هجرت بزرگ داعش -حسن بهگر
بسیاری براین گمانند که داعش در سوریه شکست خورده و خطر از خاورمیانه رخت بربسته درحالیکه گزارش های جهانی وحتا مقامات آمریکایی که به ظاهر ادعای مبارزه با داعش دارند حکایت از نقل و انتقال وسیع این گروه دارد. معلوم است برنامه ای وسیع در حال انجام است، البته با تظاهر به مقابله با تروریسم.
سال گذشته در چنین روزهایی آمریکا بزرگترین بمب خود به نام مادر همه ی بمبها را بر مواضع داعش در افغانستان انداخت و مدعی شد تنها 700 نفر داعشی در این کشور باقی مانده است. سه ماه پس از آن، نیروهای آمریکایی گفتند که طی عملیات هوایی ابو سعید، امیر گروه دولت اسلامی ISIS-خراسان، کشته شده و سخنگوی پنتاگون گفت که اقدامات ایالات متحده به طور قابل توجهی طرح های گروه تروریستی را برای گسترش حضور خود در افغانستان متوقف کرده است. از کشته شدگان این بمب اطلاعی بدست نیامد و حتا داعش ادعا کرد که در این بمب اندازی کشته ای نداشته است و حامد کرزی رییسجمهور پیشین افغانستان این حمله را محکوم کرد و ادعا نمود که کشورش «میدان آزمایش» [بمب های امریکایی] قرار گرفته است.
کمتر از شش ماه بعد، ISIS داعش نه تنها جان سالم به در برد، بلکه توانایی خود را برای حمله به قلب دولت افغانستان نشان داد و مسئولیت حمله انتحاری به یک مرکز فرهنگی شیعه در کابل، پایتخت افغانستان را به عهده گرفت. در این حمله دست کم 41 نفر کشته و بیش از 80 نفر زخمی شدند. این نوع حوادث فاجعه بار تبدیل به حوادث روزمره در افغانستان شده است و کسی توجهی به این کشور جنگ زده که 50 سال مصیبت جنگ را به دوش می کشد نمی کند. هیچ کشور دیگری در دنیا چنین جنگ طولانی را تجربه نکرده است.
نمونه های عراق و لیبی و افغانستان به ما می گوید که آمریکا در برانداختن حکومت ها موفق بوده ولی موفق به ثبات سیاسی و جامعه مدنی نشده است. چرا با وجود استقرار نیروهای نظامی آمریکا و ناتو چنین امری تحقق نیافته است؟ اگر یک نگاه کلی به این مناطق بکنیم می بینیم که امریکا خواهان پا گرفتن حکومت مرکزی قوی نیست و خود به تقویت اختلاف ها دامن زده است.
حال شگفت انگیز نخواهد بود که بشنویم هزاران مهاجر از قفقاز شمالی برای پیوستن به دولت اسلامی ISIS در حرکت هستند و این پرسش خود بخود پیش می آید که این تحرکات برای چیست و نقل و انتقالات این لشکر و و هزینه های سرسام آوری مانند تجهیزات و اسلحه ها و رشوه به مرزبانان و غیره از کجا می آید؟
سخن از هجرت بزرگ افرادی است که باید در افغانستان گردهم آیند. بخشی از این نیروها از عراق و مصر و سوریه می آیند ولی لشکر بزرگ باید از جمهوری های اقمار روسیه از قبیل چچن و جمهوری آذربایجان ، ازبکستان، چین و ترکمنستان .. فراهم شوند و برای این منظور مرز تاجیکستان (بلخ، کندز، تخار، بدخشان) بهترین محل برای نفوذ به افغانستان است و تنها مشکل اختلاف با طالبان است که هنوز هموار نشده است. این روزها خبرها حاکی از زدوخورد این دو رقیب سرسخت در افغانستان است ولی ائتلاف این دوگروه که هر دو ادعای خلافت اسلامی دارند هم دور از انتظار نیست.
چه کسانی از این گروه ها و به مسلخ کشاندن مردم بی گناه منطقه سود می برند؟ چه کسانی از داعش این گروه ارتجاعی و حیوان صفت به عنوان اهرمی برای ناامن کردن و انهدام کشورهای اسلامی استفاده میکنند؟. طی این چند سال شاهد پشتیبانی اسراییل و عربستان سعودی از این گروه ها بوده ایم . به نظر می رسد ایالات متحده هم که از پیروزی خود در سوریه نومید شده می خواهد به هر قیمتی شده با وارد شدن به جنگ توسط عوامل داعشی، شکست از ایران را تلافی نماید. در این راستاست که ترامپ برخلاف وعده های انتخابی خود نه تنها نیروهای آمریکا را از افغانستان خارج نمی کند بلکه آنها را هم تقویت می کند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس در هفتههای اخیر گزارشهایی را مربوط به کشتن بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ عضو نیروهای امنیتی عراق به دست تروریستهای داعشی منتشر کرده است.
یک خبرنگار روسی به نقل از زبیر مسعود، عضو کمیته امنیت ملی افغانستان نیز تاکید می کند: تروریست های داعش در حال تجدید قوا و تنظیم صفوف خود برای رفتن از سوریه و عراق به افغانستان و بخصوص ولایت بدخشان افغانستان در مرز با جمهوری تاجیکستان هستند.
هفده سال پس از حمله آمریکا هنوز گروه های مسلحی مانند داعش و طالبان به جنگ و جدال و عملیات تروریستی مشغولند و دولت مرکزی نتوانسته است امنیت را برقرار کند و بیشترین قربانیان ناامنی مردم عادی غیر مسلح به ویژه شیعیان بوده اند .
هم اکنون گروه های گوناگون بنیادگرای مسلح به تمرینات جنگی خود در اموزشگاه هایی در داخل افغانستان مشغولند. این گروه های برای ماندگار شدن در آنجا نیازمند دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی هستند تا از میان اقوام یارگیری بنمایند. افغانستان پس از طالبان اقدام به نوشتن قانون اساسی کرد ولی از به دست آوردن هرگونه اقتدار لازم و ثبات بخشیدن به اوضاع نابسامان بازماند. نیروهای ناتو و آمریکا در این مورد اقدامی نمی کنند و بدین ترتیب افغانستان نیز مانند عراق که آمریکا بدان حمله کرد، دولت مرکزی ضعیفی دارد و نمی تواند بر اوضاع مسلط شود. این خواست آمریکاست تا ناامنی ادامه یابد ودولتهای مرکزی ضعیف باشد. همواره اسلحه بین قبایل و گروه های مسلح توزیع می شود تا جنگ ها ادامه یابد و با ناامن شدن افغانستان شعله ی آن به پاکستان، ایران، کشور های آسیایی میانه، چین، روسیه نیز سرایت خواهد کرد.
این است هدف کوتاه و میان مدت آمریکا برای خاورمیانه و آسیای مرکزی. هدف دراز مدت البته درست کردن منطقه ایست با وضعیت امروزین لیبی.
این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است
th Sat - شنبه، 18 فروردين 13972018 Apr 7
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/detail.php?id=1555