روسیه در جهان درحال تغییر
"ولادیمیر پوتین" (Vladimir Putin) نخست وزیر روسیه

1390 / 12 / 08

«ریا نووستی»-من در مقالات سابق خود خطرها و چالش های کلیدی خارجی را که روسیه با آنها موجه شده ، ذکر کردم. با این حال، از آنجایی که سیاست خارجی جزو استراتژی دولتی می باشد، این موضوع قابل توجه بیشتری می باشد. خطر ها و چالش های خارجی، دنیا در حال تغییر ما را وادار به اتخاذ تصمیم های گوناگونی در زمینه های مختلف اقتصاد، فرهنگ، بودجه و سرمایه گذاری می سازد.



روسیه هم از نظر اقتصاد و هم از نظر فرهنگ و خبررسانی بخشی از دنیای بزرگ می باشد. ما نمی توانیم از دنیای خارج منزوی شویم و خواهان این امر نیستیم. ما امیدواریم که شفافت و آشکارا گویی ما رشد بهزیستی و فرهنگ را برای اتباع روسیه ببار آورده و مبانی اعتماد را بیش از پیش تقویت خواهد کرد.



با این حال، ما در سیاست خود نه بر تصمیم های تحمیل شده از طرف کسی بلکه بر منافع و هدف های ملی کشور خود تکیه خواهیم کرد. در جهان فقط به روسیه نیرومندی که به طور مطمئن روی پای خود ایستاده باشد، احترام خواهند گذاشت. روسیه همیشه سیاست مستقلانه خارجی را پیروی کرده است، ادامه خواهد داد . معتقدم که امنیت در جهان را فقط می توان به همراه روسیه تامین کرد و نباید برای کنارزدن روسیه و تضعیف مواضع ژئوپلتیک و لطمه وارد کردن به بنیه دفاعی آن تلاش شود.



اهداف سیاست خارجی روسیه دارای جنبه راهبردی بوده و منعکس کننده مقام منحصربفرد روسیه در نقشه سیاسی جهان بوده و ناشی از نقش بزرگ آن در تاریخ و تمدن بشری می باشد.



ما به خط مشی فعال و سازنده خود در جهت تقویت امنیت همگانی، خودداری از جبهه گیری و رفع ستیزه جویی های خطرناکی مانند گسترش سلاح هسته ای، درگیری های منطقه ای، بحران ها، تروریسم و خطر مواد مخدر ادامه خواهیم داد.ما حد اکثر سعی و کوشش خود را انجام خواهیم داد تا روسیه از آخرین دستاوردهای علمی و فنی برخوردار بوده و کارفرمایان ما جای شایسته ای در بازار جهانی احراز کنند، و نیز کاری انجام خواهیم داد تا روند ایجاد نظام جدید جهانی که متکی بر واقعیت معاصر ژئوپلیتیک باشد، به طور موزون و بدون تکان های اضافی صورت بپذیرد.



چه کسی به اعتبار لطمه وارد می سازد؟



ماهیت تقسیم ناپذیر امنیت برای همه کشورها ، غیر قابل قبول بودن استفاده نامتناسب از زور و رعایت مسلم اصول بنیادی حقوق بین المللی از جمله مهم ترین مبانی نظم جهانی است و بی اعتنایی به این نکات باعث بی ثباتی در روابط بین الملل خواهد شد.



ما برخی از ابعاد رفتار آمریکا و ناتو را که با منطق رشد معاصر مطابقت ندارد و بر اساس کلیشه های تفکر بلوکی استوار شده ، همانا از این دیدگاه مورد ارزیابی قرار می دهیم. همه در ک می کنند که منظور من چیست. منظور گسترش ناتو از جمله استقرار تاسیسات زیرساختی نظامی جدید و طرح آمریکایی ناتو برای ایجاد سپر موشکی در اروپا است. اگر چنین بازی هایی بطور مستقیم در کنار مرزهای روسیه انجام نشده و علیه ثبات در جهان عمل نمی کردند، در خصوص این موضوع صحبت نمی کردم.



برهان های ما بخوبی معلوم هستند و آنها را دوباره مطرح نمی کنم اما متاسفانه شرکای غربی آنها را نپذیرفته و نادیده می گیرند



درگیری های مسلحانه که گویا با اهداف انسان دوستانه بپا می شوند، به "اصل دیرینه استقلال کشور" لطمه وارد می کنند. حقوق بشر در مقایسه با استقلال کشور از تقدم برخوردار است اما وقتی هنگام استفاده از این اصل استقلال کشورنقض می شود و وقتی از حقوق بشر از خارج و بصورت انتخابی دفاع می شود، سخن بر سر یک کار نجیبانه نیست بلکه این عوام فریبی معمولی است.



مهم اینست که سازمان ملل متحد و شورای امنیت این سازمان بتوانند بطور ثمر بخش با با تحکم از جانب تعدادی از کشورها و خودسری در صحنه بین المللی مبارزه کنند. هیچکس حق ندارد اختیارات و حقوق ویژه سازمان ملل متحد مخصوصا در زمینه های مربوط به توسل به زورعلیه کشورهای مستقل را به خود دهد. منظور مقدم برهمه ناتو است که تلاش می کند اجرای چنان وظایفی را بر عهده خود بگیرد که وظایف "ائتلاف دفاعی" نیستند.



ما بخاطر داریم که کشورهایی که قربانی عملیات "بشردوستانه" و صادرات "دموکراسی موشکی ـ بمبی" شدند، چگونه بطور بی ثمربه رعایت موازین حقوقی و نجابت معمولی انسانی فرا می خواندند. حرف آنها را نشنیدند و نخواستند بشوند.



آمریکایی ها شیفته و گرفتارایده تامین آسیب ناپذیری مطلق برای خود هستند که خیال و آرزو بوده و نه فقط از لحاظ تکنولوژیک، بلکه از لحاظ ژئوپلتیک قابل اجرا نیست. اما ریشه مساله همین است.



آسیب ناپذیری مطلق برای یک کشور به معنای آسیب پذیری مطلق برای تمام بقیه کشورها است و با چنین دورنمایی نمی توان موافقت کرد.



"بهار عربی": درس ها و نتایج آن



ابتدا "بهار عربی" امید به تحولات مثبت را بوجود آورد اما بزودی معلوم شد که رویدادها در بسیاری از کشورهای عربی طبق سناریوی متمدنانه به پیش نمی رود. شهروندان روسیه به کسانی که برای انجام اصلاحات دموکراتیک تلاش می ورزیدند، علاقه نشان می دادند.



بجای برقراری دموکراسی و دفاع از حقوق اقلیت، کنار زدن مخالف و کودتا مشاهده می شودکه نیروی ستیزه جوتری بجای نیروی قبلی مسلط می شود.



دخالت خارجی برای حمایت از یکی از طرفهای درگیری داخلی و خود ماهیت چنین دخالتی، به پیشرفت اوضاع رنگ منفی بخشیده است. کار به آنجا رسیده که تعدادی از کشورها در زیر پوشش شعارهای انسان دوستانه با کمک نیروی هوایی با رژیم لیبی تسویه حساب کردند. صحنه نفرت انگیز سرکوب معمر قذافی که حتی نه قرون وسطایی بلکه همچون دوره انسان های بدوی بود، نقطه اوج این روند می باشد.



نباید اجازه داد که کسانی برای اجرای"سناریوی لیبی" در سوریه تلاش کنند. تلاش های جامعه بین المللی باید مقدم برهمه در راستای نیل به آشتی سوری ها قرار داشته باشد علاوه بر این باید برای قطع خشونت از هر جانبی تلاش شده و بالاخره گفتگوی سراسری ملی بدون شرایط مقدماتی ، بدون دخالت خارجی و با احترام به استقلال کشور آغاز شود. این امر پیش درآمد هایی را برای آن بوجود خواهد آورد که تدابیر اعلام شده از سوی مقامات سوریه برای برقراری دموکراسی واقعا اجرا شود و مهمترین نکته جلوگیری از وقوع جنگ داخلی بزرگ ابعاد است. دیپلماسی روسیه در این راستا کارکرده و خواهد کرد.



روسیه با درس گرفتن از تجربه تلخ با تصویب چنان قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد که به عنوان علامت برای دخالت در روندهای سیاسی داخلی تفسیر شوند، مخالفت ورزید. روسیه همینطور با پیروی از این راهکارهای اصولی به همراه چین در اوایل فوریه از تصویب چنان قطعنامه ای که بطورغیر یکسان خوانده شده و مشوق عملیات قهری یکی از طرفهای درگیری داخلی شود، جلوگیری کرد.



در این رابطه و با درنظر داشتن واکنش فوق العاده شدید و نزدیک به هیستری نسبت به وتوی روسیه و چین می خواهم همکاران غربی ما را از هوس استفاده از طرح ساده استفاده شده در سابق بر حذر دارم. طبق این طرح آنها می گویند اگر مجوز شورای امنیت برای اجرای عملیات وجود داشته باشد خوب است اما اگر چنین اجازه ای دریافت نشود، ائتلاف کشورهای ذینفع را تشکیل داده و حمله می کنیم.



خود منطق چنین رفتاری، بی ثمرو بسیار خطرناک بوده و به حل و فصل اوضاع در داخل کشور دچار درگیری کمک نمی کند. این وضع همچنین باعث برهم خوردن آتی توازن در تمام سیستم امنیت بین المللی شده و به اعتبار و نقش محوری سازمان ملل متحد لطمه وارد می سازد که نکته بدتر است. یادآور می شوم که استفاده از حق وتو هوس نیست بلکه بخش جدایی ناپذیر نظام جهانی طبق اساسنامه سازمان ملل است که اتفاقا به اصرار آمریکا به ثبت رسیده است. معنای این حق این است که تصمیماتی که حتی یک عضو دایمی شورای امنیت سازمان ملل متحد با آنها مخالفت کنند، نمی توانند معتبر و موثر باشند.



خارش ستیزه جویانه" بر سر اوضاع سوریه را درک نمی کند. چرا برای تدوین راهکار جمعی سنجیده و متوازن صبر و تخمل نشان داده نمی شود. محصوصا که در رابطه با پیشنویس فوق الذکر"قطعنامه در خصوص سوریه" چنین راهکاری عملا ظاهر شده بود. کافی بود از اپوزیسیون مسلح همان چیزی تقاضا می شد که از دولت سوریه تقاضا می شود و از جمله از مخالفان نیز خواسته می شد گروه های مسلح خود از شهرها خارج سازند. خودداری از این کار وقیحانه بود. اگر ما می خواهیم خطر را از شهروندان غیر نظامی دور کنیم که هدف در جه اول برای روسیه است، باید تمام شرکت کنندگان در رویارویی مسلحانه را بر سرعقل آورد.



شرکت های روسیه در کشورهایی که در آنها "بهار عربی" رخ داده، همچون سابق در عراق ، مواضع حاصله خود در بازارهای محلی در طول دهها سال را از دست داده و از قراردادهای بسیار بزرگ تجاری محروم می شوند. عوامل اقتصادی کشورهایی که در تغییر رژیم های حاکم دست داشتند، جاهای خالی شده را پر می کنند



ممکن است این اندیشه بوجود آید که نه توجه به حقوق بشر بلکه ذینفعی برخی از طرف ها در تجدید تقسیم بازارها این رویدادهای فاجعه بار را تا درجه ای تشویق کرده باشد. روسیه نباید با آرامش کامل ناظر تمام این رویدادها باشد. ما قصد داریم فعالانه با مقامات نوین کشورهای عربی کار کنیم تا مواضع اقتصادی خود را بطور ضربتی احیا نماییم.



رویدادهای فعلی در جهان عرب در مجموع بسیار عبرت آموز است. این رویدادها نشان می دهند که پیاده کردن دموکراسی با کمک روش های قهری می تواند نتایج مطلقا عکسی را ببار آورد و اغلب ببار می آورد. چنان نیروهایی از جمله تندروهای دینی از زیر زمین بیرون می آیند که تلاش می ورزند سمت گیری رشد کشورها و ماهیت عرفی و سکولار مدیریت آنها را تغییر دهند.



چالش ها و خطرهای جدید



در حال حاضر ایران در مرکز توجه عمومی قرار دارد. شکی نیست که خطر حمله نظامی به این کشور باعث نگرانی روسیه می شود. اگر چنین چیزی رخ دهد، پی آمد های آن واقعا فاجعه خواهد بود. تصور ابعاد واقعی این پی آمد ها غیر ممکن خواهد بود.



مطمئن هستم که مساله را می توان فقط از راه صلح آمیز حل کرد. ما پیشنهاد می کنیم که حق تهران برای پیشبرد برنامه هسته ای صلح آمیز قبول شود، اما این کار در مقابل قرار گرفتن تمام فعالیت هسته ای ایران تحت کنترل مطمئن و همه جانبه آژانس بین المللی انرژی اتمی انجام شود. اگر در این کار توفیق حاصل شود، باید تمام تحریم های موجودعلیه ایران از جمله تحریم های یکجانبه در مقابل قرار گرفتن تمام فعالیت هسته ای ایران تحت کنترل مطمئن و همه جانبه آژانس بین المللی انرژی اتمی لغو شود. غرب بیش از حد بفکر "مجازات" برخی از کشورها است و با کمترین بهانه به اعمال تحریم و گاهی حتی به "چماق نظامی" رو می آورد. یادآور می شوم که ما در قرن 19 و حتی قرن 20 قرار نداریم.



وضعیت به همین اندازه جدی در اطراف برنامه هسته ای کره شمالی شکل می گیرد. پیونگ یانگ با نقض رژیم منع گسترش هسته ای بطور آشکار درباره ادعاهای خود برای بدست آوردن "اتم نظامی" سخن گفته و تا به حال دوبار کلاهک های هسته ای را آزمایش کرده است. مقام هسته ای کره شمالی برای ما قابل پذیرش نیست. ما همواره خواستار غیر هسته ای کردن شبه جزیره کره منحصرا با استفاده از وسایل سیاسی ـ دیپلماتیک بوده و به از سرگیری هرچه زودتر مذاکرات شش جانبه فرا می خوانیم.



با این حال بنا به شواهد موجود همه شرکای ما با چنین راهکاری موافق نیستند. یقین دارم که اکنون باید دقت و ظرافت خاصی نشان داده شود. تلاش ها برای آزمایش قدرت رهبر جدید کره شمالی که در ماهیت امر باعث تحریک تدابیر متقابل نسنجیده خواهد شد، غیر قابل قبول است.



یادآور می شوم که کره شمالی و روسیه دارای مرز مشترک هستند و بقول معروف همسایگان را انتخاب نمی کنند. ما به گفتگوی پر تحرک با مقامات کره شمالی و پیشبرد روابط توام با حسن همجواری با این کشور ادامه داده و بطور همزمان پیونگ را بسوی حل مساله هسته ای سوق خواهیم داد. با این حال اگر محیط اعتماد متقابل در شبه جزیره کره حکمفرما و گفتگو میان دوکره از سرگرفته شود، انجام این کار آسانتر خواهد بود.



این احساس وجود دارد که افزایش موارد دخالت ناهنجار و حتی قهری خارجی در امور داخلی کشورها می تواند رژیم های خود کامه (و نه فقط آنها) را به کسب سلاح هسته ای سوق دهد. گویا اگر بمب اتمی داشته باشم،هیچکس به من دست نمی زند چون می ترسد. اگر کسی بمب اتمی نداشته باشد، باید در انتظار دخالت مسلحانه "بشر دوستانه" باشد.



چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید، دخالت خارجی چنین اندیشه ای را بوجود می آورد و این واقعیت است. به این دلیل کشورهای باصطلاح "واقع در آستانه" یعنی کشورهای واقع در فاصله نزدیک به فناوری های "اتم نظامی" نه فقط کمتر بلکه بیشتر می شود. در این شرایط اهمیت نواحی فارغ از سلاح کشتار جمعی در نواحی گوناگون جهان افزایش می یابد. طبق ابتکار روسیه بحث در مورد مشخصات چنین ناحیه ای در خاورنزدیک آغاز شده است.



باید تمام کارهای ممکن انجام شود تا هوس به دست آوردن سلاح هسته ای در هیچکس به وجود نیاید. برای این کار خود مبارزان بخاطر منع گسترش بویژه کسانی که به مجازات کشورهای دیگر با کمک نیروی نظامی و جلوگیر ی از کار دیپلماسی عادت کرده اند، باید رفتار خود را عوض کنند. مثلا در عراق که مسایل آن پس از تقریبا ده سال اشغال فقط شدیدتر شده ، وضع چنین بوده است.



اگر بالاخره در ریشه کن سازی انگیزه های کشورها برای به دست آوردن سلاح هسته ای توفیق حاصل شود، می توان بر اساس قراردادهای موجود، رژیم بین المللی منع گسترش را واقعا همگانی و پایدار کرد. چنین رژیمی به کشورهای ذینفع امکان خواهد داد از مواهب "اتم صلح آمیز" تحت کنترل آژانس بین المللی انرژی اتمی بطور کامل استفاده کنند.



این برای روسیه فوق العاده مفید خواهد بود چون ما بطور فعال در بازارهای بین المللی کار می کنیم، نیروگاه های جدیدی را بر اساس فناوری های امروزی و بی خطر می سازیم و در کار ایجاد مرکز چند جانبه برای غنی سازی اورانیوم و بانک های سوخت هسته ای شرکت می کنیم.







افزایش نقش منطقه آسیا و آقیانوس آرام



مسکو برای همکاری با کشورهای عضو گروه "بریکس" اهمیت فوق العاده زیادی قائل شده و در آینده هم قائل خواهند شد. این ساختاری منحصربفرد است که در سال 2006 میلادی ایجاد شده و حاکی از حرکت جهان به سوی نظام چندقطبی و عادلانه تری می باشد. پنج کشور با جمعیت کل سه میلیاردی که دارای بزرگ ترین اقتصاد های در حال رشد و بازارهای داخلی پهناوری هستند،این گروه را تشکیل داده اند. گروه "بریکس" بعد از پیوستن آفریقای جنوبی، در واقع جنبه جهانی به خود گرفته و در حال حاضر بیش از 25% محصول ناخالص جهانی به آن تعلق دارد.



ما هنوز به کار در چنین ترکیبی عادت نکرده ایم و باید هماهنگی بیشتری در امور بین المللی و از جمله در میدان های سازمان ملل متحد روبراه کنیم. اما همین که گروه "بریکس" به فعالیت تمام عیار خود بپزدازد، تاثیر آن در اقتصاد و سیاست بین المللی بی نهایت افزایش خواهد یافت.



در سال های اخیر توجه دیپلماسی و محافل بازرگانی روسیه به همکاری با کشورهای آسیا، آمریکای لاتین و آفریقا، به نحوی قابل ملاحظه افزایش یافته است. در این کشورها علاقه صمیمانه ای نسبت به روسیه وجود دارد و به نظر من، یکی از وظایف عمده در دوره بعدی گسترش همکاری های بازرگانی - اقتصادی و اجرای طرح های مشترکی در زمینه های مختلف انرژتک، زیربنا، سرمایه گذری، علم و فن، امور بانکی و گردش گری با این کشورها می باشد.



افزایش نقش قاره ها یاد شده در ایجاد نظام جهانی دموکراتیک تری از جمله در فعالیت گروه بیست تاثیر کرده و به نظر من، این گروه بزودی به وسیله مهم واکنش ضد بحرانی و نیز به وسیله انجام دگرگونی های درازمدتی در ساختارهای جهانی مالی و اقتصادی تبدیل خواهد شد. روسیه در سال 2013 ریاست گروه بیست را بعهده خواهد داشت، ابراز امیدواری کرد که از این دوره برای افزایش هماهنگی عمل بین گروه بیست و دیگر نهادهای چند جانبه و قبل از همه با گروه هشت و سازمان ملل متحد استفاده شود.



نقش اروپا



ما باید روی تعاونی بیشتر در صنعت انرژتیک فکر کنیم، و مساله ایجاد مجتمع یگانه انرژتیک اروپا نیز در این زمینه مطرح است. احداث خط لوله های گازرسانی "جریان شمالی" از طریق کف دریای بالتیک و "جریان جنوبی" در منطقه دریای سیاه از جمله اقدامات مهم در این جهت می باشد. دولت های بساری از کشورها از این طرح ها پشتیبانی کرده و عده ای از کرپراسیون های بزرگ اروپایی در اجرای آنها شرکت می کنند. اروپا بعد از راه اندازی این خط لوله ها، از سیستم مطمئن انتقال گاز برخوردار خواهد شد که تحت تاثیر روحیات کسی قرار نخواهد گرفت و در نتیجه، به تقویت امنیت انرژتیک این قاره منجر خواهد گردید. این امر به ویژه در شرایط تمایل برخی از کشورها برای تقلیل استفاده از انرژی هسته ای و یا تعطیل کامل نیروگاه های اتمی، دارای ابرام و اهمیت خاصی می باشد.



"بسته سوم انرژتیک" که توسط کمیسیون اروپا پیشنهاد شده و معطوف به کنار گذاشتن شرکت های روسی می باشد. این طرح به هیچ وجه به گسترش مناسبات بین روسیه و اتحدیه اروپا مساعدت نمی کند. بعلاوه، این طرح نظر به غیر مطمئن بودن دیگر صادرکنندگان در زمینه انرژتک، میتواند خطرهای جدی را برای خود اروپاییان به وجود آورده و موجب خودداری سرمایه گذاران از شرکت در طرح های زیر بنایی بشود. بسیاری از سیاست مداران اروپایی در گفتگوهای خصوصی با من از این طرح انتقاد کرده و اعترف نمودند که لازم است این مانع از راه همکاری متقابلا سودمند برداشته شود.



همکاری واقعی بین روسیه و اتحادیه اروپا در شرایط وجود موانعی که در راه تماس های انسانی و اقتصدی بر قرار شده، و در وهله اول در شرایط وجود رژیم صدور روادید غیر ممکن است. لغو روادید انگیزه نیرومن
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/detail.php?id=13