دکتر مصدق : بگذارید خربیاورند، گاو بیاورند، سگ بیاورند . تا وقتی می آورند و نمی برند، اشکالی ندارد . بروید امضا کنید!
از خاطرات عبدالرضا انصاری معاون اصل 4 و وزیر خزانه داری محمد رضا پهلوی

در ملاقاتی که آقایان وارن و لویی هندرسن سفیر آمریکا با اقای دکتر مصدق نخست وزیر داشتند ، به اطلاع معظم له رسانده بودند که دولت آمریکا آماده است برای شروع برنامه های اصل چهار مبلغ حدود 23 میلیون دلار تامین اعتبار نماید و آقای نخست وزیر نیز گفته بودند که هیاتی مرکب از چند نفر اقایان وزرا را تعیین خواهند کرد که در باره ی نحوه ی اجرای این برنامه با مقامات آمریکا همکاری نمایند.
اولین جلسه این هیات در سازمان برنامه به ریاست آقای دکتر محمد علی ملکی وزیر بهداری و باشرکت آقایان مهندس احمد زنگنه مدیرعامل سازمان برنامه ، دکتر محمود حسابی وزیر فرهنگ ، مهندس خلیل طالقانی وزیر کشاورزی و مهندس ابوالحسن راجی معاون سازمان برنامه که سمت دبیر اجرایی کمیته را عهده دار بود ، تشکیل گردید.
...
در روز تعیین شده جلسه کمیته با شرکت تمام آقایان وزرا تشکیل گردید و اقای دکتر ملکی آمادگی کمیته را برای امضای موافقتنامه اعلام داشت و در موقعی که نسخه های تهیه شده به انگلیسی و فارسی بین اعضای کمیته تقسیم شد ، آقای دکتر حسابی وزیر فرهنگ اعلام کردند که فقط درصورتی امضا خواهند کرد که این نسخه موافقتنامه را به اقای دکتر مصدق نخست وزیر شخصا ملاحظه و اجازه ی امضای آن را به ایشان بدهند و در مقابل اظهار اقای مهندس زنگنه که اعلام داشتند آقای نخست وزیر اجازه ی امضای آن را داده اند ، ایشان قانع نشدند و گفتند معتقدند باید یک بار دیگر آقای نخست وزیر این موضوع را تایید نمایند. البته این وضعیت برای سایر آقایان وزرای حاضر در جلسه بسیار ناراحت کننده بود ولی بالاخره تصمیم گرفتند که اقای دکتر حسابی به اتفاق یکیدیگر از آقایان وزرا به حضور آقای دکتر مصدق برسند و اجازه ی لازم را اخذ کنند و چون محل نخست وزیری با سازمان برنامه فاصله زیادی نداشت ( فاصله بین خیابان استخر و خیابان کاخ ) در حالی که کمیته هنوز تشکیل بود، اقای دکتر حسابی و آقای مهندس زنگنه به نخست وزیری رفتند و پس از حدود کمتر از یک ساعت مراجعت کردند و موافقت نخست وزیر را اعلام داشتند.
چندین سال بعد از آقای مهندس زنگنه شنیدم که در آن جلسه چه صحبت هایی شده بود. ایشان گفتند وقتی خدمت آقای دکتر مصدق رفتیم پرسیدند اشکال شما با این قرار داد چیست؟
آقای دکتر حسابی جواب داده بودند که می گویند آمریکایی ها می خواهند خر قبرسی ، گاو هلندی و بذر فلان بیاورند در حالی که ما احتیاج به پول داریم . آقای دکتر مصدق می رسند در قبال این چیزها که می آورند آیا می خواهند چیزی هم ببرند؟ جواب منفی می دهند . ایشان می گویند « اگر چیزی نمی برند بگذارید خربیاورند، گاو بیاورند، سگ بیاورند . تا وقتی می آورند و نمی برند، اشکالی ندارد . بروید امضا کنید.»

خاطرات عبدالرضا انصاری
مصاحبه کننده غلامرضا افخمی
ارشیو تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران
Ibex Publishers.Inc. 2010
رویه های 28-26

www.iranliberal.com

از ویکی پدیای فارسی - عبدالرضا انصاری متولد ۱۳۰۴ در یک خانواده اشرافی وزیر کشور در حکومت محمد رضا شاه پهلوی و شخصیت سیاسی ایرانی است.[۱] او پس از خاتمه تحصیلات متوسطه در ایران و طی دانشکده کشاورزی کرج به آمریکا رفت و در رشته کشاورزی از دانشگاه یوتا درجه مهندسی گرفت. سپس به ایران بازگشت و در اصل ۴ مشغول خدمت شد و به معاونت وارن رئیس اصل ۴ منصوب گردید. در ۱۳۳۵ خزانه دار کل کشور شد و پس از مدتی کوتاه معاونت وزارت دارائی نیز ضمیمه کار او گردید. در ۱۳۳۸ در کابینه دکتر منوچهر اقبال به وزارت کار رسید و تا پایان حکومت اقبال در آن سمت باقی ماند. در ۱۳۴۰ به ریاست سازمان آب و برق خوزستان منصوب شد و در حکومت حسنعلی منصور به استانداری خوزستان رسید. در ۱۳۴۵ در ترمیم کابینه امیرعباس هویدا به جای جواد صدر که به وزارت دادگستری معرفی گردید، وزیر کشور شد و انتخابات دورهٔ بیست و دوم قانونگذاری در زمان او انجام گرفت. در ۱۳۴۸ از کابینه خارج شد، پس از چندی قائم‌مقام اشرف پهلوی و مدیرعامل سازمان شاهنشاهی گردید. مدتها برای ورود مجدد به صحنهٔ سیاسی و اشغال مقام نخست‌وزیری تلاش کرد.[۲] یرواند آبراهامیان می‌گوید که در این زمان او که از به دست آوردن پست نخست وزیری دلسرد شده بود بیشتر تلاش کرد که پول جمع کند.[۳]
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=2053