ارزش نظریه وجه تولید آسیایی-دکتر محمدعلی خنجی

بخش دوازدهم - ربا- در وجوه توليد ماقبل سرمايه داری :
دروجه توليد آسيايی ، ربا موجب انحطاط اقتصادی و فسادسياسی است . به علت جمع نبودن شرايط لازم دراين وجه توليد، سرمايه «ربوی» نمی تواند ماننداروپای غربی به صورت پيش قراول سرمايه ی «صنعتی » درآيد وموجبات استقرار وجه توليد سرمايه داری را فراهم آورد.


سرمایه ی «بوری » وسرمایه ی «تجاری » دوبرادر همزاد و دوشکل عتيق سرمايه و طلايه دار وجه توليد سرمايه داری هستند. نقش پول در«برده داری» با نقش آن در« بردگی پدرسالاری » يکسان نيست . دروجه توليد فئودالی اروپای غربی ، به علت جمع بودن شرايط لازم ، ربا موجب تمرکز ثورت و پديدآمدن سرمايه های بزرگ مالی و نابودی زمينداران عمده و توليدکنندگان کوچک و مستقل می‌گردد وبه اين ترتيب راه رابرای استقرار وجه توليد سرمايه داری هموارمی سازد. ولی دروجه توليدآسيايی، ربا جزانحطاط اقتصادی وفسادسياسی چيزديگری به‌همراه ندارد وازآنجا که سايرشرايط برای پديدآمدن وجه توليد سرمايه داری دراين نوع اجتماعات فراهم نيست، ربا نمی‌تواند موجب زوال طريقه ی مالکيت وتشکيل يک طبقه ی سرمايه دارگردد.


سرمايه ی «بهره زا» يا _ برحسب نامی که ازعهد عتيق برآن گذارده اند_ سرمايه ی «ربوی » همراه برادرهمزاد خود يعنی سرمايه ی «تجاری » ،دو شکل بسيارکهن سرمايه هستند و طلايه داران وجه توليد سرمايه داری درزمان های بسياردور به شمارمی آيند. اين دو شکل ازسرمايه ، درانواع بسيارمختلف ازبنيان های اقتصادی جامعه به چشم می خورند.


برای آن که سرمايه ی ربوی به وجودآيد، کافی است که دست کم يک قسمت ازمحصولات به کالامبدل گردد وهمزمان با داد وستد آن ، پول نيز با ايفای نقش های مختلف خود، قلمرو عمل خويش را وسعت بخشد.


رشد سرمايه ی «ربوی » به رشد سرمايه ی تجاری وابسته است وبالاخص به رشدنوعی ازسرمايه تجاری که مختص دادوستد پول بستگی دارد... ديديم که همراه با(پديدآمدن ) پول، تشکيل انوخته وذخيره کردن نقدينه بالضرورووه پيش می آيد؛ معهذا ذخيره کننده ی حرفه ای تا زمانی که به «رباخوار» مبدل نگردد، چيز قابلی عايدنمی کند.


سوداگر ، پول به قرض نمی ستاند مگر به قصد اين که منفعتی از آن حاصل نمياد؛ هدف وی بکاربردن پول به صورت سرمايه يعنی تحصيل منفعت ازآنست . بنابراين دراجتماعات کهن ، نقش‌وام‌دهنده ی پول دربرابر سوداگر، عيناًهمان نقشی است که دربرابر کاپيتاليست امروزی ايفاء می نمايد.


درهمه‌ی اجتماعاتی که درآنها برده داری وسيله‌ی تحصيل ثروت است (برده داری به صورتی‌که دريونان و روم دراعصار متاخر ديده می شود ونه بردگی درشکل پدرسالاری)، عينی دراجتماعاتی که بوسيله‌يی پول واز طريق خريد برده، زمين وغيره می توان کارفردديگر راتصاحب‌کرد، پول قابليت تبديل شدن به سرمايه پيدامی کند ودرست به همين علت يعنی به سبب امکان بکاربردن آن به صورت سرمايه است که پول می تواند«بهره زا» گردد.


در دوره های مقدم بروجه توليد سرمايه داری ، سرمايه «ربوی» دارای دو صورت است که هردو تعيين کننده ی صفات مميز سرمايه بهره زا هستند_ تاکيد می کنم : «درصورت تعيين کننده ی صفات مميز توليد سرمايه بهره زا» (البته ) صورت های دوگانه ی موردبحث برمبنای وجه توليد سرمايه داری نيزپديد می آيند، ولی درآنجا فقط صورت هايی کاملاً فرعی وکم اهميت هستند وديگر مبين صفات مميز سرمايه بهرهزابه شمارنمی آيند. دوصورت موضوع بحث عبارت از:



۱_ رباخواری ازطريق قرض دادن پول به سينيورها وبخصوص زمينداران بزرگ

۲_ رباخواری ازطريق وام دادن پول به توليدکنندگان کوچک که خود مالک وسايل کارخويش هستند واينان عبارتند ازپيشه وران و بالاخص دهقانان خرده پا...


ربا که زمينداران ثروتمند راخانه خراب ودرآمدهای توليدگنندگان کوچک راتماماً به کام خودم يکشد، سبب به وجوداامدن سرمايه های بزرگ پولی و تمرکز آن می گردد. اين که روند مذکور تا چه اندازه و درچه شرايطی موجب انهدام وجه توليد پيشين می شود( چنان که درمورد اروپای امروزی صورت گرفت ) ونيز اين که درصورت منهدم ساختن آن، آيا وجه توليد سرمايه داری را بر جايش مستقرمی گرداند يا نه ، مساله ای است که به سطح رشد تاريخی اجتماع ‌و جميع اوضاع واحوال ناشی ازآن بستگی دارد وتنها ازای طريق است که می توان برای آن پاسخی به دست آورد....


بنابراين ربا، از يک طرف برروی ثروت و(طريقه ی) مالکیت باستانی ( مالکيت مستقل فردی درنظام برده داری توليدی ) ومالکيت فئودالی دارای تاثيری مخرب است ، و ازطرف ديگر توليد کوچک دهقانی و پيشه وری را از بيخ وبن قلع می نمايد و خلاصه آن که جميع طريقه هايی را که درآن توليدکننده هنوز مالک وسايل توليدخويش است به نابودی می کشاند.


دراقتصاد کاپيتاليستی، ربا ديگر نمی تواند توليدکننده را ازوسايل توليدش جداسازد؛ زيرا ازاين پس جدايی مذکورامری است انجام يافته ومختومه وکامل. درهرجا که وسايل توليد، پراکنده (يعنی درملکيت توليدکنندگان مستقل ومنفرد) باشد، ربا ثروت پولی را متمرکز می گرداند.(دراين حال) ربا، وجه توليد راتعييرنمی دهد، ولی مانند يک انگل، به آن می چسبد و به فلاکتش می‌کشاند، خونش را تماماً‌می‌مکد و تاب و توانش رامی گيرد....


به همين سبب است که انزجار ونفرت عمومی نسبت به ربا، دردنيای باستان (يونان و رٌم) به‌منتهای شدت خودمی رسد؛ زيرا آنجا حق مالکيت وسايل توليد ، درعين حال هم پايه و اساس بنيادهای سياسی را تشکيل می دهد وهم استقلال يک شهروند (فرديونانی ورٌمی ) برآن متکی است.


تا زمانی که برده داری تفوق دارد يا تاهنگامی که محصول اضافی توسط ارباب وفئودال وملازمانش به مصرف می رسد، از اينکه صاحب برده يا ارباب وفئودال ، دچار يوغ رباخوارگردند ، تغييری در وجه توليد روی نمی دهد ، بلکه اين امر فقط وضع کارگران را بدتر می سازد زيرا صاحب برده يا ارباب و فئودال که خودش موردبهره کشی بيشتری قرارمی گيرد، ازقربانيان خود_کارگران _ بيشتر بهره کشی می کند، يا اينکه سرانجام جای خودرا به رباخوار وامی گذارد و شخص رباخوار ، مالک زمين يا صاحب برده می شود...


درهيچيک ازوجوه توليد ماقبل سرمايه داری ، ربا اثری انقلابی ( ودگرگون کننده ی وجه توليد) نداردمگر آن که سبب انهدام طريقه های مالکيت گردد. طريقه های مالکيتی که سازمان سياسی (اجتماع ) بردوام واستحکام آنها تکيه دارد. درطريقه های آسيايی ، ربا می تواند مدت های مديد وجودداشته باشد، بدون آن که چيز ديگری جز انحطاط اقتصادی وفسادسياسی به بارآورد. برای آن که ربا بتواند يکی از عوامل ايجادکننده ی وجه توليد جديدگردد، بايد تمام شرايط ديگری که لازم برای ظهور وجه توليد سرمايه داری است فراهم باشد تا درآن حال ، ربا ازطريق به افلاس کشاندن اربابان فئودال وتوليدکنندگان کوچک ازيک طرف ، و متمرکز ساختن وسايل کار و تبديل آنها به «سرمايه » ازطرف ديگر ، بتواند در رديف عواملی که موجب ظهور نظام اقتصادی جديدمی شوندعمل کند...

۱
ميزان تاثير اروپاييان درايجاد مالکيت فردی زمين درآسيا با توسعه ی وجه توليد سرمايه داری ، تمام انواع مالکيت ارضی _ اعم ازفئودالی يامالکيت جماعتی _ جای خودرابه مالکیت فردی کاپيتاليستی واگذارمي کند. اروپاييان درآسيا، مالکيت فردی رافقط بطور پراکنده ودربعضی نقاط به وجودآورده اند.


....مالکيت ارضی ، مبتنی برحق استفاده ی انحصاری بعضی اشخاص نسبت به قطعاتی از کره ی زمين وسلب حق دخالت از تمامی افراد ديگر است ، به نحوی که آن قطعات به صورت قلمرو اختصاصی برای اعمال اراده ی فردی اشخاص مذکور درآيد.... کافی نيست که گفته شود آف اشخاص برقطعاتی ازاين سياره دارای حق قانونی استفاده وسوء استفاده هستند، (زيرا) طريقه ی اعمال اين حق، مطلقاً به شرايط اقتصادی که مستقل از اراده ی آنهاست بستگی دارد. مفهوم قضايی مالکيت، صرفاً اين معنارا می رساند که مالک زمين حق دارد اختياردار زمين خود باشد به همان سان که صاحبان امتعه حق دارند کالاهای خود را دراختيار خويش داشته باشند.


مفهوم مذکور _ مفهوم قضايی مالکيت ارضی آزاد و انفرادی _در دنيای باستان( يونان و رٌم) تحقق نيافته است مگر به هنگام متلاشی شدن نظام بنيانی اجتماع ودردنيای امروز نيز اين مفهوم تحقق نمی پذيرد مگربه همراه توسعه ی توليد سرمايه داری . اروپاييان اين (مفهوم مالکيت فردی زمين را) درآسيا فقط به صورت پراکنده و اينجا وآفجا تحقق بخشيده اند. درفصل مربوط به تجمع اوليه ی (سرمايه) ديديم که استقرار اين وجه توليد ( سرمايه داری) از يک طرف مستلزم جداشدن توليد کننده مستقيم ازشرايطی است که سبب می شود وی صرفاً به صورت ضميمه‌ای اززمين درآيد( فردملتزم به بيگاری ، سرف ، برده وغيره) وازطرف ديگر ايجاب می کند که زمين راازملکيت توده ی مردم کاملاً خارج گردد... ولی طريقه‌ی مالکيت ارضی به صورتی که وجه توليد سرمايه داری در آغاز باآن روبرو می گردد، متناسب با مقتضيات ناشی ازماهيت وجه توليد مذکورنيست واين برعهده ی خود توليد کاپيتاليستی است که با قراردادن کشاورزی درزيرسلطه ی سرمايه ، طريقه ی متناسب مذکور را ايجاد کند. به اين ترتيب است که سرمايه داری جميع طريقه های مالکيت ارضی_ مالکيت فئودالی ،مالکيت طايفه ای، مالکيت کوچک دهقانی براساس ترتيبات جماعتی ( کمونال) _ را علي رغم اختلاف شکل قضايی آنها، به طريقه متناسب با اين وجه توليد مبدل می سازد....

۲
مالک درطريقه های مختلف مالکيت ارضی :


در مصر وآسيا مالک زمين کسی است که مظهراجتماع محسوب می شود.


مالکيت ارضی ازطريق تصاحب رانت ارضی تحقق می يابد. تملک رانت ارضی به نوبه ی خودمستلزم وجود نوعی مالکيت ارضی است درمصروآسيا، مالکيت ارضی ازآن فرمانرواست که مظهراجتماع است.


تصاحب رانت يک قالب اقتصادی است که درآن مالکيت ارضی تحقق می يابد... رانت ارضی به نوبه ی خودمستلزم آنست که نوعی مالکيت ارضی وجودداشته باشد يعنی مسلتزم وجودحق مالکيت برای بعضی افراد نسبت به قطعاتی ازسياره ی (زمين ) است . مالک ممکن است کسی باشد که مظهر اجتماع است _ مانند مصرو آسيا وغيره _ يا ممکن است مالکيت ارضی صرفاً فرع برحق مالکيت عده ای ازافراد برافراد ديگر ، يعنی نتيجه ی مالکيت برشخص توليد کننده مستقيم باشد _ مانند نظام بردگی و‌سرواژ_ ياممکن است حق‌مذکور عبارت از يک مالکيت فردی ساده نسبت به طبيعت باشد يعنی مالکيت کسی که توليد کننده ی مستقيم نيست و صرفاً دارای حق مالکيت برزمين ( ونه براشخاص ) است ، و بالاخره ممکن است مالکيت ارضی فقط عبارت ازيک نوع رابطه بازمين باشد مانند مالکيت ساکنان مهاجر نشين ها و خرده مالکان درموردی که خودشان توليدکننده و صاحب محصول باشند....

۳



مطالبه ی ماليات های سنگين از کمون های کشاورزی در روسيه و هندوستان وتاثيرآن بر رانت اراضی و بازارهای گندم اروپا درنيمه ی دوم قرن نوزدهم ، رانت ارضی درسراسر اروپا تقليل يافت . يکی ازعلل اين امر، ارزانی محصولات فلاحتی کمون های کشاورزی در روسيه وهندوستان بود؛ زيرامطالبه ی ماليات های سنگين توسط دولت های استبدادی کمون ها را مجبور می ساخت برای تهيه ی پول ، فرآورده های خود را به قيمت نازل به فروش رسانند. ارزانی قيمت محصولات مذکور ونيز محصولات آمريکايی ، قدرت رقابت را ازفرآورده های اروپايی دردخول اروپا سلب نمود و رانت ارضی را درسراسر آن قاره تقليل داد.




... کشت ی های بخاراقيانوس پيما وراه های آهن درآمريکای شمالی وجنوبی وهندوستان امکان آنرابه وجودآورد که مناطق خاصی ، رقيب بازارهای گندم اروپا گردند. دريک طرف چمنزارهای آمريکای شمالی وعلفزارهای آرژانتين قرارداشت ؛ اين اراضی عبارت ازدشت هايی بود که خودطبيعت آنها راحيازت وآماده برای شخم نموده بود _ زمين های بکری که حتی با شيوه های فلاحت ابتدايی و بدون کود . درطی سال های متمادی حاصل فراوان به بارآورده بود. درطرف ديگر، اراضی کمون های رسويه وهندوستان قرار گرفته بود که برطريقه ی اشتراکی تکيه داشت . اين کمون ها ناگزير بودند يک قسمت ازمحصولات خودرا_ قسمتی
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=640