پا تو کفش شاعران - ایرج پزشکزاد - نقد دیوان حافظ به تصحیح احمد شاملو
بخش ما چو دادیم دل و دیده توفان بلا

از کتاب های جالبی که دو هفته ی قبل به کتابخانه ی آسمون ریسمون رسید کتاب حافظ شیرازی تصحیح و تلخیص و نقطه گذاری آقای ا. بامداد شاعر معاصر است .
این کتاب یک دیوان تازه ی حافظ است که به وسیله ی آقای ا. بامداد به علاقمندان شاعر بزرگ هدیه شده است. ما زحمات نویسنده و مصحح را صمیمانه تقدیر می کنیم. اولین جمله ای که در مقدمه ی کتاب جلب نظر می کند و از اهمیت آن نباید غافل شد این است: « ملاک کار ، زیبایی و درستی است و پس از آن ( اگر نیازی پیش آمده باشد )اصالت !» ما این فکر محقق گرامی را تایید و تحسین می کنیم واقعا دلیلی ندارد که ما در زمانی که زبان فارسی به این حد ازکمال و زیبایی رسیده است پابند اصالت اشعار و کلمات باشیم . زیبایی قبل از اصالت فکری قابل تحسین است .
قرن ها پیش یک شیخ آسمان جل شیرازی که شاید تصدیق کلاس سوم ابتدایی هم نداشته است اگر شعری گفته است علت ندارد ما که دیپلمه و لیسانسیه هستیم به خاطر اصالت اشعار او را عینا تکرار کنیم باید ببینیم به چه صورت زیباتر می شود. ازنکات برجسته ی این دیوان یکی این است که مولف محترم بعضی اشعار سست نازیبای حافظ را به پیروی از همین ذوق زیباپرستی حذف کرده است از جمله :
من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهم شکن طره ی هندوی تو بود
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت
اله اله که تلف کرد و که اندوخته بود
یا مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آن که یوسف به زر نا سره بفروخته بود

ما هم با مولف موافقیم و به صدای بلند با ایشان فریاد می زنیم : « شعرهای مزخرف در زنبیل کاغذهای باطله!» یکی دیگر از نکات جالب این کتاب این است که اشعار به وسیله ی مولف نقطه گذاری شده است.
از علامات به جا و شایسته ای که در این کتاب بسیار مورد استفاده قرار گرفته است « تیره » یا خط فاصله است. استعمال دو تیره در جمله کار پرانتز را می کند یعنی دو تیره جمله ی معترضه یا تنبیه و تذکری را محدود می کند که به جمله ای که آن را در میان گرفته است مستقیما مربوط نیست . به عنوان مثال این شعر را از دیوان منقوط مورد بحث ذکر می کنیم:
سمن پویان غبار غم – چو بنشیند- بنشانند
پریرویان قرار از دل – چو بستیزند – بستانند
ایضا
گل در بر و می در کف و معشوقه به کامست
سلطان جهانم – به چنین روز – غلامست
ما ضمن تقدیر از مولف پیشنهاد می کنیم که به جای مثال جمله ی معترضه ای که تاکنون در دستورهای زبان فارسی استعمال می شد:
(چه خوش گفت فردوسی پاکزاد
که رحمت بر آن تربت پاک باد)
چون کهنه شده است شعر اخیر « سلطان جهانم – به چنین روز- غلامست » ذکر شود.
در خاتمه برای این که معلوم شود ما فلسفه ی « ترجیح زیبایی بر اصالت »ایشان را تایید می کنیم و این ابتکار ایشان که بعضی کلمات نازیبا را از اشعار حافظ حذف کرده و کلمات زیباتری به جای آن ها گذاشته اند مورد پشتیبانی شورای عالی آسمون ریسمون است ، چند بیت از دیوان حافظ تصحیح و تنظیم و نقطه گذاری دانشجو عزیز الله خان را که قریبا منتشر خواهد شد نقل می کنیم :
مجمع خوبی و لطفست عذار چو مهش
لیکنش مهر و وفا نیست خدایا بدهش !!!
بوی گی گوز 1 زلب چون شکرش می آید!
گرچه خون می چکد از شیوه ی چشم زاغش 2
نوزده ساله 3 بتی چابک و شیرین دارم
که به جان حلقه به گوش است مه چهاردهش

سخن به درازا کشید ، آخرین جملات مقدمه ی کتاب آقای بامداد را هم به عنوان حسن ختام نقل می کنیم :
ن فرهنگی از لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی حافظ فراهم شده بود که برکتاب افزوده شود چون چاپ کتاب سراسر یک بها و یک تابستان بهطول انجامید و بیم آن بود ه افزایش آن فرهنگ این مدت دراز را تبدیل به سالی کند در این چاپ از آن چشم پوشی شد.»
ما این اندیشه ی صرفه جویی وقت را تحسین می کنیم و معتقدیم اشخاصی نظیر آن مرد خدا نشناس آلمانی که هجده سال از عمر عزیر را برای تحقیق در شاهنامه ی فردوسی صرف کرد، آدم های بیکاری هستند و چون می ترسیم یک ساعتی که صرف نوشتن کرده ایم به دوساعت تبدیل شود رشته ی کلام را همینجا قطع می کنیم . ضمنا متذکر می شویم که در آخرین جلسه ی شورایعالی آسمون ریسمون مولف و مصحح کتاب حافظ شیراز به اتفاق آرا به لقب « سراستاد» مفتخر شد.
از کتاب آسمون ریسمون


1- مصحح معتقد است که دیگر بچه ها را شیر نمی دهند و با « گی گوز» بزرگ می کنند به علاوه گی گوز زیباتر و خوشمزه تر از شیر است.
2- چشم زاغ از نظر مصحح زیباتر از چشم سیاه است.
3- مصحح از دختر چهارده ساله بدش می آید و نوزده ساله کمتر را داخل آدم نمی داند.
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=2643