ائتلاف استراتژیک ایران وروسیه در مسائل سوریه دکتر وفیق ابراهیم، استاد دانشگاه لبنان مترجم: احمد مزارعی، سیزدهم مرداد 1396
سقوط اتحاد شوروی سوسیالیستی در سال 1989 باعث شد تا آمریکا سراسر جهان را تبدیل به ملک طلق خود کند. در پی این تهاجم تازه آمریکا، مجموعه زنجیره ای از سازمان های منطقه ای و بین المللی و کشورهای موجود در پیمان ورشو، وهمچنین کشورهای دیگری در شرق وغرب اروپا که در دایره سیاست های روسیه قرار داشتند و یا درخاورمیانه و آسیای شرقی قرار داشتند ، به دامان سیاست های آمریکا سقوط کردند.
در این مرحله بحرانی تنها ایران مقاومت نمود...ایران همه کوشش های آمریکا را برای ساقط کردن نظام اسلامیش نقش بر آب نمود. ایران همچنین سرسختانه در مقابل جنگ آمریکا – خلیج فارس، که ارتش صدام علمدارش بود و از سال 1980 تا 1990 ، به طول انجامید ، ایستادگی نمود (متاسفانه روسیه نیز در این جنگ در کنار آمریکا و صدام قرار گرفت ، مترجم). ایران در این دوره بسیاری از توطئه ها و کوشش های نظامی آمریکا را در درون کشور برای ساقط کردن دولت، با شکست روبروکرد، اما در مورد تحریم ها ی وحشتناکی که آمریکا بر ایران تحمیل نمود نیز دولت ایران موفق شد آنها را خنثی نماید. تحریم هایی که اگر بر هر کشور دیگری تحمیل می کردند نمی توانست از آن نجات پیدا کند. این تحریم ها از طرف آمریکا و همپیمانان اروپایی آمریکا و همچنین روسیه اعمال می شد. روسیه ای که دیگر سوسیالیستی نبود، بلکه می توان گفت که روسیه به کشور یلتسن دائم الخمرتبدیل شده بود که کم مانده بود تا در مقابل پیکی از ودکا، روسیه را بطور کامل تبدیل به یکی از ایالت های آمریکا بنماید .
و بدین شکل آمریکایی ها منهدم شدن رقیب بین المللی خود را مورد سوءاستفاده قرار داده و با تهاجمات نظامی خود به اشغال و تخریب افغانستان، عراق، سوریه، یمن، سومالی، و لیبی پرداخته و سایر کشورهای جهان را هم در خفقان قرار دادند و هدف شان این بود تا همه این کشورها را به مستعمرات سیاسی و کوچک خود تبدیل کنند که آثاری از دولت های ملی در آنجا نبوده و تبدیل به کانتون های ضعیفی شوند که در شرایط بین المللی تازه قادر نباشند در آینده با آمریکا رقابت کنند.
پایداری سرسختانه ایران فرصتی پیش آورد تا قدرت هایی که در منطقه مخالف تسلط آمریکا بودند سر برآورند، حزب الله در لبنان، انصار الله در یمن ، حشد الشعبی در عراق .... و ارتش سوریه که از میهن خود دفاع نمود و مانع گسترش تروریسم در سراسر جهان گردید.
در چنین فضای قهرمانانه ای بود که یلتسن دایم الخمر به نفع پوتین سقوط کرد، پوتینی که به اهمیت روسیه با آن گذشته پر افتخار ایمان داشت ، روسیه ای که در گذشته نیز پوتین به آن باور داشته و عضوسابق آن بود.
از هنگامی که پوتین به کرملین پیوست درک نمود که واشنگتن خواستار آن است که روسیه "جرمی کوچک" باشد با امکاناتی بسیار ضعیف، که در دایره فلک آمریکا بچرخد و اجازه نیابد که روسیه عظمت سابق دوره سوسیالیستی خود را باز یابد. و چون از نظر اروپائی ها وآمریکائی ها ، روسیه همچون اسب سیاهی است که دائما می کوشد از رقیبان خود پیشی گیرد، لذا کوشیدند که وارد آن چنان قراردادهائی با روسیه شوند که به دشمنی منجر نشده و رابطه دوستانه ای هم برقرار نشود.از این جهت آنها کوشیدند تا روسیه را در حیاط خلوت های سابقش در اروپای شرقی، بالکان، و قفقاز محاصره کرده و نتواند به هیچگونه پیشرفت قابل توجهی در زمینه نظامی و اقتصادی دسترسی پیدا کند، در نتیجه آنها در قیمت های نفت و گاز روسیه دائما اخلال کرده تا افزایش نیابد، در نتیجه مسکو از نظر صنعتی عقب افتاد و به طور عمده اهتمام اساسی خود را بر فروش مواد اولیه و انرژی قرارداد.
همین سیاست دشمنانه غرب و آمریکا، ایران و روسیه را به گرد هم آورد، زیرا هر دو آنها در یک زمان زیر فشار غرب و آمریکا بودند. امری که باعث شد روسیه برنامه ای را برای گسترش سلاح های خود در دستور کار قرار دهد زیرا رشد اقتصادی نیازمند این سیاست بود که به وسیله قدرت نظامی حمایت شده و از شدت فشار هیمنه آمریکا بر خود بکاهد. اما در مورد ایران باید گفت که تهران به مخالفت و جنگ خود با آمریکا ادامه داد تا توانست پیمان هائی توده ای از آسیای میانه تا لبنان و تا کشورهای مشرق عربی برای خود ایجاد کند که در ادامه دولت هائی به طور کامل به ایران پیوستند (مشرق عربی شامل سوریه ، لبنان ، عراق ، فلسطین و اردن است، مترجم) . برای مثال اگر آمریکا و ریاض بر رئیس جمهوری منزوی یعنی عبد ربه منصور هادی در یمن تسلط دارند که هیچ تآثیری نداشته و در جلسات می خوابد، ایران با انصارالله هم پیمان است که همه امور حل و فصل قضایای صنعا را در دستان خود دارند . اگر آمریکا موفق شد تا با بهره برداری از شرکای ترک، سعودی و قطری ها، بوسیله تروریسم، عراق و سوریه را به خاک و خون کشانیده و تخریب کند، اما از این طرف مسکو با همپیمانی با ایران، سوریه و حزب الله توانسته است ضرباتی بر تروریسم مورد حمایت آمریکا وارد کند که تقریبا کشنده بوده است.
و اگر آمریکا به نفوذش در ترکیه افتخار می کند، باید گفت که هم اکنون ما شاهدیم که رابطه آن دو بسیار تیره شده است و مهمتر این که روسیه از این پس به خط آب های گرم ترکیه که از دریای سیاه و مرمره و اژه می گذشت "احتیاج ضروری و مبرم" ندارد، به این اعتبار که تهران دو گزینه استراتزیک یکی از دریای خزر و خلیج فارس و دیگری از دریای خزر، ایران، عراق و سوریه، در اختیار روسیه قرار داده است.
و بدین شکل ایران بوسیله همپیمانانی که در عراق، سوریه و لبنان دارد فرصتی را در اختیار روسیه قرار داده است تا بتواند خود را از خط ترکیه که زیر نظر مراقبت های پیمان ناتو قرار دارد، رها کند .
از مرحله ای که پوتین بر سر کار آمده است ، پیشرفت های چشمگیری در زمینه صنایع نظامی مدرن و علوم فضائی روسیه حاصل شده است و این در همزمانی با اصرار پوتین در دفاع از سوریه در مقابله با برنامه ـآمریکا، اروپا، ترکیه و خلیج (فارس) برای سرنگونی سیاسی دولت سوریه می باشد، خود این وضعیت باعث همکاری های بیشتری میان ایران و روسیه در مقابله با این جنگ جهانی در سوریه گردیده است. نظام سیاسی سوریه دوست هر دو کشور است و موقعیت سیاسی و جغرافیائی سوریه ورود دو کشور روسیه و ایران را به سوی همه کشورهای مشرق عربی هموار می سازد زیرا تاریخ سوریه به مثابه قلب منطقه کشورهای عربی است. این موقیت باعث شده است تا روسیه دو پایگاه دریائی وهوائی در سوریه تاسیس نماید و به راحتی بتواند بوسیله نیروی هوائی خود مراکز تروریست ها را منهدم کند. همین سیاست را ایران در سوریه دنبال می کند و به وسیله نیروهای خود در سوریه و کمک حزب الله و سایر نیروهای منطقه ای که در این مبارزات موثرند به تهاجمات کوبنده خود بر علیه تروریست ها ادامه می دهند به طوری که این تهاجمات قلب آنها را هدف قرار داده است.(1)
این همکاری مشترک و پراهمیت ایران و روسیه هرچه بیشتر به تعمیق این همپیمانی منجر شده است، تا بدان جا که هواپیماهای سوخوی روسی از پایگاه های نظامی هوائی ایران مراکز تروریست ها را در سوریه بمباران می کنند. ایران همچنین فضای کشور را بر روی موشک های بالستیک روسیه باز گذاشته است تا بهتر بتوان به سرکوب تروریست ها پرداخت .
در نتیجه می توان اعتراف نمود که تا به امروز دو کشور روسیه و ایران موفق شده اند در مقابله با تهاجمات آمریکا، که دو کشور را مورد هدف خود قرارداده است، ایستادگی کنند. در مورد ایران از سال های 1980، و روسیه از سال 2005، دو کشور توانسته اند علی رغم تحریم های آمریکا، صنایع نظامی خود را به پیش ببرند و همچنین در زمینه مقاومت اقتصادی نیز به موفقیت های مهمی دست یابند.
اما موفقیت دو کشور در سوریه، بسیار روشن است که این منهدم شدن زنجیره ای تروریست ها باعث شده است که کشورهائی که روی تروریست ها سرمایه گزاری می کردند خود را کتار بکشند و هم اکنون در صدد آنند که "ابزارهای تروریستی تازه ای" خلق کنند تا همچنان بتوانند بازی منهدم کردن دولت های ملی منطقه را به اشکالی دیگر ادامه بدهند.
با این حساب روشن است که ائتلاف روسیه و ایران قدرت عظیمی را به وجود آورده اند که می تواند معادله ای را بر واشنگتن تحمیل کند که بودجه نظامیش به اندازه اروپا و روسیه است و تا هم اکنون این بودجه چهار هزار ملیارد دلار بیشتر از بودجه نظامی چین است، ائتلاف روسیه و ایران این قدرت را نیز دارد تا کشورهای سوریه، عراق، الجزایر، حزب الله و انصارالله و مخالفان دولت های مصر، سودان و خلیج (فارس) را جذب کند و کشورهای اروپای شرقی را که در دامن غرب درغلطیده نیز به سوی خود بکشاند. این ائتلاف همچنین می تواند میدان را برای ده ها کشورکه از عکس العمل واشنگتن بر علیه خودشان در وحشت بسر می برند، باز بگذارد و یا چین را که این همه مورد تهدید آمریکا است و متهم است که از تمرد کره شمالی حمایت می کند نیز، از بی طرفی درآورده و به ائتلاف با خود تشویق کند.
پس در حال حاضر مشروع "تشکیل اتحاد شوراها" از تجمع قدرت های روسیه ، ایران، عراق و سوریه وجود دارد که بر اساس یک مشروع سیاسی-اقتصادی عمل می کند و عنوانش باید "به شکست کشاندن سیاست دشمنانه و تجاوزکارانه تسلط اقتصادی آمریکا" باشد. اما چین برای مدتی طولانی نمی تواند از این مشروع برکنار بماند، زیرا به طور دائم مورد هدف تجاوزکارانه آمریکا است. با در نظر گرفتن نیازی که چین برای فروش کالاهایش در بازار جهانی دارد، مناسب است که به این تشکل بپیوندد. آیا این انتلاف متولد خواهد شد؟ ماجراجوئی های ترامپ و تحمیل تحریم های گوناگون از طرف چپ و راست به همگان و دست زدن به سیاست های دلالی و کلاهبرداری و همچنین تهدید به جنگ اتمی همه این ها دستاویزهائی تشویق کننده است تا ائتلافی بر ضد سیاست های وی به وجود آید.
در اینجا ما شاهد اصرار آمریکا بر اعمال تک قطبی خود بوده که تظاهر آن به صورت توطئه ها، تحریم ها، و حرکت در جهت تخریب روابط بین المللی و سوءاستفاده از توانائی های کشورهای دوست حرکت می کند. این وضعیت این گونه می نمایاند که رئیس جمهور آمریکا "شخصیت پول پرستی" است که در بازار و بورس کار می کند و می خواهد بیشترن سود را در مدت کوتاهی کسب کند، آن هم با اسلوب استفاده از چماق و نان شیرینی تهدید و وعید و توانائی های اتمی، راه انداختن جنگ و به زیر سلطه درآوردن دیگران. ائتلافی که ما از آن صحبت می کنیم، ایدئولوژیک نبوده بلکه تنها سیاسی می باشد، لذا قابلیت پیروزی دارد. زیرا به دنبال آزادشدن از تسلط سیاست های وحشیانه آمریکا است که می رود تا جهانیان را ببلعد و برایش انسان و درخت و سنگ هم فرقی ندارد.
پایان.
توضیح مترجم : بنا به نوشته مطبوعات کشورهای عربی و روزنامه یدیعوت احرونوت اسرائیلی در تارخ 14/7 2017/، ایران یک پایگاه هوائی و یک پایگاه زمینی در سوریه تآسیس نموده است که با موافقت دولت سوریه انجام یافته است.
https://eshtrak.wordpress.com/2017/08/04/%D8%A7%D8%A6%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D8%AD/
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/detail.php?id=1391