ديكتاتور،من و شما چرا و با چه چيزي و تا كجا آزادي را محدود مي كنيم؟

بامداد رهایی

درك اين سوال و يافتن پاسخ آن كمك مي كند تا به راحتي فريب مفهوم انتزاعي كلمه آزادي را نخوريم و بتوانيم نمود عملي آزادي را از ديد گوينده آن حتي پيش از اجرا دريابيم. در گذر از اين پرسش و پاسخ مي توانيم تقابل جامعه به ويژه مذهبي ها را با به اصطلاح غلط آزادي غربي بهتر ريشه يابي كنيم و با استفاده از آن ايران نو را ايراني براي همه ايرانيان بسازيم. 

به اشتباه به نظر مي رسد براي ايجاد زبان مشترك ابتدا بايد آزادي تعريف شود .تعريفي كه هميشه در بيان مفهوم تركيباتي كه با آزادي ساخته مي شوند مانند آزادي بيان ، آزادي پوشش ، آزادي مذهبي ،اقتصاد آزاد و استقلال آزادي جمهوري ايراني و ... لازم به نظر مي رسد.ولي من قصد محدود كردن آزادي را با تعريف كردن آن ندارم بلكه برآنم 

كه ژرفتر برويم و ببينيم چه عاملي در ذهن آمريكائي ،در ذهن خامنه اي و در ذهن من و شما ست كه اينقدر آزادي را متفاوت معني مي كنيم؟ شايد همين حالا بگوئيد ايدئولوژي ،جهانبيني و هننجارهاي جامعه عامل اين تفاوت تعريف هاست. ولي به راحتي مي بينيم كه مسلمانان برداشتهاي متفاوتي از آزادي دارند .در جامعه امريكا يا ايران ،همه بر سر تعريف آزادي به توافق نمي رسند چه بسا افراد يك خانواده هم. پس عامل تفاوت تعريفها تنها ايدئولوژي يا هنجارها نيست. در ذهن تك تك ما ، رئيس ما ،حزب ما ، تئورسين هاي حكومت ما چه چيزي بر تعريف آزادي اثرمي گذارد و اين مفهوم را اينقدر متنوع تعريف مي كند و حتي مي تواند كاري كند كه گوينده در مقام اجرا،بر خلاف تعريف اوليه اش از آزادي مجبور به حركت شود؟

جواب در يك كلمه نهفته است ،امنيت. امنيت به قابل پيش بيني بودن تفسير و تعريف مي شود.

نمونه براي مفهوم امنيت : اينكه شما بدانيد شركت در تظاهرات دولتي و ضد دولتي چه عواقبي در پي دارد امنيت از خانه بيرون رفتن را داريد يا نداريد.

 رابطه آزادي با امنيت شناخته شده است و پاسخ پرسش ما را عريان مي كند.آزادي با امنيت در بده بستان اند.يعني به همان اندازه كه آزادي بيشتري در مورد الف بدهيم به همان اندازه پيش بيني روند الف را سختتر كرده ايم و به همان اندازه امنيت در مورد الف را محدود ساخته ايم.

نمونه : هرچه اقتصاد باز تر مي شود و بيشتر به سوي اقتصاد آزاد حركت مي كنيم پيش بيني اقتصادي چه به عنوان مصرف كننده و چه به عنوان توليد كننده سختتر مي شود و اين امنيت مصرف و توليد را كمتر مي كند . كه البته دولتها با وضع قوانين ،امكان پيش بيني را به جامعه مي دهند .

نمونه : هرچه آزادي انتخاب پوشش بيشتر مي شود پيش بيني شما از آنچه در جامعه مي بينيد كمتر مي شود و اين امنيت رواني ، جنسي ، رفتاري و ديداري شما را كم مي كند.

نمونه : هرچه آزادي بيان بيشتر باشد شما پيش بيني كمتري از آنچه خواهيد شنيد خواهيد داشت و اين امنيت شنيداري و ديداري شما را كم مي كند و مي تواند عاملي براي آزار شما باشد.

نمونه : در روابط زناشوئي هرچه يكي از طرفين بي قيد تر باشد امنيت عشق وامنيت رواني و جنسي خود و به دنبالش طرف مقابل را كم مي كند.

نمونه : ديكتاتور آزادي جامعه را مي گيرد تا امنيت خود را بالا ببرد.

اكنون براي پاسخ به پرسشهائي مانند:

 ديكتاتور تا كجا دست آزادي را باز مي گذارد ؟ حكومت آينده چطور؟ اقتصاد ما تا چه حد به اقتصاد باز نزديك مي شود؟ مردم تا كجا حاضرند به هم وطنان خود آزادي دهند؟

به راحتي مي توانيم پرسشي كليدي را مطرح كنيم. اينكه امنيت ديكتاتور ،امنيت حكومت آينده و امنيت اقتصاد و  امنيت جامعه ما تا كجا دست نخورده باقي مي ماند؟

همه ما و هر سيستمي آنقدر آزادي مي دهد كه حفظ امنيتش يعني پيش بيني اوضاع تضمين شود.  

بديهي است امنيت ملي از ديد جمهوري اسلامي امنيت حكومت اسلامي شيعي دوازده امامي ولايت فقيهي است و آزادي به اندازه در امان ماندن اسلام، شيعه دوازده امامي و ولايت فقيه و شخص ولي تعريف مي شود و تا حكومت ديني برجاست به همين صورت تعريف خواهد شد.

ابزار محدود كردن آزادي در همه جا شكل قانوني به خود مي گيرد.

 بروشني معلوم شد كه چرا بي حجاب بودن خانمها ،حتي پوشش مردان ، خوردن و آشاميدن و حتي كارهاي پيش پا افتاده تر از اينها مي تواند اقدام عليه امنيت ملي تلقي شود و حكومت را مجبور ميكند صفت اسلامي را به آزادي و حتي حقوق بشر بچسباند و آزادي را هر بار محدودتر تعريف كند تا بتواند مصاديق اقدام عليه امنيت ملي را در قانون بياورد. چيزهائي كه در جوامع ديگر از آب خوردن آسانتر و بديهي تر از روشنائي روز است در ايران مجازات به دنبال آورد و تا نشستن ما خواهد آورد.

 به اميد روي كار آوردن حكومتي كه آزادي را به اندازه اي محدود كند كه ايران را براي همه ايرانيان امنترين جاي زمين بسازد.و به اميد مردمي كه امنيت خود را به بهاي قرباني كردن آزادي خود و ديگران نخواهند.