زنه دوباره -مهناز بدیهیان
زنه دوباره
دوباره می شوم
و هرگز از ریشه نمی مانم
در باغ های آتش گرفته ی جهان
هرگز سکوت، خاموشم نمی کند
جرقه می زنم
از اعماق خاکستر
شعله می کشم
از انتهای خاموشی
دوباره می شوم، ایستا
وتندیس هزار ساله ام جان می گیرد
کنار هر پنجره ی خاموش این جهان
بمرگ بگو که واژه ی وامانده ایست
هرگز نمردم از سنگسار،
از تجاوزِ بی حرمتی
زنه دوباره ام
از آسمان
از زمین
از کوه و دره
از سیاه چال تاریخ
از قبرهای زنده بگوری
دوباره می شوم
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=2701