عمل‌کرد«ستون‌پنجم نفتی»- هوشنگ طالع
در گرماگرم خیزش ملت و مردم ایران برای ملی کردن صنایع نفت ، دکتر محمد مصدق اتحاد شوم غرب و شرق علیه مبارزات ملت و مردم را ائتلاف « توده ـ نفتی » نام برد ؛ ائتلافی که می‌کوشید تا با ناکام گذاردن تلاش ملت و مردم ایران در راه ملی‌کردن صنایع نفت در سرتاسر کشور ، سلطه‌ی بیگانگان بر منابع نفت ایران پایدار نگاه دارد .
اکنون سا‌ل‌‌هاست که سخن از « ستون‌پنجم نفتی » است .کار « توده ـ نفتی » سرانجام به کودتای 28 امرداد کشید ؛ اما « ستون‌پنجم » بدون کودتا و بگیر و ببند ، موفق عمل‌ کرده است ؛ از قرارداد « کرسنت » تا قرارداد ملغی کردن قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور و دادن امتیاز « مظفرالدین شاهی » به شرکت فرانسوی « توتال » .
زنگنه ، عاقد قرارداد کرسنت که در دولت حسن روحانی ( عاقد قراردادهای ایران برباد ده ، سعدآباد ، ژنو ( ژنو چای ) ، لوزان ، برجام ( مادر ترکمان‌چای‌ها ) دوباره به وزارت نفت رسیده بود ، با شیرین‌کردن قراردادهای نفتی برای بیگانگان در قالب قراردادهای تازه‌ی نفتی به صورت « دادن امتیاز » نفت و گاز ( دارسی در سال 1906 و تمدید 60 ساله امتیاز نفت جنوب در سال 1933 ) ، بدون نقض‌عهد شرکت فرانسوی توتال ، با این شرکت وارد گفت‌وگو شد و با وجود اعتراض‌ها ، انتقادها و مخالفت‌های بسیار از سوی مردم ایران ، « ستون‌پنجم » امتیاز فاز 11 پارس جنوبی را به یک کنسرسیوم به رهبری شرکت نفتی توتال فرانسه واگذار کرد ؛ در کنار واگذاری صنایع خودروسازی کشور به فرانسویان با وجود « گربه‌رقصانی‌»های بسیار آنان در گفت وگوهای هسته‌ای ؟! سخن را با بررسی رویدادها ، پی‌ می‌گیریم : سرانجام به دنبال مذاکرات متعددی با مدیران این شرکت فرانسوی برگزار شد و پاتریک پویان، مدیرعامل شرکت توتال در تاریخ ۶ خردادماه اعلام کرد: « این شرکت فرانسوی امیدوار است پیش از تابستان امسال، قرارداد طرح توسعه فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی را با ایران نهایی کند. تمدید تعلیق تحریم‌های ضد ایرانی از سوی آمریکا، راه را برای امضای قرارداد نهایی هموار کرده است ».
اظهارات پویان به خوبی نشان می‌دهد که مانع اصلی امضای این قرارداد، تداوم تحریم‌های غرب بوده است و به همین دلیل هم چندی قبل شرکت توتال اعلام کرده بود که تصمیم نهایی درباره توافق با ایران، به تمدید تعلیق تحریم‌ها از سوی دولت جدید آمریکا بستگی دارد، اتفاقی که ساعاتی قبل از برگزاری انتخابات ۲۹ اردیبهشت ماه رخ داد. اما آیا امضای این قرارداد به نفع ایران است؟
ماجرا از این قرار است که ۱۸ آبان ماه ۹۵، موافقتنامه اصولی یا HOA طرح توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی به ارزش ۴٫۸ میلیارد دلار میان شرکت ملی نفت ایران و کنسرسیومی متشکل از شرکت‌‌های توتال فرانسه، شرکت ملی نفت چین CNPC و شرکت پتروپارس امضا شد. توتال رهبری کنسرسیوم پروژه توسعه فاز ١١ پارس جنوبی را بر عهده دارد و سهم این شرکت فرانسوی در این کنسرسیوم ۵٠,١ درصد، سهم شرکت چینی CNPC ٣٠ درصد و سهم شرکت پتروپارس ١٩.٩ درصد خواهد بود. بیژن زنگنه، وزیر نفت هم در مراسم امضای موافقتنامه اصولی فاز ١١ میدان گازی پارس جنوبی با کنسرسیوم بین المللی به رهبری شرکت توتال در تاریخ ۱۸ آبان ماه 1395تاکید کرده بود که شرکت ملی نفت ایران این فاز پارس جنوبی را در قالب این موافقتنامه به این کنسرسیوم واگذار کرده است تا ظرف ۳ تا ۶ ماه به قرار داد برسد.
وزارت نفت در حالی به دنبال واگذاری توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی به کنسرسیومی بین المللی به رهبری شرکت توتال آن‌هم به صورت ترک تشریفات (بدون برگزاری مناقصه) و حتی واگذاری مطالعه مخزن پارس جنوبی به این شرکت فرانسوی بود که حضور دوباره توتال در صنعت نفت و گاز ایران با توجه به کارنامه‌ی شریرانه‌ و بد این شرکت از لحاظ فنی و مالی در این صنعت، مخالفان متعددی داشت .
در واقع حضور مجدد توتال در توسعه پارس جنوبی با توجه به کارنامه این شرکت فرانسوی در توسعه فازهای ۲، ۳ و ۱۱ این میدان بزرگ و مشترک گازی و همچنین جایگاه توتال در توسعه بخش قطری این میدان (میدان گنبد شمالی)، نوعی فاجعه محسوب می‌شود و برای هیچ کس حتی خود فرانسوی‌ها باور کردنی نبود که بتوانند قرارداد توسعه فاز ۱۱ را که پیش از این یک بار به آنها سپرده شده و آنها ۸ سال آن را معطل گذاشته بودند دوباره به دست آورند.
دلیل این موضوع هم بسیار ساده است، زنگنه و همکارانش در وزارت نفت قصد دارند توسعه مرزی‌ترین فاز پارس جنوبی یعنی فاز ۱۱ و همچنین کلیه اطلاعات محرمانه این میدان به عنوان بزرگترین میدان مشترک گازی ایران را بدون هیچ زحمتی در اختیار شرکتی قرار دهند که اتفاقا در توسعه بخش قطری این میدان مشترک گازی، از سه دهه پیش شریک قطری‌ها بوده است ؛ آن‌هم با الگوی قرارداد به مراتب جذاب‌تر از ایران یعنی « مشارکت در تولید» .
با توجه به این وضعیت، بدیهی است که شرکت توتال از اطلاعات کسب شده در طرف ایران، برای افزایش تولید در سمت قطر استفاده‌کند تا اهداف مشترک این شرکت فرانسوی با این کشور محقق شود و مخزن پارس جنوبی به سود قطر خالی‌تر گردد و سهم ایران از گاز این میدان مشترک را کاهش دهد.
جالب این‌جاست که کارنامه توتال در توسعه پارس جنوبی در دو دهه اخیر یعنی فازهای ۲ و ۳ و همین فاز ۱۱ هم موید این نکته است که این شرکت فرانسوی حافظ منافع قطری‌هاست و حاضر نیست منافع بلند مدت و به مراتب جذاب‌تر خوددربخش قطری این میدان مشترک گازی را به نفع ایران نادیده بگیرد. برای آشنایی بهتر با ابعاد مختلف این موضوع، مناسب است که نگاهی به کارنامه این شرکت فرانسوی در پارس جنوبی بیندازیم :
الف ـ توسعه فازهای ۲ و ۳ پارس جنوبی: قرارداد توسعه این فازها در سال ۷۶ با این شرکت فرانسوی بسته شد و البته اخیرا مشخص شده است که توتال با پرداخت رشوه به مقامات ایرانی موفق به دست آوردن این پروژه شده است و اسناد این رشوه پرداختی و اسناد مربوط به محکومیت مدیران این شرکت فرانسوی در دادگاه آمریکا به خاطر این موضوع رسانه‌ای شده است. هرچند هدف این قرارداد محقق شد اما ؛ کارشناسان انتقادات زیادی به عمل‌کرد فنی شرکت توتال در شیوه برداشت از این میدان مشترک و بزرگ گازی وارد کرده‌اند انتقاداتی که هیچ‌گاه مدیران این شرکت فرانسوی پاسخی به آن نداده اند. توتال متهم است که به صورت آگاهانه و عمدی، این میدان مشترک را به شیوه‌ای توسعه داده است که:
1 ـ ایران از لایه‌های غیر مشترک با قطر به جای لایه‌های مشترک با این کشور برداشت کند .
۲ـ فازهای مرزی توسعه پیدا نکند و ایران به سمت توسعه بخش‌های مرکز میدان حرکت کند.
ب ـ فاز ۱۱ پارس جنوبی: در سال ۷۹، توافقنامه‌ای بین ایران و شرکت توتال برای توسعه این فاز پارس جنوبی امضا شد ؛ اما با وجود پیگیری‌های ایران، این توافقنامه با بهانه‌گیری‌های مداوم این شرکت فرانسوی در موضوعاتی مانند رقم قرارداد ، هیچ‌گاه تبدیل به قرارداد نشد و توسعه مرزی‌ترین فاز پارس جنوبی ، ۸ سال به تاخیر افتاد. سر انجام در سال 8۷ ، توتال اعلام کرد که ریسک سرمایه گذاری در ایران بسیار زیاد است و ما سرمایه گذاری را در این کشور متوقف می‌کنیم و رسما از صنعت نفت و گاز ایران خارج شد.
نتیجه تعلل طولانی مدت توتال در توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی، عقب افتادگی شدید ایران از قطر در توسعه مرزی‌ترین فاز پارس جنوبی است که کاهش فشار گاز در این فاز را به دنبال داشت و هزینه استفاده از سکوی تقویت فشار گاز در این فاز را به کشور تحمیل کرده است.
اکنون که دوباره « توتال » با دست‌یابی به همه‌ی اطلاعات حساس و حیاتی فاز 11 پارس‌جنوبی از مرحمت و یا وظیفه‌ی « ستون‌پنجم نفتی » همه‌ی کسانی که در این زیان‌کاری ملی علیه ملت و مردم ایران شریک بودند ، برای پاک کردن صورت مساله با دست‌یازیدن به روش « کی‌بود ، کی‌بود ، من نبودم ؟! » سخن از غرامت را پیش کشیده‌اند که می‌دانند « توتال » هیچ « گرو ای » ندارد که بتوانند از آن محل غرامت بگیرند ؟!
با وجود « ستون پنجم » در درون کشور ، ملت و مردم ایران ، نیازی به دشمن برونی ندارند .
دست از سیاست « نرمش قهرمانانه » یا تسلیم بلاشرط بردارید
فرانسه را مجازات کنید
در راستای فرمان « نرمش قهرمانانه » ، صنایع پرتوان هسته‌ای ایران را بر باد رفت ، حاکمیت کران‌مند ( محدود ) را جمهوری اسلامی پذیرفت و در اثر « دانم‌کاری »ها ، کاپیتولاسیون هسته‌ای بر ملت و مردم ایران ، تحمیل شد .
برپایه‌ی این راهبرد « نرمش قهرمانانه » صنایع دیرپای خودروسازی کشور در قدوم فرانسویان قربانی شد و پس از امتیاز دارسی و تمدید این امتیاز دارسی در سال 1312 به مدت 60 سال ، با خوارشماری قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور ، سومین امتیاز از سوی جمهوری اسلامی به شرکت نفتی فرانسوی « توتال » اعطا شد .
این همه « خمش » و » دهش » باعث گستاخی بیش‌تر فرانسویان گردید و امروز آشکار است که توطئه‌ی برهم‌زدن اخیر لبنان با گروگان‌گیری سعد حریری ، با مشارکت حکومت فرانسه بوده است .
به دنبال این توطئه که در مراحل اجرا قرار دارد ، کاخ سفید اعلام کرد: « رییسان جمهور آمریکا و فرانسه درباره ضرورت همکاری و مقابله با به اصطلاح «فعالیت‌های منطقه‌ای بی‌ثبات کننده ایران و حزب‌ الله » لبنان توافق کرده‌اند. در این بیانیه جزییات این توافق آمریکا و فرانسه اعلام نشده است.
در هفته‌های گذشته و پس از حمله‌ی موشکی یمن به فرودگاه ریاض، حمله‌های زبانی مقام‌های سعودی، آمریکایی و فرانسوی علیه ایران تشدید شده است. عربستان مدعی است این موشک از ایران شلیک شده است . رئیس جمهور فرانسه که هفته گذشته به منطقه سفر کرده بود، هم راستا با فشارهای آمریکا علیه ایران، گفته بود: « برنامه موشکی ایران حتا به بهای اعمال‌تحریم های جدید باید محدود شود . رئیس جمهور فرانسه هم در ادامه اظهارات ضدایرانی ، در اجلاس اتحادیه اروپا در گوتبرگ سوئد خواستار شفاف سازی در باره‌ی «راهبرد ایران در برنامه موشکی بالستیک» شد. ماکرون هم‌چنین مدعی شد که ایران باید « سیاستی کم‌تر تهاجمی»در منطقه اتخاذ کند.
اندکی غیرت به خرج بدهید و از منافع ریالی هر خودروی تولیدی بگذرید و فرانسه را مجازات کنید و از صحنه‌ی خودروسازی کشور برانید . نشان دهید که هنوز « راشیتیسم » ( نرمی استخوان ) به اندازه‌ی آقای دکتر ولایتی برایتان توان باقی گذارده است ؟!
شایسته آن است که در این لحظه‌های سرنوشت‌ساز با تن در دادن به همه‌پرسی ( رفراندوم ) سرنوشت کشور را به خود مردم واگذارید .
دوشنبه 29 آبان 1396 ـ هوشنگ طالع
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/detail.php?id=1453