زیر پای هر درخت، یک تبر گذاشتیم -محمد سلمانی
زیر پای هر درخت، یک تبر گذاشتیم
هرچه بیشتر شدند، بیشتر گذاشتیم

تا نیفتد از قلم، هیچ یک در این میان
روی ساقه هایشان ضربدر گذاشتیم

از برای احتیاط، احتیاط بیشتر
بین هر چهار سرو، یک نفر گذاشتیم

جابه جا گماردیم چشم های خیره را
تا تلاش سرو را بی ثمر گذاشتیم

کارمان تمام شد، باغ قتل عام شد
صاحبان باغ را پشت در گذاشتیم

سوختیم و ریختیم، عاقبت گریختیم
باغ گر گرفته را شعله ور گذاشتیم

روز اول بهار سفره ای گشوده شد
جای هفت سین مان، هفت سر گذاشتیم

در بیان شاعری حرف اعتراض بود
هی نگو «چرا نگفت»، ما مگر گذاشتیم؟

این سوال دختر کوچکم «بنفشه» بود:
چندمین بهار را پشت سر گذاشتیم؟
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=2214