|
تاریخ
تولد و مرگ و
دفن ! نام : ارتش
آزادیبخش تاریخ
تولد : 1366 تاریخ
فوت : 1367 تاریخ
دفن : 1390 روز
گذشته مریم
رجوی طی پیامی
اعلام کرد همین
الان واقع بین
شدیم؛ با
بستن اشرف
موافق شده
اند و نفرات
اشرف نشین به
"کمپ آزادی"
درنزدیکی
فرودگاه
بغداد منتقل
میشوند ....! قبل از پیام
مریم رجوی ؛
باراک
اوباما رئیس
جمهورامریکا
درپیامی صریح
اعلام کرد : رهبران
مجاهدین باید
واقع بین
شوند و اشرف
را ببندند....! http://www.radiofarda.com/content/f3_usa_urges_mujahedine_to_leave_ashraf_camp/24427825.html برخلاف خیلی
ها ، از نظرمن
تازه ابتدای
راهی هستیم
که نمیدانم
تهش چه میشود .
هنوز کسی نمیداند
چه برسرآن
آدمها
قراراست بیاید
؟ البته به
جزخواص...رحمان
و فهیمه و
مژگان و اینا....
هرچه که درپیش
باشد
ازنظرمن 2
نکته مهم
وجود دارد .
اول اینکه اسیران
اشرف ازآن
شرایط برزخی
و بلاتکلیفی
قبل نجات پیدا
میکنند که
مبارک است
ودوم اینکه
آن آدمها و
اعتمادها شایسته
چنین پایانی
نبودند . کسانی
که صادقانه
آمدند تا تاریخ
راعوض کنند
حالا درعوض
کردن جغرافیایشان
مانده اند !
چرا؟ ازمسعودرجوی
هنوز خبری
نشده است پیامش
را مریم میدهد
اما چون امضای
تاسیس ارتش
با مسعود بود
و فرمانده کل
قوا ....پس قاعدتا
باید خودش
باشد و مهرپایان
رسمی را بزند
اما خبری نیست
و مثل
مارمولک
رفته زیرحصیر
....بالاخره
انقلاب ایدئولوژیکی
که فقط برای
سرنگونی دیوارش
بالا رفت
ادامه دارد یا
نه ....؟ آن مرد باید
بیاید . آن مرد
درمه غلیظ
صبحگاهی میآید
. آن مرد معلوم
نیست
سواربرچه خری
بیاید ؟ میدانید
ازنظرمن
شروع داستان
کمی تا قسمتی
ابری ست .
درهنگام
ظهرآخرین
عاشورا ، که
شمرنامرد
داشت سرحسین
گاگول را هن
هن کنان میبرید
ناگهان عده ای
از " هموطنان
آذری" دست به
دعا
برداشتند و
خواستار
ظهور یک فقره
شاه شدند ! به
فاصله چند
روز بعد ، رضا
پهلوی همراه
با اعضای
دفترتحکیم
وحدت
خواستارمحاکمه
خامنه ای شد !
همزمان پیکی
فرستاد به
درباراوباما
و حمایت خودش
را از سلامتی
اشرف نیشنان
اعلام کرد .
درهمین
اوضاع مه و
ابر....خبری هم
سریع آمد و
رفت : مریم رجوی
از محاکمه
خامنه ای
استقبال و
حمایت کرد .
البته
اوباما درپیامش
گفته بود که
رهبران
مجاهدین باید
واقع بین
شوند ....ولی اینکه
این کجای مش
باقره ...والله
نزانم ؟ آقای رجوی
؛ میدانم
هرکجا که هستی
میخوانی .
خبردارم که
تا آخرین
روزها نشست
صوتی برای
اشرف نشینان
میگذاشتی و
توضیح و توجیه...ازدیروزکه
این خبررا
خواندم فقط
فکرمیکردم و
بعد ازپایان یک
روزپرکارذهنی؛
با دوستی گپ میزدم
و تصمیم
گرفتم تا نتیجه
فکرمان را
دراختیارت
بگذاریم .
آنچه که زانوی
شماها را خم
کرد فقط
جبروفشاربیرونی
نبود . فقط
سقوط و خطاهای
کلان صدام
نبود . فقط جنگ
عراق نبود .
فقط جا خالی
دادن ارباب بی
مروت نبود
وهمه شرایط بیرونی.....این
زمین خوردن
قبل از هرچیز
،دلیلی درونی
و ایدئولوژیک
داشت به اسم
دروغ..... دروغ
بزرگ و پایه
اش تئوری
فروغ 2 بود که
رویش انقلاب
درونی ایدئولوژیک
را به نام
سرنگونی
سوارکردید . و
بعد این شیوه
و تفکردروغ
ازبالا به
پائین به مدت 25
سال و
مستمرتزریق
شد . ما دروغ میشنیدیم
، دروغ میگفتیم
، دروغ میخوردیم
، دروغ میپوشیدیم
، به دروغ
فاکت میگفتیم
، به دروغ
درنشست موضع
میگرفتیم ،
به دروغ وعده
میدادیم ، به
دروغ تحلیل میکردی
، به دروغ
احساسات
نشان میدادیم
، به دروغ قول
میدادیم ، به
دروغ تشویق میکردیم
، به دروغ خم و
راست میشدیم
و به قول
دوستمان که میگفت
: دربیرون و از
درون
مناسبات
سازمان
مجاهدین
دروغ سرریز
بود . روزی که
قصد جدائی
داشتم
خواهرزهره
گفت : تو هنوز
جزو مائی
وانقلابی.....و
دوستمان هم
جواب میدهد
حتی همین هم
دروغ است شما
دربین المرء
تان نمیخواهید
سربه تن من و
نفراتی که
جدا میشوند
باشد ولی
دروغ
درخونتان
است ؛ به قول
خودتان
دروغهای ایدئولوژیک
یا انطباق و یا
همان تقیه .....! برای
جبران مافات
فقط یک کارمیتوانی
بکنی . دیگردروغ
نگویی ؛ به هیچکس
....حتی به خودت .
میدانم سخت
است و شاید غیرممکن
.... چون دروغ
ابزاراصلی
کارسیاستمداراست
! ولی حداقل در
شروع دوران
جدید تلاش کنید
با خودتان به
ازدیگران
باشید . چه شب یلدای
خفنی بود ؟
اسماعیل
هوشیار 21.دسامبر.2011 30.آذر.1390 |