گزارش دربارۀ ارزیابی امکانات هسته ای آمریکا:دنیا دشمن ماست-کریستوفر بلاک Christopher Black
کریستوفر بلاک وکیل کیفری کانادائی-
مرکز پژوهش های جهانی سازی، 20 فوریه 2018-

دنیا دشمن ماست و !ما حق تخریب جزئی یا کلی آن را برای خودمان حفظ می کنیم. این جوهر بنیادی ارزیابی امکانات هسته ای آمریکا ست که اخیراً منتشر شده، پروندۀ یک کمپانی تبهکار که محور آن روی تسلط بر جهان تمرکز یافته و توضیح می دهد که چگونه با به کار بستن جنگ افزارهای نوین هسته ای با « انعطاف بیشتر » به این تسلط دست خواهد یافت.
کلید درک تمایلات آمریکا در جمله ای نوشته شده که در صفحۀ 22 این پرونده دیده می شود و می گوید :
« برای کمک به حفظ بازدارندگی و تضمین همپیمانان و همکاران، استانهای همبستۀ آمریکا هرگز سیاست « عدم پیش دستی در کاربست » [جنگ افزار هسته ای] را نپذیرفته و با توجه به تهدیدات کنونی، امروز چنین سیاستی توجیه پذیر نیست. سیاست آمریکا حفظ ابهام در برخی شرایط مشخص است که می تواند به پاسخ هسته ای از سوی آمریکا بیانجامد.»
به سخن دیگر، آمریکائی ها می گویند :
[« ما به شما اجازه می دهیم حدس بزنید که [ما] چه هنگامی و علیه کی جنگ افزار هسته ای به کار خواهیم برد. ما نقش خودمان را در جایگاه بزرگترین دولت تروریست حفظ خواهیم کرد و شمشیر داموکلس را بالای سر ملتها آماده نگه خواهیم داشت تا مطمئن باشیم که جهان در راستای منافع ما عمل می کند. »]

شمشیر [داموکلس] هسته ای آمریکائی که هم اکنون در حال ساخت آن هستند با جنگ افزارهای کوچکتر [مینیاتوری] تیز خواهد شد که در نبردهای زمینی، دریائی و هوائی کاربرد بیشتری خواهد داشت. در حالی که تا پیش از این جنگ افزارهای هسته ای به مقوله ای خاص از جنگ افزار تعلق داشت که معنایش مرگ ده ها یا سد ها هزار نفر از مردم بود، و کار بست آن را نیز از دیدگاه اخلاقی و حقوق بین الملل محکوم می دانستند، ولی امروز آمریکائی ها آن را به نام جنگ افزار متعارف در ارتش کلاسیک خودشان به خدمت گرفته اند. چنین رویدادی خطر کاربست اینگونه جنگ افزارها را از یک احتمال به یک حرکت حتمی تبدیل کرده است، زیرا تهدید کاربست آن علیه هر گونه وضعیتی اعلام شده که از دیدگاه آنان حتا در صحنۀ جنگ کلاسیک، ضروری بنظر رسد. در نتیجه اگر آمریکائی ها حملۀ روسیه به کشورهای بالتیک را سازماندهی کنند [زیر پرچم دروغین] و مدعی شوند که نیروهایشان برای جلوگیری از حمله خیلی ضعیف است، در این صورت از جنگ افزارهای هسته ای برای مقابله با حمله ای که به مانند بهانه صحنه پردازی کرده بودند روی اهداف واقعی استفاده خواهند کرد و بر این پایه میلیونها انسان از بین خواهند رفت.
شمشیر هسته ای به شکل خطرناکی و مبنی بر آرزومندیها و تخیلات بیمارناک پنتاگون روی سر مردم روسیه، چین، کرۀ شمالی و ایران نگه داشته شده و فقط به این بهانه که این کشورها استانهای همبستۀ آمریکا را تحریک یا تهدید کرده اند، در حالی که تهدید کننده و تحریک کنندۀ اصلی خود آمریکاست. جنگ هسته ای این 4 کشور را تهدید می کند، فقط به این علت که این کشورها علیه تجاوز و تهدید آمریکائی ها واکنش نشان دادند و سعی می کنند از خودشان دفاع کنند.
نگرش آمریکا دربارۀ نقش خودش در پیمان نامۀ منع گسترش سلاح هسته ای، به گونه ای که در موضع گیری سیاسی نوین برای استفادۀ احتمالی از پرونده در یک فراز کوتاه تعریف شده در واقع برای گول زدن ابله هائی به کار می آید که در جستجوی صلح هستند : این نگرش، نگرش یک پلیس جهانی با حق مقدس الهی ست که کار بست جنگ افزار هسته ای را برای خودش مجاز می داند ولی از سوی دیگر این حق را برای دیگران یعنی همۀ دیگران نفی می کند.
آمریکائی ها پیوسته دروغهائی را تکرار می کنند که بر پایۀ آن گوئی روسیه پیمان نامه های مربوط به جنگ افزارهای هسته ای را زیر پا گذاشته و دست به حرکت تجاوزکارانه زده و یا کرۀ شمالی را به نقض منشور منع جنگ افزار هسته ای متهم می کنند در حالی که کرۀ شمالی جزء امضا کنندگان این پیمان نامه نیست. به همین گونه چین را به نقض پیمان نامه های مشابه و تجاوز در دریای چین جنوبی متهم می کنند، و ایران را نیز متهم می کنند که گوئی در حال شانه خالی کردن از تعهداتش برای دوری جستن از ساخت جنگ افزارهای هسته ای ست. همۀ این کشورها «رویزیونیست»، « تجاوزکار »، « خطرناک برای نظم جهانی » ترسیم می شوند، یا وقتی که اندکی صداقت بروز می دهند، به نام عوامل تهدید کننده برای منافع آمریکائی ها معرفی می شوند، یعنی تهدید برای نظم استبدادی آمریکا بر جهان. ولی دولت ملتها یگانه بر پا کنندۀ احتمالی «حرف آخر» خودشان نیستند.
آمریکائی ها گامی بیشتر برداشته و اعلام کرده اند که علیه هر دولتی که به گروه های «تروریستی» جنگ افزار هسته ای می دهد جنگ افزار هسته ای به کار خواهد برد. در صفحۀ 67 این پرونده اعلام شده است :
« استانهای همبستۀ آمریکا هر دولت، گروه تروریستی یا دیگر بازیگران غیردولتی را که به گروههای تروریستی اجازه دهند تجهیزات هسته ای به کار ببرند مسئول می داند. گر چه نقش جنگ افزارهای هسته ای آمریکا در مبارزه علیه تروریسم هسته ای محدود است، برای بازدارندگی مؤثر، دشمنان ما باید بدانند که حملۀ تروریستی علیه آمریکا یا هم پیمانان و همکارانش به مثابه وضعیت بحرانی بسیار شدید بازشناسی شده و آمریکا می تواند با شدیدترین اقدامات تلافی جویانه پاسخ بگوید.»
همانگونه که می دانیم آمریکا در گذشته بارها با راه اندازی عملیات زیر پرچم دروغین به مانند بهانۀ جنگ و توجیه تجاوزاتش استفاده کرده و در اینجا نیز می بینیم که موضع گیری خطرناکی اتخاذ کرده زیرا [چنین فرازهائی در این پرونده] به این معنا ست که آمریکا خیلی به سادگی می تواند کرۀ شمالی را به تجهیز هر گروهی به جنگ افزار هسته ای متهم کند و به همین بهانه با جنگ افزار هسته ای به این کشور حمله کند.
یک قطره حقیقت در همۀ این پرونده وجود ندارد، یک کلمه دربارۀ این واقعیت که جهان علیه آمریکا خودش را مسلح می کند نوشته نشده، زیرا آمریکائی ها از هنگامی که روی خون میلیونها بومی قارۀ آمریکا در نخستین جنگ های پیروزمندانه شان به قدرت رسیدند کمابیش به همۀ کشورهای جهان حمله کردند، و یک لحظه از تهدید جهانیان باز نایستادند.
یک کلمه دربارۀ حملۀ هسته ای آمریکا به ژاپن نوشته نشده، حتا یک اشاره برای یادآوری حمله به کره، ویتنام، گرانادا، آمریکای مرکزی و جنوبی، عراق، سوریه، لبنان، روآندا، کنگو، یوگوسلاوی، افغانستان، چین، ونزوئلا، سرنگونی اوکراین، پشتیبانی از فاشیستها در همه جا… بسیار خوب، به این ترتیب می توانم به تکمیل فهرست جنایات آمریکا علیه ملتها، جوامع، مردم و فرهنگ های دیگر در سراسر جهان ادامه دهم، ولی با چنین کاری ممکن است سبب کسالت خودم و خوانندگانم شوم.
همانگونه که یان اوبرگ رئیس بنیاد بین المللی برای پژوهشهای صلح و آینده در سوئد افشا کرده است، رسانه های غربی روی این « خطرناکترین » پرونده سکوتی جنایتکارانه اختیار کرده اند، و یا توان نقد و ابراز نگرانی از آن را در خود نیافته اند، و یا دستور دریافت کرده اند که دست به چنین کاری نزنند، یعنی رویکردی که آنان را به شریک جرم طرح های جنایتکارانۀ آمریکا و همپیمانانش تبدیل کرده است. فقط بی بی سی مقاله ای دربارۀ متهم دانستن آمریکا از سوی چین، روسیه و ایران منتشر کرد، ولی برای تنزل اتهامات برخی جملات را داخل گیومه گذاشته بود.
چین اعلام کرد که کشورش قویاً با چنین سیاستی مخالفت می کند و نمی پذیرد که چین را در جایگاه تهدید هسته ای معرفی کنند و به روشنی گفته است که این سیاست آمریکا نفی پیمان نامۀ منع گسترش سلاح های هسته ای ست. وزیر امور خارجۀ روسیه به سهم خود اعلام کرد که آمریکا جنگ طلب است و کشور او اقدامات ضروری برای جلوگیری از چنین تهدیداتی را به عمل خواهد آورد. ایران نیز سیاست آمریکا را به نقض حقوق بین الملل متهم دانست. ولی شاید این زیگمار گابریل وزیر امور خارجۀ آلمان بود که شدیدترین انتقادات را مطرح کرد :
« موضع گیری جدید هسته ای در دولت استانهای همبستۀ آمریکا نشان از اوج تازۀ مسابقۀ تسلیحاتی دارد که از هم اکنون آغاز شده. همانگونه که در دوران جنگ سرد شاهد آن بودیم، چنین امری اروپا را به شکل وخیمی تهدید می کند. بجای سامانه های جدید نظامی، ما به اقدامات جدید در زمینۀ خلع سلاح نیازمندیم.»
آلمانی ها، فرانسوی ها و بریتانیائی ها همه از سیاستهای آمریکا رویگردانند. وزیر امورخارجۀ آلمان کشورش را به اتخاذ سیاست خارجی قاطعانه ای فراخواند و اعلام کرد که اروپا باید نیروی خاص خودش را تدارک ببیند (زیر نظر آلمان)، و آمریکائی ها باید از اروپا دوری گزینند و منزوی شوند، که امروز بجای همکار در جایگاه رقیب اقتصادی اروپا مطرح هستند، و در نتیجه آمریکائی ها همکاران مطمئنی برای اروپا در زمینۀ امور امنیتی نیستند، بلکه کاملاً بر عکس، می بینیم که وضعیت اروپا را بین روسیه و آمریکا به مخاطره انداخته اند.
رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ گوئی از همۀ این مسائل بی اطلاع بوده و با جذبه های « مک چاقو کش » (شخصیت نمایشی در یکی از نمایشنامه های برتولت برشت) اعلام کرد که اگر آمریکائی ها آمادۀ به کار بستن جنگ افزارهای نوین هسته ای در ابعاد کوچکتر هستند، به این علت است که سبب جلوگیری دیگران برای استفاده از چنین جنگ افزاری خواهند شد. به سخن دیگر چنین ادعائی به این معناست که آمادگی آمریکا برای جنگ جهانی برای ما معجزۀ صلح به همراه خواهد داشت، البته روشن است که تضمین صلح تا وقتی اعتبار دارد که ملتهای دیگر دقیقاً طبق آنچه ما می گوئیم عمل کنند. ولی در اینجا می توانیم از جان گلتونگ استاد برجستۀ پژوهشهای صلح در اسلو نقل قول بیاوریم :
« دلیل خیلی مهم برای ممنوعیت جنگ افزار هسته ای و دیگر جنگ افزارهای کشتار جمعی این است که آستانۀ جنگ قابل قبول را افزایش می دهد. از جنگ کلاسیک دفاع می کنند چون که هسته ای نیست. به همین علت چهار چوب حقوق بین المللی برای جنگ، نخستین قربانی جنگ افزارهای هسته ای ست و فقط با ممنوع دانستن این ناسزا به بشریت است که می تواند اعتبار خود را بازیابد. »
می بینیم که دکتر گلتونگ درست دیده است زیرا واکنش کشورهائی که تهدید شده اند بر پایۀ تسلیم نبوده بلکه راه مقاومت را در پیش گرفته اند و سامانه های جنگ افزار هسته ای خودشان را تقویت نموده و سیاست کاربست جنگ افزارهایشان را نیز برای رویاروئی با آمریکائی ها تنظیم کرده اند. از این پس، جهان در آستانۀ سقوط دهشتناکی به سر می برد.
آلبرت آنشتاین در سال 1950 می گفت : « تا وقتی که همۀ اقدامات بر پایۀ احتمال جنگ انجام می گیرد دست یابی به صلح ناممکن است. رقابت تسلیحاتی شیوۀ مناسبی برای جلوگیری از جنگ نیست. هر گامی که در این زمینه برداشته می شود ما را به همان اندازه به فاجعه نزدیکتر می کند. رقابت تسلیحاتی بدترین شیوه برای جلوگیری از جنگ آشکار است. بر عکس، نمی توانیم به صلح حقیقی دست یابیم بی آنکه به به شکل سازمان یافته و دائمی در سطح فراملی به خلع سلاح بپردازیم. تکرار می کنم، گسترش سیاست جنگ افزار مدار ما را از جنگ در امان نمی دارد بلکه مستقیماً به سوی جنگ هدایت می کند. »
او این فراز را در دورانی نوشته است که من کودک بودم، امروز ما در وضعیت بسیار خطرناکتری به سر می بریم. در 25 ژانویه روزنامۀ دانشمندان هسته ای پیشبینی ساعت پایان جهان را از دو و نیم دقیقه پیش از نیمه شب به دو دقیقه پیش از نیمه شب تغییر داد. علت چنین تغییری نیز به دلیل نگرانی از سوی تهدیدات هسته ای، دگرگونی های آب و هوائی و فن آوریهائی بوده که دولتها علیه شهروندان خودشان به کار می برند. بیانیۀ دانشمندان هسته ای پیش از انتشار راهکار هسته ای آمریکا منتشر شده است، و بی گمان را ما را بازهم اندکی بیشتر به نیمه شب نزدیک می کند.
شور بختانه می بینیم که حتا آنان [دانشمندان هسته ای] نیز شیوۀ بیان و تبلیغات دولت آمریکا را دربارۀ تجاوز روسیه و ادعای بی پایه و اساسی که کرۀ شمالی را به مانند تهدید تلقی می کند باور کرده اند و تکرار می کنند. پس ما به چه چیزی می توانیم امیدوار باشیم وقتی که حقیقت را استتار می کنند و واقعیت توسط همانانی که در شرایط دشوار باید به ما هشدار بدهند تحریف می شود ؟
دنیائی که ما در آن زندگی می کنیم دنیای بسیار فجیعی ست و تا هنگامی که ما آن را دگرگون نکنیم چیزی در وضعیت آن تحول نخواهد یافت. پیش از این در نامه ای سرگشاده (1) به دیوان بین المللی کیفری از دادستان درخواست کرده بودم که در مورد رهبریت آمریکا در تبانی با هم پیمانانش برای ارتکاب به نسل کشی علیه مردم کره تشکیل پرونده دهد. ولی انتشار این پروندۀ جدید دربارۀ راهکار هسته ای آمریکا می تواند به مانند مدرک جرم برای اثبات تبانی برای کشتار جمعی همۀ مردم جهان به کار برده شود. این پرونده از شیوۀ بیانی گانگسترهای آمریکائی الهام گرفته شده و به همه می گویند : « کاری را که ما به شما می گوئیم انجام دهید وگرنه سر به نیست خواهید شد.»
وقت آن فرا رسیده که برخیزیم، مقاومت کنیم، به خیابان بیائیم، و صدایمان را به گوشها برسانیم، در تاریکی ماندگار نشویم و روی سرنوشتمان اشک نریزیم زیرا که برای پیروزی در مبارزه برای خلع سلاح، صلح، و بدست گرفتن کنترل راه حل وجود دارد، ما همه کار خودمان را انجام می دهیم، چرا که نه ؟ اگر در روشنائی به جلو گام برداریم، اگر دست به کار شویم می توانیم واقعیت را ببینیم. ولی اگر دست به کار نشویم، در این صورت به قول «مک چاقو کش» که در بالا یاد کردیم (نوشتۀ برتولت برشت)
«بعضی ها در تاریکی هستند
و دیگران در روشنائی
ولی فقط آنانی را می بینیم که در روشنائی هستند
و نه آنانی که در تاریکی به سر می برند.»

پاورقی مترجم :
1) مراجعه شود به مقالۀ : توطئۀ نسل کشی علیه کرۀ شمالی: نامۀ سرگشاده به دیوان بین المللی کیفری نوشتۀ کریستوفر بلاک و گریم مک-کوئین

لینک متن اصلی :
https://www.mondialisation.ca/le-rapport-devaluation-du-dispositif-nucleaire-des-etats-unis-le-monde-est-notre-ennemi/5623394
ترجمۀ حمید محوی

گاهنامۀ هنر و مبارزه/26 فوریه
برگرفته از مجله این هفته
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/detail.php?id=1532