سخن روز

 

 

دختر طاغی

چندی پیش صبیهٌ شیخ صادق خلخالی كه پدرش پس از خدمات مفصل به امام به مراد خود پیوست، نطقی در باب مضرات حجاب كرد كه در همه جا منعكس شد.

 

حرفها حتماً نو نبود و حرف دل بسیاری از زنان ایرانی هم بود كه سال هاست ناچار شده اند تحت فشار حكومت حجاب سر كنند. نكته در اینجاست كه اگر همین حرف ها از دهان یك زن عادی بیرون آمده بود، یا بدتر از آن، از زبان یكی از فعالان حقوق زنان جاری شده بود، حتماً كتك و بی آبرویی و زندان به همرا می آورد و ای بسا سر طرف را هم به باد می داد.

 

برخی ناظران سطحی نگر و شماری از متخصصان قلابی و بعضی از ایرانیان لاابالی كه همگی برای تطهیر این حكومت با هم مسابقه گذاشته اند، عرضه شدن این قبیل سخنان را به حساب آزادی می گذارند و آنرا نشانهٌ وجود نوعی دمكراسی در ایران محسوب می ­كنند كه بسیار سخن نابجایی است.

 

ضدحجاب شدن دختر خلخالی چیزی است از قماش لیبرال شدن این روشنفکر دینی یا آزادیخواه شدن آن روزنامه نگار حزب اللهی، امتیازی است خاص آنهایی كه در جمهوری اسلامی «خودی» محسوبند و اجازه دارند به مسائلی بپردازند، سخنانی به زبان بیاورند و احیاناً كارهایی بكنند كه برای باقی ایرانیان حرام است و برای آنها حلال.

 

پادشاهان صفوی كه از یك طرف شرابخوار بودند و از طرف دیگر مروج طریقهٌ شیعهٌ اثنی عشری برای آشتی دادن این دو صفت كه شرعاً نمی شد در كنار هم جمع شود، انواع و اقسام كلاه شرعی درست كرده بودند. یكی این بود كه شراب در تماس با لب آنها تبدیل به آب می شود. سخنان آزادیخواهانه هم در جمهوری اسلامی همین خاصیت را دارد، وقتی به لب بعضی رسید حلال می شود.

 

ایران لیبرال