به توچه-افسانه خاکپور
بله آقا
من سگ دارم و
سگ خود را دوست، دوست، دوست می دارم
به تو چه
هر دم با سگم به کوچه و بازارم
به تو چه
شب و روز او را تیمار دارم
به تو چه
او مرا منتظر
ومن او را به بازی و خوش نوازی آرم
به توچه
او مرا شاد، خانه ام را روشن و هی پاس می دارد
به تو چه
فکر من به اوست
او دورا دور در فکر من است
لحظه، لحظه
ذهن من، قصد مرا می خواند
راه مرا روشن تر از خود من می داند
به تو چه
دوست و دشمنم را در تیز نگاهی می کاود
به تو چه
با آمدنم قلب نازکش به تپش می افتد
و به استقبالم
سراسیمه بسوی درمی آید
به تو چه


می دود، می دود سبکبار
بسوی کلاغ و کبوتر و هر کبک و تیهوی در پرواز
دوان، در پی آهووی دشت یا که نگران روباه شب گشت

تو ای مخوف دو پا،
ننگ که نامت نهادند آدم
مزور دوران، مانده در عصر سنگ ساران
و هزار بار خوارتر از حیوان
عشق انسان به سگ و همدلی با حیوان بی زبان
آخر به تو چه
به تو چه
نوامبر 2018
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=3523