هنوز به محمد مصدق - ناصر کاخساز
لوح بلند نامت
در صدایی لرزان
که با نقیض استوار مضمون اش
دریا را بخاطر ستاره می آورْد
بر دیوار سلول من
موج برمیدارد

دیوار مرتعش
نام ات را به چشم هایم می دهد
وقتی که رویا
در نرمای خاطره، دریا می شود
و دریا تصویر مرتعش ستاره را
به آینه می سپارد

موج بلند صدای لرزان ات را
وقتی که «هموطنانِ عزیزم» در گلویت می لرزید
زمان
در پنجره ی کودکی من قاب گرفته است

هنوز گنجشکک خاطره می آید
از مرز صامت زمان می گذرد
و با نوک سبابه ای اش
به شیشه ی پنجره ی کلاس ششم ابتدایی من
می کوبد

و دیوارِ مرتعش
هنوز
نام ات را به چشم هایم می دهد

پلک هایم را می بندم
از خَمِ موجی که بر دیوار می رقصد
می گذرم

دریا می بَرَدم
با قایق نام ات
هنوز

ناصر کاخساز
مای 2012
http://nasserkakhsaz.blogspot.de
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=2592