بررسی ویژگی های هویت ایرانی(میزگردی با حضور استاد دکتر فتح الله مجتبایی، دکتر سید صادق سجادی و دکتر علی بهرامیان)
استادان محترم! شما با تاریخ و ادب و فرهنگ و تمدن ایران عمیقاً آشنا هستید و در نظرتان بسیار غریب خواهد بود که مفهوم « ایران» قابل سؤال باشد؛ ولی در واقع، همین مسأله ی روشن، در روزگار ما به نظر برخی «مشکوک» است و کسانی هستند که آرائی را هم به عنوان ادلّه مطرح می کنند و می‌گویند: اساساً مرزها جعلی و جدیدند و به همین دلیل، مانند عراق و افغانستان و پاکستان و غیره ، که همگی مقارن جنگ جهانی اول تشکیل و تأسیس شده اند. ایران هم کشوری است که مرزهای آن در زمان رضاشاه درست شد و کسانی هم که در ایران زندگی می‌کنند، اصالتا اهل ایران نیستند و نمی شود دست کم همه ی آنها را ایرانی شمرد و هر کدام فرهنگ و آداب و رسوم مخصوص به خود را دارند. می‌خواستم از استادان سؤال کنم که آیا واقعاً شما گمان می‌کنید ایران کشوری است که در عرض ۷۰ یا ۸۰ سال اخیر مرزهای آن تعیین شده، یا وقتی به تاریخ و مأخذ تاریخی اصیل رجوع کنیم ، در آنها نام ایران و سرزمین ایران هست؟ آیا واقعاً یک فرهنگ مستقل برای این سرزمین قابل شناسایی هست؟ آیا این فرهنگ از حیث زبانی یا محتوایی، فارغ از موضوع زبان، متشخص است یا نه؟ نام ایران اساساً از کجا پیدا شد؟ مسأله ی مرزها چگونه است و احیاناً چه تغییراتی کرده و آن تغییرات ، آیا ماهیت و مفهوم ایران را تغییر داده است یا خیر؟



فتح‌الله مجتبایی: هر جامعه و هر کشوری تحولات تاریخی دارد؛ هیچ کشوری نیست که از همان روز اول مرزهایش همان مرزهای اولیه باشد. مرزها تغییر می‌کنند و یک ناحیه، مخصوصاً مثل ایران که در چهارراه دنیا قرار گرفته و حلقه ی واسطی بوده است بین شرق و غرب، از لحاظ فرهنگی و اجتماعی و تاریخی طبعاً هم از شرق و غرب مورد حمله قرار می‌گرفته و هم خودش به شرق و غرب گسترش می‌یافته است. مرزهای جغرافیایی اصلاً اصالت تاریخی ندارند. هیچ کشوری از اول مرزهای ثابت نداشته است. کشور انگلستان که دو جزیره کنار هم هستند، مرزهای آن تغییر کرد و اسکاتلند و ایرلند جدا شدند، ولی اینها هیچ کدام مانع از پذیرش وجود هویت تاریخی ملت آنگلساکسون نیست. ایران هم در همین وضعیت است: در دوره‌ای، پیش از آمدن آریایی‌ها، در این سرزمین اقوامی زندگی می‌کردند. در یک دوره‌ دیگر، اقوام آریایی از شمال و از دو طرف دریای خزر وارد این سرزمین شده اند. از آمیختگی آنها با اقوام بومی ملتی به وجود آمد که بر مبنای آثار تاریخی و کاوشهای باستان‌شناسی، هزاران سال سابقه ی مستند دارد. منتها آن اقوام نام های مختلف داشته‌اند. اکنون هم اقوامی هستند که نام های مختلفی دارند : لر، کرد، بلوچ و غیره، اما همه شعبه‌های یک قوم و ملت هستند. بنابراین، آریایی‌ها از شمال آمدند و با اقوام بومی که پیش از آمدن آریایی‌ها سکونت داشتند، آمیخته شدند و یک ملت به‌وجود آوردند. اگر کسی با متون سنگ نوشته‌های هخامنشی آشنا باشد، لابد ملاحظه کرده است که در آنجا داریوش در باره ی« ایران » سخن گفته و مرزها و حدود آن را تعیین کرده که ایران از کجا تا کجاست. قوم های سکایی، بلوچ، پارتی و پارسی ، همه ، اقوام و شعبه‌های قوم آریایی بودند که از شمال آمدند و در این منطقه ساکن شدند. کلمه ی « ایران » هم بسیار قدیمی است؛«ایران ویج»، یعنی مرکز اصلی سرزمینهایی در آسیای مرکزی که اقوام آریایی از آنجا آمده‌اند. «ویجه» یعنی همان کلمه ی «به‌جه» که در زبان هندی سانسکریت یعنی بذر اولیه. بذر اولیه ی ایرانی ها از آسیایی مرکزی است در اطراف آنجا که امروز به آن می‌گویند «تاجیکستان» ، ایرانی ها از آن حدود آمد‌ه اند : از دو طرف آمد‌ند یک عده از طرف شرق دریای خزر و یک عده از طرف غرب دریای خزر. در میان تیره های ایرانی تفاوت‌های زبانی هست، اما اینها همه زبانهای ایرانی هستند و به طور نمونه، زبان بلوچی از زبان های ایرانی است. علم زبان‌شناسی امروز آنقدر پیشرفت کرده است که بتواند ثابت کند زبان‌های بلوچی،کردی، لری‌، مازندرانی و گیلانی و مانند اینها جزو خانواده ی زبان های ایرانی هستند و همه ی آنها از لحاظ ساختار زبان‌شناسی یک ریشه و یک اصل واحد داشته‌اند.





این قوم ها از لحاظ تجربه‌های تاریخی هم با یکدیگر مشترک بوده‌اند. آنچه یک ملت را می‌سازد، زبان و تجربه های تاریخی است. ممکن است که تجربه‌های تاریخی سوابق اسطوره‌ای باشد و بعد تبدیل شوند به سوابق تاریخی. این قوم ها در اسطوره و تاریخ و تجربه‌های تاریخی مشترک بوده‌اند. به گواهی تاریخ ، ماد همان قومی است که تیره های کرد و لر از میان آن برخاسته‌اند و از طرف دیگر قوم پارت بوده است. همه ی اینها اقوام ایرانی هستند؛ یعنی برادرزاده و عموزاده‌های یکدیگر بوده‌اند. از لحاظ تاریخی و نژادی و از لحاظ فکری و تجربه‌‌های تاریخی، این سابقه باز می گردد به چهار ـ پنج هزار سال پیش از میلاد و آمدن آریایی‌ها هم به این منطقه تقریباً معلوم است که در اواخر هزاره ی سوم صورت گرفته است. آنها در این منطقه متوطن شده‌اند و با اقوام بومی هم‌آمیزیی خیلی دوستانه‌ای داشته‌اند. کلمه ی «دهقان » که هنوز هم به کار می رود، نماینده ی بومیان اولیه است. به همین افراد در هند «داسه» می‌گفتند، یعنی اهل ده، ده‌نشینی، ولی در هند به علت درگیریهایی که با بومیان و آریایی وجود داشت این کلمه در هند به معنی شخص «پایین منزلت» بود. در ایران به منطقه آنها لاهه می‌گفته‌اند و اشخاص را هم دهقان می خواندند؛ یعنی بومیانی که اهل دهات بوده اند. اقوامی که پیش از آمدن آریایی‌ها در اینجا سکونت داشتند، از لحاظ فرهنگی پیشرفته‌تر و شهرنشین شده بودند. بر خلاف هند ، در ایران این مردم بومی بسیار محترم بودند و آموزش میان بومیان و آریاییان بسیار دوستانه بوده است. اقوام آریایی هم که کوچ کرده بودند،آرام آرام در ده ها یا شهرها ساکن شدند.



این واحد تاریخی بین دریای خزر و آسیای مرکزی و خلیج فارس و بین هند و دریای مدیترانه، یک واحد فرهنگی و تاریخی و قومی بوده است. روشن است که آمیزش نژادی هم با بومیان و مهاجمان بوده است، ولی زبان و فرهنگ و خصوصاً اسطوره‌ها در این حدود تاریخی و جغرافیایی اصل ویژگی آریایی دارد. اکنون با تشخیص ژنتیک می‌شود ژن ها را تشخیص داد. بدین ترتیب یک نقشه ی ژنتیکی می‌شود برای افراد و اقوام کشید. اکنون بر اساس دی. ان. ای.( D.N.A ) اشخاص می‌توانند بگویند که متعلق به کدام قوم هستند، از کجا آمده‌اند و در کجا ساکن شده‌اند. مثلا ترک ها،اهالی شمال آسیای مرکزی ترک و مغول بوده‌اند و قیافه ی مخصوص خود را دارند. از لحاظ فیزونومی یا چهره‌شناسی و مهندسی ژنتیک می‌توان گفت، بسیاری از کسانی که به ترکی سخن می گویند، هیچ کدام ترک نیستند. ترک ها عده ی کمی بودند که با سلجوقیان آمدند و آناتولیا را گرفتند و حکومت تشکیل دادند و در آن منطقه زبان خود را رواج دادند. بومیان و مردم اصلی آناتولیا هم یونانی زبان و یونانی اصل بودند.



به هر حال، واحد جغرافیایی با حمله و هجوم اقوام مختلف تغییر می‌کرده است: بر اثر حمله های یونانیان، اعراب، مغول‌ها و ترک‌ها، مرزها تغییر ‌کرده، ولی هویت اصلی ایرانی‌، باقی مانده است. در کتاب « اوستا » کلمه ی «ایران ویج» یعنی مرکز اولیۀ ایرانی‌ها. حتی در سنگ‌ نوشته‌های هخامنشی، داریوش خود را یک ایرانی (= آریایی) معرفی کرده است .



علی بهرامیان: یعنی همه ی آن اقوام پذیرفته بودند که این منطقه «ایران» است و همه ی آنها ایرانی هستند ؟



فتح‌الله مجتبایی: بله، مثل اینکه شما در مناطق گوناگون خویشاوندانی داشته باشید: پسر عموی شما در کردستان باشد و دختر عموی شما در بلوچستان و هر کدام فرزندی داشته باشند، ولی آنها از لحاظ فرهنگی و پیوند‌ها و تجربه‌های تاریخی با یکدیگر وجوه مشترک دارند. اقوامی که در این ناحیه هستند، یعنی میان آسیای مرکزی و دریای خزر و خلیج فارس، اینها در تمام پیوند‌ها و تجربه‌‌های تاریخی شریک هستند.



صادق سجادی: اساس مطلب را دکتر مجتبایی فرمودند و بنده فقط چند نکته را در تکمیل مطالب اضافه می‌کنم. اگر مراد از پرسشی که فرمودید، ایران به عنوان واحد جغرافیایی و هم واحد سیاسی است، چنان که اشاره فرمودند، دقیقا از کهن‌ترین ازمنه، ایران را می توان هم به عنوان یک واحد جغرافیایی تشخیص داد و در منابع نشان داد و هم به ‌عنوان یک واحد سیاسی. نظر آقای دکتر مجتبایی در این باره که قوم های ایرانی را بنابر اشتراک در پیوند‌ها و تجربه‌ها تاریخی، می توان زیر یک عنوان قرار داد و یک قوم تلقی کرد، دقیق و درست است. در این منطقه ی جغرافیایی که از مرزهای چین از سمت شمال تا دریای پارس در جنوب، و از شبه قاره ی هند تا دریای مدیترانه را از شرق به غرب در بر می‌گیرد، مردمی زندگی می‌کرده اند که طی چند هزار سال دارای تجربه‌های مشترک تاریخی بوده اند و حداقل به همین دلیل می‌توان آنها را زیر عنوان ایران و در سرزمین ایران قرار داد و درباره ی آنها سخن گفت. کسانی که این پیشینه را رد می‌کنند و آن را یک امر حادثی می‌شمارند، متأسفانه نه اطلاعات قوم‌شناسی دارند و نه با تاریخ ایران آشنا هستند و نه مطالعاتی درباره ی مهاجرت‌ها و انواع جابه‌جایی های جمعیتی داشته اند. انسان ها چند هزار سال پیش غالباً به صورت کوچ‌رو زندگی می‌کرده اند و به دنبال آب، چراگاه و غذا بوده اند. گروههایی هر جا را که مناسب تشخیص می‌دادند، همانجا ساکن می‌شدند و عده‌ای به راه خود ادامه می دادند و در نقطه ی دیگر ساکن می‌شدند. به همین سبب قوم های متعددی زیر عنوان « قوم ایرانی/ آریایی» قابل تشخیص اند و این موضوع منحصر به ایران نیست و افرادی که منکر این حوادث و تحولات‌اند، متأسفانه تاریخ اروپا را هم نمی‌دانند. قوم های اروپایی ، از اسلاوها تا انگلوساکسون‌ها، ژرمن ها و غیره، هرکدام تیره های متعدد داشته و دارند. از سوی دیگر، مخصوصاً در مورد ایران، چنان که دکتر مجتبایی اشاره کردند و بنده هم همیشه عرض کرده‌ام، موقعیت ایران به لحاظ جغرافیایی بسیار حساس بوده و به همین سبب،دایماً در طول تاریخ مورد هجوم واقع می شده یا برای تثبیت مرزها و دفاع از خود، ناچار به هجوم بوده است. طبیعی است که جنگ‌ها و جابه‌جایی‌های جمعیتی به سبب جنگها یا تغییرات آب و هوایی، قدری تغییر در نژاد هم پدید بیاورد. بعید است امروز در اروپا و آسیای غربی بتوان قومی را یافت که به لحاظ نژادی با صدها و هزاران سال پیش تفاوتی نکرده باشد. مردم در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با هم مخلوط شده‌اند، ازدواج کرده‌اند، فرزندانی پدید آوردند، مهاجرت کرده‌اند و باز با بومیان در آمیخته‌اند و فرزندان دو و چندرگه از آن میان حاصل آمده است.



مقصود بنده این نیست که بگویم همه ی کسانی که در محدوده ی جغرافیایی ایران زندگی می‌کنند، لزوماً و مطلقاً ، آریایی اند ؛ ولی نام ایران و واحد جغرافیایی و سیاسی ایران از قدیمی‌ترین زمان هایی که اطلاع داریم ، در منابع آمده است : از منابع پیش از اسلام مشتمل بر کتیبه‌ها و اندک نوشتارهای ایرانی، و منابع هندی و یونانی و رومی و سریانی که بگذریم، در عصر اسلامی هم که سخن از سرزمین واحد اسلامی «دارالاسلام» و دستگاه خلافت در میان بود، تصریح به نام « ایران »، سرزمین ایران و اقوام ایران بسیار زیاد است. فقط بر سبیل مثال از نویسندگان و دانشمندانی چون ابن خردادبه، استخری، دینوری، مسعودی، جاحظ، ابن اعثم کوفی، فسوی و ثعالبی یاد می‌کنم که در آثار خود به نام ایران تصریح کرده و بعضاً حدود آن را گفته‌اند. حدود و مرزها در طی قرون بر اثر تحولات سیاسی و نظامی متغیر بوده است. ایران در دوره‌ای از ترکستان چین تا دره ی سند و از آنجا تا حوزه ی مدیترانه و حتی پیش از اسلام تا شمال آفریقا پیش رفته است. همین مطالب را در منابع عصر اسلامی می‌توان دید. حتی در کتاب های لغت هم از نام ایران و وجوه اشتقاق آن بحث شده است؛ چنان که درباره ی تحول نام «ایرج» به «ایران» ، یا شکلهای تغییریافته ی کلمه ی ایران به صورت «عراق» و «اران» و غیره بحث شده است و از همانجا هم می‌توان حدود وسیع جغرافیایی ای
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=1361