فعل از نظر زمان – احمد کسروی
گونه های گذشته
1- گذشته ساده : نوشت .
این همچون نام خود ساده است و ما را به سخن از آن نیازی نیست .
2- گذشته نادیده : نوشته .
این را بیشتر در جایی آورند که کاری رخ داده ولی گوینده در آنجا نبوده و آن را یا دیده ندیده
اگر کسی بگوید: « دیشب یکی آمده و درخانه ما را زده و پولی داده و رفته » ما خواهیم فهمید خود گوینده در خانه نبوده و یا دیده ندیده ولی اگر گفت : « دیشب یکی آمد و درخانه ما را زد و پولی داد و رفت » ما خواهیم دانست که خود او درخانه بوده از این روست که ما آن را « گذشته نادیده » خوانده ایم . لیکن گاهی آن را به معناهای دیگر نیز آورند.(*)
تذکار* : مقصود کسروی از این قسم « ماضی نقلی » معروف است که اصولا با فعل است صرف می شود، «آمده است » « زده است » ولی نفهمیدم چرا در مثال هایی که زده است ، در هیچکدام فعل « است» رانیاورده اما خود او دنبال همین مطلب گوید:
« سخن دیگری که در این جا باید گفت این که چون « گذشته نادیده » ، « است » افزوده می شود پیشینیان آن را درهمه شش کس افزوده می گفتند: نوشتستم ، نوشتستی ، نوشتستیم ، نوشتیستید ، نوشستند.
3- گذشته همیشگی : نوشتن .
این را در جایی می آورند که کسی همیشه می نوشته و یا زمان درازی به آن می پرداخته : « فلان مرد با پدر من دوست می بود و بارها نامه نوشتی »
4- گذشته همانزمانی : می نوشت .
این را در جایی می آورند که کسی همان هنگامی که سخن از آن می رود می نوشته : « هنگامی که من رسیدم کاغذ می نوشت »
5- گذشتگی پیوستگی : همی نوشت .
این گذشته همان زمانی است که با افرون « ها» به سرش معنی پیوستگی یا پی درهمی را نیز رساند. این را در جایی گویند که کسی درهنگامی که گفتگو از آن است کاری را پیوسته و یا پی در پی می کرده : «شب را نالید(پیوسته می نالید) و خدا را همی خواند » (پیاپی می گفت خدایا)...
6- گذشته آیندگی : خواستی نوشت .
7- این را درجایی گویند که به هنگام کاری یک کار دیگر در آینده نزدیکی وو دادنی می بود: « در آن سال که خواستی مرد من یک ماه پیش از مرگش او را دیدم »
چنانکه دیده می شود نیمه نخست اینکه از ریشه خواستن می آید گونه همیشگی است ، و چون شش کس این گونه ناشناخته است ما با آن که در پیش یک بار شش کس آن را آورده ایم در این جا با می آوریم .
خواستمی نوشت ، خواستیی نوشت ؛ خواستی نوشت ، خواستیمی نوشت ، خواستیدی نوشت ، خواستندی نوشت .
گذشته گذشته : نوشته بود
این را هنگامی گویند که کاری پیش از یک کار گذشته دیگری رو داده باشد : « من که رسیدم او رفته بود» این هفت گونه رده ی نخست است و از هریکی یک معنی بیشتر خواسته نشود، شش گونه دیگر نیز هست که هر یکی از به هم پیوستن دوگونه ( از این گونه های هفتگانه ) پدید آید و از هر یکی دو معنا یا بیشتر خواسته شود. این است ما آن ها رارده دوم می نامیم و در پایین یکایک می شماریم .
8- گذشته همانزمانی نادیده : می نوشته .
این گذشته همان زمانی است که نشانه نادیدگی «ها» به آن افزوده شده و این است دو معنی را می رساند ، و جدایی میانه این باهمان زمانی، همان دیدگی و نادیدگی است . گویند اگردیده ، خواهد گفت: « می نوشت » و اگر ندیده خواهد گفت « می نوشته »
9- گذشته پیوسته نادیده : همی نوشته .
این نیزهمان پیوستگی است که نشانه نادیدگی افزوده شده و این است دو معنی را می رساند . در این جا نیز جدایی میانه پیوستگی نادیده با پیوستگی ، همان دیدگی و نادیدگی است .
10- گذشته گذشته نادیده : نوشته بوده .
این نیز همان گذشته گذشته است که نشان نادیدگی برآن افزوده شده ؛ اما جدایی ماینه دوگونه : گذشته گذشته در جایی است که یک کاری که پیش از کار دیگری رخ داده ، گوینده در زمان کاردوم آن را دانسته و دیده که رخ داده ، ولی گذشته گذشته نادیده ، در جایی است که گوینده آن را در آن زمان ندیده و ندانسته که چنین کاری رخ داده و سپس آگاهی یافته ، اگر کسی دزدی به خانه اش آمده و او پس از رفتن دزد به خانه رسیده و آن را دانسته چنین خواهد گفت : «من چون رسیدم دزد آمده و آن چه می خواسته برده بود ولی اگر به خانه رسیده و آن چه ندانسته تا سپس آگاهی یافته چنین خواهد گفت : « من چون رسیدم دزد آمده و آن را می خواسته پرده بوده و من فردا آگاه شدم »
11- گذشته همیشگی همان زمانی : می نوشتی .
این همیشگی است که نشانه همانزمانی « می » برآن افزوده شده ، این است هر دو معنی را می رساند « دیروز فلان را دیدم نامه می نوشت و او نامه بس شیوا می نوشتی »
12- گذشته همیشگی پیوستگی : ه ی نوشتی .
این همیشگی است که نشانه پیوستگی به آن افزوده شده و این است هر دو معنی خواسته می شود: « شبها همی نالیدی و همی گریستی »
13- گذشته گذشته همیشگی : نوشته بودی .
این نیز گذشته گذشته است که نشان همیشگی برآن افزوده شد و این است هر دو معنی از آن خواسته می شود : « هر روز که بیدار شدی آفتاب برخاسته بودی»

گونه های اکنون ( مضارع )

1- اکنون همیشگی : نویسد . این را در جایی گویند که کسی کار رابسیار کند یا آن را پیشه ی خود دارد . اگرچه به هنگام گفتگو به آن نمی پردازد: « به عربستان باران های تند بارد ولی برف نبارد.» گاهی نیز از آن آینده نزدیک را خواهند «فردا به خانه شما آیم »
2- اکون همانزمانی : می نویسد . این را به هنگامی آورند که کسی کاری را در همان زمان گفتگو می کند و آن را به پایان نرسانیده : « هوا ابرست و باران می بارد»
3- اکنون پیوستگی : همی نویسد . این را در جایی آورند که کسی کاری را در همان زمان پیاپی یا پیوسته می کند: « همی نالد و نمی آرامد»
گونه های فرمایشی (امر)
1 - فرمایش ساده : بنویس . این هم چون نامش ساده است و به سخن از آ« نیازی نمی باشد. تنها این را باید گفت که « با » که در آغاز این آورده می شود: نشانه فرمایش است و باید آن را همیشه آورد ، وگرنه در برخی جاها نافهمیدگی پیدا خواهد شد .
این با ، که گفتیم در گونه های گذشته فزونی و بیجاست در اینجا در بایست و بجا می باشد زیرا اگر نباشد در پنج کس چنین است که فرمایش با اکنون یکسان شده بههم در می آمیزد . اینک شش کس فرمایش ،
بنویسم بنویس بنویسیم بنویسید بنویسند
2 - فرمایش همانزمانی : می بنویس . این را هنگامی گویند که خواهند کاری که خواسته شده در همان زمان کرده شود: « می بنشین و آنچه می گویم بنویس »
3 فرمایش پیوستگی : همی بنویس . این را در جایی آورند که خواهند کاری که خواسته شده پیاپی و یا پیوسته کرده شود، این نوشته را همی بخوان تا از برگردانی »
اما «آینده » چون در باره ی آن آشفتگی رخ نداده و ما سخنی در آن زمینه نداریم از آن گفتگو نمی داریم ...
این بود تلخیص مقاله کسروی در باره گونه های فعل ( نقل از زبان فارسی ص 36)
برگرفته از اصول دستور زبان فارسی تالیف سیدکمال طالقانی – 1353 موسسه انتشارات امیر کبیر
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=2789