*پیدایش داعش *پاره هایی ازکتاب"بیرقهای سیاه" نوشته جابی واریک Black Flags: The Rise of ISIS - Joby Warrick برگردان کیومرث صابغی
شخصیت های اصلی: الف - زرقاوی و نسل وی:
!- ابو محمد مقدیسی - ( نام اصلی - عاصم محمد برقاوی ) - فلسطینی الاصل موطن اردن . هم سلولی ضرغاوی در بازداشتگاه اردن و مرجع الهام و تقلید وی

۲- ابومصعب الزرقاوی- ( نام اصلی - احمد فدیل خالیاله ) - بنیان گذار القاعده در عراق

۳- ابو قدیا - دندان پزشک سوریه ای و مشاور اصلی ضرغاوی
۴- ایمن الظواهری - رهبر و معاون اسامه بن لادن در افغانستان

۵ - اسامه بن لادن - بنیان گزار القاعده

ب - داعش و نسل آتی :
۱- ابو عمر البغدادی - ( نام اصلی - حمید محمد خلیل الزاوی ) - یکی از اعضاءحزب بعث
عراق و از رهبران اولیه القاعده بین سال های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰

۲- ابو ایوب مصری - ( نام اصلی - ابو حمزه مهاجر ) - شهروند مصری و کارشناس مواد منفجره

۳- ابو بکر البغدادی - ( نام اصلی - ابراهیم عواد بدری ) - واعظی که در سال ۲۰۱۰ به رهبری داعش رسید و مقام خلیفه را بر گزید

۴- ابو وهیب شاکر ‬‎
- ( نام اصلی - شاکر وهیب الدلیمی) - مسئول و مدیر تبلیغاتی در منطقه الأنبار

۵ - حاجی بکر - ( نام اصلی - ثمیر الخفیاوی ) - معاون ابو بکر البغدادی و مشاور نظامی
ج - در اردن - :

۱- سالم الا بن سوعید - دستیار ضرغاوی و مسئول ترور " فولی " کارکن سفارت امریکا در اردن
۲- عزمی الجیوسی - فلسطینی الاصل موطن اردن طراح بمباران نا موفق اردن

د - در عراق :
1- زیدان الجیبیری - سنی مذهب و از خان های قبیله ای " رمادی "
۲- زید الکلبوری - مامور اداره تعرفه و گمرکات عراق و همزمان رابط القاعده
ح - در سوریه :
۱- ابو محمد الجولانی - رهبر جبهه النصره . سازمان بندی داعش در سوریه در سال ۲۰۱۱
انتخاب پوشش و بیرق سیاه

انتخاب پوشش و بیرق سیاه

زرقاوی متولد سال ۱۹۶۶ و ساکن منطقه زرقاو عمان ، در بخشی از حدیث محمدی یافته بود که " ابر مردانی با بیرق های سیاه از شرق بر خواهند خواست . اینان موها و محاسن مشکی داشته نام شهر های خود را همراه دارند." و بدین گونه بود که زرقاوی خود را چنان می دید.
- وی اولین بار در سال ۱۹۸۸ وقتی در زندان معروف" الجفر" ، محل خطرناک ترین زندانیان اردن ، با ابو محمد مقدسی هم سلول بود توان رهبری مقدس خود را در میان زندانیان به آزمایش گذاشت. و این زمانی بود که سید قطب در مصر همراه با مقد سی و عده ای دیگر از علمای اسلامی ، رهبران و سران عرب را محکوم به بد رفتاری و حرامی می کردند. در این میان عده ای هم مثلا مقد سی به این باور رسیده بودند که محکوم کردن کافی نیست؛ نابودی را باید در دستور کار قرار داد .
- زرقاوی از یکسو جوانی شرور،آشوبگر و پرونده دار بود و از سویی دیگر اسلام گرایی متعصب شده بود .
- ملک عبدلله ، پس از مرگ ملک حسین ، در سال ۱۹۹۹ فرمان عفو عمومی صادر کرد وزرقاوی هم ، به اشتباه ، شامل لیست شده بود. وی سه ماه بعد همراه مادرش به سوی پاکستان از مرز اردن خارج شد.
- اولین باری که اداره اطلاعات اردن از فعالیت های زرقاوی در حیطه غیر خلاف قانونی با خبر شد ، زمانی بود که وی جهت جنگ با سربازان روسی، در بهار سال ۱۹۸۹ ، به افغانستان رفته بود . اگر چه جنگ تمام شده بود ، ولی فرصتی بود تا وی زندگی نوع طالبان و آموزش های اوسامه بن لادن را تجربه کند. در بازگشت ،در سال ۱۹۹۳ بود که مامورین مخابراتی وی را تحت نظر قرار دادند.
- در انتخابات پارلمانی سال ۱۹۹۴ اردن وی ، که اکنون همراه با مقد سی و عده ای دیگر گروه اسلامی " بیعت الامام " را تاسیس کرده بودند ، قصد جلو گیری از انتخابات را گرفت ، لکن اداره اطلاعات با آگاهی قبلی طرح را خنثی کرده ، همه افراد را دستگیر کردند.
-در سال ۱۹۹۹، القاعده موفق به ایجاد شبکه های چند محوری در افغانستان ، آفریقای شمالی و حوالی خلیج فارس شده بود . وقتی مهلت اقامت زرقاوی در پاکستان منقضی شد، وی همراه با چند نفر به ناچار به سوی افغانستان رفت و در آنجا بود که تقاضای دیدار و همکاری با بن لادن را نمود ، لکن وی از آن جهت که زرقاوی را دست آموز مقد سی می دانست از پذیرش وی سرباز زد ولی اجازه داد که در صورت امکان دست به ایجاد اردوگاه های خودش بزند و از کمک های مالی هم بر خوردار شود.
- شاهراه سرباز گیری زرقاوی ، با کمک دندان پزشک سوریه ای ، از طریق خط افغانستان- ایران می گذشت. این خط با همراه کردن عده ای ازسردمداران ایرانی که قبلا زمینه ای برای عبور و مرور افراد القاعده فراهم کرده بودند میسر شده بود.
- اولین باری که سازمان سیا و دولت امریکا بطور جدی با نام زرقاوی آشنا شدند در سال ۲۰۰۲ ، زمانی که لارونس فولی Laurence Foley،کارمند سفارت امریکا در عمان توسط سالم بن سوعید ترور شد صورت گرفت . وی در هنگام بازجویی گفته بود که انگیزه ترور در پیوند با القاعده وزرقاوی بوده است
- اولین باری که جهان با نام زرقاوی آشنا شد طی سخنرانی مشهور کالین پاول Colin Powell در سازمان ملل بود که طی آن اعلام کرد که صدام حسین ، ابو زرقاوی ، همکار نزدیک او اسامه بن لادن را در عراق پناه داده است. همین سخن رانی و تأکید بر اینکه صدام مجهز به سلاح های نابود کننده است که نهایتا وی را درسطح جهان دیپلماتیک بی اعتبار ساخت.
- زمانی که امریکا سر گرم گفتگو بر سر اینکه آیا صدام حسین اسلامیست های بن لادن را پناه میدهد یا نه بود، زرقاوی با استفاده از امکانات و پایگاه " انصارالاسلام " در خط مرزی ایران - عراق مشغول تعلیم دادن داوطلبان گروه خود بود . همزمان ، دامنه فعالیت های خود را در حوزه ی تبلیغات ، اخذ کمک های مالی ، ایجاد تماس های بین المللی و سرباز گیری تا مرزهای الجزیره، مراکش، پاکستان و لیبی بسط داده بود. بنا بر گزارش تنت Geoge Tenet رئیس وقت سازمان سیا ،قریب ۳۰ کشور جهان در حوزه فعالیت های وی قرار گرفته بودند.
- دولت بوش که در مرحله تهیه تدارکات حمله علیه به عراق بود، بنا به نصیحت مشاورین نظامی خود ،نابودی زرقاوی و اردوگاه انصار الاسلام را موکول به پیروزی این طرح می کرد.
- آرتش امریکا در سال ۲۰۰۳، در پروسه اشغال عراق، به پایگاه انصار الاسلام حمله ور شد، لکن از زرقاوی و نیروهایش خبری نیافت.
- چند روزی از اشغال عراق نگذ شته بود که یک خودرو مجهز به بمب، سفارت اردن در بغداد را همرا با کارکنان ، مراجعین و حتی بیمارستان کودکان نزدیک به محل را به انفجار کشاند. چند ساعتی نگذ شته بود که بمبی دیگر یکی از پایگاه های موقتی سربازان آمریکایی را به هم ریخت.
- در ۱۹ ماه اوت ۲۰۰۳ ، ۱۲ روز بعد از انفجار سفارت اردن، سازمان ملل متحد در بغداد منفجر گشت .
- روز جمعه ۲۹ اوت ۲۰۰۳ ، پس از پایان سخنرانی آیت الله حکیم در مسجد امام علی ، ۲ بمب پی در پی منفجر گشت که منجر به کشته شدن وی و ده ها نفر و صدها زخمی گشت.
- دولت امریکا و بوش که تصور می کرد با اشغال عراق و دستگیری صدام ،عراقیان به پیشواز سربازان آمریکایی خواهند آمد، با نیروهای مقاومتی رو به رو شد که انتظار آن را نداشت. معذالک ، ماه ها طول کشید تا دولت بوش پذیرفت و اذعان کرد که نیروهای مقاومتی داخل عراق مشغول ایجاد اختلال در پیشبرد برنامه ها هستند.
- آنچه که از آغاز کاراشغال عراق قابل مشاهده بود، بی توجهی به آینده ، بی برنامگی، شلختگی در تصمیم گیری ها و عدم توجه اشغال گران به حوادث روزمره بود. . بعد از اشغال ، امریکا نه تنها نتوانست امنیت را در عراق بر قرار سازد، بلکه با پاشاندن ارتش، سازمان پلیسی واداره اطلاعت و همچنین به هم ریختن سازمان های دولتی ،یک روزه هزاران نفر بیکار شدند بدون آنکه حقوق ، بازنشستگی و یا درآمدی برایشان در نظر گرفته شده باشد. ژنرال های رژیم صدام ، وکلا و حقوق دان ها، روسای ورزیده ادارات و استادان دانشگاه ها ، همه و همه ولو شدند. در چنین شرایطی بود که زرقاوی با استفاده از این عناصر ، به خصوص ارتشیان بعثی و امکانات آنان جهت تهیه پول، سلاح،نفرات و تماس ها ، شروع به ساختن ارتشی نیرومند کرد .
- در ۲۲ سپتا مبر، محل سازمان ملل برای بار دوم منفجر گشت.
- در ۱۲ اکتبر هتل لوکس بغداد منفجر شد.
- د ر روز ۲۷ اکتبر طی یک سری انفجارات ، عملیات انتحاری و غیره محل سازمان صلیب سرخ ، پایگاه سربازان، قرارگاه نظمیه به انفجار کشیده شد .
- این عملیات و حرکت های بعدی، زرقاوی را مورد توجه تکریتی ها ، ارتشیان، ناراضیان عراقی و اسلامیست های تند رو کرد. عراق محل رشد چشم گیری برای آرزوهای زرقاوی شده بود.
- زیدان الجبیری دامدار معروف و رئیس قبیله ای در منطقه رمادی بود. در روز ۲۸ آوریل ، تظاهراتی با حضور حدودا ۲۰۰ نفر علیه استقرار سربازان امریکا در فلوجا انجام شد که طی آن سربازان امریکائئ آتش گشودند . ۱۷ نفر کشته و ۷۰ نفر زخمی شدند. روز بعد زیدان به سراغ فرمانده پادگان رفته اظهار میدارد که ما رسم و رسوم قبیله ای داریم . شما در عوض این خون ریزی به بازماندگان آنان دیه بدهید و ما مشکل را حل و فصل می کنیم. پاسخ روز بعد فرمانده چنین بود: ۳,۰۰۰ دلار برای هر نفر پرداخت میشود . زیدان در پاسخ با عصبانیت و نفرت می گوید " سگ های پلیس شما چنین قیمتی دارند. "
- زیدان اگر چه از صدام دل خوشی نداشت ولی از رفتار امریکا در عراق هم ناراضی شده بود. وی در یک رو در رویی با یکی از فرمانده هان به وی گفته بود : " شما هر گز در عراق باقی نخواهید ماند " و این سرآغاز جنگ علنی علیه حضور امریکا بود.
- در ماه ژانویه سال ۲۰۰۴ , زرقاوی طی نامه ای به اسامه بن لادن می نویسد " اگر چه جسم هایمان از هم دورند، ولی قلب هایمان به هم بسیار نزدیکند ". وسپس طی گزارشی مفصل از پیشرفت ها و موفقیت های خود در عراق با اشاره به عملیات تخریبی مداوم که اتفاق افتاده بود در پایان خواستار کمک و همکاری نمود. وی همچنین نوشت که تئوری ما در مقابل امریکا تئوری جهاد است و می دانیم که آنان به زودی عراق را ترک خواهند کرد و ادامه جنگ به عهده دیگران و اگذار خواهد شد. برادران سنی ما بدون رهبر شده اند و اکثریت شیعه ، که مرتدانی بیش نیستند ، حاکم شده اند. و ما بر نامه ای طولانی مدت برای نابودی آنان در دستور کار داریم. امید ما این است که سربازان اسلام ما و شما در هم ادغام شود و ما همه سربازان به فرمان شما شده زیر بیرق شما قرار خواهیم گرفت
- هم این زمان بود که ژنرال مک کریستال آمریکایی Stanley Allen Mc Chrystal ماموریت دو گانه ای یافت : مسئول تماس و ارتباطات آرتش با جامعه عراق به عنوان وظیفه خارجی ونابودی ریشه ای انصار السلام و زرقاوی به عنوان ماموریت ارتشی . در این نیمه شبی که زرقاوی نامه بن لادن را به اتمام میرساند، تیم مخصوص و تربیت شده ژنرال مک کریستال Stanley Allen McChrystalمنطقه ای از فلوجا را خانه به خانه به دنبال زرقاوی می گشتند. بر حسب تصادف، و به قول ژنرال ، فاصله سربازان و وی به کمتر از ۱۵۰ متری رسیده بود که وی محل مخفی خود ترک می گوید . اما ازان چه که از وی در خانه باقی میماند , مثل کیف دستی,کامپپوتر واسناد و مدارک ، ژنرال به اسامی ، اماکن ، وحتی هویتها ونام هاو قیافه های مختلف زرقاوی پی میبرد . این عدم موفقیت در دستگیری ضربه ای بود برای ژنرال تازه نفس ، چنانچه وی در گزارشی یاد آوری کرد که " عدم موفقیت برنامه هایمان جنگ داخلی را تقویت کرد."
- زمان صدام حسین سنی ها و شیعه ها در کنار هم زند گی می کردند. هدف زرقاوی ایجاد تنش بین این دو، ایجاد اخلال در نظم دولت جدید و ازدیاد نفرت عمومی علیه امریکا بود تا از این طریق به تعریف خود از عراق برسد: از دید گاه زرقاوی مردم نه یک گروه از شهروندان ، نه یک خانواده بزرگ و یا دوست و همکار ، بلکه جمعا یا مومنین بودند و یا مرتدانی که باید از آنها بر حذر بود و نهایتا می باید نا بود شوند. و چنین بود که شب های بغداد محل زور آزمایی دارو دسته شیعیان از یکسو و سنی ها از سویی دیگر شده بود. در این میان ایران نیز با کمک بریگاد "بدر" به میدان آمده بود. تز اساسی زرقاوی که در کتابی تحت عنوان " مدیریت توحش " Managing savage چاپ و پخش شده بود چنین بود : استفاده حد اکثر از خشونت برای رسیدن به هدف نهایی اسلامی. قدرت ما در درجه شقاوت ماست . اگر سستی و نرمش به خرج دهیم شکست ما قطعی است.
- دو هفته از ارسال نامه به اسامه بن لادن نگذ شته بود که دوم ماه مارس سال ۲۰۰۴ مصادف شده بود با روز عاشورا. کربلا مملو از شیعیان بود . چندین بمب قوی و پی در پی جمعیت را به انفجار کشاند و بیش از ۷۰۰ کشته و زخمی به جای گذ اشت. زرقاوی موفق شده بود هم برای امریکا دردسر درست کند و هم جنگ داخلی را به راه اندازد.
- در آوریل سال ۲۰۰۴ ، دولت اردن حکم مرگ غیابی زرقاوی را صادر کرد. و وی تصمیم گرفت درس عبرتی به اردنی ها بیاموزد. عزمی الجیوسی با چهره ای تقریبا اروپایی و با سابقه ای طولانی در فلسطین و افغانستان مامور این درس آموزی شد. هدف ساختمان بمبی با قدرت تخریبی زیاد و حامل گاز شیمیایی جهت انفجار در عمان . اداره اطلات اردن همگام با مامورین سازمان سیا طرح را پیش از انجام کشف کردند و عزمی و دست یارانش را دستگیر کردند.زرقاوی طی اعلامیه ای به اردن هشدار داد که جنگ ما تازه شروع شده است.
- نیک برگ Nick Berg ، جوان سرمایه گذارآمریکایی که به امید یافتن بازاری برای اکتشاف به عراق آمده بود , در انتقام حواد ث ابو قریب , به دست سربازان زرقاوی گرفتار گشت . دو روز بعد، در ۸ ماه مارس ، در ویدئویی که روز بعد جهان را به بهت کشاند ، زرقاوی و همراهانش ، پوشیده در لباس سیاه، رو به روی «برگ » نشسته به سخنرانی پرداختند. در پایان، زرقاوی چاقوی بلندی از کمر کشید، موهای برگ را در دستی گرفت و با دستی دیگر به بریدن آرام آرام گردن برگ پرداخت. سربازان آمریکایی روز بعد جنازه آویزان شده وی را از یکی از چراغ های خیابانی پائین کشیدند . این ویدیو پنج دقیقه ای پیام زرقاوی به امریکا بود. این حادثه و نیزوقایع ابوغریب ، شروع رو نمایی تاثیرات منفی جنگ از سوی مردم بود. همزمان با تغییر نظرات مردم، تعدادی از سیاستمداران آمریکایی نیز علل ادامه جنگ را مورد سئوال قرار داده بودند.
- در روز ۱۳ ماه مه ۲۰۰۴, جهان با نام سازمان " التوحید والجهاد " به رهبری زرقاوی آشنا شد. طی معرفی ، وی قول داده بود که هیچگاه به مسلمین خیانت نکرده مبارزه را تا پیروزی ادامه دهد. نمایش این ویدئو و عملیات پیگیر زرقاوی اکنون بازار رقابتی برای بن لادن ساخته بود. . وی شیخ پر کاری بود که قصد پیشروی داشت . از این به بعد بود که خواستاران پیوست به زرقاوی رو به افزایش گذاشت. بن لادن هنوز در جا معه مسلمین مورد احترام بود ولی زرقاوی لقب جدیدی یافته بود : شیخ السلاخ
- رابرت فورد Robert Ford دیپلمات جدید آمریکایی و آشنا به زبان عربی با ماموریتی دو گانه به فلوجا باز گشت: مسئول روابط اجتماعی و مامور تعقیب و یافتن انصار السلام . در گزارشی که در فلوجا از برنامه ها به وی داده شد : ۱- عدم موفقیت در کنترل شرایط در عراق ؛ ۲- نیروهای شورشی آزادانه در شهر ها فعالیت های دامنه داری دارند؛ ۳- سنی ها پراکنده ، بدون رهبری ، بدون آینده ای روشن و بد بین به امریکا . مضافا اینکه زرقاوی هم در شمال عراق مشغول طراحی برای آینده عراق است.
- رمادی ،شهری که زیدان از شیوخ قبیله اش بود در تابستان سال ۲۰۰۴ تبدیل به پایتخت نیروهای زرقاوی شد و این آغاز حکومت داعش است . زیدان از آغاز شاهد رفت و آمد آنان بود ولی مخالفتی نمی کرد. اکنون سنی های تحقیر شده و بی رهبر ساکن رمادی این شورشیان غیر عراقی را که قول داده بودند به زودی خارجیان را از عراق بیرون برانند پذیرا شد ه بودند. اما طولی نکشید که ساکنین رمادی متوجه شدند ، برنامه های اینان گسترده تراز بیرون راندن آمریکائی ها است. از همان آغاز ، حکومت و مدیریت شهر را به عهده گرفتند ؛ قانون مالیاتی وضع کردند ؛ برنامه آموزش زنان را تغییر دادند ؛ قانون پوشش وضع کردند ؛ آرایش را ممنوع کردند ؛ دخانیات را قدغن کردند و شورشیان محلی را نیز واداربه پیوست به لشگرخود کردند . از آن پس، کشتار ،سر بریدن ، اخاذی و گروگانگیری خارجیان مقیم عراق رو به افزایش گذاشت . همه اینها و کشتار سربازان آمریکائی ، آمریکائی ها را به انتقام جوئی فردی واداشت.
- زرقاوی در پیامی اعلام داشت که ما دارای سلاح های مهلکی هستیم که آماده استفاده برای نابودی کامل دشمنانمان هستیم . ما بر امریکا فائق خواهیم شد و جنگ را تا " دبیغ " ادامه خواهیم داد. ظاهرا بنا برروایتی ، آخرین محل جنگ مسلمین علیه مرتدین در شمال سوریه در قصبه ای به نام " دبیغ " انجام میگرفت .
- المقد سی به کرات ، سر بریدن ها، کشتار ها و بمب اندازی ها را مورد شماتت قرار داده مدعی بود که دست مسلمین باید از خون برادران مسلمان پاک باشد و نباید قوانین شریعه را زیر پا گذاشت.
- در کنفرانسی در عمان ، که به همت ملک عبداله صورت گرفت، ۵۰۰ نفر از علما و محققان جهان اسلام اعلام داشتند که " هیچ مرجعی حق ندارد دیگر مسلمینی که به خدا ایمان دارند مرتد بخواند ."
- در این زمان, اسامه بن لادن که پس از واقعه ۱۱سپتامبر سال ۲۰۰۱ خود را تبعیدی و منزوی کرده بود پس از دریافت نامه زرقاوی و تقاضای همکاری راهی برای خروج از بن بست یافت. بن لادن هیچگاه اکراه خود را از شخص زرقاوی و شیوه کاریش پنهان نکرده بود , لکن این همکاری امکانات نوی برای وی فراهم میاورد. همکاری مشترک از طرف بن لادن رسمآ اعلام گشت و ازهمه کانال های خبری تلویزیون دنیا ی عرب پخش گردید. در این ویدئو بن لادن به همه مجاهدین فرمان داد که برادر زرقا وی " امیر" القاعده در کشور دو رود خانه است و فرمان وی لازم الاجرا است. اولین ماموریت امیر جدید ،به فرمان بن لادن ، جلو گیری از انتخا بات پارلمانی عراق بود .
- اولین انتخابات در تاریخ کشور عراق ، انتخابات پارلمان ژانویه سال ۲۰۰۵ بود . برنامه زرقاوی ایجاد شرایطی بود تا به امریکا ثابت کند که عراق جای امنی نیست و در مورد انتخابات نیز تنها می بایست جلوی شرکت بخشی از جمعیت را می گرفت تا نشان دهد که انتخابات تقلبی بوده است . رابرت فورد Robet Ford در تماس هائی با مسئولین ، فرماندهان ، و رؤسای قبایل از نظر آنان با خبر شد: " ما نه در انتخابات شرکت می کنیم و نه نماینده می دهیم چون نمی خواهیم کشته شویم . " و نتیجه انتخابات چنین شد: در روز انتخابات اکثر قریب به اتفاق سنی ها ،از مرزهای سوریه تا مرزهای خلیج فارس در خانه ها ماندند. اما آنانی که در انتخابات شرکت کرده بودند ، مثلا در الانبار و رمادی روزهای بعد مورد هدف سربازان زرقاوی گشتند. همچنان که تعداد کشته ها افزایش می یافت،نفرت عراقی ها هم نسبت به شورشیان زیاد تر و همکاری افراد محلی با امریکا در نشان دادن محل های مخفی شورشیان فراوان تر می شد. در یکی از این مواردزرقاوی و معاون اولش نشان شدند . زرقاوی باز هم جان سالم به در میبرد . چندی بعد نشانی از نامه ای از طرف الظواهری معاون اول بن لادن خطاب به زرقاوی به دست آمد که در آن وی خاطر نشان کرده بود که " برادران مجاهد باید از اقداماتی که توده ها نمی فهمند و یا تأیید نمی کنند اجتناب کنند. " این یکی از نمونه های اختلاف بین دو بخش تشکیلات جدید القاعده بود. چندی بعد زرقاوی در نامه ای سر گشاده خطاب به المقد سی ، و نه مستقیما به سوی بن لادن, بیان کرد که شما مرکزیت همه دانش ها نیستید و حق مخالفت با برنامه های ما را ندارید . و بعد اعلام داشت که ما ، شعبه القاعده در کشور دو رودخانه ، اعلان جنگ علیه همه دشمنان می کنیم و این شامل حال همه عراقی هایی که با ما از در مخالفت در آیند هم می شود . باید بین خوب و بد انتخاب کنید . این نامه در واقع اعلان علنی مخالفت با رهبر القاعده بود .
- در ماه ژوئن سال ۲۰۰۵، دولت بوش تصمیم به حل قضیه زرقاوی می گیرد و ژنرال مک کریستال مسئول این طرح می شود.
- طرح مک کریستال چنین بود : انتخاب یک تیم ورزیده ، استفاده از امکانات فضائی و هوائی جهت تعقیب آمد و شد زرقاوی و تشکیلاتش ؛ ایجاد رابطه با افراد محلی و تنگ کردن محیط برای شورشیان برای رسیدن به وی . طرح به اجرا گذشته شد و در پایان پائیز سال ۲۰۰۵ ، تعداد کشته شده ها و یا دستگیری های فرمانده ها و معاونین زرقاوی رو به افزایش گذاشت . عکس العمل ضرغاوی ؟ انفجار پیاپی در ۳ هتل معروف اردن از طریق عملیات انتحاری . اینجا بود که از رهبری القاعده فرمان صادر شد که " از فرامین القاعده سر پیچی نکن ، دست از کشتار مردم بیگناه بردار و اعتبار القاعده را مخدوش نکن ."
- دو ماه بعد از واقعه انفجار هتل اردن ،زرقاوی اعلان کرد که از فرماندهی اول شعبه القاعده به نفع شورای مجاهدین در عراق استعفاء می دهد . اما چند ماه بعد ، به امید در گیر کردن ایران علیه امریکا ، مسجد العسگری در سامره را منفجر می کند که آغاز جنگ داخلی بین شیعه ها و سنی ها می شود.
- از ماه بهار سال ۲۰۰۶، تمرکز تیم مک کریستال بر روی روستای " یوسفیه " منطقه ای در جنوب بغداد می شود. این تمرکز بدلیل اطلاعات رابط های محلی میسر شده بود. مک کریستال مطلع میشود که به زودی جلسه ائ مهم بر گزار خواهد شد . روز ۸ آوریل بود که دستگاه های نظارتی هوائی امریکا در محوطه، مسیر حرکت چندین خود رو را به روی صحنه می آورد که به سوی شهر در حرکت بودند . تیم مک کریستال از هوا و زمین مسیر آنان را دنبال می کنند . خودرو ها در محل خانه ای متوقف می شوند , و تصویرزرقاوی روی صحنه تماشای فرمانده آمریکائی ظاهر می شود . مک کریستال مصمم به دستگیری زنده زرقاوی است، اما از محل وی تا صحنه طولانی است. مک کریستال به ۲ هواپیمای اف- ۱۶ که نزدیکی فضا در پرواز بودند فرمان حمله می دهد. وقتی تیم مک کریستال به محل بمباران شده می رسد ، بدن زنده زرقاوی از زیر آوار بیرون کشیده می شود اما در اثر جراحات زیاد دمی بعد جان می سپارد .
- رابرت فورد پس از پایان ماموریت بغداد به سمت سفیر امریکا رهسپار سوریه می شود. در ماه ژوییه سال ۲۰۱۱، همزمان با " بهار عربی" ، سفارت مورد حمله تظاهر کنندگان قرار می گیرد. تظاهر کنندگان پس از عبور از دروازه سفارت به بیرون ساختمان و پشت بام میرسند و شروع به تخریب می کنند. پلیس سوریه در گوشه ای دیگر فقط نظاره گر است. کارمندان سفارت نیز آماده مقابله در صورت حمله به داخل سفارت منتظر می مانند. اما ساعتی بعد پلیس وارد عمل شده با حمله به تظاهر کنندگان آنان را متفرق می کنند .
بشار اسد ، پس از فوت پدر ، دست به یک سری رفرم های داخلی می زند که مورد پسند غرب قرار می گیرد. در موارد امنیتی و مسائل ضد تروریستی نیز با امریکا وارد همکاری می شود. اما پس از حوا دث مصر، لیبی و صحنه های ابو غریب،روابط دو باره سرد می شود .
- در ۱۸ ماه مارس پس از تظاهراتی در" درعا " ، پلیس عده ای از جوانانی را که بر دیوارها شعار نوشته بودند دستگیر و شکنجه می کند.
- در ۲۰ ماه مارس در تظاهراتی ، مرکز حزب بعث به آتش کشیده می شود که طی آن تظاهرات۱۵ نفر توسط پلیس کشته میشوند .
- ۲۵ ماه مارس تظاهرات وسیعی در چندین شهر سوریه اتفاق می افتد . تصمیم بشار ، بر خلاف حسنی مبارک و قذافی ، مقاومت همه جانبه با تمام ابزار. مشکل اساسی سوریه تا این زمان عمدتا، بیکاری ، خشگسالی طولانی مدت وکسادی اقتصادی بود . اما با آغاز تابستان سال ۲۰۱۱ بشار اسد در مقابله با تظاهرات مردم از آرتش و سلاح های مرگ بار استفاده می کرد .
- رابرت فورد ، سفیر امریکا ، که شاهد این تحولات بود تصمیم به نظاره گری مستقیم می گیرد. بدون هیاهو به حمایت تظاهر کنند گان شروع می کند، و روزی ، بدون مشورت با مسئولین دولتی سوریه ، و همراه با سفیر فرانسه به شهر "حما " محل تظاهرات سر تا سری می رود. دولت بشاراسد از این اقدام سفیر به شدت خشمگین می شود . فورد از آن پس وارد یک سری ملاقات های پنهانی با رهبران تظاهرات می شود و قول می دهد که اگر دست به اعمال خشونت آمیز نزنند مورد حمایتشان قرار خواهد داد .
- هیلری کلینتون, وزیر خارجه اوباما در نشستی ، و برای اولین بار ،اعلام می دارد که اسد قابل حمایت نیست و ما هیچ تعهدی در قبال وی نداریم . وی مشروعیت خود را از دست داده است . از ان پس کنگره امریکا، سوریه ای های مخالف اسد، فرانسه و نیروها ی فشار اوباما را تشویق به دخالت می کنند. پنج هفته پس از حمله به سفارت امریکا گذشته بود که اوباما رسما خواهان استعفای اسد شد. به قول یکی از مشاورین اوباما ، آنان می دانستند که اوضاع به این آسانی نیست ولی "به امید این بودند که اسد زیر فشارهای همه جانبه خود کناره گیری کند" . لکن اسد از جانب دیگر و بر خلاف حسنی مبارک و قذافی تصمیم به ایستادگی به هر قیمت می کند. از سوئی دیگر دولت اوباما خود را با این سئوال رو به رو می بیند که اگر اسد استعفا ندهد بعد چه ؟
- در پاییز سال ۲۰۱۱ ، ملک عبدالله طی یک مذاکره تلفنی تلویحا از اسد می خواهد که به خاطر نظم منطقه که هم شده دست از یک سری سخت گیریها بر دارد و اسد در جواب می گوید " بهتره تو نگران وضع خودت در اردن باشی "
- چندی بعد اسد عفو عمومی اعلام می کند ،اما این عفو تظاهر کنندگان را در بر نمی گیرد . در میان آزاد شدگان تعدادی اسلامیست های القاعده و جهادیست های شناخته شده گروه زرقااوی بودند که سابقه فعالیت های تروریستی داشتند . اسد فکر می کرد تعداد اینها کم و بی خطرند و سازمان سیا و ملک عبداله ، اگر چه متحیر از آزاد شدن آنها ، فکر می کردند آنان شناخته شده و قابل تعقیب اند. افراد آزاد شده جدید ، پس از آزادی، به تجمع مخفی پرداختند .
- از سوئی دیگر " داعش " پس از مرگ زرقاوی در موصل و چند شهرک حوالی شروع به گرد همائی کردند و ابو بکر البغدادی را که تخصص اش ،با دانشنامه ای از دانشگاه ، فقه اسلامی بود به رهبری بر گزیدند . اولین اقدام رهبر جدید ارسال پیام های انقلابی به تظاهرات کنندگان مصری در ادامه مبارزه و خواستاری : 1- ادامه تا پیروزی جهاد ؛ ۲- آزادی زندانیان در مصر بود . تقریبا تمام رهبران داعش ، باضافه البغدادی ، مدتی را در زندان های کشورهای عربی گذرانده بودند و می دانستند که در میان زندانیان تعداد زیادی اسلامیست های متعهد حبس اند. اما روشن بود که میدان التحریر خواهان جهاد نیست.
- از دیگر عملیات محدود رهبری جدید ،حمله به یک بانک، به یک کلیسا و محل نام نویسی برای سرباز گیری در بغداد بود . در این زمان داعش ، کم نیرو، از نظر مالی تقریبا ورشکسته و محدود التردد شده بود . در ضمن ایدئولوژی جهادی پان عربیست آنان دیگر خریداری در میان کشورهای عربی نداشت . البغدادی جهت جبران این کمبودها طرح جدیدی ارائه داد . در یکساله پس از مرگ ضرغاوی در سال ۲۰۰۶ ، به یکباره تعداد کشته های سربازان امریکائی به ۹۰۴ نفر و مردم عادی به ۳۲۶۶ بالغ شد .
- در این میان دو اتفاق افتاد که صحنه را تغییر داد : ۱ - در شهر های مختلف گروه های مقاومتی به نام " پسران عراق " به وجود آمد که علیه داعش به مبارزه برخاستند ؛ ۲- امریکا با نیروئی جدید تر و طرح مرگ - دستگیری به جای طرح سابق دستگیری - مرگ را به اجراء گذاشت . حملات هر روزه علیه داعش آغاز شد، موفقیت هائی به دست آمد و قتل ابو غیده دندانپزشگ سوریه ای , ابو عمر البغدادی و ابو ایوب مصری ، از رهبران مهم داعش ، ضربه مهلک تری وارد کرد . این زمان بد ترین دوران برای البغدادی بود اما به زودی ، سال ۲۰۱۱، سوریه سبب جبران مافات و فراهم آوردن : ۱- نیروی نظامی , ۲- منابع مورد نیاز مالی ؛ ۳- امکانات تحرکی ؛ و ۴- علتی برای ادامه مبارزه میشود.
- گروه هفت نفری تحقیقی البغدادی شش ماه پس از آغاز جریانات سوریه به آنجا آمده و تماس های اولیه و همکاری مشترک با اسلامیست های آزاد شده را شروع می کند . نتیجه این تشکل، تولد گروه جدیدی با نام " جبهه النصره " در همآهنگی با شورشیان " انقلاب " سوریه است . اگر چه این تشکیلات ادعای استقلال از داعش می کند, لکن هدف راه سازی جهت ورود نهائی خلیفه البغدادی و ساختمان جهان بدون مرز اسلام بود .
- سوریه در این زمان دیگر مثل آغاز جنبش که پیر و جوان دست در دست هم علیه بشار اسد شعار می دادند نبود ؛ جنگ های سکتاریستی ،قبیله ای و مذهبی جای آن را گرفته بود .
- در ژانویه سال ۲۰۱۲ , اولین اطلاعیه مبنی بر حضور شعبه القاعده در سوریه پخش و از وجود جبهه " النصره " خبر داد . در دو انفجار پیاپی در نزدیکی محل اداره امنیت سوریه ۴۴ نفر کشته به جای گذاشت. به زودی هزاران جوان ازکشور های عربی به جبهه النصره پیوستند . تعداد زیادی از سران و رهبران عربی به حمایت آنان پرداختند ؛ مثلا یکی از سر شناسان مذهبی کویتی به نام حاج العجمی به ۲۵۰,۰۰۰ نفر پیروان خود دستور داد که کمک های خود را به حساب بانکی مشخصی واریز نمایند ؛ همچنین کمک های مالی فراوانی از کشور های همسایه به سوی النصره سرازیر شد . تنها عربستان سعودی و امارات عربی بود که بعد از چندی از باز بودن حساب های بانکی آنان جلو گیری به عمل آوردند . منطق حامیان آنان , چه سران عرب و چه اسلامیست های میانه رو این بود که با توجه به عملکردهای بشار اسد علیه مردم مسلمان سوریه ، داعش سنی مذهب بهتر از اسد است .
- به زودی خیل مهاجرین سوریه ای به سوی اردن رهسپار شدند و در مدتی کوتاه تعدادشان به ۱۵۶,۰۰۰ نفر رسید.
- از یک سو ، آمریکا همراه با کشور های غربی به بایکوت کردن اسد پرداخت و از سوئی دیگر ایران میلیونها دلار به حساب دولت بشاراسد واریز می کرد و روسیه نیز در سازمان ملل جلوی هر گونه برخورد با اسد را سد می کرد .
- دولت اوباما ، اگر چه ظاهرا علیه دولت اسد تبلیغ می کرد ولی در واقع هیچگونه برنامه ای برای حمله نظامی وپیاده کردن سرباز به سوریه را نداشت. در عوض امید این بود که از طریق مذاکره و تشکیل حکومت موقت با اسد کنار بیایند . هیلری کلینتون بر عکس معتقد بود هیچ گونه راه حلی با بشار اسد ممکن نیست . از سوئی دیگر غرب نگران این بود که چنانچه دولت اسد سقوط کند و حکومت اسلامی نوع القاعده در همسایگی اسرائیل به وجود آید،سرنوشت منطقه به کجا خواهد کشید . به همین دلیل بود که دولت اوباما به این نتیجه رسید که باید نیروهای محافظه کار سوریه ای را در مقابله با اسد و القاعده مسلح کند . از جانبی دیگر ترکیه و کشور های خلیج به کمک های مالی خود به " جبهه " ادامه میدادند . تا این زمان آمریکا از استفاده از سلاح مخرب امتناع میورزید ولی ، بر خلاف قولی که اوباما هنگام انتخابات مبنی بر عدم دخالت نظامی در سر نوشت سایر کشورها به مردم آمریکا داده بود ، مجبور به استفاده از بمب شد .
- همچنانکه در روایت آمده بود ، بیرق سیاه در دست مردان سیاه جامه با موهای بلند و محاسن مشگی به شرق میامد و البغدادی در صدد آن بود که به دنیا نشان دهد که خلافت چگونه اداره می شود . برای جلو گیری از هر گونه اختلالی , یکی از فرمانده هان ارشد البغدادی مامور هموار کردن مسیر از آغاز راه الانبار تا پایان خط جبهه سوریه از طریق شاهراه عراق می شود .
- البغدادی در ماه آوریل سال ۲۰۱۳ انحلال " جبهه النصره " و تولد " دولت اسلامی عراق - شام "را اعلام می دارد که در بر گیرنده ،ترکیه، اردن،سوریه ، لبنان و اسرائیل میشد . اما آنچه که سبب حیرت البغدادی گشت ، عکس العمل رهبر " جبهه " ، ابو محمد الجولانی ، معاون و فرمانده محلی ، وی بود . وی دو روز بعد طی ویدیوئی اعلان داشت که نه تنها " جبهه " منحل نیست بلکه به فعالیت های مستقل خود ادامه میدهد . و از الظواهری فرمانده جهانی اسلامیست ها تقاضا کرد که در حل قضیه مداخله کند . الظواهری در طی نامه ای سر گشاده البغدادی را مورد شماتت قرار داده از وی می خواهد که بدون مشورت وی دست به هیچگونه اقدامی نزند . در پایان البغدادی را به مدت یک سال از مقام رهبری معذول می کند . و جهت جلو گیری از هر گونه هرج و مرجی ، رسول خود ، ابو خالد السوری را همراه با این پیام که " مسلم خون مسلم دیگر را نمی ریزد " روانه سوریه می کند . البغدادی این اخطاریه را نادیده گرفت و گفت " من فرمان خدا را به فرمان زمینیان ترجیح می دهم " و در ادامه کار شروع به تجدید سازمان دهی کرد . البغدادی که پس از بمب گذاری ها ،حملات شبانه روزی به مراکز دولتی و یورش به زندان های تکریت و آزاد سازی زندانیان اسلامیستی نیروی قوی و وفاداری ساخته بود , به حملات پراکنده در اطراف سوریه تا دمشق میپردازد . ابو خالد السوری در یکی از روزهای همین سال در اردوگاه اقامتی خود در شهر حلب همراه با چند نفر دیگر بوسیله عملیات انتحاری به قتل میرسد . از ان پس رابطه القاعده با داعش به طور کامل قطع میشود .
- داعش در ادامه یورش ها ، به شهر ۲۲۰,۰۰۰ نفره الرقه می رسد . در کوتاه مدت کنترل شهر را به دست گرفته " خلافت " را آغاز می کند : با اعدام چند جوان به اتهامات واهی شروع کرده، دخانیات و الکل را ممنوع می کنند ؛ مدارس را بسته و پس از چندی مکتب خانه های اسلامی باز می کنند ؛ قانون مالیاتی جدید وضع می کنند ؛ کلیسا ها را قفل می کنند ؛ مسجد شیعیان را خراب می کنند ؛ قانون پوشش و چهره می آفرینند و برای قطعی کردن برنامه هایشان دست به تنبیه، زندانی کردن و قتل خلافکاران می زنند. از سوئی دیگر از جمله وظایف دانش آموزان مدارس را تعلیمات نظامی و آموزش های سیاسی مقرر می کنند . این عملیات از چشم شیوخ ایلات و قبایل و رهبران محافظه کار عرب دور نمی ماند . اما هنوز داعش درقیاس با اسد قرار داشت تا زمانی که الکسابه ،خلبان جوان اردنی به قفس آهنی وارد شده و در نمایشی ویدئویی زنده به آتش کشیده شد . از این به بعد است که رابطه اعراب با " دولت اسلامی عراق - شام " تغییر می کند .
* مترجم - این کتاب برای اولین بار در سال ۲۰۱۵ به چاپ رسیده است .

ویژه ی ایران لیبرال
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/detail.php?id=1545