کیومرث صابغی
جناب بهگر با سلام
۱- امیدوارم همه کوشش های شما جهت خروج از بن بست آشفتگی آپوز یسیون خارج از کشور بی بهره نباشد. .
۲- اینکه زیر بنا و ساختار حکومتی آینده جامعه ایران چگونه باشد تا عادلانه ترین راه حل تفاوت های طبقاتی را جایگزین کند مبحثی است که محل تفا وت های نظری است . بحثی که از آغازین ترین زمان طبقاتی شد ن جوامع تا به امروز از زیر دست فلاسفه ، سیاست مدا ران ، اندیشمندان و مردم ( همگان ) ، پخته و یا خام , بیرون زده لکن هیچگاه پایان نیافته است . علت اساسی این نا پایانی موضوع هم ریشه در تغییرات و تحولاتی دارد که دوران های مختلف در درون خود حا مل هستند :
استبدادی, دیکتاتوری, دموکراتیسم, سوسیال دموکراسی , سوسیالیسم و فاشیسم . هر یک از این دوران توانسته است نمایندگی یا عدم نمایندگی مردم ، رفاه نسبی ، و یا کاهش فاصله طبقاتی و یا افزایش فاصله طبقاتی را بنا به تعریف به گونه یی نمایش دهد بدون آنکه راه حل نهایی و دلخواه را ارمغان آورد . قصد من پرداختن به تک تک اینها نیست , تنها به موضوع مورد نظر شما , سوسیال دمکراسی می پردازم و آن آینکه آیا سوسیال دموکراسی می تواند با خود کاهش فاصله طبقاتی را همراه داشته باشد.
همین جا بگویم که در غیاب هر نوع ساختار منصفانه اجتماعی ، سوسیال دموکراسی پاسخی بی شک منطقی و دلخواه برای همه جوامع طبقاتی است. اما از دید گاه من, و بنا به ساختار و فلسفه سوسیال دموکراسی , این شکل از قانون اجتماعی و حکومتی, ( یعنی دولت و پارلمان از یکسو و رییس جمهور و قوه اجرایی از سویی دیگر، ) جمعا در حمایت و بقاء مناسبات روابط سرمایه داری است. به عبارت دیگر ،سوسیال دموکراسی ،, سرمایه داری آینده نگر است که تا زمانی که دولتش در کشمکش با برنامه های رفاه اجتماعی , یعنی تضاد توزیع و امکانات , نیفتاده باشد می تواند دوام یابد , لیکن آنگاه که توزیع و امکانات در تقابل با هم قرار گیرند, سوسیال دمو کرا سی به نفع فاصله طبقاتی رأی خواهد داد. آنچه که خواست شما از سوسیال دمکراسی هست،که در تعریف آورده اید ، حتا در کشور کم جمعیتی مثل نروژ و سوئد ، در قیاس با چند دهه پیش رو به کاهش است. امری که نهایتا میبایستی راه مناسب خود را بیابد ولی تا آن زمان کفه ترازو به نفع بی بضاعت هاست .
اما آیا ایران امروز در مقابل چنین انتخابی قرار دارد یا نه برای من ناروشن است. آیا خوب است یا نه ، بی شک آری. اینکه ایران از نبود تشکل سوسیال دموکرسی رنج میبرد یا نه ، به هیچ وجه .
۳- در مورد اینکه آیا جای یک تشکل سوسیال دمکرات درمیان آپو زیسیون خارج از کشور خالی است یا نه هم من تردید دارم، و نقطه ارجا ع هم از اینجا ناشی می شود که سوسیال دموکراسی امر نا شناخته ای در میان روشنفکران ایرانی نیست. به گمان من مشکل پاشیدگی نیروی اپوزیسیون ایرانی سازمان ، مرامنامه، نظامنامه،تئوری و یا دیسیپلین نیست, ایراد در :
الف - به برخی از شعار ها و خواسته های تعدادی از اپوزیسیون خارج از کشور مثل ،آموزش، دخالت اقوام در برخی خواست ها مثل آموزش به زبان مادری، بر آمد مبارزات مطالباتی کارگران،حق انتخابات، حتا در محدوده قوانین جمهوری اسلامی بعضا پاسخ داده شده است.
ب- آزادی نسبی سفر به ایران ،برای حتا اپوزیسیون ، خود یخی است بر روی آتش قهر
ج - بالا بودن متوسط سن نیروهای فعال و همیشه حاضر خارج از کشور و مشکلات خانوادگی و کاری و مالی و غیره
د.- برش برخی از نیروها از شکل مبارزاتی ( مسالمت آمیز و انقلاب گونه ) و جدایی از نظریه بر اساس آن.
ه - غیر فعال شدن عده ای
اینها تنها تعدادی از دلایل پاشیدگی است . اینکه این دلایل کافی هستند که جنبش ضعیف شود یا نه را نه در تحلیل سیاسی بلکه در تحلیل روانی باید جستجو کرد .
در پایان باید عرض کنم که علیرغم تفاوت های احتمالی نظری بین من و شما در ارزیابی جریان سوسیال دمکراسی ،من حاضر به کمک برای انجام این تشکل هستم. موفق باشد. کیومرث
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/showright-spalt.php?id=2727