گفتگو با خسرو سیف پیرامون شهادت زنده یادان داریوش و پروانه فروهر
س) شما چگونه از قتل داریوش و پروانه فروهر مطلع شدید؟

در روز سی ام آبان ماه حدود ساعت ۱۵ شادروان محمد خالقی با من تماسی تلفنی کوتاه برقرار کرد و طی آن گفت: “هرچه زودتر خودتان را برسانید به “خانه ی آزادی” (منزل فروهرها که مردم آن را خانه آزادی نامیده بودند)” علت را جویا شدم گفت: “پشت درب منزل آقای فروهر هستیم و آنچه نباید اتفاق می افتاد رخ داده است”. پس از اطلاع مختصر از چگونگی فاجعه از فرط ناراحتی قادر به رانندگی نبودم بوسیله آژانس خود را به محل “خانه ی آزادی” رساندم، دیدم تنی چند از اعضای شورای اصناف حزب که قرار نشست سازمانی با آقای فروهر داشتند جلوی درب خانه ایستاده اند و مامورین نیروی انتظامی هم در داخل خانه و اجازه ورود به کسی نمی دهند.

چگونگی امر را از همرزم محمد خالقی از هموندان فعال و دیرپای شورای اصناف جویا شدم گفت : راس ساعت ۱۵ طبق قرار همیشگی باتفاق دیگر اعضای شورا به “خانه آزادی” جهت شرکت در جلسه شورای اصناف آمده بودیم ولی هرقدر زنگ زدیم کسی جواب نداد در این هنگام آقای دکتر امامی که برای عیادت از خانم فروهر که بیمار بود با یک جعبه شیرینی و یک دسته گل آمده بودند، وقتی دکتر را در جریان قرار دادیم، گفتند یکی از هموندان حزب از درب بالا رفته ببیند چرا درب را باز نمی کنند، که همرزم خالقی وارد خانه می شود و با پیکر بی جان داریوش و پروانه روبرو می شود که در هنگام خروج از خانه تلفن منزل زنگ می زند او گوشی تلفن را برمی دارد که از آنسوی خط پاسخی داده نمی شود و تلفن را قطع می کند، که احتمالاً قاتلین به کلانتری خبر داده بودند که مامورین انتظامی پیش از رسیدن من به داخل خانه رفته بودند و پس از آنها مامورین وزارت اطلاعات و آگاهی هم وارد شدند و هیچکس را به داخل راه نمی دادند. ما هم با تماس فوری با دوستان و رسانه های گروهی بین المللی خارجی اطلاع رسانی کردیم و خبر در شهر پخش شد که منجر به آمدن شماری از دوستان حزبی چون دکتر بهروز برومند دکتر سعید آل آقا، مهندس حسین شاه اویسی، مهندس بهرام نمازی، فرزین مخبر و شادروان محمدحسین ختنی فر و دیگر دوستان حزبی که نام آنها در خاطرم نیست و اعضای خانواده ی پروانه، مادر، خواهران و همسرانشان، برادر و فرزندان، خود را به محل رساندند. همچنین عده زیادی از مردم سراسیمه به محل آمده بودند که در میان آنها از شخصیت های سیاسی سرشناس ملی چون مهندس علی اکبر معین فر، شادروان مهندس عزت الله سحابی، مهرداد ارفع زاده، مهندس هاشم صباغیان، سرهنگ نصرالله توکلی، حسین شاه حسینی، محمدی اردهالی، محمد بسته نگار، خانم دکتر لقا اردلان، اسماعیل مفتی زاده که به هیچ یک از ما اجازه ورود نمی دادند و همه پشت درب و در کوچه اجتماع کرده بودند به نحوی که سراسر کوچه مملو از جمعیت شده بود و ماموران رنگارنگ در داخل منزل بودند، حدود ساعت ۲۴ پس از اصرار حاضران به تعدادی از چهره های آشنا اجازه ورود دادند که در داخل حیاط ماموران لباس شخصی بسیاری حضور داشتند که با ورود ما به داخل حیاط از ورودمان به داخل ساختمان جلوگیری کردند و من از روی پله های ورودی به ساختمان دیدم پیکر آقای فروهر درحالی که سرش به عقب افتاده بود به یاد دوستی دیرین و همرزمی بیش از ۵۰ سال با هم مبارزه کردن در کنارشان بودن در خاطرم گذشت و اکنون او را روی صندلی بی جان نشانده بودند، البته به دکتر برومند بعنوان پزشک اجازه ورود به داخل ساختمان را نیز دادند ایشان آقای فروهر را از نزدیک دید ولی از نظر روحی توانایی بالارفتن از پله ها به طبقه دوم و دیدن پیکر بی جان پروانه که بر کف اتاق افتاده است، را نداشت.

بخاطر دارم در آن ساعات همه در حالت گنگی به سر می بردیم که پذیرفتن چنین جنایتی نه تنها برای من که برای خانواده، اعضای حزب، دوستان و حتی مردم کوچه و بازار غیرقابل تصور بود. در این موقع بیادم آمد گاهی که پس از نشست های شورای مرکزی با آقای فروهر تنها می شدم با هم بحث های پراکنده زیادی می کردیم و از او در موارد مختلف نظرخواهی می کردم. روزی از این روزها از او درباره آینده حزب، چگونگی عملکرد ما و آینده پرسیدم او همواره می گفت: “بالاخره با دو گلوله مرا خواهند کشت ولی خاطرم از آینده حزب راحت است اگر چنانچه اتفاقی برای من رخ دهد، باوجود پروانه و شما در کنار دوستان حزبی، حزب همچنان به راه خود ادامه خواهد داد و کوچکترین انحرافی از راه حزب که ۵۰ سال است با وجود همه محدودیتها و محرومیتها و زندانها و تبعید باهم و باتفاق ادامه داده ایم و برای آن تلاش کرده ایم بوجود نخواهد آمد” ولی متاسفانه ناباورانه او و پروانه هردو را از ما گرفتند و ضربه مهلکی به “حزب ملت ایران” آزادیخواهان عدالتخواه و نیروهای ملی عاشق ایران وارد کردند و باید اذعان کنم کسی که توانایی جانشینی آنها را داشته باشد نه در حزب که در کشور نمی دیدم، بهر حال باتفاق دوستان حزبی و اتحاد یاران یک رنگ تا آنجا که در مکتب حزب ملت ایران و داریوش و پروانه آموخته بودیم و در توانمان بود به راهشان ادامه دادیم که امید بتوانیم در فرصتی مناسب اگر دست دهد کارنامه عملکرد این چند ساله را نیز به ملت بزرگ مان تقدیم کنیم.

س) آقای سیف ممکن است بفرمایید قاتلین چگونه وارد خانه شدند؟

بلی لازم است پیش از آن یادآور شوم در آن روزها آقای فروهر بعنوان دبیرکل حزب ملت ایران به شدت پیگیر مساله آزادی اوجالان رهبر کردهای ترکیه بود، چه ما بر این باور هستیم کردها از اصیل ترین ایرانیان هستند. بدین ترتیب در آن شب با آقای فروهر جلسه ای برای چگونگی دفاع از آقای اوجالان با حضور عده ای از دوستان حزبی از جمله تا آنجا که بیاد دارم، زنده یاد پروانه خانم، آقای مهندس حسین شاه اویسی، آقای دکتر امامی و تنی چند نفر دیگر تصمیم برآن بود که روز بعد جهت دیدار با سفیر ایتالیا به سفارت ایتالیا رفته و خواهان عدم تحویل اوجالان به دولت ترکیه شوند که متاسفانه این ملاقات در اثر این کشتار انجام نشد. در میان حاضران در آن شب شادروان دکتر احمد سپهری از دوستان قدیمی نیروی سوم نیز در منزل حضور داشتند که در ساعت ۲۲:۳۰ بعد از ترک میهمانان از منزل خارج می شود و داریوش و پروانه تنها می شوند. در همان ساعت (۲۲:۳۰) اعلامیه حزب ملت ایران درباره اوجالان بوسیله آقای فروهر برای یکی از دوستان فاکس شده است و این آخرین تماس فروهر با خارج از خانه بوده است.

اما درباره ی چگونگی ورود مامورین به داخل خانه باید عرض کنم آنچه بعدها برای ما روشن شد و در دادگاه هم توسط متهمین گفته شده است اینکه حدود نیمه شب زنگ خانه زده می شود و آقای فروهر به درب منزل مراجعه می کند و با دو نفر روبرو می شود که یکی از آندو همان مهرداد عالیخانی با یک نفر دیگر بوده است و می گوید خودروی که در حیاط شما پارک شده سرقتی اعلام شده است، آقای فروهر اظهار می دارد که این خودرو به نام من نیست به نام همسر من است. عالیخانی می گوید
اجازه فرمایید داخل شویم و مدارک ماشین را ببینیم و صورتجلسه کنیم. آقای فروهر هم می گوید بفرمایید آندو نفر، در لوای ماموران کنترل مدارک خودرو وارد خانه می شوند و پشت سر درب خانه را نمی بندند و دو نفر وارد اتاق کار آقای فروهر شده از پروانه خانم هم می خواهند در طبقه بالا مدارک خودرو را بیاورند. در این فرصت از بازبودن درب خانه استفاده کرده بقیه افراد که حدود ۱۶ نفر هستند برای اجرای ماموریت شوم وارد منزل می شوند عده ای به اتاق کار آقای فروهر و عده ای به طبقه بالا به طرف خانم فروهر می روند که دست به این جنایت می زنند که شرح مفصل آن توسط یگانه دخترشان خانم پرستو در این پانزده سال بیان شده است.

لازم به یادآوری که در این ماجرا نفر اول مجری این قتل ها مصطفی کاظمی است که در بازجویی ها گفته نمی خواسته این کار را انجام دهد و قصد رفتن به مرخصی داشته ولی مسئول بالادست به او گفته است اول این کار را تمام کن بعد به مرخصی بروید.

مهرداد عالیخانی همان شب با کاظمی تماس می گیرد که امشب را به فرداشب موکول کنیم ولی کاظمی مخالفت می کند و می گوید همین امشب باید انجام شود و زنش (پروانه) هم باید کشته شود به نظر می آید آنها از همان ابتدا قصد کشتن هر دونفر را داشته اند و این زوج مبارز میهن پرست را به فجیع ترین شکل ممکن به قتل می رسانند. پروانه مقاومت کرده بود بطوریکه آثار و موی یکی از قاتلین زیر ناخن انگشتان او مانده بود، این جنایت در فاصله زمانی نیمه شب سی آبان تا بامداد یکم آذر ۱۳۷۷ انجام شد. درب خانه “آزادی” را بستند غالب مدارک عکس ها و دست نوشته های او را بردند گویی خانه را شخم زده اند و هیچ کس را از فردای روز قتل به خانه راه ندادند ساعت ۲ بامداد روز دوم آذر پیکر آنها را درحالیکه ما هنوز داخل حیاط خانه بودیم به پزشکی قانونی منتقل و در همین حال شادروان محمد حسین ختنی فر از هموندان حزب خود را بر روی پیکر داریوش انداخته پیشانی او را می بوسد بر او درود می فرستد. باین ترتیب پیکرهای پاک این دو فرزند دلاور و مبارز راه آزادی، استقلال و عدالت خواهی ایران که بیش از ۵۰ سال مستمر در دفاع از ایران و ایرانی عمرشان را سپری کرده بودند از ایران گرفتند.


س) تشییع داریوش و پروانه فروهر چگونه انجام شد؟

ابتدا مرا به وزارت اطلاعات احضار کردند و اول تسلیت گفتند و بعد برنامه مراسم تشییع را پرسیدند من چگونگی تشییع را توضیح دادم و مخالفتی با آن نکردند. ولی باید اشاره کنم که سازمان های اطلاعات موازی در جمهوری اسلامی وجود داشته و دارد که بطور مستقل عمل می کنند، یک سازمان از این مجموعه های موازی قتل ها را مرتکب شده بود که این گروه زیر نظر مستقیم وزیر وقت اطلاعات فعالیت می کرده است و در دادگاه هم او را احضار کرده بودند (و طبق برنامه ای که در دادگاه معلوم شد اعلام کردند بعد از آقای فروهر قرار بود مرا نیز بزنند) چون یکی از متهمین چند بار تقاضای قتل مرا از وزیر سوال کرده بود که سیف را هم بزنیم منتها وزیر پاسخ داده بود که فشارها روی من زیاد است و بهتر است از طیف دیگری انتخاب شود که اقدام به قتل زنده یادان پوینده و مختاری کردند.

از روز قبل از تشییع شخصیت ها، همه مبارزان و مراجعین برای اظهار همدردی به منزل اینجانب می آمدند و تمام مدت شبانه روز خانه مملو از مراجعین و دوستان حزبی و غیرحزبی از پیر و جوان تا دوستان سیاسی برای همدردی، که با تشکیل ستادی متشکل از چند تن از دوستان حزبی و سیاسی جهت تدارک هرچه باشکوه تر تشییع پیکرها باتفاق دوستان و یاران و همرزمان اقدام شد که برخود لازم می دانم همواره از همه آنان که ما را در برگزاری آیین ها یاری کردند از همرزمان حزب ملت ایران و دیگر احزاب سیاسی و شخصیت های ملی مراتب قدردانی و قدر شناسی خود را اعلام کنم. در ختم هم آقای یوسفی اشکوری منبر رفت با اینکه قبل از آن با آقای فروهر روبرو هم نشده بود ولی شجاعانه و صمیمانه سخنرانی کرد و ما همیشه هم از ایشان سپاسگزاریم. برای بجاآوردن نماز بر پیکر داریوش و پروانه هم با شادروان دکتر یداله سحابی که علاقه بسیاری نسبت به آقای فروهر و همسرش داشت صحبت کردم که با صمیمیت فراوان پذیرفتند. مهندس معین فر و دکتر بهروز برومند و از هموندان برجسته و دیرپای حزب هم از سخنرانان بودند پس از مراسم تشییع که از باشکوه ترین و پرجمعیت ترین مراسم تشییع خود جوش و کم سابقه ملی بود ملت با فرزندان شایسته خود وداع گفت. باید در برابر قدرشناسی این ملت همواره سرتعظیم فرود آوریم، سرانجام پیکرهای زنده یادان پیچیده در پرچم سه رنگ را در قطعه هشتاد و نه بهشت زهرا به خاک میهن سپردند که یادشان و راهشان همواره در دلهای میهن پرستان و انسان های آزاده جاوید است.

س) شما بعد از این قتل ها مورد تهدید جانی هم قرار گرفتید؟

از همان ابتدا گروه های مختلف امنیتی در مراکز مختلف به ما هشدار می دادند که باید بیشتر از خودمان مراقبت کنیم. به من و آقای دکتر بهروز برومند هم بصورت جدی اطلاع دادند که باید مراقب جان خودتان باشید که اتفاقی برای ما نیفتد. این دلیل دیگر من مبنی بر وجود نهادهای اطلاعاتی و امنیتی موازی است که هر کدام بطور مستقل عمل می کنند و در آن زمان غیر از ما به عده ی زیادی از جمله به خانم سیمین بهبهانی و مهندس سحابی و شماری از فعالان سیاسی دیگر نیز هشدار دادند که مواظب خود باشند.

س) آیا این درست است که در زمان حیات خمینی کسی جرات قتل آقای فروهر را نداشته است؟

ابتدا باید عرض کنم چگونگی آشنایی آقای خمینی با آقای فروهر در یکی از دوره های زندان های آقای فروهر در زندان قزل قلعه با آقای حکمت و آقای مصطفی خمینی هم سلولی بودند و همانجا با آقای مصطفی خمینی آشنا می شوند و آیت الله خمینی از طریق فرزندشان، شخصیت و روحیه مبارز و میهن دوستی و مقاوم داریوش فروهر را می شناختند. بعد ها هم آقای فروهر به نزد آقای خمینی در پاریس می رود و به ایشان می گوید که : “من داریوش فروهر شاگرد مکتب مصدق در خدمت انقلاب هستم”. آقای خمینی به او ماموریتی می دهد که نامه ای برای ارتش می نویسند و به داریوش فروهر می سپارند تا به فرمانده ارتش برساند. و محتوای نامه تقاضای اعلام بی طرفی ارتش بود. آقای فروهر با هواپیما و به همراه آقای خمینی در روز دوازدهم بهمن وارد ایران می شوند ولی منتظر تشریفات فرودگاه نمی ماند و فوری از فرودگاه خارج شده جهت انجام ماموریت خود میروند. فرمانده ارتش ابتدا جواب رد می دهند و خود را ملزم به رعایت قانون اساسی اعلام می کند. به گفته آقای مهندس علی اکبر معین فر یکی از دلایل علاقه ویژه آقای خمینی به داریوش فروهر صراحت لهجه او در جلسات مشترک بود. با این همه بعد از سال ۱۳۶۰ ارتباط بطور کامل قطع شد و حتا به قرارگاه حزب ما حمله کردند و عده ای بازداشت شدند و آقای فروهر هم از آن زمان مخفی شد تا زمانی که داریوش فروهر زندگی مخفی را کنار گذاشت به منزل مادرش آمد و در همانجا هم بازداشت شد و به زندان توحید (کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک شهربانی سابق) منتقل شد. پس از دو هفته آقای خمینی فهمید و دستور داد که فروهر را آزاد و به منزل مادرش برگردانند. بعد دوباره دستگیرش کردند و به اوین منتقل کردند. تااینکه لاجوردی جهت دیدار نوروز ۱۳۶۲ به دیدن آقای خمینی رفته بود که تبریک بگوید که آقای خمینی از حال داریوش فروهر می پرسد و بعد وقتی شرح ماجرا را می شوند آقای خمینی دستور می دهند فورا او و دکتر غضنفرپور را آزاد کنید و در روز دوم فروردین ۱۳۶۲ مجدداً آزاد شد.

بعد از درگذشت آقای خمینی شرایط تغییر کرد. ضمناً باید بگویم در سال ۱۳۷۴ سعید امامی در گزارشی به وزیر اطلاعات نوشته است که آقای فروهر بعلت خوشنامی و نداشتن هیچ نقطه ضعف و سالها مبارزه و اقبال جوانان و نیروهای سیاسی به او می تواند در ۵ سال آینده بعنوان یک آلترناتیو که مورد قبول همه گروههای سیاسی است برای نظام جمهوری اسلامی خطرساز شود به نظرم همین گزارش دلیلی است که در سال ۱۳۷۷ منجر به حذف ایشان و همسر همراهش پروانه فروهر گردید.

سایت ملیون ایران: آقای سیف از اینکه لطف کرده وقت خود را در اختیار ما گذاشتید بسیار متشکریم.

گفتگوی سایت ملیون با آقای خسرو سیف دبیر کل حزب ملت ایران پیرامون
شهادت زنده یادان داریوش و پروانه فروهر
مونیخ ۲۴ آبان ۱۳۹۲
https://democracyformyiran.wordpress.com/2013/12/30/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D8%B3%D8%B1%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D9%81-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%DB%8C%D8%A7/
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/detail.php?id=1412