در پستخانه هپلی 13

Hapali@iranliberal.com

 

مرگ خوبه برای همسایه !؟

حداد عادل  پدر زن مجتبا خامنه ای مشغول خرید لباس زنانه از  فروشگاههاي زنجيره اي هارولدز و C&A  انگلستان  هست. بیاد بیاوریم که  چندی پیش وی در مقام ریاست مجلس در متروی تهران در پاسخ یک شهروند پیر که کفش پاره ی خود را نشان ریاست محترم مجلس شورای اسلامی  داد  فرمودند بروید کفشتان را چسب بزنید! از آنجا که حداد عادل  پیرو عدل علی  و بویژه رهبرش علی خامنه ای است  چسب زدن به کفش پاره را به مردم توصیه می کند و لباس و کفش خانوادگی خود را از لندن تهیه می نماید.

 هپلی در پاسخ بدخواهان که معتقداند که خانم  «عادل» لباس  خود را به پیروی از فرمایشات  مولانا حداد عادل باید وصله کند یا دستکم از مزون های اسلامی که رادیو و تلویزیون  شب و روز در محاسن آن  سخن می گویند خریداری کنندنه این که در بلاد کفر دست نیاز به البسه های مستکبران دراز کنند، توصیه می کند بهتر است ساکت بمانند زیرا که حضرت حداد  بلدند چگونه جواب صاحب زمان و چاه جمکران و پدر مجبتا را بدهند.

 

++

مطلب بالا از ایران – ناشناس

 

ایران پرس نیوز - دوشنبه، 26 مرداد ماه 1388 برابر با 2009 Monday 17 August

سخنان برادر احمدی نژاد در باره پیش بینی زلزله در تهران

به نوشته روزنامه اعتمادملی، داوود احمدی نژاد برادر محمود احمدی نژاد در باره احتمال وقوع زلزله در تهران گفته است، از آنجا که حیوانات زودتر از انسان متوجه وقوع زلزله می شوند، در چهارگوشه تهران چهار طویله وصل به وسایل الکترونی هشدار دهنده برپا کنیم که مردم را از وقوع زلزله آگاه سازند.

هپلی : پیشنهاد می شود از آن جا که هیچ جانوری در این مورد بیشتر از احمدی نژاد صلاحیت این کار را ندارد و  الحق خودش به تنهایی کار یک طویله خر را انجام می دهد  با اسکان وی در اطراف تهران اقدام لازم بعمل آید البته برادر ایشان داود خان هم نشان دادند که دست کمی از اخوی پرزیدنت ندارند .

بسم الله الرحمن الرحیم  ساخت چین در پشت شلوار جین به بازار آمد

هپلی : جای تبارک الله احسن الخالقین خالی است !!

 

هجوم فرهنگ غربی به ایران !!

 

++++

آفتاب یزد  یکشنبه,18 مرداد,1388 - شماره : 2698

مهدی کلهر  مشاور احمدى‌نژاد: همانطور كه زنان الاغ سواري مي‌كردند دوچرخه سواري هم بكنند. 

هپلی : بدین ترتیب  آقای کلهر هم  آمادگی خود را برای سواری دادن به همگان اعلام کردند

+++

ابراهيم فياض، رجانيوز  : حجاب در اسلام برای حفظ نشاط جنسی است، چون حجاب تخيل جنسی را تحريک می‏کند و سبب می‏شود که مسئله جنسی معنادار شود و دچار بی‏معنايی نگردد... برهنگی در غرب، بی‏رغبتی جنسی را برای غربی به ارمغان آورددليل افزايش نشاط جنسی در ميان ايرانيان  است.

هپلی : واقعا که این اسلام شما خیلی خیلی  معنادار شد

حجاب !؟

 

++

فرستنده :يل

 از اونجا که احمدي نژاد آنفولانزاي ميموني گرفته نتوانست دست رهبر رو ماچ کنه ، دانشمندا ميگن نشونه اين بيماري: توهم، هذيون،... گيجه و ...پيچه می باشد در چنين مواردي معمولآ بيمار خودش رو نماينده ملت معرفي ميکنه و دوست داره بجاي همه صحبت کنه ، نحوه ی انتقال اين بيماري از طريق کرسی قدرت است  و معمولآ کساني که  در معرض حرفهاي رهبر قرار بگيرن به اين بيماري مبتلا مي شن ، دفتر رياست جمهوري اعلام کرد متاسفانه تا حالا حدود 95 درصد اطرافيان دچار این بیماری شده اند .

مصاحبه  به سبک جمهوری اسلامی

با متن از پیش آماده و پرداخته شده!!؟

هپلی : جمهوری اسلامی برای راحتی امت در صحنه جواب های آنان را هم آماده کرده که در هنگام مصاحبه از رو بخوانند و خدای نکرده تپق نزنند. جا دارد  خبرنگاران سی ان ان و بی بی سی در ایران برای آموزش مصاحبه تلویزیونی در جمهوری اسلامی دوره ببینند !!

 

++

شما می گویید طنز ؟ والله حقیقت دارد

فرستنده علی فرجی

مامور: كجا داری ميری؟

يه نفر: خونه.

مامور: از كجا ميای؟

يه نفر: از محل كار.

مامور: واسه چی؟

يه نفر: چون كارم تموم شده.

مامور: دانشجويی؟

يه نفر: نه.

مامور: قبلا'' هم دانشجو نبودی؟

يه نفر: نه ، من از اول تنبل بودم!

مامور: حرف اضافی موقوف! بابات دانشگاه رفته؟

يه نفر: نه ، بی سواد بود.

مامور: پس تو چرا قيافه ت مشكوكه؟!

يه نفر: نمی دونم! اگه دستور ميدين جراحی پلاستيك كنم!

مامور: نه ، خودمون تغيير قيافه ت ميديم! شغلت چيه؟

يه نفر: حسابدارم..

مامور: پس اختلاس می كنی؟

يه نفر: نه ، جمع دارايی ام صد هزار تومان نميشه.

مامور: پس همه ی پولهاتو از مملكت خارج كردی؟

يه نفر: نه ، من تا حالا دلار نديدم.

مامور: حسابدار دانشگاهی؟

يه نفر: نه.

مامور: پس حسابدار كجايی؟

يه نفر: روزنامه.

مامور: پس اينطوووووررررر.....

﴿در اين لحظه مذاكرات جدی تر ادامه ميابد﴾...

مامور: پس معتادی؟

يه نفر: آخ! نه ، من ورزشكارم.

مامور: پس مخالف مايلی كهن هستی؟

يه نفر: آخ سرم! به خدا مخالف مايلی كهن نيستم.

مامور: پدرسوخته ، طرفدار منچستر يونايتدی؟

يه نفر: آخ شكمم! به خدا من طرفدار تيم ملی هستم.

مامور: پس تو بودی روز مسابقه ی ايران و استراليا توی خيابون مست كرده بودی و می رقصيدی؟

يه نفر: آخ پام! به خدا من نبودم. اون روز من گلاب به روتون ﴿...﴾ داشتم اصلا'' توی خيابون نيومدم.

مامور: چرا صورتت رو اينجوری كردی؟

يه نفر: مگه چه جوری شده؟!

مامور: برای چی صورتت زخميه؟

يه نفر: شما زدين.

مامور: مشروب می خوری ، ميای توی خيابون ، سخنرانی می كنی؟

يه نفر: من؟! اينجا كه كسی نيست براش سخنرانی كنم.

مامور: بگو اسم مشروبی كه خوردی چی بود؟

يه نفر: من نخوردم.

مامور ﴿به همكارش﴾: بنويس جانی واكر. از كجا خريدی؟

يه نفر: من نخريدم.

مامور ﴿به همكارش﴾: بنويس از جردن ، از اصغر سياه خريده.

يه نفر: به خدا من اصغر سياه رو نمی شناسم.

مامور: غصه نخور! بعدا'' كه اصلاح شدی اول روزنامه رو ول می كنی ، بعدا'' با اصغر سياه هم آشنا ميشی