سیاست مماشات با فاشیسم- پیدائی و پویش دهه سی قرن بیستم-31پژوهش و نگارش: کریم قصیم
آخرین شانس پیشگیری جنگ
«...ولز به سفیر ما توضیح می دهد که پرزیدنت روزولت سخت نگران اوضاع جهانی است که به سرعت رو به وخامت مي رود. پرزیدنت از این که کشورهای کوچکتر اروپا زیر فشار شرایط کنونی از آرمانها و موازین دموکراتیک، که قبلاً مطلوبشان بوده، فاصله می گیرند و رفته رفته به زیر سلطه دیکتاتورها کشیده می شوند، احساس ناراحتی می کند. از نظر او این گرایشها از آن جا آب می خورند که حوزه نفوذ و اقتدار دولتهای دموکراتیک افت کرده است و درست همین وضع را می باید تغییرداد. به گفته ولز، پرزیدنت روزولت بیشتر از سابق، بر این عقیده است که هرآینه فوراً به یک اقدام خارق العاده دست نزنیم، خطر جنگ نزدیک و نزدیکتر می شود. او آماده است، در حوزه امکاناتی که قانون و افکار عمومی آمریکا اجازه می دهد، در جهت پیشگیری از جنگ به ابتکار سیاسی دست بزند و گام عملی بردارد...»
(سامنر ولز، مدیر کل وزارت خارجه آمریکا، به سفیر بریتانیا در واشینگتن ، ملاقات سرّی 11 ژانویه 1938)

چرچیل ضمن بحث رويدادهاي مهم سياسي و موضوع فوق در فاصله زمانی ژانویه ـ فوریه 1938 در کتاب جنگ جهانی دوم می نویسد:
«هیچ عاملی بهتر و قویتر از ورود ایالات متحده به صحنه سیاسی اروپا نمی توانست دور باطل نفرت و وحشت را بگسلد و شروع جنگ را به عقب اندازد. یا حتی از وقوع آن به کلّی جلوگیری کند. برای انگستان اهمیت ورود آمریکا به این صحنه به معنای تعیین تکلیف در مسأله مرگ و زندگی بود ...»(1)
آیا چرچیل دراین تفسیر دراماتیک از یک فرضیه صرف سخن می گوید یا از یک خواست سیاسی...؟ واقعیت این بود که آمریکای بعد از جنگ جهانی اول، در دهه های بیست و سی قرن بیستم از حضور سیاسی فعّال در صحنه سیاسی اروپا و مشاجره های ایدئولوژیک ـ سیاسی و منازعه های متعدّد آن دوری می جست. افکار عمومی آمریکا از کشیده شدن مجدد به یک جنگ بزرگ و پرخسارت گریزان بود. کشمکشهای ممالک اروپایی نیز ریشه های عمیق و بحران خیز داشتند. از طرف دیگر، غیبت ایالات متحده در صحنه جامعه ملل و پرهیز از مداخله در مسائل اروپا، کار را بر دموکراسیهای اروپایی سخت کرده بود. به خصوص، در نیمه دوم دهه سی، که دیکتاتوریهای محور برلین – رم بازسازی و سطح تسلیحاتی ـ نظامی خود را به شدّت ارتقاداده و آشکارا برای تهاجم و تصرّف سرزمینهای همسایه و تغیر نقشه جغرافیای سیاسی اروپا خیز برداشته بودند. در چنین دوره یی، مسأله موازنه قوا برای دو اردوگاه فاشیسم و دموکراسی در اروپا نقش تعیین کننده یی داشت و سرنوشت وقایع بعدی و چشم انداز صلح یا جنگ را تعیین می کرد.
بعد از جنگ جهانی اول و رو به رو شدن جامعه آمریکا با شمار عظیم قربانیان و خُسرانهای بی حساب در اروپا، یک نوع طرز فکر و خط سیاسی «بی طرفی وانزواطلبی» در بین مردم آمریکا به سرعت پا گرفته بود و همین خط، رفته رفته، چون یک مشی راهبردی تا نیمه دوم دهه سی بر سیاست خارجی این کشور تسلّط داشت. سیاستمداران و دیپلوماتهای برجسته انگلیسی، از هر دو حزب، همچون لوید جورج، چرچیل، ونسیتارت و نیز ایدن و... طرفدار بازگشت آمریکا به عرصه سیاستهای جهانی و به خصوص همکاری در مبارزه علیه دیکتاتوریها بودند. اينها ابتدا پیشرفتی نداشتند تا این که فرانکلین روزولت (2) طی کارزار انتخاباتی دور دوم ریاست جمهوریش (1936)، به ضرورت مبارزه با فاشیسم توجه داد. آنتونی ایدن، در مقام وزیر خارجه بریتانیا، از این سال به بعد خیلی کوشش کرد که ایالات متّحده را در مقابله با تعرّضهای سیاسی و عملیاتی نازیسم ـ فاشیسم به یاری بخواند و از همکاری قویترین نیروی اقتصادی دنیا و امکانات فوق العاده آن کشور برای مانور و مداخله سیاسی استفاده نماید. در پاییز 1937 خود روزولت، که با دقت پیشرویهای آشکار سه دیکتاتوری فاشیستی ـ میلیتاریستی آن زمان (آلمان، ایتالیا و ژاپن) را دنبال می کرد، طرحی جهت بسیج جهانی دولتها و افکار عمومی ملتها علیه تجاوز و مقابله با متجاوزان به حقوق بین الملل تهیه نمود. در ابتدا این طرح با مخالفت شدید شماری از وزرای کابینه و نیز جناح قوی انزواطلب رسانه ها رو به رو شد و روزولت ناگزیر طرح را، موقتاً، کنارگذاشت. ولی با انعقاد پیمان سه جانبه «آنتی کمینترن»، که حوزه های نفوذ امریکا در آسیای شرقی را نیز به خطر می انداخت، و به خصوص با اطلاع از شتاب رشد نظامی دیکتاتوریها، موضع روزولت در کابینه طرفداران تازه یی یافت و در اواخر دسامبر شانس عملی شدن پيدا كرد. سرانجام اوایل ژانویه 38، روزولت که سخت نگران برنامه های توسعه طلبانه نازیها و میلیتاریستهای ژاپن... بود، تصمیم گرفت در صورت همکاری سریع و صمیمانه امپراتوری بریتانیا ـ که هنوز یک قدرت بزرگ جهانی به حساب می آمد ـ طرح خود را به اجرا درآورد. این جا بود که غیرمترقّبه یک اتّفاق سیاسی فوق العاده حساس رخ داد، که اشاره فوق الذّکر چرچیل به همین رویداد خاص است.

پیام سرٌی روزولت
از هفته اول ژانویه(سال 1938) به بعد ، آنتونی ایدن در تعطیلات زمستانی در ریویرا (جنوب فرانسه) به سرمی برد. شماری دیگر از سیاستمداران نامدار انگلیسی، از جمله لوید جورج و وینستون چرچیل نیز آن جا بودند. روزی چرچیل لوید جورج و ایدن را به نهار دعوت کرد. سر میز نهار با وزیر خارجه وقت انگستان، طبعاً بحث مهمترین مسائل سیاسی روز گل کرده بود. ایدن به یاد می آورد كه:
«هر دو نفر (لوید جورج و چرچیل) بابت انعقاد قرارداد نی یون به من تبریک گفتند. در بحث رابطه با ایتالیا هم هر دو نفر، مثل من، با شناسایی دِژور تصرف حبشه مخالف بودند. آنها نیز باور نداشتند که موسولینی به قرار و مداری پایبند بماند. بعد راجع به امریکا صحبت کردیم و من شِمّه یی از تلاشهایم را جهت جلب دوستی و همکاری ایالات متحده برایشان توضیح دادم و خیلی احساس رضایت کردم وقتی دیدم که هر دو آنها [یکی از حزب کارگر و دیگر محافظه کار] از این خط سیاسی و پیشرفتهای مربوطه استقبال می کنند.در آن لحظه هیچ کدام از ما نمی توانست حدس بزند که درست چند روز بعد از آن بحث،بزرگترین فرصت سالهای اخیر برای تحقّق همکاری عملی باآمریکا پیش خواهد آمد.»(3)

روز 11 ژانویه 38، آقای سامنر ِولز Sumner Welles مدیر کل وزارت خارجه آمریکا، بنا به خواست پرزیدنت روزولت برای تحویل یک پیام سرّی رئیس جمهور به دولت بریتانیا، به دیدنِ سِر رولند لیندسی Sir Roland Lindsay سفیر بریتانیا در واشینگتن می رود. در این پیام، روزولت با ابراز نگرانی عمیق از وخیم ترشدن اوضاع بین المللی، طرح فراخوان به تشکیل یک کنفرانس بین المللی را، قبل از علنی کردن، به منظور آگاهی دولت انگستان و کسب حمایت و همکاری سریع این کشور, فرستاده بود. هدف روزولت این بود که پس از دریافت پشتیبانی خفیه بریتانیا، سریعاً با دول دیگر اروپایی تماس گیرد و بدون اتلاف وقت، یک کنفرانس جهانی، به منظور تدوین مبانی و موازین بین المللی حفظ صلح و کسب تعهّد همه دولتها جهت اجرای موازین بلافاصله مصوّبه در آن کنفرانس، در واشینگتن تشكيل دهد. معنای عملی این طرح عبارت بود از ورود سنگین و مجدد بزرگترین قدرت اقتصادی دنیا به صحنه بحرانی اروپا و آسیای شرقی براي حمایت و تقویت دموکراسیهای اروپا علیه هر سه دولت جنگ طلب. رئیس جمهور آمریکا، به رغم مسائلي که علنی شدن چنین طرحی در داخل کشور برایش پیش می آورد، و باوجود مخالفت حتمی رسانه ها و جناح قوی «انزواطلبان»، به این نتیجه رسیده بود که می بایست به لحاظ سیاسی هرچه سریعتر دست به «کاری خارق العاده» زد و براي مهار دیکتاتورها همت كرد. وی حاضر بود خودش رأساً ابتکار عمل سیاسی برای تدارک و اجرای چنین حرکت مهمی را عهده دارشود. تنها خواست وی از چمبرلین این بود که دولت انگلیس ظرف یک هفته (تا 17 ژانویه) پیشاپیش، موافقت صمیمانه خود را با این ابتکار عمل به طور سرّی به دولت آمریکا اطلاع دهد. مدیر کل وزارت خارجه ایالات متحده به دیدار سفیر بریتانیا رفته بود که هم پیام پرزیدنت را تحویل دهد و هم با حضور و توضیحات مضاعف خود روی جدّیت قضییه تأکید ورزد. آنتوني ايدن, وزير خارجه وقت انگلستان, اين مطلب را در كتاب خاطراتش شرح مي دهد:
«وِلز به سفیر ما توضیح می دهد که پرزیدنت روزولت سخت نگران اوضاع جهانی است که به سرعت دارد رو به وخامت می رود. پرزیدنت از این که کشورهای کوچکتر اروپا زیر فشار شرایط کنونی از آرمانها و موازین دموکراتیک، که قبلاً مطلوبشان بوده فاصله می گیرند و رفته رفته به زیر سلطه دیکتاتورها کشیده می شوند[مثلاً حرکتهایی که در رومانی به سمت «محور» دیده می شد و نیز تشدید آشوب نازیها در اتریش و تحریک هیتلر در بخش آلمانی نشین چکسلواکی و...نیز وضعیت اسپانیا] احساس ناراحتی می کند. از نظر پرزیدنت این گرایشها از آن جا آب می خورند که حوزه نفوذ و اقتدار دولتهاي دموکراتیک افت کرده و درست همین وضعیت را می باید تغییرداد... به گفته ولز، پرزیدنت روزولت بیشتر ازسابق بر این عقیده است که هرآینه فوراً به یک اقدام خارق العاده دست نزنیم، خطر جنگ نزدیک و نزدیکتر می شود. او آماده است در حوزه امکاناتی که قانون و افکار عمومی آمریکا اجازه می دهد، در جهت پیشگیری از جنگ دست به ابتکار سیاسی بزند و گام عملی بردارد. مقصود از این ابتکار عمل همانا آکسیونی است که به موازات تلاشهای کنونی دولت انگستان در اروپای میانه انجام گیرد... روزولت به طورمنظم لندن را در جریان آن چه در واشینگتن جریان پیدا می کند خواهد گذاشت و به نوبه خود نیز مایل است به طور مشروح در جریان مذاکرات اروپا با دیکتاتورها قرارگیرد. طرح رئیس جمهور این بود که پس از کسب موافقت خفیه دولت انگلیس تمام هیأتهای نمایندگی خارجی مستقر درواشینگتن را روز 22 ژانویه برای استماع بیانیه یی به کاخ سفید دعوت کند. آنگاه در این اجتماع از انحطاط و فروپاشی ارزشها و نرمهای بین المللی، از افزایش شتابناک روندهای تسلیحاتی در سراسر دنیا و از عواقب خوف انگیز وقوع جنگهای جدید سخن گوید. سپس به تمام دولتها ندا دهد که به تلاش مشترکی دست زنند و در مورد اصول مربوط به حفاظت و مراقبت از روابط بین المللی به تفاهم رسند. محدودکردن تسلیحات و فراهم کردن شرایط مساوی برای دسترسی همه دولتها به منابع خام و اولیه و نیز مراعات قواعد و قوانین در زمان جنگ می بایست جزء اصول مزبور باشند.»(4)

واکنش منفی چمبرلین!
روز 12ژانویه, تلگرامهای سفارت بریتانیا درواشینگتن همراه متن رمزیِ پیام روزولت برای چمبرلین به دست الکساندر کادوگن (جانشنین ونسیتارت در وزارت خارجه انگستان) رسیدند و پس از رمزگشایی از متون، پیام پرزیدنت به علاوه توصیه کادوگن به پذیرش طرح مربوطه، بلافاصله برای چمبرلین به قریه چیکرز (Chequers، جایی که نخست وزیر برای استراحت می رفت) فرستاده شدند. صبح روز بعد دو تلگرام دیگر لیندسی از واشینگتن نیز دریافت شدند. وی به منظور تأکید مجدد روی اهمیت پیام رئیس جمهور آمریکا و خاطرجمعی دادن بابت امکان تحوّل مثبت در افکار عمومی آمریکا چنین نوشته بود:
«باید دانست که طرح روزولت كوششي اصیل است به منظور رفع تنشهای کنونی جهان و پیشگیری از وخیمترشدن مناسبات بین المللی, و نیز بازسازی و استقرار مجدد نفوذ واقتدار دموکراسیها... او (لیندسی) با پرزیدنت هم نظرست که طیّ روندی از کاهش تسلیحاتی به علاوه کاهش فشارهای اقتصادی، می توان موافقت افکار عمومی آمریکا را با طرح ریاست جمهوری به دست آورد... من از مدتها پيش این نکته را مورد تأکید قرارداده ام که بیشترین شانس برای جلوگیری از فاجعه [جنگ] زمانی پیدا می شود که نه تنها دولت، بلکه افکار عمومی آمریکا نیز از اهداف دول دموکراتیک [اروپا] حمایت نمایند. درمورد جدیت و استحکام موضع دولت آمریکا جای هیچگونه تردید نیست. علنی شدن و اجرای طرح پرزیدنت منشأ آثار عمیقی در افکار عمومی خواهد شد و توجه همگانی را جلب خواهد کرد.» (5)
جالب است لیندسی، با آگاهی وسیعی که از مباحثات هر دو طرف و به خصوص از آرا و نظرات چمبرلین داشت، یک هشدار اکید و توصیه جدّی هم به نوشته خود اضافه کرده بود:
«اگر این طرح در اثر مخالفت قدرتهایی با شکست مواجه شود، آن گاه موج سرزنش دولت و افکار عمومی آمریکا متوجه آن قدرتها خواهد شد. همین طور اگر دولت بریتانیا از حمایت از این طرح شانه خالی کند و باعث شود این طرح پیش از اعلام در نطفه خفه شود، آنگاه دولت آمریکا نیز به نوبه خود دولت بریتانیا را مورد نکوهش قرار خواهد داد و کلیه پیشرفتهایی که طی دو سال اخیر در روابط ما حاصل شده اند به کلی از بین می روند. بنابراین مایلم با تأکید بر اهمیت این طرح جدّاً به دولت اعليحضرت توصیه کنم ابتکار عمل آمريكا را سریعاً با یک آری صمیمانه پاسخ گوید.»(6)

در این اثنا، نخست وزیر چمبرلین تلفنی با کادوگن تماس می گیرد و خواهش می کند که مدیر کل وزارت خارجه انگستان در غیاب او موضوع را با ویلسون (مشاور عالی امور اقتصادی دولت) به مشورت گذارد! کادوگن، طبق خواست چمبرلین با ویلسون تماس می گیرد و بر پایه گفت و گو با وی سریعاً پیشنویس جوابیه چمبرلین را تهیه می کند. وی مایل است طبق روال کار وزارتخانه یی متن را نخست جهت اطلاع و تصویب برای ایدن به جنوب فرانسه فرستد. اما، چمبرلین که عصر همان روز به لندن برمی گردد و معلوم می شود اساساً مخالف طرح روزولت است، هم به تلگرامهای لیندسی و هم به توصیه کادوگن بی اعتنائی نشان می دهد و نمي گذارد پيشنويس جوابيه مذكور براي ايدن هم ارسال شود. به خواست اکید چمبرلین، همان شب جوابیه منفی نخست وزیر را رمزی به واشینگتن تلگرام می زنند. در این متن، نخست وزیر انگليس, بعد از احترامات فائقه و تعارفات معمول به رئیس جمهورآمریکا... با ذکر دو ایراد , به صورتی ناهنجار شأن و اهمیت طرح روزولت را کاهش داده و عملاً به طرح جواب منفی داده بود:
«طرح پیشنهادی پرزیدنت مذاکراتی را که به زودی قراراست دولت فخیمه انگستان با ایتالیا و آلمان شروع کند به هم می زند... آیا بهتر نیست که رئیس جمهور دست نگهدارد و برنامه پیشنهادی خود را به عقب اندازد... دولت اعليحضرت قصد دارد تصرف حبشه را به لحاظ حقوق بین الملل(دِ ژور) به رسمیت شناسد (این مطلبی است که برای آقای موسولینی خیلی اهمیت دارد) ... من نگرانی دارم که درصورت اعلام طرح پرزیدنت، آلمان و ایتالیا چنین اقدامی را مستمسک قراردهند و مذاکرات مربوط به موضوعات فی مابین را به تعویق اندازند و علاوه بر این سطح مطالبات خود را نیز ارتقا دهند.»(7)
سامنر ولز سالها بعد راجع به این جوابیه و اثر آن، مختصر و مفید چنین نوشت:
«متأسفانه، کابینه چمبرلین کابینه چرچیل نبود. جوابیه نویل چمبرلین مثل یک دوش آب سرد روی ما اثر گذاشت .»(8)

تقابل ایدن با چمبرلین
صبح روز جمعه 14 ژانویه، آنتونی ایدن را در محل تعطیلاتش پای تلفن خواستند. کادوگن بود، گفت مسائلی پیش آمده که نمی تواند پای تلفن شرح دهد و ضرورت دارد وزیر فوراً به لندن بازگردد. در ضمن کیفی مملو از اوراق و مدارک مربوط به همین مسأله برای او فرستاده اند که مي باید از کنسولگری انگلیس در مارسِی دریافت کند. این کیف به علت مشکلات تکنیکی به دست ایدن نرسید. وی که هنوز در بی خبری کامل بود، با قطار شب به طرف پاریس حرکت کرد. می خواست روز بعد با هواپیما به لندن پرواز کند که به علت هوای توفانی پروازها لغو شدند و سفرش را با کشتی ادامه داد. ایدن، بعد از ظهر روز 15 ژانویه پا به خاک انگلستان گذاشت. کادوگن و یک همکار دیگرش، با قیافه های گرفته و ناراحت منتظر او بودند. آنها هم کیفی از اوراق و تلگرامها همراه داشتند. بلافاصله تمام ماجرا را برای وزیر تعریف کردند. در کوپه قطار به سمت لندن، ایدن به سرعت پیام روزولت و تلگرامهای لیندسی و متن جوابیه چمبرلین را خواند. از اتفاقی که افتاده بود به هم ریخت. در خاطراتش به یاد می آورد:
«من سخت برآشفته شدم. یک فرصت خیلی مساعد ازدست رفته بود.معلوم بود که ما می بایست طرح روزولت را بلافاصله می پذیرفتیم... روزولت برای پاسخگویی تا 17 ژانویه به ما وقت داده بود. وقتی من به لندن رسیدم تازه پانزدهم ماه ژانویه بود. شب منزل کادوگن بودیم... تازه شام تمام شده بود که از لیندسی (سفیرمان درواشینگتن) پیام کوتاهی رسید. نوشته بود: سامنر ولز اطلاع داده که پرزیدنت روز دوشنبه آینده به طور کتبی پاسخ خواهد داد... روزولت از جوابیه چمبرلین ناراحت و سرخورده است .»(9)
ایدن بلافاصله سعی کرد با ارسال تلگرامی مثبت و امیدوارکننده برای لیندسی در واشینگتن، از التهاب و ناراحتی پیش آمده در آمریکا بکاهد. روز بعد هم به دیدار چمبرلین رفت. گفت و گوی آنها به درازاکشید. ایدن خیلی سعی کرد به نخست وزیر بفهماند که همکاری و اتّحاد عمل با آمریکا و ایجاد موازنه قدرت قوی جهانی در مقابل دیکتاتورها بسیاربا اهمیت تراز توافق احتمالی با موسولینی است. ولی به خرج نخست وزیر نمی رفت. به نظر می رسید چمبرلین، متعصّبانه، در راهی که پیش گرفته مصمّم و به نتیجه بخشی و «فتح قریب الوقوع» سياست اپیسمنت، سخت، دلبسته است. نخست وزیر به طور غریبی به اهمیت شناسایی دِژور متصرفات موسولینی اعتقاد داشت و فکرمی کرد چنين رويكردي به دوچه آرامش خاطر خواهد داد و پس از آن ایتالیای فاشیست در جهت حفظ صلح عمل خواهد کرد! سوابق عهدشکنیهای موسولینی برایش مسأله یی به حساب نمی آمد. در همین روز بود که چمبرلین آن سخن سخیف و حیرت انگیز را که بعدها شهرت پيداكرد، به زبان آورد:
«این نظریه که دیکتاتورها را موجوداتی یکسره غیرانسانی بپنداريم، به کلّی اغراق آمیز مي باشد. من كه معتقدم این نظریه کاملاً به خطا مي رود. برعكس , درواقع جنبه انسانی شخصیت دیکتاتورهاست که آنها را خطرناک می کند. ولی از سوی دیگر، این همان جنبه یی است که می توان به آن متوسّل شد و امید وافر به کسب توفیق داشت .»(10)
در پایان آن روز، ایدن که دید در صحبت با چمبرلین گره یی باز نمی شود، تقاضا کرد نشست کابینه فراخوانده و اختلافات فی مابین جهت تعین تکلیف در آن جا مطرح شوند. چمبرلین با نارضایتی این درخواست را پذیرفت. بدین ترتیب، درآن ایام حساس، وزیر خارجه و نخست وزیر دولت بریتانیا در یک مسأله مهم سیاست خارجی کشور در مقابل هم قرارگرفتند و کار به بحث نهایی و حکمیّت در کابینه کشید. در چشم چمبرلین، تمام آن تحليلهاي ایدن و كارشناسان وزارت خارجه, همچنين طرح روزولت و سیاست متّحدان فرانسوی، جملگی، کارکردي مشابه داشتند كه چيزي جز انسداد و َصعب العبور کردن مسیر سیاست اپيسمنت او نبود: Obstruktion.
صبح روز بعد (17 ژانویه)، ایدن بار دیگر چکیده نظرات و نگرانیهایش را طی نامه یی به اطلاع چمبرلین رساند و در پایان قویّاً توصیه کرد که:
«از هراندازه فرصتی که احتمالاً در پاسخ روزولت برایمان باقی می ماند، به بهترین وجه بهره گیریم و پرزیدنت را متقاعد کنیم که آماده ایم اقدام عالی وی را با تمام قوا مورد حمایت قراردهیم.»(11)
روز 18 ژانویه پاسخ کتبی روزولت به وزارت خارجه رسید. او با تعویق کوتاه مدت طرحش موافقت، ولی با به رسمیت شناختن تصرّف حبشه توسط بریتانیا به شدٌت مخالفت کرده بود. همان روز نیز خبررسید که کاردل هال(Cardell Hull)، وزیر خارجه آمریکا، نیز در این رابطه موضع شدیدی گرفته بود:
«شناسایی دِژور متصرفات تجاوزکارانه موسولینی موجب تشویق دولتهای گانگستر خواهد شد، زیرا آنها خط مشی زیرپا گذاشتن قراردادهای بین المللی و تصرف کشورها به زور اسلحه را تأیید شده دانسته، آن را وسیله کار خود خواهند کرد.»(12)
امّا حرفهای ولز به سفیر انگستان در واشینگتن از همه تندتر بودند:
«به رسمیت شناختن تجاوز موجب انزجار افکار عمومی آمریکا خواهد شد. با این شناسایی تمام آن نگرانیهای قدیمی آمریکاییها دوباره زنده می شود که ”دیگران گند می زنند و گیر می افتند و بعد مردم آمریکا مجبور می شوند به خاطر نجات آنها خود را به آب و آتش بزنند”... در جامعه آمریکا، "شناسائی دِژور" به عنوان یک معامله کثیف اروپاییان ـ البته از کیسة منافع آمریکا در شرق دور ـ فهمیده خواهد شد.»(13)

مجموعه واكنشهاي تند و تيز مقامهاي آمريكايي نشان مي داد موضعگيري منفي چمبرلين تنشي شديد در روابط بريتانيا با ايالات متحده به وجود آورده است. ایدن که کار و زحمت طولانی وزارت خارجه و كوششهاي مستمر شخص خود را ناگهان در معرض خطر می دید، تلاش زیادی کرد تنش زدایي شود و راه حلی پیدا كنند. همان روز هجدهم، مجدداً یک یادداشت دیگر برای نخست وزیر نوشت وآن را شخصاً به دست وی رساند. ولی چمبرلین خونسردانه بحث را به نشست کابینه موکول نمود! در نشستهای کابینه و کمیسیون خارجی کابینه (19 و20 ژانویه 38)، طرفین مواضع خود را توضیح دادند. چمبرلین باردیگر از امکان قریب الوقوع توافق با موسولینی صحبت کرد و در تأیید مدّعای خود پاراگرافهای طولانی از نامه لیدی چمبرلین (بیوه آستین چمبرلین، برادر متوفّای نویل) را برای حضّار خواند. لیدی با شور و حرارت از رفتار و مواضع دوستانه موسولینی تعریف کرده و حصول توافق با وی را ـ البته در صورت شناسایی دِژور تصرف حبشه و امپراتوری ـ در دسترس دیده بود. آنتوني ایدن متن این نامه و نیز نامه یی را که قبلاً چمبرلین برای لیدی نوشته بود، نمی شناخت ولی برایش واضح بود که آن پذیراییهای گرم و رفتار نرم موسولینی و چیانو نسبت به بیوه چمبرلین نوعی مانور برای دورزدن او و تیم وزارت خارجه انگستان بوده است.
در نشست کابینه، اکثر وزرای مسن و قدیمی جانب سیاست چمبرلین را گرفتند. نه تنها نخست وزیر، بلکه هالیفاکس، سایمون و اینزکیپ (Sir Thomas Inskip وزیرامور دفاعی بریتانیا) با طرح پيشنهادي روزولت شديداً به مخالفت برخاستند و جملگی به این نتیجه رسیدند که:
«از آمریکا نمی شود انتظار کمک عملی داشت، در حالی که ما اکنون یک شانس واقعی داریم که با دیکتاتورها به توافق برسیم... نخست وزیر اعتراف کرد که او خیلی بیشتر از من [ايدن] به موسولینی اعتماد دارد و مطمئن است که دوچه جدٌی است و به قراردادهایی که از مذاکرات حاصل شوند عمل خواهد کرد.»(14)

سِر توماس اینزکیپ پرونده یی را با خود آورده بود که روی آن جمله یي با خط درشت به چشم می خورد: «سیاست ایدن مبنی بر ایجاد جبهه مشترک ایالات متحده، بریتانیای کبیر و فرانسه به جنگ منجر می شود». ایدن این جمله را دید و روکرد به او و گفت: «تام، قسم می خورم اگر بتوانیم واقعاً چنین جبهه یی از ایالات متحده، بریتانیای کبیر و فرانسه تشکیل دهیم، به طور يقين جنگی پیش نخواهد آمد. شما خواهید دید، اگر این جبهه درست شود دیکتاتورها دست و پایشا ن را جمع خواهند کرد». اینزکبپ فقط سرش را به علامت ناباوری تکان داد. ایدن در خاطراتش می نویسد که طی همین نشستهای ناامید کننده بود که «فکراستعفاء» به ذهنش آمد.
در صحبتهای بعدی با مشاوران و همکارانش در وزارت خارجه، تصمیم می گیرند دیگر در كابينه دنبال كسب سازش نباشند و از مواضع خود عقب نشینی نکنند ولی در صورت لزوم استعفادهند. كناره گيري ایدن در آن شرایط که پرزیدنت روزولت کماکان روی اجرای طرحش ایستاده و ایدن نیز موافق آن بود، برای دولت چمبرلین خیلی گران تمام می شد. درعین حال، چون تمام این بحثها سرٌی بودند و افکار عمومی کمترین اطلاعی از ماوقع نداشت، وضع پیچیده یی پیش آمده بود. استعفا با چه دستاویز و دلیلی توجیه می شد؟
از کابینه به ایدن فشارمی آوردند که با نوعی «راه حل مرضی الطّرفین»، که هم شامل «شناسائی ِدژوره» باشد و هم طرح تعویق یافته روزولت را دربرگیرد، موافقت نمايد. کشمکش ادامه یافت و طرفین بالاخره متن محترمانه یی برای پرزیدنت روزولت فرستادند که به ترتیبی هر دو نکته فوق را شامل می شد. در این بین مسأله امکان و عواقب استعفای احتمالی ایدن نیز خود به بحث مضاعفی تبدیل شده بود که برخوردهای تند و عصبی به وجود آورد. در گیر و دار همین مباحثات معلوم شد که موتور حرکت و مواضع چمبرلین در این قضییه ، شخص هارس ویلسون(15) بوده است.
چند روز بعد پاسخ دوم روزولت نیز واصل شد. رئیس جمهور باردیگر «تعویق کوتاه مدت» طرحش را پذیرفته ولی مجدداٌ از هرگونه شناسایی تجاوز موسوليني اعلام برائت نموده، قاطعانه علیه چنین سیاست واقدامی از جانب دولت انگلیس موضع گرفته بود! با تمام این احوال، چمبرلین کماکان روی مواضع و برنامه قبلی خود براي مذاکره با موسولینی و شناسایی دِژور متصرفات تجاوزکارانه او باقی ماند. در این بین، چند هفته وقت گرانبها به اتلاف گذشته بود. اوایل فوریه 38، از واشینگتن خبر رسید، پرزیدنت روزولت معتقد شده، به سبب از دست رفتن فرصتها و نیز به علت توسعه پایه های قدرت نازیها در آلمان در این فاصله، دیگر موجبی برای ادامه بحث روی پیشنهاد او باقی نمانده است و لذا طرح خود را کنار می گذارد! آن زمان، به علت سرٌی بودن کل ماجرا، غیر از اعضای دولت کسی در جریان ماوقع نبود و لذا این فرصت سياسي از دست رفته نیز بحث و پژواک علنی پيدا نكرد. چرچیل سالها بعد هنگام طرح و بررسی این واقعه در کتابش، از آن به عنوان «آخرین شانس نجات جهان از شرّ جباریٌت [فاشيستي]، بدون توسل به جنگ» سخن گفت و نوشت:
«حالا، پس از گذشت سالها وقتی به آن واقعه فکر می کنیم هیچ کس نمی تواند حدس بزند که در صورت قبول طرح روزولت توسط دولت انگستان و ورود ایالات متحده آمریکا به صحنه سیاسی اروپای اوایل سال 38، تأثیر آن تحوٌل روی حوادث بعدی در اتریش و بعداً مونیخ چه می بود. ما ناگزیریم که آن دست رد زدن و نپذیرفتن کمک آمریکا را به عنوان از دست دادن آخرین شانس نجات جهان از شرٌ جباریٌت بدون توسل به جنگ ارزیابی کنیم. چمبرلین در باره كم و كيف درگیریهاي اروپا منظري محدود داشت و از سر بی تجربگی و خام اندیشی ناشی از خود بزرگ بینی، دستی را که در آن زمان از آن سوی آتلانتیک به سویش درازشده بود، نفشرد و آن کمک و شانس ذیقیمت را رد کرد. هنوز هم از پس این ساليان دراز، هیبت آن غفلت شگفت انگیز نفس آدم را بند می آورد و مایه تأسّف و حسرت مي شود.»(16)


منابع و توضیحات

1 - وینستون چرچیل، صفحه 133، کتاب جنگ جهانی دوم.
2 - Franklin Delano Roosevelt(1882-1945)
فرانکلین روزولت, سیاستمدار دموکرات، که اولین بار، همزمان با روی کارآمدن هیتلر(1933)در آلمان، در ایالات متحده آمریکا به ریاست جمهوری انتخاب شد،با طرح اقتصادی معروف «نیو دیل» با بحران اقتصادی، موفقیت آمیز مقابله کرد. او از سال 1936، طی کارزار انتخاباتی دوم خود مسأله فاشیسم در آلمان و ضرورت توجه و مشارکت سیاسی آمریکا در مبارزه با نازیها و دیگر دیکتاتوریها را مطرح نمود و تلاش زیادی کرد که افکارعمومی و سیاست خارجی آمریکا مجدداً به مسائل جهانی نیز توجه کند و در مبارزه برای حفظ نظام دموکراسی نقش ایفانماید. روزولت در سال 1940 برای بار سوم به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شد و به درخواست وینستون چرچیل، نخست وزیر جدید انگستان، به حمایت آن کشور برخاست. همین طور بعد از حمله نازیها به اتّحاد شوروی (1941) روزولت پشتیبانی از شوروی را در سیاست خارجی آمریکا به کرسی نشاند. وی پس از حمله غافلگیرانه ژاپن به نیروی دریایی آمریکا مستقر در پرل هاربر ( 7 دسامبر 1941) به ژاپن اعلام جنگ داد. بعد از اعلام جنگ هیتلر به آمریکا، روزولت با خواست شکست دادن قطعی محور شر تا احراز تسلیم بلاشرط آنها جنگ را ادامه داد.
3 - ص 630 ترجمه آلمانی کتاب خاطرات آنتونی ایدن…
Facing The Dictators
4 - نقل به مضمون توسط ایدن از کتاب The Time for Decision نوشته سامنر ولز , مندرج در ضمیمه A مجلّد دوم کتاب خاطرات آنتونی ایدن.
آن طور که ولز بعدها (1944) در کتابش می نویسد، روزولت و او در این مورد کاملاً آگاه بودند که دولتهای مهاجم به سرزمینهای دیگران هرچه به همدیگر نزدیکتر می شدند به همان اندازه نیز سیاستهای تجاوزکارانه خود را بیشتر با هم تنظیم مشترک می کردند. درباره درایت و دوراندیشی روزولت ، به رغم افکار عمومی نسبتاً انزواطلب آمریکا، ولز می نویسد:
«با آن که افکار عمومی در آمریکا هنوز به چنان خطری (وقوع احتمالی جنگ بزرگ) توجه و آگاهی نداشت و هنوز ملت آمریکا حاضرنبود از یک سیاست مترقیانه پیشگیرانه دولت از آن خطر پشتیبانی به عمل آورد... ولی پرزیدنت روزولت اعتقاد کامل داشت که در حوزه امکانات قانونی اش باید به هرکاری که ممکن است دست زند و جلو پیشرفت قدرتهای توتالیتر را سد کند».
(ص 82 کتاب The Time for Decision نوشته سامنرولز).
5 - از متن تلگرام سِررونالد لیندسی, سفیر انگستان در واشینگتن، به وزارت خارجه، 13 ژانویه 38 ، نقل در ص 633 خاطرات ایدن.
6 - همان جا، ص 634.
7 - همان جا، ص 635.
8 - به نقل از صفحه 85 همان کتاب یادشده سامنر ـ ولز.
9 - به نقل از ص 636 کتاب خاطرات ایدن...
10 - ص 425 کتاب in Germany Herr Hitler ، به نقل از بیوگرافی چمبرلین، نوشته
Keith Feiling
11 - همان کتاب خاطرات ایدن، ص 640، به منظور آشنایی با استدلات این نامه، خلاصه آن را در زیر می آوریم.
«... تمام نکات مورد اختلاف و مناقشه های فی مابین ما در مقابل اهمیت موضوع زیر رنگ می بازند. این یک واقعیت مهم و برجسته است که پرزیدنت روزولت با تمام وزنه سیاسی جایگاه بی مثالش در دنیای کنونی به پاخاسته و مایل است برای پیشگیری از وقوع یک جنگ عمومی در جهان کاری انجام دهد ...
هیچکدام از دیکتاتورها از این ابتکار عمل روزولت خوششان نخواهد آمد، امّا (زیر فشار افکار عمومی) ناچار خواهند بود ناراحتی شان را بپوشانند و وارد مذاکرات مربوطه شوند...
از نظر من بدترین حالت و بزرگترین اشتباه این است که ما با نوع برخوردمان، پرزیدنت روزولت را وادارکنیم از پیام و اقدامی که طرّاحی کرده دست شوید و کنارکشد...
آرزو می کنم با آن تلگرام اولی دولت ما [جوابیه منفی چمبرلین] کار از کار نگذشته باشد. درحال حاضر کاری از دستمان برنمی آید جز این که صبرکنیم و ببینیم پاسخ پرزیدنت از چه قرارخواهد بود...امّا مایلم قویّاً توصیه کنم که از هر اندازه فرصتی که احتمالاً در پاسخ روزولت برایمان باقی می ماند، به بهترین وجه بهره گیریم و پرزیدنت را متقاعد کنیم که آماده ایم اقدام عالی وی را با تمام قوا مورد حمایت قراردهیم».
12 – آنتوني ایدن, همان کتاب, ص642.
13 – آنتوني ايدن, همان كتاب، ص 643 . ایدن در خاطراتش توضیح می دهد که: «در آن زمان ، هم ایالات متحده و هم خود ما سخت نگران وضعیت متزلزل آسیای شرقی و احتمال تجاوزات بعدی ژاپنیها بودیم. یکی از استدلالهای قوی منتقدان خط سیاسی من همیشه این استدلال بود که ما ( بریتانیا) نمی توانیم تنهایی با آلمان، ایتالیا و ژاپن همزمان مقابله کنیم. خوب، حالا یک فرصت استثنایی داشتیم که همکاری با ایالات متحده را مستحکم کنیم. آمریکا برای مقابله با ژاپن و جلوگیری از نیات شرٌ آن دربهترین شرایط قرارداشت. ما به هیچ وجه نمی بایست می گذاشتیم این فرصت از دست برود».
14 – آنتوني ایدن، همان كتاب، ص 646.
15 - یک بار جیم توماس، منشی پارلمانی و پیروِ فکری خط ایدن، جهت بحث و بررسی طرح روزولت و نیز مسأله استعفای ایدن سراغ ویلسون می رود. در این گفت و شنود ویلسون صریحاً می گوید او تمام تلاش خود را جهت خنثی کردن طرح روزولت و ادامه برنامه اپیسمنت چمبرلین به کارخواهد گرفت. توماس به این واقعیت اشاره می کند که ضرورت سرٌی نگهداشتن طرح مانع از آن است که درصورت استعفای ایدن دلیل کناره گیری وی اعلام شود. در چنین وضعی چه بسا طرف آمریکایی این مسأله را به افکار عمومی کشاند و دلیل واقعی استعفا علنی شود. این جاست که ویلسون سخت عصبانی می شود و حتی به تهدید متوسّل می شود:
«اگر آمریکا به افشای این واقعیت دست زند و ماوقع را به افکار عمومی اطلاع دهد، آن گاه او (ویلسون) تمام دستگاه دولت را علیه آنتونی ایدن بسیج خواهد کرد و نشان خواهد داد که رفتار و سیاستهای ایدن علیه دیکتاتورها و خط ایجاد انسداد شرم اور وزارت خارجه علیه نخست وزیر باعث لطمه خوردن به سیاست وی در جهت حفظ صلح جهان بوده است...»
(گزارش جیم توماس از دیدار با ویلسون، نقل در کتاب خاطرات ایدن، ص 648)
16 – چرچیل, جنگ جهاني دوم, ص 134 .
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=3327