مدارک آکسفورد

 

 

مسئلهٌ روابطی که برخی دانشگاهیان ایران مقیم خارج با نظام حاکم بر ایران برقرار میسازند همیشه موضوع بحث و مجادله بوده است. بعضی این کار را تحت عنوان لازم بودن رابطهٌ علمی توجیه میکنند ولی بسیاری نیز اینرا بهانه ای برای نوعی دادوستد سیاسی میشمارند. طبعاً این اتهام بیش از هر گروه دیگر متوجه استادان و محققانی است که در زمینهٌ علوم اجتماعی کار میکنند و در قبال نرم کردن موضعگیری های خویش در حق حکومت اسلامی و گاه واسطگی برای حکومتگران، از امتیاز رفت و آمد بی دغدغه و چاپ شدن مقالات و کتابهایشان در داخل کشور بهره مند میگردند. دعوت و پذیرایی در انواع و اقسام کنفرانس های حکومتی هم یکی دیگر از امتیازاتی است که نصیب یاوران خارجی نظام میشود و  تحت عنوان مقام علمی و کار دانشگاهی توجیه میگردد بدون اینکه کسی را قانع نماید.

چندیست نام نویسی پسر رفسنجانی در دانشگاه آکسفورد فصل جدیدی به این کشمکش افزوده است. هفتهٌ پیش کاوهٌ موسوی محقق ایرانی دانشگاه پرده از پذیرفته شدن  تقاضای مهدی هاشمی برای نام نویسی در مقطع دکترا برداشت و بر این نکته انگشت گذاشت که وی (از جمله به دلیل عدم تسلط به زبان انگلیسی) مطلقاً صلاحیت تحصیل در این سطح را ندارد و احتمال اینکه با اعمال نفوذ پذیرفته شده باشد بسیار است.

پس از این افشاگری که سر و صدای فراوان به راه انداخت رشته واکنشهایی از سوی کسانی که در معرض اتهام اعمال نفوذ هستند دیده شده است.

اول از همه خود مهدی هاشمی در نامه ای به بی بی سی مدعی شد که آکسفورد برای پذیرش دانشجو در سطح دکترا فقط به بررسی پروندهٌ وی اکتفا نمیکند و با وی مصاحبه هم مینماید. وی به این ترتیب با موجه قلمداد کردن پذیرش خویش، اولیای آکسفورد را که در صدد رفع اتهام و اعادهٌ حیثیت به دانشگاه بودند، در تنگنا قرار داد. از سوی دیگر کاوهٌ موسوی در مصاحبه ای افشا نمود که اصلاً هاشمی از شرط امتحان ورودی معاف شده است و از امتیازی برخوردار گشته  که به کمتر کسی داده میشود.

 روزنامهً گاردین هم در این باب تحقیقاتی به عمل آورد و با دو مسئول ارزیابی پروندهٌ مهدی هاشمی (ادموند هرزیگ و محمدعلی همایون کاتوزیان) تماس گرفت تا جریان را روشن سازد.

هرزيگ از پاسخ به پرسش های روزنامه گاردين خودداری کرد ولی کاتوزیان طی مصاحبهٌ خود چنین مدعی شد که پرونده به نام «بهرمانی» به هیئت عرضه شده بوده و وی اصلاً متوجه ارتباط متقاضی با خانوادهٌ رفسنجانی نشده است! وی مطلقاً اشاره ای به مصاحبه با متقاضی هم نکرد. ادعای نشناختن نام «بهرمانی» و مسکوت گذاشتن مسألهٌ مصاحبه با کسی که ظاهراً حتی قادر به تکلم درست انگلیسی نیست، باعث تقویت روایت کاوهٌ موسوی از جریان شد.

آخرین پردهٌ ماجرا اعلامیهٌ کاتوزیان است که ظاهراً با توجه به این امر که سخنانش، بخصوص ادعای نشناختن نام کاندیدا، کسی را قانع نکرده، صادر شده است. اعلامیه قرار است  برای نشریهٌ اینترنتی چرول (خاص دانشجویان آکسفورد) فرستاده شده باشد ولی متأسفانه روی سایت این رسانه یافت نشد.

وقتی به سایت خود نویسنده مراجعه کردیم دیدیم که فقط بخشی از این اعلامیه و نه تمامی آن، روی سایت قرار گرفته است. کاتوزیان که روی سایت خودش «محقق برجسته‌ی ایران‌شناسی» معرفی شده چنین ادعا کرده که خبرنگار گاردین در نقل گفته های او «رعایت دقت، انصاف و امانت را نکرده است» و او بر خلاف آنچه که در این روزنامه آمده اصلاً صحبتی از نام «بهرمانی» به میان نیاورده بوده است. وی چنین میگوید که فقط نام «هاشمی» که نامی معمول است روی پرونده بوده و وی به کلی مسئله را فراموش کرده بوده تا هنگام بر پا شدن سر و صدا دوباره به زحمت به یادش آورده است.

طبعاً در این میان هنوز چند مسئله در ابهام مانده که مهمترین آنها ادعای انجام مصاحبه است که از سوی مهدی هاشمی مطرح گشته و دانشگاه در بارهٌ آن توضیحی نداده است، سپس معافیت از امتحان ورودی که طبق گفتهٌ کاوهٌ موسوی اصلاً انجام نگرفته، دیگر اینکه چرا همایون کاتوزیان به جای اعتراض به روزنامهٌ گاردین از بابت نقل نادرست گفته هایش که در عرف مطبوعاتی و طبق قوانین انگلستان جداً قابل پیگیری است، به نشریهٌ دانشجویان آکسفورد نامه نوشته و آخر اینکه چرا متن کامل این نامه را در اختیار افکار عمومی قرار نداده و فقط گزیده ای از آنرا نقل نموده. ظاهراً باید منتظر باقی ماجرا و انجام تحقیقات جدی از سوی دانشگاه بود.

به هر حال باید توجه داشت که مسئله بسیار از مدرک گرفتن یا نگرفتن پسر رفسنجانی فراتر میرود. ما مدتهاست که در این سایت راجع به تضییقاتی که در دانشگاه های مختلف غربی برای دانشجویان و پژوهشگران ایرانی فراهم میاید سخن گفته ایم و دانشگاهیان ایرانی خارج از کشور را به واکنش در برابر این تبعیضات فراخوانده ایم بدون اینکه شاهد واکنش درخوری باشیم. در موقعیتی که دانشجویان و دانشگاهیان جدی با این قبیل موانع دست به گریبانند قبح تسهیلاتی که توسط کشورهای غربی و واسطه هایشان برای آقازاده ها و نورچشمی های حکومت فراهم میگردد دوچندان میشود. امیدواریم این نقطهٌ شروعی باشد برای رسیدگی درست به روابطی که برخی دانشگاهیان ایرانی خارج کشور، تحت عنوان داد و ستد علمی، با حکومت امروز ایران برقرار میسازند و نیز برای متوجه ساختن بعضی کشورهای غربی به ز شتی و  پوچی  فشارهایی که تحت عنوان مبارزه با حکومت اسلامی بر مردم ایران اعمال مینمایند.

 

بازگشت