تروریسم:چگونه اقلیم اسراییل پیروز شد!- برگردان: کیومرث صابغی(4) بخش پایانی
درمورد اصل چهار ترومن ، بنا به تعریف یکی از ساکنان کشور نوپا بنام نیوتن صهیونیست ها معتقد بودند اگر وضع اروپا رو به بهبودی گذارد ، بنابراین انتقال به فلسطین کاهش پیدا خواهد کرد . خلاصه اینکه بهبود اوضاع اروپا ضد طرح های صهیونیستی عمل خواهد کرد و به این دلیل بود که آن را دشمن خود می دانستند.
اما نظر آژانس یهودی ، در مورد نقش انگلستان در پیروزی در جنگ علیه بزرگترین دشمنان یهود چه بود؟ فرصتی برای تخطئه و تخریب .
جنگ اوضاع اقتصادی انگلیس را درهم شکسته بود و وقتی انگلیس برای ترمیم صدمات جنگی حاصله از درگیری با آلمان برای گرفتن کمک و وام به آمریکا روی آورد ، آژانس یهود کوشش فراوانی بخرج داد تا آمریکا را وادار کند که شرایط وام را منوط به تسلیم شدن انگلستان در مقابل خواست های صهیونیستها کند. البته وام بدون در نظر گرفتن فشار آنان به تصویب رسید. معذالک آنان دست بردار نبودند تا اینکه درسال 1918 کنگره آمریکا را متهم به حمایت از طرح مارشال کردند و حتا ترومن وقتی انگلستان از فشارهای صهیونیست ها شکایت کرد، طرح تصویبی وام را به رخ انگلستان کشید ، یعنی که زیاده روی نکنید.
از سال های 1946 به بعد دیگر تروریسم صهیونیست ها بخشی از وقایع روزمره فلسطین شده بود تا جایی که حتا حضور 100000 پرسنل ارتش انگلستان نیز کاری از پیش نمی برد. هرکس و هرچیز که می توانست کمکی برای مدیریت و راه انداختن زندگی در فلسطین بشود ، مورد حمله قرار می گرفت . قطار مسافربری ، جاده ، پل ، بنگاه های ارتباطی ، منابع نفتی وحتا برج های نگهبانی دریایی به انفجار کشیده می شد، مامورین دولتی ، کارکنان ، تلفنخانه های و پلیس به قتل می رسیدند ، خلاصه اینکه هیچ چیز و هیچ کس در امان نبود.
یکی از گروهک های تروریستی نزدیک به صهیونیست ها ، گروهکی بود که فعالیت های تروریستی خود را روی یهودی هایی که علاقمند به دوستی و نزدیکی با غیر یهودیان بودند متمرکز کرده بود . دلیل این امر واهمه ای بود که نسبت به نژاد اصیل و خالص یهودی داشتند. مثلا یکی از عملکردهای این گروهک اسید پاشی به روی دخترانی بود که نسبت به پسران غیریهود علاقه نشان می دادند. البته کل این عملیات تحت پوشش و مراقبت شبکه جاسوسی آژانس یهود انجام می گرفت. عناصر و کارکنان این شبکه تا بالاترین مراجع اداری ایالات متحده هم رخنه کرده بودند ، بطوریکه انگلستان دیگر حتا به پیام های رسیده از طرف پرزیدنت ترومن هم اعتماد کامل نداشت .
مثال دیگر اینکه در سال 1947 هنگامی که کمیته حقیقت یابی سازمان ملل برای دیداری به فلسطین می رفت ، آژانس یهود راننده ، خدمتکاروحتا گارسن های رستورانی که این کمیته در آن جا تغذیه می کردند را با عناصر شبکه جابجا کرده بود. فراتر آن که ، دختران جوان را در خوابگاهی که این نمایندگان، که همگی مرد بودند، اقامت داشتند جایگزین کرده بود. از خصوصیت این دختران جوان، باهوش بودن، تحصیلکرده و مخصوص «نترس» بودن بود حال این نترس بودن به چه معنا بکار می رفت ، همین بس که اینان توانسته بودند اطلاعات فراوانی از این هیات بدست آورند.
از فاحشگان یهودی، بدون اینکه توافق آنان را جلب کنند، برای جاسوسی براحتی استفاده می شد. آنانا را با تهدید به اینکه اگر صهیونیسم به قدرت برسد بخاطر همخوابی با دشمن اعدام خواهند شد ، ولی اگر به فرمانشان گوش کنند، راه فرار هست ، بکار گرفته می شدند.
این کار آن چنان روال عادی پیدا کرده بود که این فاحشگان پس از همخوابگی با انگلیسی ها می بایستی فرمی را پر می کردند و به سوالاتی که می شد پاسخ قانع کننده می دادند.
برای اثبات نفوذ شبکه جاسوسی آژانس یهود یکی این که دوسه ماه پس از واقعه ای که طی آن قرارگاه دریابانی انگلیس ها مورد حمله و انفجار قرار رفت ، دوباره آن محل منفجر شد. انگلیسی ها مبهوت از این که حمله از طرف کسی انجام نگرفته است پس چگونه این انفجار برای باردوم رخ داده است ، بعدها معلوم شد که کارگرانی که مامور تعمیر قرارگاه بودند از پرسنل شبکه جاسوسی بودند که مواد منفجره را هنگام ساختمان مجدد جاسازی کرده بودند. اما مهیب ترین شکل نفوذ ، رخنه در ارتش بود که خرابی های مرگبار فراوانی به بار می آورد چرا که هنگام پیوستن به ارتش تشخیص صهیونیست ها از یهودی ها غیر ممکن بود. این مشکل نفوذ و رخنه با انستیتوها ، در سال 1948 به جامعه پزشکی هم سرایت کرد. در این سال ، آژانس یهود به دنبال طرح نسل کشی شهرهای نزدیک خط مرزی بین اسراییلی ها و فلسطینی ها ، منبع آب رسانی فلسطین ، شهر اکره را با میکروب تیفوئید (حصبه ) آغشته کرد ، بعدها معلوم شد متخصص باکتری شناسی که انگلیسی برای درمان این اپیدمی استخدام کرده بودند جزء جاسوسان هاگان بوده است که هنگام واکسیناسوین بیماران عمدا ایجاد اختلال کرده واز دسترسی به واکسن این بیماری جلوگیری بعمل می آورده است .
برای تروریست ها بازاریابی امری حیاتی است و آژانس یهود این بازار را از دو جنبه برای یهودیان اروپای فراهم می کرد؛ هم برای آنان پاپوش درست می کرد وهم از آنان حمایت می کرد.
مختصراینکه داستانی از خروج جمعی یهودیان نقل شده است و به خورد مردم داده شده است که طی آن قرار براین بود که کشتی وارفیلد آمریکایی عده ای قریب به 4155 یهودی از هالوکاست نجات یافته را به سرزمین معهود یعنی فلسطین برسانند اما انگلیسی ها آن کشتی را نه تنها نجات ندادند، بلکه به کابوس گذشته یعنی آلمان برگرداندند.
واقعیت اینست که این کشتی که بخاطر شباهت اسمی در انجیل ، متخلص به « مهاجرت عظیم » Exodus بود یک حرکت عظیم تبلیغاتی به زیان نجات یافتگان هالوکاست بود.
آژانس یهود از این که مسافران این کشتی بازگردانده می شوند بااطلاع بود. فراموش نشود که همه حرکت های آژانس جهت ایجاد تراکم جمعیت در فلسطین بود . این مهاجران همه از فرآورده های اردوگاه های صهیونیست ها بودند و همه چرندیات آموخته شده را در توضیح شرایط و اوضاع خود تحویل دیگران می دادند. در واقع این کشور انگلستان نبود که کشتی و سرنشینان آن را به آلمان بازگرداند ، آژانس یهود بود که با جلوگیری از قراردادن آنان در کشوری مثلا دانمارک که بن گوریون مخالف سرسخت آن بود ، به آلمان رجعت داده شوند.
اینان حتا امکان لنگر انداختن درجنوب فرانسه را نیز داشتند، لکن آژانس یهود با ایجاد آشوب و خشونت از حرکت کشتی ممانعت بعمل آورد این مهاجرت عظیم از آلمان می بایستی تبدیل به واقعه ای جگرخراش می شد.
اما انگلیسی ها تصمیم گرفتند که طرح آژانس یهود را افشا کنند. نمایندگان انگلیسی درملاقاتی با گلدامایر هیچ صحبتی از اینکه آژانس یهود باعث بازگشت آنان به آلمان شده است نکرد، بلکه پیشنهاد شد که آژانس نماینده ای به ملاقات نجات یافتگان بفرستد و به آنان گوشزد کند که آنان می توانند در جنوب فرانسه لنگر انداخته ، در آن جا ساکن شوند. گلدامایر این پیشنهاد را نپذیرفت. به گفته یکی از پرفسورهای اسراییلی بنام ایدیت زارتل هرچه مقدار و درجه زجر و شکنجه مهاجران بیشتر ، تاثیرات تبلیغات صهیونیستی دو چندان :
چند ماه پس از واقعه « مهاجرت عظیم » ، سازمان ملل پیشنهادی بر مرزبندی در فلسطین را پیش کشید . فرض براین بود که پس از مرزبندی ، دولت صهیونیستی نیز بوجود خواهد آمد، چرا که آنان عملا نشان داده بودند که همه تحریکات به تشکیل یک کشور صهیونیستی خواهد انجامید. اما طرح سازمان ملل از بخشیدن بخش وسیعی از خاک فلسطین به آنان ، جلوگیری از گسترش یابی آینده آنان بود. و انگلیس تصور می کرد با این کار این گسترش یابی را که می دانست بالاخره انجام خواهد شد ، به عقب بیاندازد. این پیشگیری عملا ناموفق از آب درآمد وهنوز چند ماهی از قطعنامه 181 نگذشته بود که ارتش اسراییل به نیمی از خاک فلسطینی ها آن طرف مرزبندی هجوم آورده بود.
از شگفتی ها اینکه در واقع اشغال فلسطین توسط انگلیسی ها برای صهیونیست ها این نتیجه را ببار آورد که جابجایی ساکنان جدید در فلسطین را یک مبارزه استقلال طلبانه علیه اشغلگران انگلیسی تلقی می کرد. و بدین گونه شد که نهایتا نسل کشی های سال 1948 آنان به جنگ آزادی بخش یا استقلال طلبانه معنا شد .
به گفته یکی از بازرسان عالیرتبه آن زمان انگلیس ، این حرکت به اصطلاح آزادی بخش که نتیجه اش بیشتر شهادت زنان و کودکان بی گناه بود ، هم در حرف و تبلیغات و هم در عمل شباهت های فراوانی با عملکردهای نازی ها داشت. سرور و شادی را می شود به راحتی در میان مجریان و طراحان این عملیات مشاهد کرد.
بنا به گزارش انتلیجنت سرویس انگلیس ،« دیگر تمام سیستم ها و بافت درونی یک دولت یهودی شکل گرفته وتمام نشانه های یک دولت مستبد و حتا شبکه نظارتگری به سرزمین عربی هم قابل مشاهده است .»
در یوشف Yishuv قتل افرادی که از یهودیت به مسیحیت گرویده اند و همچنین آنانی که برخلاف امنیت داخلی کشور نوپا اقداماتی انجام می دهند ریشه ی وحشتناک پیدا کرده است باید به یاد داشت که همه ی اینها پیش از آن که مقاومت فلسطینی ها آغاز شود اعمال می شد.
انگلستان سرانجام در 15 ماه مه سال 1948 خاک اشغالی را ترک کرد وعرصه را بر روی فلسطینی ها تا این زمان همچنان تنگ کرده است . دوران بعد از تشکیل کشور نوبنیاد ، دورانی بلاخیز و پرآشوب بود که هنوز هم زمینه های آن باقی است . اگر من فکر می کردم که آن چه امروز خدمت شما عرض می کنم نتیجه ای ندارد ، نه وقت شما را می گرفتم ونه باعث تراشیده شدن درختی برای تبدیل آن به کاغذ می شدم . اما فکر می کنم ، کوششم و مطالب کتابم مثمر ثمر خوااهند بود.
اسناد و مدارک موجود به آسانی نمایانگر این موضوع هستند که تعریف صهیونیست ها از یهود و یهودیت و مخصوصا تبلیغ دروغین مبارزه علیه ضد یهودیت ، فریبی بزرگ بیش نیست . صهیونیسم از این ایده ها بعنوان وسیله ای برای پیشبرد اهداف و مقاصد خود استفاده می کند . به گمان من افشای این دروغ بزرگ پاشنه آشیل اسراییل و حل «مساله» است .
انجام این امر مقوله ای آسان است ، با این تفاوت که هر بار که به این نکته اشاره می شود بلافاصله با وصله ضد یهودیت خفه می شود.
اینکه ایالات متحده و دیگر کشورها از این مساله برای مقاصد و منافع خود سوء استفاده می کنند امری روشن است . اما سوال اینجاست که چرا مردم این کشورها در تائید با آن هستند؟
در پاسخ باید گفت اسراییل یکی از بزرگترین ارتش های دنیا را داراست ، اما موثرترین سلاح های آنها ، که در واقع بدون آن ها بقیه سلاح ها کم تاثیرند تبلیغات ، ایجاد توهم و تاریخچه آن است . در زمینه تبلیغات ، سرزمین اسراییل تنها یک محدوده جغرافیا- سیاسی مثل بقیه کشورها نیست . افسانه ای است از جنس سرزمین های عهد عتیق که حتا انتخاب اسم آن متاثرکردن ضمیر ناخودآگاه جهان غرب است . همه ما از چگونگی تاثیر تبلیغی آنان باخبریم ولی برای این که آسان تر بیادمان بماند آنا خود را ا« اقلیم یهود» ‘The Jewish State خطاب می کنند. این واژه که در واقع نشانه گر هویتی دینی است در دنیای امروز منحصر به فرد است و متفاوت با تمام روابط اجتماعی و فرهنگی دیگر کشورها. یهودیت در اسراییل مشابه هویت مذهبی دیگر کشورها نیست .
اسراییل با استفاده از پیشوند «The »همگان را به یاد پیشینه ی تاریخی یهودیت ، تاریخچه، فرهنگ ، ستم کشی ها و خاصه واقعه هالوکا ستمی اندازد و نبض حساس غربی ها را به ارتعاش در می آورد. هیچ کشور در دنیا ادعا نمی کد که اقلیم کاتولیک است. کشور کستاریکا ، کشوری کاتولیک مذهب است ، لیکن ادعای تملک کاتولسیسم را نمی کند. وقتی کسی در این کشور علیه مذهب کاتولیسم نظری ارائه می دهد در جایی نمی شنوید که مثلا دولت انگلستان علیه آن نظر ابلاغیه ای صادر کند.کشورنروژ، کشوری پرتستان مذهب است . تونس مسلمان است و کشور کامبوج بودیست. اما تصور این که اسراییل ، اقلیم یهودی دیگری را به رسمیت بشناسد از محالات است ، چرا که همه ی تعلقات و تعاریف یهودیت رابه قبضه خود در آورده است تا به اعمال جنایتکارانه خود مشروعیت بخشد. هرکس لحظه ای به خود جرات دهد و به انتقاد از اسراییل بپردازد، بلافاصله با سپر بلای « اقلیم یهود» مواجه خواهد شد . هیچ کشوری در جهان مدعی چنین قومیتی نیست . خود این ادعا کافی است که ما را از خواب بیدار کند. معذالک داستان ادامه می یابد. در این که نظرات و رفتار ضد یهودیت در جهان وجود دارد ، شکی نیست ، اما باید بین این رفتار و دروغ های صهیونیستی که به نیت ادامه اعمال ترو پراکنده می شود تفاوت قایل شد. تحریفات صهیونیست ها به نوعی با دوران مک کارتی سال های 1950 در آمریکا مقایسه می شود، درحالی که به نظرمن اعمال صهیونیست ها به مراتب مرگبارتر است چرا که ، اگر کمونیسم صرفا یک تئوری اقتصادی سیاسی است که می شود در دفاع و یا مخالفت با آن به گفتگو نشست ، رفتار ضد یهودیت به گونه ای رفتاری شیطانی به حساب می آید. اگر در دوران مک کارتی کسی که مورد اتهام بود سرآخر می گفت، خوب من کمونیستم ، حالا می خواهی چکار کنی؟ چنین گفتاری در مورد ضد یهودیت غیرممکن بود.
استفاده ابزاری صهیونیست ها از ضد یهودیت ، سوء استفاده از یهودیت عذابی است که یهودیان متحمل شده اند.صهیونیست ها یهودیت را شریک جرم خود کرده و بدینوسیله توانسته است توان همه مخالفان خود را بی رمق کند، در حالی که می بینیم بزرگترین ضد یهود در آمریکا در آغوش گرم صهیونیست ها قرار دارد چرا که طرفدار اسراییل است .
یکصد سال پیش بود که ادوین مونتاگ MP Edwin Montagu دولت انگلیس را متهم به ضد یهودی کرد، چرا که با طرح های توطئه آمیز صهیونیست ها از در سازش در نمی آمد.
تاریخ ثابت کرد که نظر وی درست بوده است. اگر اسراییل وادار شود که دیگر از سپر ضد یهودیت به عنوان ابزار سرکوب استفاده نکند واگر از پشت سپر دروغین انسانیت بیرون آید، آنگاه است که مساله فلسطین و یهود ان گونه که هست رخ خواهد نمود و کشور اسراییل – فلسطین به مثابه یک کشور دموکراتیک و سکولار باز شناخته خواهد شد . تحقق آن در یکصدسالگی قرارداد بالفور چه شاعرانه است . متشکرم
ادوین مانتاگ : یک یهودی مذهب انگلیسی بود که به عنوان نماینده رسمی انگلستان در هندوستان خدمت می کرد. مترجم
برای خواندن مقاله به زبان اصلی
http://mondoweiss.net/2017/01/terrorism-israeli-state/?utm_source=Mondoweiss+List&utm_campaign=1c021a6173-RSS_EMAIL_CAMPAIGN&utm_medium=email&utm_term=0_b86bace129-1c021a6173-398535833&mc_cid=1c021a6173&mc_eid=284c97b646

برای خواندن بخش یک مقاله
http://www.iranliberal.com/detail.php?id=1266

برای خواندن بخش دو مقاله
http://www.iranliberal.com/detail.php?id=1269

برای خواندن بخش سه مقاله
http://www.iranliberal.com/detail.php?id=1273
 
  Share  
balatarin  


آدرس لینک به این صفحه:
http://www.iranliberal.com/detail.php?id=1282