«کابوس» -ر. رخشانی
دست‌هایِ من

رویِ زخم‌های تو،

چشم¬هایِ تو

خیره بر بریده¬ها،

رویِ تِکه¬تِکه‌های نو،

و کابوسِ من

که چشم باز می‌‌کنم

دست می‌‌بَرَم

به سَمتِ تو

که دیگر نمانده¬ای‌.



می‌‌نِگرم

بر سرگذشتِ جهان

که قشری جاهِل، شَرور

در طولِ قرون

با دست‌هایی‌ عاطِل‌

در متونی مجازی

به بازی گرفته است.



می‌‌گِریم

بر سرنوشتِ انسان

که قبیله¬ای کاهِل، مَنفور

هم اکنون

با اندیشه‌هایی‌ باطِل

در تشکیلاتی موازی‌

به بازی گرفته است.



می‌‌نِگرم، می‌‌گِریم

بر سرگذشتِ جهان، بر سرنوشتِ انسان

که قشری جاهِل، شَرور

که قبیله¬ای کاهِل، مَنفور

در طولِ قرون

هم اکنون

با دست‌هایی‌ عاطِل، با اندیشه‌هایی‌ باطِل ‌

در متونی مجازی

در تشکیلاتی موازی‌

به بازی گرفته است، به بازی گرفته است.
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=775