفکران، نشان سست عنصری و خیانتکاری شان است. روشنفکران آزادیخواه ایرانی باید با افشای دغلبازیهای خیانتکاران در جهت حفظ حیثیت روشنفکری بکوشند. کیفیت جریانی که روشنفکران بدان وسیله در سیاستهای فردا تأثیر می گذارند موضوعی پر اهمیت است که نباید دستخوش دغلبازیهای روشنفکرانه قرار بگیرد. دموکراسی یعنی اداره شدن مملکت به خواست مردمش نه به میل بیگانه.

ملت ایران تنها مرجعی است که توان براندازی حکومت دیکتاتوری و برقراری دموکراسی در کشور ایران را دارد. گام اساسی مردم ایران در راه خلاصی از چنگ حکومت اسلامی، به کارگیری شعار لائیسیته در جنبش دموکراسی خواهی شان است. انقلاب لائیسیته می تواند انقلاب پایانی ایرانیان در مبارزه های سیاسی شان برای برقراری دموکراسی در کشورشان باشد، مبارزه های آزادیخواهانه ای که با به راه انداختن انقلاب مشروطه در بیش از یک قرن پیش آغاز شد و با پیروزی انقلاب لائیسیته به نتیجه ی دموکراسی پایدار در ایران می رسد. پخش آرا و اندیشه های آزادیخواهانه بر عهده ی روشنفکران آزادیخواه ایرانی است. پخش و ترویج اندیشه های مطرح در کتاب «یگانگی و جدایی، لائیسیته در ایران فردا» در بین مردم ایران، برای پیگیری خواست لائیسیته و آشنایی با شکل درست جدایی اقتدار مذهبی از اقتدار سیاسی، ضروری است. قاطعیت در براندازی همانقدر لازم است که طرح درست و معقول برای تحقق و تداوم جدایی. ( کتاب «یگانگی و جدایی، لائیسیته در ایران فردا» نوشته ی رامین کامران در سایت ایران لیبرال به صورت پی دی اف در دسترس است. )

مسئولیت اساسی روشنفکران آزادیخواه ایرانی ترویج خواست لائیسیته و طرح درست تحقق و تداوم آن، در میان مردم است. این وظیفه روشنفکران ایرانی را در هر کجا باشند، به عمل فرا می خواند. روشنفکران امروز ایران نقش عمده ای در به راه انداختن انقلاب لائیسیته و پیروزی آن - استقرار نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و لائیک جمهوری ایران - خواهند داشت. و این چنین جریان روشنفکری ایران پس از انحرافهای تاریخی فاجعه بارش از میراث روشنفکران مشروطیت، با بهره گیری و تکمیل میراث آزادیخواهی اسلافش، آن را به نتیجه ی آزادی مردم کشور ایران خواهد رساند.

برای پیشبرد جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران و برقراری دموکراسی در کشور ایران ضروری است که مبارزان آزادیخواه ایرانی و روشنفکران و فعالان سیاسی-اجتماعی، توجیه های استبداد طلبی اسلامگرایان اصلاح طلب و هذیان گویی های روشنفکران استعمار طلب و لفاظی های تحلیلگران رسانه های بیگانه را کنار بگذارند و برای دست و پنجه نرم کردن با مشکلهای اساسی زاییده ی حکومتهای دیکتاتوری در ایران و مسئله های عملی پیش روی مردم ایران برای استقرار دموکراسی در کشورشان، به سنجش فرضیه های واقع گرایانه روی بیاورند و در جهت نقد عقلانی و ارزیابی منطقی و افزایش آزمون پذیری آن فرضیه ها و افزایش بهره وری و اثربخشی و کارآیی اجرای آنها همت کنند. ملت ایران صاحب حق حاکمیت ملی بر کشور ایران است و احقاق این حق اساسی با انقلاب ملت برای براندازی حکومت دیکتاتوری و اعمال این حق اساسی در نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و لائیک صورت می پذیرد. در دراز مدت، هر مسئله ای در سیاست، مسئله ی چارچوب قانونی و حقوقی است نه مسئله ی افراد، و یگانه راه تضمین پیشرفت به سوی برابری بیشتر، مهار کردن قدرت از طریق نهادهاست.



ایران - 6 آبان 1392

این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=1037