یک قرن تلاش ملت ایران

 

 

اکنون بیش از یک قرن از خواسته های عمومی ملت ایران برای نیل به حقیقت جوئی،  قانون گرائی، استقلال طلبی از استعمارگران، آزادی خواهی از یوغ مستبدان می گذرد. شاید در طی این سالها ملت ایران با انباشتی از خواستهای محقق نشده روبرو بوده اند اما همواره برای نیل به این آرمانها کوشیده اند.

 

اگر در زمان انقلاب مشروطه حقیقت جویی ملت ایران با خواست نه چندان بزرگ عدالت خانه برای رهائی از جور مستبدان ظالم روزگار خویش آغاز شد ولی بایستی شرایط آن دوران را نیز در نظر داشت كه قریب سه در صد ایرانیان سواد خواندن و نوشتن داشتند و اقشار تحصیل کرده و فرهیخته جامعه ایران در اقلیت مطلق قرار داشتند. لذا بسیاری از خواستهای آنان مبنی بر آزادی خواهی، حکومت قانون و جدائی نهاد دین از نهاد قدرت در ذیل خواست عدالتخانه محدود شد. در واقع بسیاری از ایرانیان به علت شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و بستر فرهنگی و پیشنیه تاریخی آن زمان ایران، نگرش و بینش خاصی نسبت به اینگونه مطالبات روشنفکران آن دوران نداشتند.

 

باری، از آن ایام سالها می گذرد و تلاش ایرانیان برای نیل به مقصود هماره ادامه یافته است. حکومتها و دولتها تغییر کردند و بسیاری از تعهدات گذشتگان بر دوش آیندگان سنگینی کرده است. دولتمردان دور رفتند و در خاک سرد جای گرفتند و از خود نام نیک و بد به جای گذاشتند اما این ایران بود كه پا برجا مانده است.

 

همکنون جنبش بر خواسته از ایران یک ویژگیه منحصر به فرد دارد كه از جنبش های گذشته متمایز می شود. ویژگیه خاص آن خود انگیختگی، حقیقت جوئی، حس مسوولیت پذیری، آزادی خواهی، خشونت پرهیزی، قانون گرائی و سطح آگاهی و عمق بینش و نگرش هر فرد به پیرامون خود است.

 

آری، در طول یک قرن گذشته اینچنین سطحی از آگاهی و عمق بینشی در میان جامعه ایرانی به خاطر ندارم.

از زمانی كه امیر کبیر اولین نهاد علمی چون دارالفنون و مدرسه نظامی را در ایران معاصر تاسیس کرد و روزنامه های وقایع التفاقیه، حریت و  قانون منتشر شدند تا همکنون كه اینترنت، ماهواره و رسانه های همگانی در عصر دانش محور حکم می راند و قائده بازی را تعیین می کنند، بیش از صد سال می گذارد.

 

اما همانگاه كه:  درخت تو گر بار دانش بگیرد     به زیر آوری چرخ نیلوفری را

.

بهرروی، زمانی كه سپهر دانش بر بستر فرهنگی جامعه ما نیک سرشتد میتوان امیدوار به تحولی خردگرایانه در ایران و فراگیری بازتاب آن در جنبشهای اجتماعی بود. به هر حال جامعه ایرانی در حال گذار از بستر اجتماعی مملو از جهل و خرافات و سنتهای گنگ به سوی بستر فرهنگی دانش محور و حقیقت جو است.

 

به قول حکیم توس ابولقاسم فردوسی كه خوش می سراید؛

 

توانا بود هر كه دانا بود          ز دانش دل پیر برنا بود

 

او هم توانگری، سرفرازی و زیبائی فرد و جامعه را در دانش اندوزی آن می داند.

 

 

این جنبش خودجوش با پرهیز از روش های انقلابی خشونت آمیز به سوی راهکارهای خود انگیخته فردی با پیام آزادیخواهی و صلح طلبی به سوی فراگیری روز افزون در لایه ها و اقشار اجتماعی به پیش می رود.

 بسی شایسته است كه روشنفکران و فرهیختگان جامعه ایران، به سوی اجماع بر یک اصل فراگیر باشند؛

 

آزادی در چارچوب حاکمیت قانون

 

اصلی كه بسیاری از روشنفکران ایرانی از عهد مشروطه تا کنون به دنبال آن بوده اند ولی به دلایلی كه شاید از حوصله بحث خارج باشد از بازگویی آن پرهیز می کنم. زمانی كه فرهنگ جامعه از شعار به شعور درک آزادی در چارچوب حاکمیت قانون می انگیزد میتوان امیدوار به تحولات خردگرایانه نه تنها در اقشار روشنفکران بلکه در سراسر اقشار جامعه با خواستها و سلایق گوناگون بود.

 

زمانی كه اصل آزادی در چارچوب حاکمیت قانون توسط همگان محترم شمرده شود، آنگاه تمامي افراد جامعه از بنیادگرا تا سکولار، تمامیتخواه تا دموکراسی خواه، سوسیالیست تا لیبرال، کمونیست تا کاپیتالیست، سنتی تا نوگرا، زن و مرد، پیر و جوان ذیحقند كه در مورد مسائل و مشکلات جامعه ایران به فکر، طرح و بحث پیرامون موضوعات متفاوت با پرهیز از پیش داوری بپردازند، بدون آنکه آرامش روانی جامعه تهدید و تحدید شود.

 

 

به امید آن روز كه تمامی ایرانیان در ایران آزاد و قانونمند زندگی کنند و در آبادانی آن بکوشند.

 

                                                                                                               عبداله گدازگر

 

                                                                                                               ۱۳آبان ۱۳۸۸