سخن روز

 

عجله نفرمایید، قرار نیست لیبرالیسم بمیرد!

 

بحران مالی اخیر دشمنان لیبرالیسم را شاد کرده است. تمام مخالفان این مکتب که اصرار دارند تا بعد سیاسی آنرا نادیده بگیرند و کلش را فقط و فقط به آزادی به حساب داد و ستد تقلیل بدهند منتظر مرگ آن نشسته اند.

 

نتیجه ای که مخالفان از بحران مالی گرفته اند این است که عمر لیبرالیسم سر آمده و باید دنبال جایگزین رفت. دسته ای معتقدند که اسلام بهترین نامزد است و دسته ای دیگر به امید مارکسیسم نشسته اند. خیالی که هر دو گروه در سر می­پزند بازگشت به بلبشوی فکری سال­های قبل از انقلاب 1357 است که موفق شده بودند لیبرالیسم را به نفع دو مکتبی که ذکر شد بی اعتبار سازند. حاصل کارشان افتضاحی بود که همه دیدیم و هیچ لزومی به تکرار دوباره اش نیست.

 

بحران مالی فعلی نه راه را برای اسلامگرایان باز می­کند و نه مارکسیست ها.

 

 اولی ها اصلاً حرفی در زمینهٌ اقتصاد ندارند که بزنند و اگر نظامشان هنوز سرپاست به این دلیل است که کشورهای سرمایه دار و صاحب صنعت خریدار نفتشان هستند. بر هم زدن اساس اقتصاد بازار هم که رؤیای گروه دوم است نه با عقل می­خواند و نه به نفع کسی است. اگر صحبت از بازگشت کسی باشد کینز است که در عین هواداری از لیبرالیسم سیاسی طرفدار دخالت دولت در فعالیت های اقتصادی بود نه مارکس. این از اقتصاد این دو گروه، از بابت سیاستشان هم که بهتر است اصلاً حرفی نزنیم.

 

لیبرالیسم اقتصادی باید مقید به قانون باشد و لیبرالیسم سیاسی وسیلهٌ تبعیت قانون از ارادهٌ ملت است. این دو ممکن است هزار بار هم مورد اصلاح قرار بگیرد ولی مردنی نیست چون اساس هر دو بر آزادی است و محکم.

 

 نظام­هایی که می­میرند امثال نظام اسلامی یا کمونیستی هستند. می­میرند چون اساسشان سست است، آزادی کشند و از عهدهٌ هیچکدام از وعده هایشان که تازه رفاه فقط یکی از آن­هاست برنمی آیند.

 

 

ایران لیبرال