...آخر، سخنسرای چراغم من -رضا مقصدی
دستی، فشُرد دسته ی خنجر را
پُشتی ، به زخم ِ تازه ، گواهی....
آرزوی یک درخت-رضا مقصدی
یک درخت
رو به روی آرزوی آبی ِ تو آه...می کشد.
یک درخت
من چرا اینهمه خاموشم-منیر طه
خستۀ راهم و باری‌ست گران بر دوشم
در خود افتاده و در....
در شبِ خُفاش ها-رضا مقصدی
در ، به رُخم باز نیست.
سینه، پُر آواز نیست.
می گذرد....
«کابوس» -ر. رخشانی
دست‌هایِ من
رویِ زخم‌های تو،
چشم¬هایِ تو
خیره....
بی زاری- مهدی فلاحتی
من که گفتم
و گذشتم
از سرابی
که شود
شاید