آسا رزمجو :بدلیل دوری بيش از یک قرن گفتگو حقيقى و بدور از مصالح پشت پرده در جامعه ايران(پس از مشروطه)، هرنوع حکومتی به جز حكومتهايى كه بر اساس هرم قدرت تأسيس شده(پادشاهی، سلطانی، ولايت فَقِيه)؛ الگو برداری هايى ناقص از غرب ست.
بدلیل دوری بيش از یک قرن گفتگو حقيقى و بدور از مصالح پشت پرده در جامعه ايران(پس از مشروطه)، هرنوع حکومتی به جز حكومتهايى كه بر اساس هرم قدرت تأسيس شده(پادشاهی، سلطانی، ولايت فَقِيه)؛ الگو برداری هايى ناقص از غرب ست.
به دلیل آشنايى به میانگین نگرش حاکم بر جامعه ایران و سالها تجربه استبداد زدگی ملت که باعث امت شدنشان شده عقیده دارم ایجاد سیستم لیبرال دموکرات در آن جامعه نیازمند اعمال قوانینی بسیار سخت ست که در صورت اجرایشان، ظاهری دیکتاتور مابانه خواهند داشت.
اما متاسفانه گمان ميكنم راه دیگری نیست!

بنابراين مقدمه كوتاه كه اميدوارم نمايانگر كليت طرز فكرم بوده باشد، به دو سوالتان پاسخ ميدهم.

۱- سوسیال دموکراسیی که تماما کپی برداری از مدینه فاضله های لیبرال دموکرات نباشد، قابل اجراست. مواردی هستند که نیاز به اصطلاحا "بومی سازی" و تطبيق با خصائص امروز جامعه ايران دارند. باور دارم که بسیاری در ایران(بیش از ٥٠٪‏+١!) پذیرای این روش اداره جامعه هستند. اما بازهم تاکید دارم برای کنترل اقشارى كه اخيراً با عنوان "ژن برترى" از آنها نام ميبرند و عليرغم كم تعداد بودنشان، اثرگذارند؛ نیاز به اعمال بى ملاحظه و حقيقى و ملموس "قانون" حس میشود.

۲- با توجه به اینکه:
الف. نزديك به ٤دهه از عمرم را در جامعه ای بسر برده ام که اعتماد نمودن و اعتماد جذب کردن بسيار مشكل تر است.
ب. عموم سازمانهای سیاسی خارج از ایران در جذب مخاطب موفق نبوده اند و در ایجاد این ذهنیت آلوده به "عدم اعتماد"، نقشى بسزا داشته اند.
اما گروههایی هستند که نوع بیانشان بسیار نزدیک به حال و هوای حال حاضر جامعه ایران ست.
افرادی مانند جناب کامران، جناب عرفانی، جنابعالی، جناب دادرس و... که البته از نزدیکی افکارشان به هم یقین ندارم؛ میتوانند تحت قالبی واحد چنین کار بزرگی را به پیش برند. بدينگونه كه با تجميع نظرات مشتركشان كه بيش از موارد تضادشان ست، به وفاقى كه آرزوى بيش از ٣ دهه مخالفين ست؛ دست يابند.

در شرح پاسخ به سؤال دوم باور دارم كه افرادى كه نام بردم و امثالشان كه گمان نميكنم به بيش از چند ده نَفَر برسندكه به نظرم به گفته هايشان باور دارند و خالصانه و دور از مصلحت شخصى إبراز نظر ميكنند و واقع نگرند و از خود بزرگنمايى هاى رايج و "خود محور پندارى هاى كاذب" بدورند، ميتوانند تحت يك تشكل و يا حزب و يا گروه اثر گذارانى بواقع مفيد باشند.

وقتى منطق حاكم بر بيان و نگارش اين أفراد را مرور ميكنم در ميابم كه هم بسيار بسيار نزديكند و هم انسانهايى بواقع نگران مصالح جمع ايرانى ند.
ضمن اينكه بر كارگروهى و چشم پوشى حقيقى از خودرأيى، گريزانند.

اميدوارم پاسخهايم گويا بوده باشد.

سالم باشيد،
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=2730