در باره نامه سرگشاده-صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند. همنشین بهار
http://www.youtube.com/watch?v=w0esItcVUdI

این بحث در مورد Open letter یعنی «نامه سرگشاده» است و گرچه در ظاهر به زندان و «خاطرات خانه زندگان» ربط ندارد اما از آن جدا هم نیست. به گذشته گوشه می‌زند و گذشته پیش درآمد اکنون است.

...

نامه‌های پیشینیان، اسناد فرهنگی و اجتماعی است.

با خواندن نامه‌های نیاکانمان می‌توانیم تا حدودی از گذشته سر درآوریم و چَم و خَم آنرا بشناسیم.

قدیما تلفن و تلگراف و ایمیل و فیسبوک و آی‌پاد و مای‌پاد نبود، نامه حرف اول را می‌زد. (نامه واژه‌ای است پارسی که در پهلوی بصورت نامک تلفظ می‌شده)

...

نامه‌ها و خط پیشینیان، گذشته را روایت می‌کند چه روی سنگ‌نبشته‌ها و ساقه پاپیروس و چوب درختان باشد و چه روی کاغذ (که بعد‌ها با فشردن الیاف موادی چون خمیر چوب و برنج و کتان و خیزران درست شد.)

امروزه اگرچه فیلم‌ها و تصاویر ضبط شده، جلودار است اما شماری از نامه‌هایی که نوشته می‌شوند هم، فردا و پس فردا دست مورخین را خواهد گرفت و کوچه پس کوچه‌ها و کورسو‌ها را نشان خواهد داد.

نامه‌های پیشینیان، اسناد فرهنگی و اجتماعی است و بخشی از تاریخ گذشته فقط با رجوع به آن‌ها معلوم می‌شود.

_________________

نامه سرگشاده تنها یک «نوشتار» نیست.

از قدیم و ندیم شماری از نامه‌ها محدود به فرستنده و گیرنده آن نبوده و حکم سرگشاده داشته است.

«نامه سرگشاده» و به قول تاجیکان «مکتوب سرگشاده»، اگرچه ظاهراً شخص یا گروه خاصی را منظور دارد اما مخاطبش عموم مردم و همه کسانی است که اکنون و در آینده با موضوع آن درگیرند. معمولاً نامه سرگشاده وقتی نوشته می‌شود که نویسنده پیش‌تر، حرف‌هایش را زده اما گوش شنوایی نیافته و جز جواب‌های سربالا نشنیده است...

نامه سرگشاده اگر با پرسشهای تازه، پاسخهای کهنه را دور بزند، چنانچه آینه درد‌ها و رنج‌ها باشد و با نیت پاک و قلمی دیکته ناپذیر نوشته شود و اگر حرف دل همه کسانی باشد که یک سینه سخن دارند و بیان نکرده‌اند، (آن نامه) از نویسنده‌اش عبور کرده، عمر نوح می‌کند.

...

نامه سرگشاده (به معنی دقیق کلمه)، تنها یک نوشتار (Letter) نیست.

«آوای کولی» زیگونروایزن Zigeunerweisen ،

اورتور «ویلهم تل» (روسینی)،

تار دل انگیز فرهنگ شریف،

تابلوی «تیرباران شهیدان در کوه پرینسیپه پیو» اثر فرانسیسکو گویا، و

«جیغ» «ادوارد مونک»...

همه نامه ای سرگشاده است. چرا؟ چون خالق آن، آنرا در معرض دید و توجه دیگران گذاشته و دارای پیام است.

از این نظر، باران که می‌بارد، نسیم که می‌وزد و آفتاب که می‌تابد همه نامه‌هایی سرگشاده هستند.

حالا به نامه به معنی متعارف آن برگردیم.

_________________

اینجا ایستاده‌ام، بدون اینکه کار دیگری از من ساخته باشد.

از نامه‌های یهودا و پطرس و یوحنا و... همچنین از نامه‌های منوچهر (منوچهر پسر گُشْنْ‌جَم) که سال ۸۸۱ میلادی در رّد بدعت‌های برادرش در مورد آئین زرتشتی نوشته و خطابش بهدینان زرتشتی است، همچنین از نامه‌های پیامبر اسلام به هرقل پادشاه روم و خسروپرویز و نجاشی و حاکم بحرین و فرمانروای مصر می‌گذریم.

...

در میان نامه‌های سرگشاده «رساله پولس رسول» The Pauline epistles عمری به درازای آفتاب دارد.

زینهار تا کلام را به خاطر نان نفروشی و روح را به خدمت جسم در نیاوری. به هر قیمتی، گر چه به گرانی گنج قارون، زرخرید انسان مشو.

اگر می‌فروشی‌‌‌‌ همان به که بازوی خود را، اما قلم را هرگز! حتی تن خود را و نه هرگز کلام خود را.

...

همچنین است نامه سرگشاده «مارتین لو‌تر» که بر جهل و جمود کلیسا شورید و همه طعن و لعن‌ها را هم به جان خرید.

مارتین لو‌تر در آستانهٔ سال ۱۵۱۷ میلادی نامه سرگشاده یا متن ۹۵ ماده‌ای اعتراض خودش را به کلیسای کاتولیک که از درون گرفتار فساد و ریاکاری بود به در و دیوار چسباند و کم‌کم موج گستردهٔ اعتراض و تحول خواهی در بخش‌های وسیعی از اروپا علیه کلیسای روم پدید آمد.

کشیشان مرتجع، مارتین لو‌تر معتقد به خداوند و مسیح را تکفیر نمودند و از او خواستند حرفش را پس بگیرد.

اما لو‌تر سازش با کلیسای رسمی را رد کرد و از نامه سرگشاده‌اش کوتاه نیامد و گفت:

Hier stehe, ich kann nicht anders

«من اینجا ایستاده‌ام، بدون اینکه کار دیگری از من ساخته باشد.»

_________________

خوی وحشی زوزه کشیدن برای یکدیگر

در داستان «دریفوس» (افسر یهودی فرانسوی که به اشتباه متهم به جاسوسی شد و زندان رفت)، «امیل زولا» نماد وجدان بیدار شهروندی فرانسه به نامه سرگشاده متوسل شد و سنت اعتراض در شرایط سخت را بنیاد نهاد. زولا نشان داد تهمت و افترا از پس قلمهای پاک دیکته ناپذیر برنمی آید.

عنوان یکی از نامه‌های او «حقیقت در راه ‏است»، ‏‎ La Vérité en marche‎‏ و دیگری «من متهم می‌کنم» J_accuse بود.

...

بعد از انقلاب کبیر فرانسه ناپلئون بناپارت جدایی کلیسا از حکومت را که دستاورد مهم انقلاب ۱۷۸۹ بود، نادیده ‏گرفت و حکومت فرانسه، از همه لحاظ به طرف کلیسا خزید و پای پاپ‌ها بیش از پیش به مراکز قدرت سیاسی و مدنی در فرانسه باز شد.

پیش‌تر، در جمهوری نوپای فرانسه، حکومت‌ وابسته به گرایش‌های مذهبی نبود و اجرای ‏منشور حقوق بشر و قانون اساسی فرانسه در مورد تساوی شهروندی از ضمانت اجرایی برخوردار بود.

میل زولا که دغدغه آزادی داشت می‌دید رنج و شکنج انقلابیونی چون «دانتون» و یارانش هدر رفته و درافتادن با امثال «دریفوس» به بهانه اینکه یهودی و جاسوس است همه را از مسائل اصلی انقلاب بازداشته است. به دفاع از دریفوس برخاست و خطاب به دولتمردان در نامه سرگشاده‌اش نوشت:

تاریخ اقوام ‏زمین، چیزی جز درس گیری در زمینۀ مدارا با یکدیگر نیست و یکی از اهداف همه تمدن‌ها این بوده که خوی وحشی زوزه کشیدن برای یکدیگر را از میان ببرند. اینقدر به دیگران تهمت نزنید و بحث خودی و ناخودی راه نیاندازید.

...

امیل زولا گفت حرکتی که اکنون از من سر می‌‏زند، تنها ابزاری انقلابی برای به جلو انداختن حقیقت و عدالت است و من حرف خودم را می‌زنم. اگر شما مرا به به خیال خودتان لکه دار کنید و زمین هم بزنید، تنها نتیجه‌اش قد برافراشتن بیشتر من خواهد ‏بود... شما به من تهمت می‌زنید. ولی به فراز و نشیب زندگی من نگاه کنید، آیا به خود فروختگان شباهت دارم؟ آیا من دروغگو و خائن و مزدورم؟...

آیا این فرانسه،‌‌ همان فرانسۀ انقلاب و منشور حقوق بشر است که انقلابیون آنهمه برایش رنج کشیدند و جان دادند؟... چشمانتان را ‏بازکنید و دست از تهمت زدن بردارید. آیا نمی‌بینید هر پیروزی که تاکنون به دست آورده‌ایم در خطر نابودی است؟

_________________

شرم، گونه‌ای از انقلاب است.

از نامه‌های سرگشاده «کارل مارکس» به «آرنولد روگه» و دیگران که در یکی از آن‌ها یادآور می‌شود شرم گونه‌ای از انقلاب است (و به اشتباه ترجمه شده شرم احساسی انقلابی است) می‌گذرم...

...

سال ۱۹۱۷ میلادی در اوج جنگ جهانی اول که هر روز صد‌ها نفر تکه تکه می‌شدند شاعر انگلیسی «زیگفرید ساسون» در نامه سرگشاده‌اش نوشت این جنگ عمداً توسط کسانی‌که می‌توانند آن را پایان دهند، دارد ادامه می‌یابد.

جنگی که ابتدا به‌عنوان نبردی در راه آزادی آغاز شده بود به تجاوز و پلیدی آلوده شده و من به چشم خودم درد و رنج سربازان را می‌بینم و بیش از این قادر به تحمل این مصیبت نیستم.

...

نامه سرگشاده‌ ساسون اگرچه درآغاز داد جنگ افروزان را درآورد و او را آزردند اما نظام حکومتی وقت بریتانیا را تحت تاثیر قرار داد.

...

هیچ وجدان پاکی نمی‌تواند جهل و تیرگی را تحمل کند. پیش از آنکه جنگ جهانی دوم قربانیهای بیشتری بگیرد مهاتما گاندی نامه سرگشاده‌ای خطاب به هیتلر نوشت و از او خواست آتش جنگ را بخواباند، گرچه برای جریانی که هیتلر در رأس آن بود، مرغ همیشه یک پا داشت و استدلال و خواهش گاندی بزرگ اثری نکرد اما حالا از او به نیکی تمام یاد می‌شود. نوشتن آن نامه خودش عمل بود. عملی بزرگ که دل شیر می‌خواست.

_________________

بی‌عدالتی در یک جا، بی عدالتی در همه جا است.

یکی دیگر از نامه‌های سرگشاده متعلق به «مارتین لوترکینگ» رهبر سیاه‌پوست جنبش حقوق مدنی ایالات متحده است که از زندان «بیرمنگام» نوشته است.

مارتین لوترکینگ نمی‌دانست جانش را می‌گیرند. ظاهراً مصل زغالی که در کرسی یا شومینه می‌سوزد تمام شد و غبار شد اما نامه سرگشاده‌اش تا همیشه باقی است.

در نامه سرگشاده اش نوشته بود: بی‌عدالتی در هرکجا که باشد تهدیدی است برای استقرار عدالت در همه جا...

پس پرسش این نیست که آیا ما افراطی هستیم یا نیستیم، بلکه افراطی از چه منظری؟ آیا ما افراطی در مسیر ایجاد نفرتیم، یا افراطی در راه دوست داشتن یکدیگر؟ از این زاویه که بنگریم، شاید وقت آن رسیده باشد که اعلام کنیم جنوب این سرزمین، سراسر این کشور، و شاید تمامی جهان، به سختی نیازمند افراطیون شریف و خلاق‌اند.

نامه مارتین لوترکینگ از زندان بیرمنگام را آقای عبدی کلانتری به فارسی ترجمه کرده اند.

...

نامه سیصد نفره Письмо трёхсот که اکتبر سال ۱۹۵۵ میلادی دانشمندان شوروی سابق به رهبران حزب کمونیست نوشتند، نمونه‌ای دیگر از نامه های سرگشاده است.

دانشمندان شوروی در نامه خودشان به دستکاری در نظریات علمی توسط امثال «لیسنکو» اعتراض کردند. لیسنکو در آکادمی علوم همه کاره بود و بفرموده، با عینک استالین علم را هم ممیزی می‌کرد.

...

در شوروی آن ایام، نامه سرگشاده دیگری هم بر سر زبانها است.

۲۵ دانشمند در فوریه ۱۹۶۶ میلادی به برژنف نوشتند با همه انتقاداتی که به دوران استالین شده، اوضاع بر‌‌ همان منوال سابق است و در بر‌‌‌ همان پاشنه می‌چرخد.

«آندره ساخاروف» در شمار امضاء کنندگان این نامه سرگشاده بود.

...

نامه واسلاو هاول به دبیر کل حزب کمونیست چکسلواکی سابق (گوستاو هوساک که آقای رضا ناصحی به فارسی ترجمه کرده اند) یکی از دقیق‌ترین نامه‌های سرگشاده تاریخ معاصر است و هرکدام ما باید چندین و چندبار بخوانیم.

_________________

مکتوب سرگشاده حبیب سلطانزاده (آوتیس میکائیلیان)

بعد از گزارش خروشچف به کنگره بیستم حزب کمونیست شوروی (سابق) که زیرآب استالین را زد، این یا آن حزب کمونیست در اروپا، چین، هند، آلبانی، نپال یا در خود شوروی نامه های سرگشاده Открытое письмо منتشر می‌کردند.

نام‍ه‌ س‍رگ‍ش‍اده‌ ک‍م‍ی‍ت‍ه‌ م‍رک‍زی‌ ح‍زب‌ ک‍م‍ون‍ی‍س‍ت‌ ات‍ح‍اد ش‍وروی‌ ب‍ه‌ س‍ازم‍ان‍ه‍ای‌ ح‍زب‍ی‌ و ت‍م‍ام‌ ک‍م‍ون‍ی‍س‍ت‍ه‍ای‌ ش‍وروی‌ (۱۴ ژوئ‍ی‍ه‌ ۱۹۶۳) و نامه سرگشاده حزب کمونیست مائوئیست هند به حزب کمونیست نپال علیه رویزیونیزم و...از این نمونه است.

...

به نامه سرگشاده، «مکتوب سرگشاده» هم گفته شده است.

حبیب سلطانزاده (آوتیس میکائیلیان) رجل برجسته جنبش آزادی ایران و نویسنده «پایه‌های اجتماعی اقتصادی سلطنت رضاشاه پهلوی» که در تصفیه‌های استالین سربه نیست شد، در نخستین شماره مجله ستاره سرخ، مطلبی با عنوان «مکتوب سرگشاده کمیته مرکزى حزب کمونیست ایران به اعضاى حزب»، انتشار داد و عبدالحسین حسابى (دهزاد) و حسین شرقى از اعضاى کمیته مرکزى حزب را اپورتونیست معرفی نمود.

...

نگارش مکتوب سرگشاده جهت گزارش بدون واسطه وضعیت و اقدامات صورت گرفته به امام عصر، هم که مدتهاست در جمکران و غیرجمکران باب شده است.

...

تامه سرگشاده به عربی رسالة مفتوحة است و آیت الله منتظری هم کتابی به زبان عربی در پاسخ به اتهام‌های مطروحه علیه شیعیان دارد با عنوان: رسالة
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=744